از کرخه تا راین

دیشب برای بیستمین بار فیلم از کرخه تا راین رو از تلویزیون دیدم. اگرچه این فیلم رو  اولین بار وقتی 11 سالم بود توی سینما دیدم. خوب یادم هست چهار شنبه بود و آذر ماه و گمانم روز 12 ماه!  دیشب بعد از سالها  به  واژه ها فکر می کردم  رود کرخه , آلمان , مهاجرت, پرواز , سرطان خون , مرگ, دوری از وطن, بازگشت, کبوتر (عکس روی نوار موسیقی فیلم) , 1992 و غربت .... این واژه ها هر روز توی سرم چرخ و فلک بازی می کنند تا شاید روزی از آنها رمز گشایی کنم. دیشب یادم افتاد که سال 1377 یک نقاشی هم از یک صحنه ی این فیلم کشیدم با مدادرنگی های معمولی و روی کاغذ آچهار معمولی! همان صحنه ای که سعید کنار رود راین یقه ی خدا را چسبیده بود که چرا اینجا ... دیشب بعد از اینهمه سال فهمیدم چرا گاهی آدم با تمام ایمان و یقینی که  به خدا داره  و می دونه کار خدا بی حکمت نیست گاهی اینجوری میشه! قاتی می کنه و اعتراض می کنه و شکایتش رو می بره پیش خود خدا!!!  دیشب دلم می خواست گوشه ای از این شهر رود خانه ای داشت کرخه که ندارد کاش زاینده رود داشت ( که آن هم خشک کردند) لا اقل  کنارش می نشستم و عقده ی دلم را باز می کردم.  دلم  برای غروب های زاینده رود که یک روز زنده بود تنگ شده.

-------------------------------------------------------------------------------------------

بعدا نوشت:  الان که دارم اینو می نویسم تلویزیون داره آژانس شیشه ای می ذاره برای هزارمین بار!  خداییش  خدا ابراهیم حاتمی کیا رو بیامرزه  وگرنه تلویزون باید این روزها رو چه جور می گذروند ... یادم افتاد یه نقاشی هم از عکسهای پشت صحنه اش با گواش و آبرنگ در سال 77 کشیدم و تصویر سازیش کردم .... 

در واقع یه جورایی هم با این شعر سهراب سپهری ارتباط داره : مانده تا برف زمین آب شود , مانده تا بسته شود این همه نیلوفر وارونه چتر ... مانده تا سینی ما پر شود از صحبت سنبوسه و عید .... بهتر آن است که برخیزم, رنگ را بردارم, روی تنهایی خود نقشه مرغی بکشم

/ 11 نظر / 86 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا

سلام داشتم توی گوگل سرچ میکردم که به وبلاگ شما رسیدم یه سوالی داشتم که ممنون میشم کمکم کنید منم نقاشی با مدادرنگی میکنم ولی هیچ جایی برای نمایش و عرضه ی اونا پیدا نکردم شما نمیدونید کجا میشه اونا رو نشون داد! ممنون

سیما

[گل][گل][گل]

فاطمه سلطان کمانه

آثار شما رو دیدم زینب جان.خیلی زیبا هستند و ترکیب بندی رنگ خیلی زیبایی در آثارت داری.تابلوی آفتابگردانت بسیار زیبا بود .اینکه تنوع کارتو حفظ کردی و با تمام سبکهای نقاشی آشنایی خیلی فوق العادست.[گل]

سیما

موسیقی متن فیلم هزار توی پن [لبخند]خوب نیست؟

سیما

حالا خوبه یا بد؟

سیما

[ابرو][ابله]

سیما

[ابرو][ابله]

سیما

چی؟[ابرو][ابله][نیشخند]

آيا مي دانيد مي توان سرنوشت يك ملتي را تغيير داد؟ اگر تو تغيير كني، تصوير تو در آينه تغيير مي‏كند. هر حركت تو، در تصويري كه در آينه داري منعكس مي‏شود. و اين جهان آينه‏ايست كه تصورات دروني تو را تجسم مي‏بخشد. زندگي متعالي در شعور متعاليست دروب لاگ آمین می ماند بخوانید: http://aminmimanad.mihanblog.com

هوشنگ

زیباترین سلام دنیا طلوع خورشید است ان را بدون غروب تقدیمت می کنم.