my painting with color pencil

These pictures are under copyright. هرگونه استفاده از تمامی نقاشی ها و عکس های این وبلاگ بدون اجازه نویسنده ممنوع می باشد.
 
طراحی یک (جلسه اول تا سوم)
ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢۳  

سلام. بالاخره الوعده وفا. امروز برای شما درس از طراحی یک (جلسه اول تا سوم) را می گذارم. هرچند قبلتر هم  بعضی از این مطالب را ذکر کرده ام ولی برای آنکه یکجا مطالعه کنید آنها را دوباره تکرار می کنم.

لوازم لازم برای طراحی :

مداد : بهترین برند برای استفاده در طراحی مدادهای استدلر (مارس لوموگراف ) هست. البته با افزایش قیمت دلار در چند ماه اخیر, قیمت این مداد ها به طرز وحشتناکی افزایش یافته چیزی حدود 2400 تومان تا 3000 تومان شده.

به جای این مدادها می توانید از فابرکاستل هم استفاده کنید که قیمت مناسبتری دارند. برای شروع کار می توانید مدادهای 2B و 5B و7B را بخرید.

برای تراشیدن مدادها بهتر است از یک چاقوی صحرایی استفاده کنید. این چاقوها لبه تیزی دارند که به راحتی چوب را می تراشد. مداد را طوری بتراشید که نوک مداد تقریبا 7 میلیمتر از چوب بیرون باشد. بیشتر از این میزان ممکن است موجب شکسته شدن نوک مداد شما در حین کار شود.

برای تیز کردن نوک مداد از سمباده نرم استفاده کنید. من این سمباده ها را روی یک تکه مقوا چسباندم که کار با آن راحت تر باشد. قلم را بصورت دورانی روی سمباده بچرخانید تا به صورت یکنواخت تیز شود.

 

 برای سایه زدن نواحی وسیع ممکن است به گرافیت B6 احتیاج داشته باشید ( تکنیک کل به جزء را بعدا در رابطه با این ابزار توضیح خواهم داد)

تخته شاسی در ابعاد حداقل  A3 و همچنین  برگه های طراحی (رنگ زرد- کرم بهتر است استفاده شود) در همین ابعاد از ملزومات کار است

برای محکم کردن برگه ها به تخته از گیره استفاده کنید.

 و در نهایت اگر همراه داشتن مداد طراحی و تراشیدن آن در همه جا مقدور نیست می توانید برای مواقع ضروری از اتود ها استفاده کنید. اتودها با نمره های مختلف مغز مداد و همچنین در بعضی موارد همراه داشتن تراش (در انتهای اتود) وسیله خوبی برای طراحی هستند.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------

برای شروع طراحی باید دستتان گرم شود. روی یک صندلی (بدون دسته) بنشینید. تخته شاسی را عمود بر پاهایتان طوری قرار دهید که مستقیما روبروی صورتتان باشد. بر روی کاغذ ، خطوط آزاد  و بی پروا بکشید. خطوط منحنی ، دایره ای، خطوط راست که لبه های کاغذ را بهم وصل کند. (حد اقل ده برگ سیاه کنید)

سپس برای شناخت بیشتر نسبت به خطوط ، در برگه ها  12 مربع (6*6) رسم کنید و با خطوط سعی کنید بازی کنید مثلا تصویر موج، تصویر شنهای کویر و ... را فقط با حرکت خط و کم و زیاد شدن فشار دست نشان دهید ( قوت و ضعف خط) .

تمرین دیگر بدست آوردن تنالیته است. 11 مربع (2در2) رسم کنید . خانه اول را سفید بگذارید و خانه 11 را کاملا با مداد سیاه کنید ( می توانید با هر سه مدادتان این کار را انجام دهید). سپس خانه های مابین را طوری از سیاه به سمت سفید هاشور بزنید که این خانه ها نوار پیوسته ای از تیرگی تا روشنی را به شما بدست بدهد (تنالیته) . این تمرین برای ایجاد سایه روشن در طراحی بسیار مفید است.

 

سپس از اجسام ساده مانند کوزه سفالی فقط طراحی کنید. ابتدا جسم را به اشکال ساده مثل مثلث و دایره و بیضی طرح بزنید ، (از همان خطوط بی پروا استفاده کنید) سپس از بین آن خطوط مناسبترین خط را انتخاب و آنرا ( بازهم با همان بی پروایی وبا یک خط پیوسته) پر رنگ کنید. بعضی قسمت ها نیاز به فشار دست بیشتر دارد  و بعضی قسمت ها به آرامی کشیده می شوند (قوت و ضعف خط). معمولا محل تماس دو جسم (مثلا لبه زیری کوزه و سطح میز) باید فشار بیشتر باشد (خط تاکید). این طرح نباید بیشتر از ده ثانیه طول بکشد (طراحی سریع : اسکیس).

 پس از طراحی از اجسام و انتخاب خطوط اصلی با استفاده از تکنیک کل به جزء می توانید سطح کار را سایه پردازی کنید. ( البته من با خطوط کمرنگ مداد B2  این کار را انجام دادم) با استفاده از گرافیت سطح کار را به غیر از قسمت های کاملا روشن تیره کنید. تیرگی باید متناسب با رنگ بدنه جسم باشد!  سپس با استفاده از مداد تیره تر سایه های تیره تر را روی کاغذ می آوریم. می توان کل کار را هاشور 45 درجه زد یا اینکه خطوط از انحنای جسم پیروی کنند و تغییر جهت بدهند.

دقت شود که می بایست تمام درجات تیرگی روشنی که در تمرین تنالیته انجام دادید را در جسم پیدا کنید و پیاده سازی نمایید.

 

 شهید شدم تا این پست رو نوشتم



 
میرزا کوچک خان جنگلی - طراحی پرتره - اثر آقای فیروز ویسانلو
ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٩  

گاهی اوقات اتفاقهایی می افتد که خودم هم واقعا در حکمت آن می مانم. یادم هست چند وقت پیش گیله مرد از من خواست که پرتره میرزا کوچک خان جنگلی را بکشم. امروز که بالاخره توانستم کتاب کوچک جنگلی را از لابلای کتابهای پدرم پیدا کنم و دنبال عکس مناسب برای طراحی می گشتم ناگهان لای جلد کتاب نقاشی گمشده ای را پیدا کردم که قبلا خاطره اش را در این پست نوشته بودم. خودمم باورم نمیشه که نقاشی سر جاش بوده لای جلد همون کتاب و من بارها و بارها دنبالش گشتم و پیداش نکردم!

آقای گیله مرد , ممنونم ازتون که از من خواستید تا این پرتره را بکشم. اما در عوضش تصویر گنجی که بیشتر از 20 سال هست ازش نگهداری می کنم را برایتان اینجا می گذارم. جسارت است اگر در برابر نقاشی استادان , من هم بخواهم نقاشی خودم را اینجا بگذارم.

 



 
مدلهای نقاشی گل رز
ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٩  

سلام. امیدوارم که سال خوب و خوشی رو شروع کرده باشید. این چند روز دلم می خواست آپ کنم ولی نقاشی نداشتم یعنی وقت نشد که بکشم تا آپ کنم. خیلی دلم می خواست این مسافرتها و دید و بازدیدهای عید رو خودم تنظیم کنم و برنامه اش رو جوری بچینم که هم به جمال مبارک اعضای خانواده و فامیلهای دور و نزدیک بر نخوره هم وقت برای نشستن در دامان طبیعت و نقاشی کردن داشته باشم یا حداقل اگر دامن طبیعت جا نداره کنج اتاقی بشینم ولی حیف که امسال هم نشد این تصمیم رو عملی کنم! امیدوارم نوروز نود و دو اینکار رو حتما انجام بدم!

غرض از آپ کردن هم نمایش دو سه مدل نقاشی گل رز و سبد گل و گلدان  و این چیزهاست که یکی از بینندگان وبلاگم تقاضا کرده بود و خوشبختانه الان لپ تاپم بدستم رسید تا این عکسها را نمایش دهم. سایر عزیزان هم اگر تمایل داشتند استثنا ً می توانند از این مدلها که خودم عکسبرداری کرده بودم استفاده بکنند. هرچند که باید به فکر یک دوربین عکاسی حرفه ای با لنز حرفه ای باشم. دوربین های موبایل ایرادی که دارند این است که همه اشیاء را در یک سطح نمایش میدهند و اشیاء دور و نزدیک از نظر ابعاد فقط متفاوتند و رنگها یکسان است اما دوربین های حرفه ای بقیه را تار نمایش میدهند! اگرچه در نقاشی معمولا اشیاء دورتر را جور دیگری نشان میدهند.

درضمن یادم هم هست که قول داده ام ستاره بکشم و قول داده ام درباره طراحی بیشتر مطلب بنویسم و طرح هم بگذارم. اگرچه هنوز هم درباره ستاره کشیدن شک دارم که چه گونه بکشم و کمی ذهنم درگیر این مساله است.

بگذریم . این هم از عکسها



 
گلهای لیلیوم سفید - نقاشی آبرنگ
ساعت ۸:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢٤  

سلام. این آخرین نقاشی من در سال 90 شاید باشد. پیشاپیش فرا رسیدن نوروز باستانی و نو شدن و تازه شدن زمین را تبریک می گویم و سالی پر از برکت و عشق برای همه خواننده های وبلاگم آرزو دارم. این نقاشی هم به سفارش دوستم و از روی کارت پستال کشیدم  و متاسفانه نام هنرمند اصلی رو فراموش کردم (بعدا ویرایش می کنم و می نویسم). نقاشی گلهای لیلیوم سفید با تکنیک خیس در خیس و آبرنگ گرومباچر بر روی کاغذ آرچ نقاشی شده. با اینکه اولین بار بود با این کاغذ کار می کردم ولی خیلی لذت بخش بود. شاید باید اعتراف کنم که بی خود نیست انقدر گران هست. میزان آهار کاغذ و همچنین بافت آن از هرلحاظ بهترین هست!  برای اولین بار هم آب چسب ( چسب مخصوص کاغذ آبرنگ) پیدا کردم و خریدم و دور تا دور کاغذ رو به تخته چسبوندم! قبلا چسب کاغذی استفاده می کردم ولی گاهی نیرویی که در اثر تورم کاغذ بر چسب ها وارد میشد اونا رو از جا می کند! اما آب چسب محکم محکم هستش.  (آب چسب همون چسبی هست که رنگ قهوه ای داره و سابقا در قسمت بسته بندی ادارات پست از اون استفاده میشده).

امیدوارم از نقاشی خوشتون بیاد. به امید اینکه سال دیگه با پستهای پر بارتری در خدمتتون باشم . فعلا بدرود. درضمن سفارش نقاشی از طریق وبلاگ پذیرفته میشه .کافیه ایمیل خودتون رو در قسمت پیام بگذارید تا به فرصت با شما مکاتبه بکنم.

بدرود!



 
گلهای زرد آسمان آبی - رنگ روغن
ساعت ۸:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٩  

بالاخره افتادم روی غلتک. نقاشی آفتابگردان روی دو عدد بوم 30در30 با رنگ روغن کشیدم.

 

البته ناگفته نماند که با الهام از نقاشی دسته گلهای کلود مونه که در زیر مشاهده می کنید کشیده شده! اگرچه من هیچ وقت یک امپرسیونیست نمی شم  ولی این سبک رو خیلی دوست دارم.

مشکلی که وجود داره اینه که شبها مجبودم نقاشی کنم و محروم از نور روز هستم! این میشه که برای ساخت رنگها باید از حافظه ام بیشتر کمک بگیرم  تا از حس بینایی ام!

این روزها فکرم آرومه ولی قاتیه! شب خواب همه عالم و آدم رو می بینم .  از خانواده ام تا دوستانم که در آنسوی مرزها هستند و آدمهایی که من اونها رو میشناسم اما اونا منو نمیشناسن! امیدوارم این روزها به خیر و خوشی تموم بشه!

چند روز پیش با سمیرا رفتیم دانشگاه هنر برای یافتن یک عدد طراح که به کامپیوتر مسلط باشه و چنین و چنان باشه. دانشگاه هنر دم در دانشگاه سابق جفتمون بود و می دونستیم اصولا اهل هنر با چه تیپ قیافه ای رفت و آمد می کنن. حتی سمیرا با مینا یه بار خواستن از دروازه اونجا رد بشن که بعلت پوشیدن لباس فرم (مقنعه و مانتو شلوار) از ورودشون جلوگیری شد!!! خلاصه ما هم شال به سر خوشحال و خندون از دم دروازه  رد شدیم که یهو نگهبانه با صدای کلفت و سیبیل کلفت ترش گفت کجا خانوما؟؟؟؟ گفتیم ما با استادای  ... کار داریم! گفت نمیشه برید تو  مقنعه ندارید!!!شیطان ما رو میگی تعجب یعنی وا رفتیم... گفت الانم وقت امتحاناست استاداهم نیستن .... من مونده بودم آخه الان که یه هفته از بهمن گذشته اینا هنوز امتحان دارن؟؟؟ ترم شروع نشده...  چی چی امتحان میدن آخه سوال خلاصه دم در یه خانومی دیدم  از کادر اداری داشت میرفت که یقه اش را چسبیدیم و ازش خواستیم کارمونو راه بندازه نیشخند 

 

یک حرف هم ته دلم گیر کرده دلم می خواد اینجا بنویسم. گاهی اوقات اینترنت رو جستجو می کنم و دانشگاه های هنر خارج از کشور رو یه نگاهی می اندازم  دلم می خواد برم چند سالی با شیوه ی اونها که خلاقانه تر از ماست کار بکنم و تجربه کسب کنم و بر گردم اما  وقتی هزینه ها و کارهایی که باید انجام بشه تا شاید پذیرفته بشم رو مرور می کنم ترجیح میدم این آرزو همونجا ته دلم بمونه. این مساله برای ادامه تحصیل دکتری مم  هست. وقتی نگاه می کنم می بینم هفت سال از بهترین روزهای عمرم رو پای درسی گذاشتم که یه جورایی بی نتیجه مونده دلم می سوزه! اگرچه الان کار می کنم و تقریبا به رشته ام مربوطه ولی باز هم اون چیزی نیست که راضی ام کنه! گاهی فکر می کنم این روحیه طغیانگر آرمانگرایی من هست که این حس رو بهم می ده . سعی می کنم به این مساله فکر نکنم اما نمیشه! اینجا هم دلم می خواست کار آموزش نقاشی به صورت حضوری  خصوصی و گروهی رو انجام بدم اما می دونم بخوام برم دنبال مجوزها و جا و ... هم پول می خواد هم یه لنگه پا برای دویدن  و هم مدرک مرتبط!!! که این یکی آخریش خداییش برایم زوره! هفت سال درس خوندم نا مرتبط حالا باید برم از بای بسم الله دوباره بشینم کلاس درس تا مدرک مرتبط بگیرم!  خلاصه اینکه این روزها  آرومم ولی شاد نیستم ... دلم گرمه  ولی پرشور نیستم... انرژی دارم و کار می کنم و با حوصله وقت میذارم   ولی برای اون چیزی که ته دلم آرزوش رو دارم نیست! این روزها رو می گذرونم  شاید  زمستون تموم نشده  بهار نیومده  "شادی"  دل منم بیاد.

 پنج شنبه رفتم موزه هنرهای معاصر برای جشنواره هنرهای تجسمی فجر! البته  مثلا بین المللی بود! همه شرکت کننده ها از ایالات متحده ایران بودن خنده باز دید خوبی بود و از چند تا  تابلو خیلی خوشم اومد  که یکی از آنها تبلوی  گنجشک و جبرئیل  اثر استاد حبیب الله صادقی بود با رنگ روغن در ابعاد 170 در 130  چیزی که من رو جذب این اثر کرد نگاه مهربان جبرئیل بود و رنگهای آبی فیروزه ای و کرم رنگ این کار ... تابلوی دیگه هم  سمفونی مادر اثر نسرین عتیقه چی بود که با کریلیک کشیده بود در ابعاد 160در 100 و نکته جالب این تابلو بالهایی بود که برای مادر با خط نقاشی کشیده بود. یه کاریکاتور هم از داوود کاظمی درباره بساز بفروشی ها و ÷یش فروششون بود که  کلی بهش خندیدم. از اونجا که بردن دوربین و عکسبرداری از کارها ممنوع بود نشد که اینجا نشون بدم.  چند تا تابلوی دیگه هم بود  اسمش بی ربط  به موضوع ... یه تابلو هم درباره پیراهن یوسف بود  و جالب اینجا که تاحد مرگ  پیرهن و سیبها و انارهای تابلو را واقعی کشیده بود  اما من نمی دونم سیب و انار چه ربطی به یوسف داره! نقاش هم اونجا نبود توضیح بده اینا رو چرا قاتی ماجرا کرده! چرا نارنج و چاقو   نکشیده  چرا  کله برادرای یوسف رو نکشیده  یا چرا جناب زلیخان  (این اسم رو دختر دایی کوچولوی من رو زلیخا گذاشته) را نکشیده!! 

 از گالری کمالدین بهزاد هم دیدن کردم  از نمایشگاه تصویری از رنگ  که تصویرسازی های گروهی هنر جو به همراه استادشون بود! نمایشگاهی آموزنده برای من! تابلویی که استادشون کشیده بود  چیزی داشت که  کار یکی دو تا از هنر جو ها به پاش می رسید. نکته آموزشی که برام داشت استفاده درست از عناصر شعر و داستان در تصویر سازی بود. شعری که استاد نقاشی استفاده کرده بود " یه شب مهتاب ماه میاد تو خواب  منو می بره .... " که گمونم شما با صدای فرهاد  شنیده باشیدش. عناصری که توی نقاشی بود  ماه نقره ای  انگور و آلوچه  و پری  بود  و استفاده از رنگهای بنفش و سورمه ای و سبز و نقره ای که تداعی کننده شب و باغ باشه  و همچنین  یک نوار رنگ نقره ای روی همه عناصر به عنوان نور مهتاب روی اونها کشیده بود!

اینم  دوتا نقاشی نصفه نیمه دیگه .... نقاشی بانو با رنگ روغن که گلهای رزش و چشمای سبزش رو تکمیل کردم. و یک نقاشی هم باز از قلبها که هنوز نصفه است و امیدوارم به ولنتاین برسه! اگرچه هنوز موندم چی دیگه بهش  اضافه کنم!

 



 
نقاشی های رنگ روغن و آبرنگ
ساعت ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٥  

بدون هیچ حرف اضافه ای نقاشی های این چند وقت رو براتون به نمایش میگذارم

1. نقاشی نیمه کاره گلهای رز در سبد با آبرنگ

2. نقاشی گلهای مرداب با رنگ روغن

3. نقاشی قلبها با رنگ روغن . البته باید بگم اگه یادتون باشه یک نقاشی از سیب ها روی زمین داشتم می کشیدم و مثلا داشتم تمرین می کردم که امپرسیونیستها چه جوری کار می کنند. منتها به دلایلی از رنگ و لعاب نقاشیم خوشم نیومد و ترجیح دادم اونهمه روغن برزکی که توش به کار رفته بود بذارم تا خشک بشه! دلمم نمی آمد بوم را دور بیاندازم برای همین دوباره روش رنگ زدم و به این روز افتاد. خودتون ببینید دیگه چه ریختی شده نقاشیم. گمونم اینهمه میگن تکنیک ترک همین باشه

4. نقاشی گلهای گازانیا  با رنگ روغن

و در نهایت نقاشی گلهای رز در سبد  با رنگ روغن که هنوز در ابتدای راه هست و همش دلشوره دارم که رنگ دیوار پشتش و سایه ای که روی دیوار افتاده آیا مناسب هست یا نه! سخت ترین کاره به نظرم

 



 
تولدت مبارک - نقاشی پرنده ای که آواز می خواند با رنگ روغن
ساعت ٦:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٦  

می خواستم برای تولدت هدیه ای بیاورم. اما انگار انقدر خاطرخواه داری که دیگر هدیه ی ناچیز من که یک کاغذ است و چند قلم رنگ روی آن برایت ارزشی ندارد. گفته بودم بال پریدن می خواهم تا کبوتر دلم از ای قفس رهایی یابد. بال که ندادی بپرم تا حرمت بیایم و روی گنبدت بنشینم.(اگرچه این روزها دیگر کبوتری جرات نشستن روی گنبدت را ندارد. اطرافیانت برای آنکه به طلاهایت گند نخورد  به گنبدت برق ضعیف وصل کرده اند) دل خوشی ام کشیدن نقش پرنده ای روی بوم است به امید آنکه شاید روزی یک نگاهی به کبوتر دل من هم بکنی. اگرچه نا امیدتر از آنم که حتی برای عرض خواسته ام رو بروی گنبدطلایی ات بایستم و گریه کنم.

این نقاشی نیمه تمام که با آبرنگ در ابعاد تقریبی 50 در 65 کشیدم.

و این هم نقاشی رنگ روغن پرنده ای که روی درخت پر از شکوفه نشسته است و آواز می خواند.

-------------------------------------------------------------------------------------

چند روز پیش استاد نقاشی ام زنگ زد که کجایی؟ فکر کرد دکتری قبول شده ام و نیستم. گفتم هستم ولی سرم شلوغ است. نگفتم که ناخوشم و فکرم داغون است! گفت بیا برایت لوح تقدیر گذاشته ام بیا ببینمت و اینهم بگیر. کلاس هم اگر نخواستی ادامه بدهی باز هم بیا. قول دادم که این نقاشی تمام که شد بروم. بنده خدا برای این ماه ده هزارتومن هم تخفیف ویژه برایم گذاشته بود برای شهریه!

امروز دوست هنرمندم زهرا.م زنگ زد که فلانی امروز خوب شد که نیامدی. گفتم چرا! گفت اوضاع بهم ریخته بود.  دیروز دزد آمده و تمام  تابلوهای نقاشی استادمون و سه پایه ها و کتابها و مدلها را برده!!!!   نزدیک ده تا تابلو هرکدوم 300 تومن قیمت. یا خدا ... عجب دزد بی شرفی بود.  دلم برای استادم می سوزد ناراحت



 
از کرخه تا راین
ساعت ۳:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢  

دیشب برای بیستمین بار فیلم از کرخه تا راین رو از تلویزیون دیدم. اگرچه این فیلم رو  اولین بار وقتی 11 سالم بود توی سینما دیدم. خوب یادم هست چهار شنبه بود و آذر ماه و گمانم روز 12 ماه!  دیشب بعد از سالها  به  واژه ها فکر می کردم  رود کرخه , آلمان , مهاجرت, پرواز , سرطان خون , مرگ, دوری از وطن, بازگشت, کبوتر (عکس روی نوار موسیقی فیلم) , 1992 و غربت .... این واژه ها هر روز توی سرم چرخ و فلک بازی می کنند تا شاید روزی از آنها رمز گشایی کنم. دیشب یادم افتاد که سال 1377 یک نقاشی هم از یک صحنه ی این فیلم کشیدم با مدادرنگی های معمولی و روی کاغذ آچهار معمولی! همان صحنه ای که سعید کنار رود راین یقه ی خدا را چسبیده بود که چرا اینجا ... دیشب بعد از اینهمه سال فهمیدم چرا گاهی آدم با تمام ایمان و یقینی که  به خدا داره  و می دونه کار خدا بی حکمت نیست گاهی اینجوری میشه! قاتی می کنه و اعتراض می کنه و شکایتش رو می بره پیش خود خدا!!!  دیشب دلم می خواست گوشه ای از این شهر رود خانه ای داشت کرخه که ندارد کاش زاینده رود داشت ( که آن هم خشک کردند) لا اقل  کنارش می نشستم و عقده ی دلم را باز می کردم.  دلم  برای غروب های زاینده رود که یک روز زنده بود تنگ شده.

-------------------------------------------------------------------------------------------

بعدا نوشت:  الان که دارم اینو می نویسم تلویزیون داره آژانس شیشه ای می ذاره برای هزارمین بار!  خداییش  خدا ابراهیم حاتمی کیا رو بیامرزه  وگرنه تلویزون باید این روزها رو چه جور می گذروند ... یادم افتاد یه نقاشی هم از عکسهای پشت صحنه اش با گواش و آبرنگ در سال 77 کشیدم و تصویر سازیش کردم .... 

در واقع یه جورایی هم با این شعر سهراب سپهری ارتباط داره : مانده تا برف زمین آب شود , مانده تا بسته شود این همه نیلوفر وارونه چتر ... مانده تا سینی ما پر شود از صحبت سنبوسه و عید .... بهتر آن است که برخیزم, رنگ را بردارم, روی تنهایی خود نقشه مرغی بکشم



 
آموزش طراحی از جنسیت های مختلف (شیشه فلز چوب)
ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱  

در جواب سئوال خانوم هداالسادات که پرسیدند چگونه از اشیا با جنسیت های مختلف طراحی کنیم این پست رو می نویسم امیدوارم که کمکی به ایشان و بقیه هنرجوها بکنه. این روشی که من آموزش میدهم تنها راه برای طراحی نیست اما چیزی هست که من به صورت تجربی کسب کردم و ممکن است ایرادهایی هم داشته باشد که از اهل فن خواهش می کنم با راهنماییشون کمک کنند. به دلیل اینکه این پست آموزشی خیلی طولانی هست مجبورم بقیه اش را در ادامه مطلب برایتان به نمایش بگذرام.



 
نقاشی ماشین قدیمی برای پسرخاله ام (آبرنگ)
ساعت ۳:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱  

چند پست پیش نوشتم که پسرخاله ای داریم 9 ساله که عاشق نقاشی کردن است بویژه نقاشی از ماشین های مدرن. چند وقتی بود که دنبال عکسی از ماشین قدیمی خوش رنگ و لعابی می گشتم تا این که به لطف جناب آقای سیروان پیدایش کردم. به نظر من ماشین های قدیمی خیلی خوشرنگتر و خوشگلتر از ماشینهای مدرن هستند تا نظر شما چی باشه ... نقاشی ماشین قدیمی را با آبرنگ و تکنیک خیس در خیس کشیدم. خیلی دلم می خواست نمک دانه درشت هم داشتم تا آسفالت خیابان با حالتی طبیعی تر نقاشی میشد. امیدوارم شما هم این ماشین نارنجی رو دوست داشته باشید.

به وبلاگ یک پزشک و حرفهایش ( جدیدا شده یک پاتولوژیست و...) حتما سر بزنید. این آقای دکتر (اگه اشتباه نکنم) نقاشی های تخیلی زیبایی با مدادرنگی می کشند که من امروز واقعا از دیدنشان لذت بردم.

پ.ن.  دوستان از دادن هرگونه ایمیل معذورم! واقعا شرمنده ... با این اینترنت ای دی اس ال کم سرعتم به زور اینجا رو می چکم ... به یاهو ماهو که دیگه اصلا نمی رسم سر بزنم.

 



 
آموزش تکنیک رنگ روغن ( نقاشی خیالیthe )oil painting technque l
ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٢  

به رهای -انتهای پرواز-  عزیز قول داده بودم که  تکنیک رنگ روغن که باهاش نقاشی خیالی می کشم رو آموزش بدم. امیدوارم تصاویر بی کیفیتی که با موبایل عهد بوق خودم گرفتم  حق مطلب رو ادا کنه و برای همه دوستان مفید باشه! برای این نقاشی که من بهش میگم کثیف کاری و بازی با رنگ روغن یا نقاشی خیالی به وسایل زیر احتیاج داریم

کاغذ یا مقوای گلاسه . کاردک . رنگ روغن. تینر. مقداری روزنامه . طلق یا شیرازه

you need  a piece of glossy paper, pallet knife, thinner, oil paints

ابتدا میز کار رو کاملا با  روزنامه بپوشانید. برای احتیاط زیر روزنامه ها حتما سفره کهنه ای پهن کنید!

بر روی مقوای گلاسه مقداری تینر  بریزید  به طوریکه سطح آنرا کاملا بپوشاند.

Cover surface of a glossy paper with a few amount of thinner

سپس مقداری رنگ روی مقوا قرار دهید. من برای این نقاشی مقداری رنگ آبی و قرمز استفاده کردم.

put some blue and red paint on the surface 

سپس با استفاده از کاردک رنگ ها را بر روی کاغذ پخش کنید و در عین حال مخلوط هم بکنید!

mix the paints with pallet knife

پس از اینکه رنگ ها به اندازه کافی روی کاغذ پخش شدند کمی تینر اضافه کنید تا مایع روانی بر روی کاغذ داشته باشید . از طلق یا شیرازه  به صورت  شکل زیر استفاده کنید تا رنگ به طور یکنواخت بر روی کاغذ پخش شود.

Add some drops of thinner to the mixture of paints. Then, use a plastik gadget like this to distribute the paint on paper thoroughly

شیرازه را به صورت رفت و برگشتی بر روی کاغذ به حرکت در آورید تا  رنگ کاملا پخش شود. کاردک را تمیز کنید و با  کناره ی آن رنگ را از روی کاغذ بر دارید!  ابتدا گلها یا تصاویری که عقب تر هستند را بکشید سپس به نقاشی اشیاء جلوتر بپردازید.

Clean the knife  then Remove paints by egde of the knife

دقت کنید پس از هر بار برداشتن رنگ   کاردک را با روزنامه تمیز کنید!

then again clean the knife

با نوک کاردک رنگ را بردارید تا ساقه گلها را بکشید!

remove the paint from surface by the tip of the knife. 

برای کشیدن برگها کمی رنگ سبز به پشت کاردک بمالید (کاردک را کمی آغشته به تینر کنید) سپس بر روی کاغذ بکشید!

این هم تصویر نهایی . امیدوارم  مفید بوده باشد



 
 
ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٩  

سیمای عزیز (روزگار رنگی من) نقاشی چینی کشید و مادرش گفت کودکانه از آب در آمده. از من که به تازگی آبرنگ را شروع کرده ام درباره نقاشی چینی پرسید، گفتم کشیدنش را نمی دانم اما می توانم راهنماییت کنم.  بخش هایی از کتاب اطاق آبی سهراب سپهری را که یازده سال پیش خریده بودم برایش در بند اول می نویسم تا بخواند (جالب اینجاست که قبل از اینکه سیما راهنمایی بخواهد من نا خودآگاه این کتاب را دوباره خواندم). در بند دوم هم از کتاب شیوه طراحی استاد وزیری مقدم چند نکته درباره نقاشی ژاپنی (که بی شباهت به نقاشی چینی نیست) می نویسم.  

نقاش چینی درخت را فدای آدم نمی کند. خیزران را به تخته سنگ برتری نمی دهد. زورقی را هم تنگ پرنده ای می­سازد. و پلی را همسنگ خانه­ای. تهی را با پُری برابر می نهد، روشنی را با تاریکی، خشکی را با رطوبت... در رنگ آمیزی هیچ رنگی خود نمی نماید. چشم همه را باهم می بیند... هستی پرده، یکپارچه است. اینجا چیزی به چیزی جلوه نمی فروشد. چینی ببر را نقاشی نمی کند،((ببری ببر)) را می کشد. جنگل را ((آن سان که به چشم خود درختان ظاهر شود)) نقش می زند. میوه ای را به گونه ای نمی نگارد که تماشاگر وسوسهء لمس آن دست دهد. در منظرهء چینی گونه ای نمایش ژرفا هست (پرسپکتیو جوی)، اما پرسپکتیو تک چشمی غرب نیست. سایه روشن از تابش یک کانون نور حاصل نیامده است.

طراحی چینی با قلم موهای نرم و پهن و مرکب روی کاغذی که از الیاف ساقه برنج تهیه می شود انجام می پذیرد (کاغذ قبلش نمناک میشهتا نفوذ مرکب بهتر بشه). دست طراح آشنا با فرمهای طبیعت، با بی پروایی، روی کاغذ گردش کرده (ببین واسه همین میگیم خط خطی کن سیما جون) و با چند ضربه محکم (لکه های بزرگ سیاه و خاکستری) منظره ای از درخت و چند صخره ... را مجسم می کند. دوری و نزدیکی با کم و زیاد کردن غلظت مرکب مجسم میشود. طراحان چین و ژاپن با تشریفات خاصی طراحی می کنند. ابزارهای مخصوص و متنوعی دارند که نسبت به جنس و شکل جسم مورد طراحی به کار گرفته می شوند ( خداییش من حاضر نیستم برم صین یا همون چین یه مدت سوسک و حشره خوری رو تحمل کنم یادبگیرم). طراحان خاور دور برای اینکه اشتباه نکنند سالها تمرین می کردند (چون قلم رو دوبار روی یک خط نمی کشند. عین خطاطی ایرانی، با این تفاوت که ما خیلی آروم قلمگیری می کنیم . اما اونا با قلم شمشیر بازی می کنند عین خط خرچنگ قورباغه شون). ابزارهای آنها قلم نی، قلم موی نرم گربه، نمد، لیغه مرکب، شاخه های نازک بوته جارو و مرکب چین است.

اینهم عبارت جسته گریخته ای که درباره رنگ پیدا کردم. دوست بی نام (چون یادش رفته بود اسمش را بگوید) از من درباره رنگ ها پرسید و می خواست که بیشتر بداند. راستش من در پستهای  مربوط بهمن و اسفند 89 کمی از نکات کتاب هنر رنگ نوشته یوهانس ایتن (انتشارات یساولی) گفتم و اما بهتر است که خودتان کتاب را تهیه کنید و مطالعه کنید (درباره روانشناسی رنگها در کنار هم و دسته بندی رنگها و... مطالب بسیار جالبی بیان کرده است)! اما چندخطی درباره اعتقادات و افسانه های رنگ آبی و زرد می گویم که برگرفته از کتاب اطاق آبی است. امیدوارم مفید باشد .اگر از لحاظ اصول علم و تکنولوژی رنگ هم بخواهید (که مباحثی کاملا علمی و ریاضیات پیچیده اندازه گیری رنگ است ). انتشارات جهاددانشگاهی امیر کبیر کتابی به همین نام منتشر کرده و می توانید آنرا بخوانید و اگر کمک خواستید دریغ نخواهم کرد.

زرد: رنگ زمین (در چین) ، رنگ خاک... زمانی رنگ پادشاهی بود اما بعدا در مسیحیت تبدیل به رنگ خیانت (لباس یهودا) شد

فیروزه ای: هروکا خدای بودایی تنی همرنگ فیروزه دارد، آبی در مصر نشانه حکمت بوده، طبق متون کهن بودایی یک امتیاز بزرگ مرد داشتن چشمان نیلی است. آبی به کشیش فرمان میدهد لذات دنیوی را از دل براند، آبی رنگ آسمان است.

لینک زیر هم درباره رنگ شناسی است. در وبلاگ آبرنگ آقای آرش صداقت می توانید کتابهای جالبی را هم دانلود کنید.

--------------------------------------------------------------------

اوه خداییش توضیحات واضحات نوشتن کار سختیه ها. حالا برای رفع خستگی. نقاشی آبرنگ و پاستلروغنی از یک منظره زیبا رو ببینید.



 
فلفل دلمه ( نقاشی آبرنگ)
ساعت ۳:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٦  

هروقت که نقاشی میکشم سعی می کنم در کنارش موسیقی هم گوش بدم اگرچه که تعداد فایلهای موسیقی که دارم خیلی محدود هست ولی از بین اونها معمولا کارهای یانی رو گوش میدم و از بین اونها آکروپولیس . شاید یه دلیلش اینه که رهبر ارکسترش آقای شهرداد روحانی هست که با ملاحت خاصی نوازنده ها رو رهبری می کنه. شاید هم یه علت دیگه اش شبکه خراسان باشه که چپ و راست آکروپولیس پخش میکرده و می کنه تا اونجایی که من تا مدتها نمی دونستم این آهنگ کار خارجی هاست ( بچه بودیم البته یه ساعت های خاصی برنامه های تهران رو قطع می کردند و اذان مشهد و چندتا برنامه کوچولو میذاشتند) یه دلیل دیگه اش هم موسیقی سرشار از انرژی اون هست و سرعت نوازندگی ها مخصوصا تک نوازیهاش. در هرحال امروز سه عدد فلفل دلمه ای با رنگهای سرشار از انرژی و زندگی با آبرنگ کشیدم تا تقدیم حضور دوستان کنم.



 
آموزش طراحی از دست
ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٧  

دست همانطور که می بینید در دست هم نسبتهایی وجود دارد که شناخت این  نسبتها می تواند برای  آسانتر کشیدن و اجتناب از خطا در اندازه گیری ها مفید باشد. مثلا اینکه دست در حالت عادی در یک مستطیل جای می گیرد و این مستطیل را اگر به چهار قسمت تقسیم کنیم (مثل شکل) می توان حدودا جای گیری انگشت ها را پیدا کرد. دقت شود که خط تای  انگشت ها همواره (حتی وقتی دست در حالت های بسته و غیر عادی قرار دارد) روی یک منحنی  قرار دارند. و این منحنی خط تاها  با هم  تقریبا موازی هستند. یا در این جا قد  انگشت های وسط ، انگشتری و کوچک  روی یک خط کج  قرار دارد. برای همین به راحتی می توان  با پیدا کردن شیب این خط کج اندازه انگشت ها را درست رسم کرد. همچنین منحنی باز و بسته شدن انگشت  شصت را می توان به راحتی مانند شکل رسم کرد با ذکر این  نکته که وقتی انگشت شصت هم صاف در کنار دست باشد قدش به نصف بند اول انگشت اشاره میرسد. در نتیجه با رسم منحنی از آن نقطه محل قرار گیری سر انگشت شصت را می توانید به راحتی پیدا کنید تا یه وقت دست اجنه  یا فرشته یا ...  از آب در نیاید.

در شکل زیر هم می توانید باز هم منحنی مربوط به انگشت شصت را ببینید. همچنین می توانید ببینید که برای انگشت اشاره مفصل وسطی دقیقا وسط مفصل پایینی و سر انگشت است.

یا در شکل بالا برای اینکه قد دست و ساعد را  راحت تر پیدا کنید فواصل مساوی ( نقطه های مهم ) نشان داده شده. با کمی دقت در دست مدلها می توانید این نقاط طلایی را پیدا کنید تا سریعتر و آسانتر طراحی کنید

اما دست بچه ها بر عکس بزرگترها گوشتالو و پفکی است. ظاهرا قاعده خاصی ندارد و برای کشیدن آن باید دقیقا مدل را بررسی کنید.

باز هم تاکید می کنم  آنهایی که از یادگیری این روشها خوششان نمی آید مجبور نیستند که این نسبت ها را بررسی کنند و به کار بگیرند. اما من خودم شخصا وقتی کارهای داوینچی را می بینم شک نمی کنم که اشتیاق او به  دانستن نسبتهای طلایی و پیدا کردن اثر تک تک ماهیچه ها و استخوان های زیر پوست بود که  از او  داوینچی ساخت. او حتی محل رویش مو از پیشانی را هم محاسبه کرده. به طوریکه این محاسبات و مطالعات او  اکنون در کاشت مو کاربرد دارد!!!!

--------------------------------------------------------------------------------

پ.ن: این روزها هر که را می شناسم دارد می رود! از میان دوستانی که در سالهای دانشگاه می شناسم و هم اتاقی هایم ... تعداد معدودی مانده اند و اکثرشان رفتند. گاهی وقتی کسی برای خدا حافظی تلفن می کند و یا پیامی می فرست  ناگهان احساس می کنم  تنها تر شده ام ولی در دلم می گویم سفرت به خیر اما تو و دوستی خدا را چو از این کویر وحشت  به سلامتی گذشتی  به شکوفه ها به باران  برسان سلام ما را !

---------------------------------------------------------------------------------
بعدا نوشت : امروز رفتیم طرقبه Torghabeh  و دو سه تا سبد به علاوه یه ظرف سفالی با لعاب آبی خریدم برای بعدا که گلهای باغچه در اومد ازشون نقاشی کنم . من چقدر خوشحالم !



 
نقاشی گل رز - تبریک سال نو- تمرین کیفیت ذهنی رنگ
ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱۱  

 

نوروز سال 1390 هجری خورشیدی را هم پیشاپیش به همه دوستان عزیز شادباش میگم و امیدوارم توی سال نو به آرزوهای قشنگمون  برسیم.  این نقاشی (تصویر سازی خیالی ) هم تقدیم به دوستان می کنم. با  تکنیک  پاستل روغنی کشیده شده و عمونوروز در حال نقاره زدن،حاجی فیروز در حال آواز خواندن و دایره زدن و پایکوبی هست و ننه سرما در حال اسفند دود کردن برای حاجی فیروز که یه وقت چشم نخوره. امیدوارم  خوشتون  بیاد.  البته  الان که خوب به این نقاشی نگاه می کنم می بینم که اگه به جای اون تخم مرغ ها چیز دیگه می کشیدم  شاید  نقاشی قشنگتری از آب در میومد!

------------------------------------------------------------------------------------------

نقاشی از گل رز در ابعاد تقریبی ٣٠ در ۴٠ رو  شروع کردم باز هم با مداد رنگی و هاشور.

 دربین گلها کشیدن گلهای رز برام جذابتره . شاید یک علت اون  پیچ و تاب و ظرافتهایی باشه که توی هر برگ گلش پنهان شده . نکته ای که باید بگم برای رنگ پس زمینه نقاشی است که بعد از رنگ آمیزی و رسیدن  به رنگ دلخواه  به علت اینکه  می خواستم پس زمینه کمی مات  و دور از دسترس  به نظر بیاید کمی  رنگ خاکستری سرد cold gray از مدادرنگی پلی کروم  استفاده کردم و یک لایه روی رنگهای آبی کشیدم!

 

 

 

---------------------------------------------------------------------------------------------

تمرین  کیفیت ذهنی رنگ

 

در پست های قبلی درباره نحوه انجام این تمرین  که در کتاب هنر رنگ  اثر یوهانس ایتن  به آن پرداخته شده  صحبت کردم. حالا خودمم به عنوان نمونه انجام دادم  و توضیحاتی هم درباره اش میدم.  این تمرین  برای اینکه  از بین  رنگهای مداد رنگی  چند تایی رو انتخاب کنیم  بعدش  با کمک اونا   این مربع ها رو جوری رنگ کنیم   که  منتقل کننده  احساسمون نسبت به موضوع باشه.مثلا  من  از فصل بهار  یه  احساسی دارم .  یه تعداد رنگ  مخصوص به اون رنگ رو انتخاب می کنم .و با اون رنگها  این ترکیب رو می سازم.به همین ترتیب تابستون و پاییز و زمستون.ممکنه  این  بازی یا تمرین رو  برای  هر موضوع دیگه انجام بدیم.این تمرین برای اینه که  از قبل بدونیم  گرایش و کشش  فرد به  کدوم رنگها چه جوریه  و   نحوه ی چیدمان (ترکیب بندی) رنگهاش چه جوریه  و چه چیزی رو تداعی می کنه.  این رنگها می تونه حتی نشانه ی حرفه مورد علاقه  یا کار شخص  باشه. اگرچه  خیلی دلم می خواست یکی این رنگهای انتخابی من رو نقد می کرد.

----------------------------------------------------------------------------------------

 



 
نقاشی از لب - lip
ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۳٠  

دوستان علاقه مند به نقاشی، مداد و کاغذ رو حاضر کنن که  یه درس جذاب دیگه داریم! انقدر هم نگید ما علاقه داریم ولی نمی تونیم! باورکنید نقاشی  فقط هنر خوب دیدن هستش و اراده کردن!  هنرمندهای زیادی داریم که کارهاشون رو مدیون  پل سزان  فرانسوی می دونند چون این آدم هنر رو دوست داشت ولی رفت حرفه وکالت- به خاطر باباش- یه روز  بی اراده فقط به چهره مادرش فکر می کرده  و وقتی کاغذ زیر دستش رو می بینه ! بله  با چند تا خط ساده طرح کلی صورت مادرش رو کشیده!  و اونجا میشه که وکالت رو  می بوسه میذاره کنار و  تمرینهاش رو شروع می کنه تا  میشه پل سزان! حالا من نمی گم کار و زندگی رو بگذارید کنار! ولی لا اقل  به خواسته دلتون بها بدید. حیف هست به خدا.

خب عکس رو خوب نگاه کنید. جای قرار گیری لب رو نشون داده. ( قسمت های آموزشی قبل  دقیقا گفتم کجاست) نکته اساسی اون خطی هست که از زیر  بینی شروع میشه و از برجستگی های بالای لب میگذره و در نهایت  به  دو گوشه ی چونه  میرسه! که برای تقریبا همه آدمها صدق می کنه!  اما سایر خطوطی که کشیدم  تقریبا برای هر فردی یکتا هست! اینها رو باید کشف کنید. درست مثل چشمها متنوع هستند!

بعد از اینکه خطوط اصلی رو  به صورت کمرنگ کشیدید . مرحله تعیین  تیرگی و روشنی ها میرسه! همیشه خط وسط لب تیره است و مخصوصا در دو نقطه کناری لب گاهی دو نقطه کاملا تیره داریم! لب بالایی معمولا کمی تیره تر از لب پایین هست! چون طوری قرار گرفته که  نور بهش نمی خوره ( البته اگر آرایش شده باشه  باید مواظب  برق اکلیل ها و روغن باشید)  گاهی شیارها و فرورفتگی هایی می بینید و آنها رو  با دقت  بکشید! بعد از آنالیز  تیرگی ها و روشنی ها. رنگ آمیزی رو شروع کنید. با رنگهای روشن

 جایی که براق شده  یا نور خورده  با رنگ سفید  یا روشن ترین رنگ مناسب رنگ آمیزی کنید. و سپس از رنگهایی که مناسب پوست و گوشت هست  استفاده کنید! ( بهتر است با مدادهای پلی کروم  با شماره های medium flesh131 و light flesh 132 و dark flesh 130 و cinnamon189شروع کنید- این رنگها برای پوست صورت استفاده می شوند)و سپس از مخلوط رنگهای صورتی و ارغوانی و قرمزها و نارنجی ها استفاده کنید ! اگرچه قرمز برای لب آرایش شده  مناسب هست و قهوه ای برای لب معتادها و سیگاری ها!!!  سعی کنید رنگهای مختلف رو  ببینید و همچنین اگر  رنگ آمیزی به صورت هاشور برایتان مشکل است بهتر است لب را در جهت برجستگی های آن ( مثلا از وسط لب به سمت پایین  لب موازی با خطوط چین  و چروک گوشت و پوست لب ) سایه بزنید تا طبیعی تر جلوه کند.

دور لب را با مداد خط لب نکشید!!! مگر اینکه  خط خدایی داشته باشد یا آرایش شده باشد!!!!

برای رنگ ته ریش می توانید از  سبزی که ته رنگ خاکستری دارد ( مدادرنگی شماره 172earth greenپلی کروم فابرکاستل )  استفاده کنید  یا  با مخلوط رنگ سبز روشن و خاکستریها آنرا بسازید



 
بهار spring
ساعت ٩:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢۳  

 

با این که هنوز یک ماه و چند روز به بهار مونده ولی من امسال بدجوری بی قرار اومدنشنم. گاهی عطر بوی اون رو حس می کنم و سرمستم می کنه. این تصویر سازی هم شاید نشانه ای از اتفاقی باشه که دلم می خواد این بهار رخ بده. بعدا تصویر تکمیل شده رو میگذارم تا ببینید!

کتاب هنر رنگ رو که می خواندم برای هنرجوهای تازه کار تمرین جالبی داشت. چهار برگ به اندازه تقریبا 20در20  را برای چهار فصل در نظر میگیره و هرکدوم رو به مثلا 5 در5 قسمت تقسیم می کنه: 25 مربع کوچکتر

بعد از هنر جوها می خواد که با توجه به سلیقه و همچنین نگاه به طبیعت!  رنگها رو توی این 25 مربع طوری بچنیند که هم  ترکیب بندی مناسبی داشته باشه و هم بیانگر احساس و درونمایه اون فصل باشه!  این تمرین رو میشه برای موضوعهای دیگه هم انجام داد و کمک خیلی زیادی به اونهایی می کنه که می خوان خیالی و ذهنی نقاشی کنند!

-------------------------------------------------------------

پ.ن: این شعر رو دوستی برام فرستاد! برای یادگاری اینجا می نویسم که بدونه چقدر به این دلگرمیها برای کشیدن و رنگ زدن نیاز دارم!

تو شاهکار خالقی تحقیر را باور نکن

بر روی بوم زندگی هر چیز می خواهی بکش

زیبا و زشتی پای توست، تقدیر را باور نکن

تصویر اگر زیبا نبود

نقاش خوبی نیستی

از نو دوباره رسم کن

تصویر را باور نکن

خالق تو را شاد آفرید! آزاد آزاد آفرید

پرواز کن تا آرزو

زنجیر را باور نکن

---------------------------------------------------------------------------------------

بعدا نوشت:

همیشه لازم نیست که برای  رنگ آمیزی هاشور بزنید! مخصوصا برای وقتی که می خواهید پشت صحنه ی جایی را رنگ آمیزی یکدست بکنید! چون هاشور ۴۵ درجه زدن و مرتب و منظم کار سختی است و گاهی ردیف های خطوط موازی در نمی آید می توان از طرح خطوط درهم استفاده کرد. مثل خطوطی که  ابرهای نقاشی را با آن کشیده ام.

باز هم تاکید می کنم برای تیره کردن مثلا تنه درخت تا جایی که امکان دارد از رنگ مشکی پرهیز کنید! و به جایش از تیره ترین قهوه ای استفاده کنید! یا برای سایه انداختن ابر از خاکستری استفاده نکنید! سعی کنید آبیها را متنوع تر کنید! مگر اینکه بخواهید آب و هوای غم گرفته و دلگیر را نمایش دهید! ولی من  شخصا ترجیح میدهم شادی نقاشی ام را با رنگهای تیره و نا بجا  از بین نبرم!



 
لباسهای محلی ایرانی
ساعت ٩:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢٦  

این چند وقت  دیر به دیر آپ می کنم ولی هستم. راستش درگیر  پروژه ی عریض و طویل  لغو تعهد  از مدارکم هستم که  فعلا در عزض این  یک ماه و نیم  توانستم با غلبه بر برخی کارمندان تنبل اداره کار، اداره پست، دانشگاه ... به دریافت  دانشنامه ام  نائل بشم و ان شاءالله در ادامه بر سایرین هم پیروز خواهم شد. در پست های آینده  به طور مفصل داستان این ادارات عریض و طویل و بخشنامه هایی که هر روز عوض میشه رو با  یک کاریکاتور به سمع و نظرتون خواهم رساند فقط دعا کنید که  به یک ماه نیم نکشه که من دق می کنم . خداییش اگه همه ما  کار همدیگه رو درست راه بندازیم و دودره بازی نکنیم همه چی درست میشه ولی کو گوش شنوا !!!

این هم یک تصویر سازی از لباسهای محلی ایران ( کردی، جنوبی، ترکی، بلوچی، ترکمن، گیلک، لری) امیدوارم خوشتون بیاد. اگه هم لباسها واقعا شبیه نیست دیگه پیشاپیش عذر می خوام . اطلاعات ناقص من همینقدره!



 
نیلوفر آبی -آموزش قطره آب
ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۱۳  

هر وقت که از زندگی نا امید می شم و افسردگی مثل خوره میافته به جونم . یکی میاد دست روی سرم می کشه میگه  با اون مداد رنگی های جادوییت نقاشی کن . گل بکش. معجزه میشه . حالت خوب میشه.

١٣٠ مدادرنگی که دارم میچینم دور و برم  و به قلبم نگاه می کنم و رنگها رو  بر میدارم روی کاغذ می کشم!  با همه وجودم به تک تک رنگها محبت می کنم تا میشه این نقاشی . شاید به اندازه داوینچی و پیکاسو و سزان  رامبراند  مهارت نداشته باشم و معروف نباشم . ولی  می دونم  داروی خوبی دارم! که توی رنگهاست!

عاشق رنگ سبز بیشه و دریا ام! (علت فنی داره : چون بیشترین حساسیت چشم  درطول موج نور ۵۵٠ نانومتر که همون سبز باشه هست) 

-----------------------------------------------------------------------------------

برای کشیدن آب روی این برگها یه تکنیک ساده هست که اینجا تشریحش می کنم.

١- روشن ترین  قسمت آب رو با  رنگ  سفید یک  خط بکشید

٢- لبه های آب رو  با رعایت فاصله ( که نزدیک به اون خط روشنی هست معمولا)  با تیره ترین رنگ مربوط بکشید.  مثلا اگه  قطره آب روی برگ سبز هست باید از سبز خیلی تیره استفاده کنید. یا اگه روی برگهای قهوه ای شده هست به تناسب رنگ برگ از تیره ترین قهوه ای استفاده کنید.

٣- فضای داخل قطره آب رو  با توجه  به این اصل که در اثر شکست نور کمی جابجایی رخ میده  رنگ آمیزی کنید! سعی کنید اون خط سفید که کشیدید  دست نخوره و محو نشه

نکته :  کشیدن این نقاشی بدون وجود اون مداد رنگی های پلی کروم  که  خریده بودم تقریبا غیر ممکن بود . چون سبز چمنی خیلی روشن  - سبزخاکستری  - سبزلجنی تیره و خیلی تیره - آبی خیلی تیره ( رنگ آسمون شب)  جزء مداد رنگی های معمولی نیست .... وجود همین تیرگی های خیلی عمیق هست که باعث میشه اون سبزهای روشن و صورتی و سفید ها خودش رو نشون بده!

-----------------------------------------------------------------------------------------

اینم یه عکس با کیفیت تر  از نیلوفر آبی  water lily



 
شیراز-پارک آزادی shiraz-Azady park
ساعت ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٦  



 
body
ساعت ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٢۱  



 
portrait چهره
ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٢٠  

 



 
painting an egg
ساعت ٤:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٧  

 



 
my aunt 's portrait
ساعت ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱۳  



 
ماسوله Masooleh
ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٢