گلها (آبرنگ و مداد رنگی)

فصل بهار به لطف مادرم باغچه پر از گل رز و زنبق میشه. انقدر که آدم نمی دونه از کدومش بکشه. دیروز نشستم کنار باغچه و همزمان با چهچه ( زمزمه ی اعصاب خورد کن) یا کریم ها و بق بقوی کبوترهای کوهی (نکه ما توی شهر زندگی نمی کنیم) دو عدد گل سرخ نقاشی کردیم با آبرنگ! حیف که وقت کم میارم موقع نقاشی.

البته چون گلها منتظر نمیشینن تا من با مدادرنگی از روی اونها نقاشی کنم. مجبور میشم دست به دامن عکاسی بشم تا سر فرصت و با حوصله بکشمشون! با اینکه خیسی و لطافت آبرنگ رو دوست دارم ولی نمی تونم از ظرافت و خطوط مدادرنگی دست بکشم!  اینم نقاشی نیمه کاره ای از زنبق بنفش و دیگر گلها.

------------------------------------------------------------------------------------------

نمی دونم چرا هر روز که میگذره دلم می خواد از این فضای غمزده و سیاستتتزده ی پرشین بلاگ فرار کنم. اینجا یه زمانی برای خودش وبلاگستانی بود با کلمات ناب و شعرهای کمیاب ولی الان تجارت خونه ی افکار بی مورد و اجناس بی اساس شده! فعلا دارم سعی می کنم توی وووردپرس یه جایی باز کنم تا بعدا دات کام بشم! یه دات کام دو یا سه زبانه و جهانی.

از همه دوستانی که میان  و زحمت می کشند پیام می گذارند بی نهایت ممنونم. اونهایی هم که نمیذارند دستشون الهی به خارش بیافته که حس کنند یه آدم چشم به راه چه حالی داره!

--------------------------------------------------------------------------------------------

پ.ن: خدایا چی میشد از هر چیز سبزی یه دونه هم به من میدادی؟ یه جفت چشم سبز ، یه کارت سبز اقامت، یه خونه سبز، یه دانشگاه سبز، یه ساحل سرسبز! یه عشق سبز !  خرشانسی هم شانس می خواد که امروز فهمیدم من یکی ندارم!

/ 9 نظر / 47 بازدید
فرزاد ویسانلو

سلام بدون مقدمه، عــــــــالیـــــــــه زینب جان. فوق العاده اس. هر روز داری بهتر از روز قبل قلم میزنی. خیلی لذت بردم. راستی یه سئوال برام پیش اومده. تو این نقاشی ها رو اسکن می کنی یا ازشون عکس میگیری؟ به نظرم دومی باشه. آره؟

سیما

واااااااااااای چقدر تند تند نقاشی می کشی ببین دو ساعت نبودما[عجله] چه گلهای خوشگلی [ماچ] گفتم استاد خودم برگشت؟فکر کنم به رها گفتم بابا این استادا خودشون هم خودشونو قبول ندارن منم که این وسط [ابله]شدم .والاااا تا فردا یه کار میذارم... [شرمنده]

رها

دختر اينا شاهكار شده ن[ماچ][دست][گل] اينقدر تند تند شاهكار خلق نكن من حسوديم ميشه[افسوس][پلک][چشمک] به نظر من كه خدا بيشتر اين چيزايي كه ميخواي بهت داده...تازه يه جفت دست سبزم بهت داده[هورا][قلب][گل]قدرشونو بدون... ------------------------------------------------------- منم برم سراغ وسايل نقاشيم شايد يه چيزي خلق كردم...آخه چند وقته حس نقاشي كردنم نمياد[ناراحت]

you have talent in the painting.i m hppy to see your painting.i hope you improve more and more.

poopak

زینب عزیزم سلام نقاشیات فوق العاده ست واقعا لذت بردم ازت ممنونم.آموزشهای خیلی خوبی داشتی بخاطر اینا هم ممنونم. دوست دارم[قلب][قلب][قلب][قلب][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][بغل][بغل][بغل][بغل]

شیدا

طراحیاتون بیسته[تایید]

فهیمه

بازم سلام کاش من تهران بودم حتما میومدم شاگردی شما که کار با ابرنگ رو یاد بگیرم یه کم استعداد از بابام به ارث بردم ولی شانس نداشتم که وقتی بزرگ بشم ازش کمک بگیرم. یا کسی رو بشناسم برم نقاشی یاد بگیرم. موفق باشی

فهیمه

بازم سلام کاش من تهران بودم حتما میومدم شاگردی شما که کار با ابرنگ رو یاد بگیرم یه کم استعداد از بابام به ارث بردم ولی شانس نداشتم که وقتی بزرگ بشم ازش کمک بگیرم. یا کسی رو بشناسم برم نقاشی یاد بگیرم. موفق باشی

نگین

کارات حرف نداره من خودم گرافیک خوندم عاشقه این کارا هسم عالیه مرسییییییییییییییییی[شوخی][ماچ]