شکوفه های هلو (آبرنگ)

نقاشی شکوفه های هلو را بوسیله آبرنگ کشیدم. البته کپی از روی نقاشی استادم است که ایشون در سال ۶٣ گمونم کشیدند!! رنگ پس زمینه باید کمی آبی تر میشد که الان ته قرمز شده. نقاشی گلهای رز را هم تکمیل کردم و نشونتون میدم. البته نمی دونم گل رز هست یا گل دیگه. به هر حال.

---------------------------------------------------------------------------------------

پ.ن:

١. تازگیها یکی از دوستان دوران دبیرستانم همسایه ما شده اند. سالها بود ندیده بودمش. دو تا دختر ناز هم داره. قرار شده تابستون فاطمه که کلاس سوم هست بیاد پیشم نقاشی یاد بگیره. خیلی خوشحالم که دختر به این خانومی و نازی شاگردم میشه. نمی دونید با چه ذوق و شوقی نقاشی های من رو نگاه می کنه!!

٢. یه کوچولوی دیگه هم هست البته توی اینترنت که پدرش زحمت میکشه نقاشیهاش رو آپلود می کنه. اگه دلتون برای نقاشیهای بی غل و غش کودکانه تنگ شده حتما به وبلاگ نقاشی سنا سر بزنید. قول میدم که یه لبخند روی لبهاتون میشینه و هی میگید آخی نازی.

٣. رها (حوض نقاشی) لطف کرده یه وبلاگ برای آموزش پاستل درست کرده. حتما سر بزنید خیلی با دقت توضیح داده!

۴. هوا بس ناجوانمردانه گرم است.

/ 13 نظر / 488 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حمید

سلام.کار آبرنگتون خیلی زیباست و اگر چند تا خط خرچنگ قورباغه کنارش می کشیدید خیلی شبیه کارهای زیبای نقاشان ژاپنی که بسیار به شکوفه هلو نوستالژی دارند میشد. وکار دومتان که در واقع نمایی از بوته ی گلهای محمدی است هم چشمنواز است. بدرود هنرمند فعال.

رها

[دست] [دست] [ماچ][گل]

حمید درویشی شاهکلایی

سلام بر شما با تشکر از اینکه در وبلاگ من نظر نوشتید. در نظرتان نکاتی را اشاره کرده بودید. من هم به دو نکته مرتبط اشاره کنم: 1- به هر حال توجه کنید که خواستند یک فیلتر اولیه اعمال کنند. البته به نظر من، این فیلتر اولیه باید تنها شامل زبان و استعداد تحصیلی می ماند. 2- شنیده ام که در یکی از حوزه ها به علت تاخیر بیش از حد داوطلبان آزمون نیم ساعت دیر شده است. اینجا هم صرفا تجربه خودم را نوشتم که در شهرستان بود و هفت و نیم تقریبا همه آمده بودند و سر صندلی های خود نشسته بودند!

سیما

زینب...[گریه] امروز خیلی روز بدی بود ... یادته بهت گفتم کارهای فهیمه با بقیه فرق داره به نظرت اگه ازش بخوام ممکنه مثل تو و رها کمکم کنه؟

سیما

بهم گفت کار با محوکن رو هر بچه ای بلده...بهم گفت دایره بکش امروز من دو ساعت دایره کشیدم[نیشخند][گریه]

سیما

[بغل] بردم ...گفت خوب نیست گفت با محو کن اشتباهات مشخص نمی شه آخه چقدر سخت گیر؟گفته 5 صفحه دایره 5 صفحه بیضی 5 صفحه دایره مارپیچ 5 صفحه بیضی مارپیچ و 5 صفحه خط راست تمرین کنم [اوغ] ببخشید یه بار دیگه=====>[بغل][نیشخند] خب داشتم می گفتم[نیشخند]: نه تهرانی نیستم [ناراحت]ولی دعا می کنم قبول بشی [فرشته][قلب] بابام میگه سیما یه کم جنبه داشته باش [خجالت] آخه دایره؟[تعجب]

فاطمه

خیلی نقاشیا برام قشنگه از رو صفحه مونیتور روشون دست میکشم یه جریه حس خوبی داره اینجا هوا بس فلان جور سرده