my painting with color pencil

These pictures are under copyright. هرگونه استفاده از تمامی نقاشی ها و عکس های این وبلاگ بدون اجازه نویسنده ممنوع می باشد.
 
طراحی چهره
ساعت ٧:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱٦  

قبل از نوشتن این پست باید بگم به علت کمبود وقت مجبور شدم از فیلمهایی که سر کلاس می گیرم و در واقع از کار استادم  براتون اینجا عکس تهیه کنم و چند نکته را بگم. چون به هرحال اگر خودم بخواهم کار کنم و هی وسط کار عکس بگیرم و بعد عکسها را ویرایش کنم و حجمش را کم کنم تا آپلود شود دقیقا یک روز از وقتم گرفته میشود. از طرفی مدل عزیزم  را فقط گاه و بیگاهی که چرتی میزند می توانم طراحی (در واقع اسکیس) کنم و آنهم فقط پنج دقیقه! بعد حالتش عوض میشود . بنابر این محال است از طرح های خودم به راحتی بتوانم استفاده کنم.

به هر حال!  اینجا از تکنیک قلم فلزی و مرکب استفاده شده اما  قواعدی که می گویم کلی است و برای هر تکنیکی قابل اجرا است

ابتدا باید طرح کلی ( فرم تخم مرغی سر) به همراه خطوط راهنما جای چشم و بینی و دهان و چانه و موها را بکشیم. البته مدل اینجا مجسمه داوود است

در مرحله بعد می بایست که سایه های کلی را مشخص کنیم! مثلا نیمی از چهره مدل در اینجا در سایه قرار دارد پس یک خاکستری کلی (هاشورمنظم و معادل خاکستری درجه دو یا سه) در نیمی از چهره میزنیم.

دقت کنید که حتی بعد از این مرحله هم سراغ چشم و ابرو نمی رویم. تا حد امکان روی کلیات و سایه ها و نیم سایه های کلی تمرکز می کنیم. حتی وقتی مثلا خطی مثل خط لب بالا را می کشیم سعی می کنیم که آنرا با خطوط هاشور سایه همپوشانی بدهیم.

اینکار باعث میشود یکپارچگی پوست در تمام چهره حفظ شود و چهره مثل قطعات پازل بهم چسبیده به نظر نرسد.

حتی با توجه به حالت فرفری موهای داوود سعی می کنیم که سایه های کلی موها را بگذاریم. به جهت فر موها و جهت سایه پردازیها دقت کنید!

استاد حتی بعد از یازده دقیقه خیلی با احتیاط وارد جزئیات چشم و ... شد. برخلاف خیلی از هنر جوها که اول چشم می کشند و شهلا و مهلا می کنندو ابروی کمان  و بعد میروند سراغ سایه های صورت و چانه و گونه!!

 

پ.ن: این طراحی ناتمام است!

پ.ن.ن: از آدمهایی که به بچه شان می گویند ما که بچه نمی خواستیم! خدا داد! اینهمه زحمتت را کشیدم و کهنه ات را شستم  حالا باید جبران کنی  یا  مثلا در فلان مساله باید حتما طبق نظر ما رفتار کنی  یا آرزوی مارا بر  آورده کنی!!!  تعجب می کنم!!  شخصا وقتی به مادر شدن فکر می کنم! به همه ی زحمت هایش هم می اندیشم! یاد فیلم دعوت ابراهیم حاتمی کیا می افتم! حرفش درست است. ما بچه را دعوت می کنیم بیاید بعد نمی خواهیمش  یا نابودش می کنیم! یا بعدا سرش منت می گذاریم که چنین و چنان کردیم برایت.  درحالیکه  فرضا شما را به یک عروسی دعوت می کنند هیچ وقت منت سرت نمی گذارند که  برایت شام این درست کردیم و شیرینی این دادیم!  تازه  دلواپس هم هستند که مبادا  به مهمان بد بگذرد!!!  کاش کمی درباره پدر شدن و مادر بودن فکر میکردیم!  تازه من بی ادبی نمی کنم و نمی گویم که  ل...ذ....ت .... و گرنه اگر از این دید به مساله نگاه کنم که  واقعا مضحک می شود نه تعجب برانگیزناک آلود!!!



 
پرتره کودک (ذغال)
ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/۳  

حرف خاصی ندارم برای پرتره کودک.  فقط تناسبات صورت کودک کمی متفاوت از بزرگترهاست. بستگی داره که چه سن و سالی داشته باشه. معمولا ارتفاع بینی نسبت به بزرگترها  کوتاهتره!  هرچه این ارتفاع بلندتر بشه  سن بچه بیشتر به نظر میاد. معمولا پیشانی بلندی دارند. فاصله چشمها کمی بیشتر از یک چشم هست و گوشها به نسبت بزرگند. اما خب این ها در بچه های مختلف  متفاوته! بزرگترهایی که این خصوصیات رو داشته باشند "بچه صورت " شناخته میشند (baby face) . معمولا طراحی از کودک به صورت مدل زنده سخته چون بچه ها  صبر و حوصله نشستن رو ندارند! بنابراین ناچار از طراحی با کمک عکس هستیم.

من  در حال طراحی از عکس کودکی محبوبم

مجبور شدم  عکس رو حذف کنم . اینجا  یه آدمهایی میان  سر میزنن که  احساس  امنیتم  رو ازم میگیرن!  عذر می خوام  از  دوستان  و خواننده های محترم  ویلاگم

این هم طراحی استادم که برای آموزش ما کشید. البته با ذغال فشرده! کنترل تیرگی روشنی ها و نیم سایه ها و نحوه پرداخت جزئیات ، حالت خطوط و حتی نحوه فرم دهی به سایه ها ، خیلی در این نوع طراحی مهمه.

پ.ن: درباره خراب کردن اموال دانشکده نوشته بودم. عکس اجنه ها رو گذاشتم. نمی دونم چی شد که اومدن روی اون عکسها رو رنگ سفید پاشیدند. بعدا نمی دونم کی اومد  با مشت یا لگد یا تبر  زد به پشت همون کمدها و  قد یک توپ تنیس سوراخ درست کرد!!!  امروز هم دو تا عکس میذارم از اون مجسمه هایی که  گفتم  روش رنگ میزنن و درب و داغون می کنن!! من نمی دونم اینا مدله؟ یا پالت رنگه؟ یا دستماله؟ 

پ.ن.ن : چند بیت شعر هم گفتم . شاعر حرفه ای نیستم  اما گاهی یه حرفهایی میگم.

من عاشقانه نوشتم که شادمانه بخوانی
که دل به یار سپاری و قدر عشق بدانی


با من از گلای گلدون که میگی گل می کنه
چشم سبزت نمی دونی که چه با دل می کنه
رنگ دریا و درختای شمالی رو به یادم میاره
دل  دیوونه ی من ، هوای ساحل می کنه

 

به چشم من ، چراغ خونه هستی
واسه انگشتریم ، دردونه هستی
رو قلبم می نویسم "تا ابد عشق"
برای عاشقیم ، بهونه هستی




 
پرتره ها (چهره با مداد - ذغال)
ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٢۱  

خب با چند تا طرح از پرتره اومدم! این مدت انقدر از خودم توی آینه طراحی کردم که دیگه از قیافه ام بدم اومده! هرچند که باعث میشه چشم آدم قوی بشه  چون آدم قیافه خودش رو بهتر از هر کس دیگه ای  میشناسه و می تونه درباره شبیه شدن طراحی بهش راحت قضاوت کنه!! اما خب طراحی از چهره خود آدم توی آینه درد سرهایی هم داره! چون احتمال تکون خوردن و تغییر زاویه خیلی زیاده! از بین طرح ها این چهار تا رو داشته باشید. هرچند که خودم حس می کنم هیچ کدوم شبیه خودم نیستند!

این هم چند تا طراحی که  از دوستان هنر مند دیگه  در آموزشگاه کشیدم

و البته از این دو نفر استاد گرامی ام هم طراحی کرد که من طرح های استاد رو هم میذارم تا بدونید هنرمندهای بزرگ کشورمون  چه جوری طراحی می کنند

 

پا نوشت:  بعضی از دوستان میان لطف می کنن پیام میذارند و می خواهند طراحی رو شروع کنند. خیلی ها مشتاقند که پرتره کار کنند.  اما خب اگه من  یا اصلا بگذریم  استادم به این  راحتی در عرض ده دقیقه یه پرتره کار می کنیم و بی نقص و خوب از آب در میاد  فقط به خاطر سالهای طراحی هست که در پس این لحظه است!  من از 15 سال پیش تا حالا دارم پراکنده کار می کنم (فاصله افتاده بین دوره های کلاسها) ولی هر جور بوده سعی کردم طراحی کردن رو ول نکنم!  همه ی طراحهای بزرگ هم با طراحی از اشیاء بی جان  یعنی همون کاسه و کوزه  شروع کردند و اون رو در حد کمال انجام دادند!! اونقدر که از حفظ یه کوزه ی خوش خط و خال رو طراحی کنند!!  نمونه اش رو هم این زیر می بینید که کار استاد ترم تابستونم هست!  بعد هم کلی مطالعه درباره اجزاء صورت و اسکلت و ماهیچه و ... تا برسیم به کشیدن چهره!  حالا اگه یه آموزشگاه رفتید و استاد گفت باید از ب بسم الله شروع کنی! ناراحت نشید  چون واقعا تمام فرم های صورت و حالات اون رو میشه توی سایه پردازی های  اشیاء بی جان به  وضوح دید!



 
خرزوخان - طراحی با ذغال
ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٧  

یک مجسمه مشهور ساخته یک هنرمند روس هست که  شاید شما هم پشت ویترین های مغازه های انقلاب دیده باشید. یکبار پنج شش سال پیش از این مجسمه طرحی کشیده بودم و وقتی برادر کوچکترم آنرا دید (آن زمان سریال برره مد بود) زیرش با مداد نوشت خرزوخان. ما هم اسم این مجسمه را خرزوخان گذاشتیم. البته دوباره آنرا با ذغال کشیدیم. این مجسمه شاید قیافه ای نداشته باشد اما به علت اینکه صورت را با سطوح هندسی ساخته است به قوی شدن چشم و دست هنرجو کمک می کند و همچنین برای استفاده از پهنای ذغال به همراه نوک آن مدل بسیار مناسبی است چراکه سطوح را به راحتی می توان تفکیک کرد.

یک طرح دیگر هم هست از مجسمه ای مفلوک که آنرا هم با ذغال کشیده ام. راستش وقتی خاطرات گذشتگان و دانشجوهای سابق دانشکده هنر را می شنوم یا می خوانم حسرت می خورم که چرا در آتلیه های دانشکده به جز چند تا مجسمه ی از کله و نیم تنه درب و داغون و مفلوک چیز دیگری نیست. درحالیکه یک زمانی مجسمه ای دو متری که کپی مجسمه برده از میکل آنژ در این دانشکده بوده که ظاهرا پایش توسط یک عده دانشجوی محترم تخریب میشود. کاش فرصت میکردم از مجسمه هایی که انواع و اقسام سیبیل و نقش ونگار رویش کشیده اند میگرفتم و نشان میدادم. خیلی زور دارد که این اموال را یک عده دانشجو نما به این روز انداخته اند. این را نوشتم به آن عده بفهمانم که این کارشان نه روشنفکری و نه اند هنری و نه ته اندیشه است!! بلکه نشان نفهمی است و خیلی زشت است!! یکی نیست به آنها بگوید اینها خراب بشود دیگر آن بالادستی ها بودجه برای تهیه دوباره شان نمیدهد! یعنی یک روزی میاید که نسل بعدی هیچ مدلی برای طراحی نخواهند داشت!

 

 می خواستم درباره آدمها بنویسم. من روانشناس نیستم  اما خب باید یک چیزهایی بنویسم. آخر چند روز پیش با خانوم مهندس سمیرای عزیز گپی داشتیم و حرف هایی زدیم درباره آدمها. آدمهایی که  همه اش به دنبال ارضا کردن خواسته های دیگران هستند و به خاطر دل آنهاست که درس می خوانند و به خاطر دل آنهاست که دکتر میشوند (به زور حتی شده در دانشگاه دارقوز آباد) درحالیکه این آدمها  از دانشگاه و استاد و عوامل دانشگاه و دانشجو  و امکانات آنجا متنفرند اما همچنان در آن فضا سیر می کنند!! یا آدمهایی که از آشپزی و رفت و روب خانه لذت می برند و از تزیین یک کیک شکلاتی پرواز می کنند. اما تمام خواسته های دلشان را میگذارند کنار میروند دنبال یک کارهایی که باب میل خانواده است و یا همه هم و غم شان این است که همسری پیدا کنند که  خانواده شان بپسندد انگار نه انگار که خودشان و فقط خودشان باید زیر سقف با آن آدم تا عمر دارند سر کنند. از این آدمها بگذریم. کم نبودند دور و برم کسانی که می دیدم با هر فصل و هر بادی  با یک نفر می پرند! از پله های عشق این آدم بالا میروند و وقتی دلشان را زد یا یک عیبی در او یا خانواده اش دیدند  آن را ول می کنند و میروند سراغ بعدی و گاه این کارشان به جایی میرسد که میبینی طرف را تیغ میزنند و  خرج ها و هدیه های گزاف طلب می کنند و بعد از جدایی نم پس نمی دهند .بعضی ها همزمان چند نفر را محک میزدند و بی شرمانه تر از آن  اینکه بعضی هایشان مذهبی بودند و مدرسه مذهبی خفن میرفتند و به اسم خواستگار همزمان چند نفر را  زیر نظر داشتند تا ببیند کدام یکی بهتر و لقمه چرب تری است و کدامیک دو آتیشه تر است و خانواده اش اصل و نسب و وابستگی هایی دارد و پولشان از دیوار خانه هایشان سربالا میرود - باور کنید ارتفاع جارو کم است!!  بعد هم  بالاخره با یکی ازدواج می کنند ( البته بعضی هایشان هم  همچنان از نردبان عشق این و آن بالا و پایین میروند) و یک روز حتی بعد از بچه دار شدن بر می گردند می گویند راستی اگر با فلانی ازدواج کرده بودیم چه ها که نمیشد!!! هنوز هم دلشان جای دیگری است . یا  آدمهایی که نمی توانند عاشق شوند و نخواسته اند که بتوانند و حتی  هنوز بعد از ازدواج از اینکه بخواهند در برابر جمع  اعتراف کنند که همسرشان را  با همه ی عیب و نقص ها وخوبیهاش می پرستند!! سر باز میزنند و ابراز عشق یک جرم نا بخشودنی است!!! آدمهایی هم هستند که تمام عمرشان به همه شک داشته اند از شریک کاریشان بگیر تا وکیل و همسر مرحومشان (که درجایی دور از او فوت کرده) و مستخدمه ی صیغه ای سابقشان و فک و فامیلهای وابسته! این میشود که تنها میشوند و تنها می مانند. بگذریم از این آدمها. آدمهایی هم هستند که با همه خوبی ها و گاه کاستی هایی که دارند  دوست داشتنی اند! خواستنی اند. چون خودشان هستند!!

بعدا نوشت :  این قسمت به خاطر یکی از خواننده های محترم  وبلاگم اضافه شد.  ذغال مویی که من استفاده می کنم  مارک کولکس هست. اینم عکسش. قیمتش به نسبت به صرفه است. کیفیتش هم خوبه.  البته ذغال های وینزور  یا فابرکاستل هم هست  که خب تقریبا  بی خود گرونه. کیفیتش رو نمی دونم . مسلما بهتره  ولی خب برای تمرین همین مارک  که الانم یکم کمیاب شده  خوبه.

ذغال مویی دیگه ای هم  تقریبا خوبه  اما خب به خوبی قبلی نیست  ماریس هست.

اینها هم مدادهایی هست که برای یک سری ریزه کاریها ازشون استفاده می کنم. مثل مداد کنته  سفید و سیاه .  مداد ذغالی  هولباین و مداد پاستلی سیاه کرتاکالر. البته مدادهای کنته  رو باید در آخرین مراحل کار کرد چون  به نظر کمی چرب میان و ذغال روی اونها  کار نمی کنه !  ولی مداد ذغالی هولباین رو میشه در هر مرحله ای  با ذغال ادغام کرد.

امیدوارم این تصاویر  به اندازه کافی گویا باشه و کار راه انداز.



 
طراحی پرتره با ذغال - تهران گردی( شمس العماره و موزه های کاخ گلستان)و معرفی کتاب
ساعت ۱:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱٢  

سلام. با کلی حرف اومدم. اگه سر درد دارید بذارید برای بعد! حرفمو نه ها!! سردرد رو بذارید برای بعد. عرضم به حضورتون که  رفتیم با استاد عزیزم  تهران گردی! بازدید از موزه های کاخ گلستان و بنای شمس العماره. موزه هایی که شامل آثار نقاشی ایران و نقاشی اروپایی بود. سیر تحول نقاشی در ایران در دوره قاجار رو میشد به وضوح اونجا دید. و همچنین همزمان با نقاشی های اروپایی همدوره شان مقایسه کرد. خوشحالم کمال الملکی بوده با استعداد و تیزهوشی خاص که  راهکار  نقاشی به سبک غربی رو در ایران هموار کرده.   از پدر و پسر عمو و فک فامیل های کمال الملک و حتی  به قلم خود شخص ناصرالدین شاه نقاشیها و طراحی هایی در این موزه میشه دید . ناصر الدین شاه یک اسب  و همچنین یک زن سیبیلو و چاقالو را کشیده!!! از همانها که آن موقع مد بود. بعضی از این نقاشی ها از نظر پرسپکتیو  و  ترکیب بندی گاهی ضعیف و گاهی خنده دار هستند. مثلا در یکی از نقاشی ها پرتره دو نفر آدم بقدری مضحک کشیده شده که نه می توان آنرا به آثار انتزاعی نسبت داد نه به آثار واقع گرا، یا یکی از کار ها با اینکه پرسپکتیو محیط اطراف درست است اما تحته نرد  وسط نقاشی شما را شدیدا یاد مینیاتورهای ایرانی می اندازد!  اما همینقدر تلاش آنها در دست یافتن به هنر واقع گرایی قابل تحسین است. در مقابل آن نقاشی های اروپایی موزه بی عیب و نقص به نظر می آیند و شاید علتش پانصد ششصد سال علم و دانش آناتومی و پرسپکتیو ی باشه که در پس این نقاشی ها نهفته است. اگرچه که از نقاشان اروپایی من هیچ کدامشان را نمی شناختم و حتی وندایکی که  نقاشی احمد شاه را کشیده هم یک وندایک دیگه است نه اون معروفه!!!!

باری بهر جهت تفرجی خوبی بود و بسی خندیدیدم!!! مخصوصا به نقاشی های در و دیوار شمس العماره . آخه یک جا تصویر یک شیر را کشیده بودند که داشت الاغی زبان بسته را می خورد!! یعنی نه غزال نه آهو ... الاغ؟!!!

و یا تصویر این شیر که بیشتر شبیه فک دریایی است یا هر حیوانی به غیر از شیر!! البته شاید چون شاههای قاجار سیبیل داشتند شش متر! این  شیر به مد اونها  رفتار کرده!! از یال و کوپالش به  سیبیلش اضافه کرده!!!

کتابی هم خریدم که روئین پاکباز نوشته است به نام مواد و تکنیک های نقاشی طراحی که بسیار بسیار بسیار مفید و عالی است. برای آنها که می خواهند درباره همه تکنیک ها و ابزارهای نقاشی و طراحی علمی بیان کرده است و نمونه های خیلی خوبی از هرکدام از نقاشان معروف نمایش داده است.

و خب میرسیم به طراحی پرتره با ذغال. البته این دفعه با ذغال مویی کار کردم. (پست های قبلی را  با ذغال فشرده کشیدم). تفاوت های بین این دو نوع ذغال عبارتند از:

1- ذغال مویی باریکتر از ذغال فشرده است.

2- ذغال فشرده  سیاهی پررنگ تر و مخملی رنگی دارد.

3- لکه های ذغال فشرده پر رنگ است و به راحتی پاک نمیشود در حالیکه لکه های ذغال مویی را خیلی راحت تر می توان با دست یا پاک کن خمیری پاک کرد. و این عمل را می توان چند بار انجام داد.کنترل تیرگی روشنی ها و نیمسایه ها با ذغال مویی راحت تر است.

4- ماندگاری طرح های کشیده شده با ذغال فشرده بسیار بیشتر است.

5- برای قسمت هایی که تیرگی شدید دارند می توان از مداد ذغالی هولباین استفاده کرد.

به همین دلیل در طراحی از پرتره که به دقت بیشتری نیاز هست و گاهی لازم هست که برق های خاص یا محوکاری های متعدد روی کار انجام بشه  ترجیح میدم با ذغال مویی کار کنم. در طراحی پرتره  با ذغال نکته ی خیلی مهم این است که خطوط باید پخته باشند. مثلا دور تا دور لب را نباید یک خط کشید و تویش را رنگ کرد ( عین اینکه خط لب کشیده باشیم!) بلکه خط ها باید فقط در هنگام ضرورت دیده شوند. کلا در طراحی این یک اصل است. مگر اینکه بخواهیم فقط با خطوط محیطی کار کنیم.

در اینجا من از روی یکی از کارهای آقای سارجنت طراحی کردم که نشان میدم. طراحی که کشیدم بی نقص نیست اما خب در حد قابل قبولی است. ( برای یادگیری طراحی پرتره با ذغال و استفاده ی درست از این ابزار  و  یا سایر ابزار ها گاهی لازم است از روی یک چند اثر قابل قبول کپی کنیم. این کپی کردن باید منبع الهام باشد نه اینکه عین به عین بکشیم و درجا بزنیم )

و این هم مثلا پرتره خودم!! ببخشید دیگه ما رو ریز می بینید!!!

و اما یک قول داده بودم به یه  خواننده ی عزیز وبلاگم که یک عکس از این آتلیه های دانشکده بگذارم! آخه شدیدا علاقه داره بیاد دانشکده هنرهای زیبای تهران درس بخونه و الان پشت کنکور سر می کنه! منم میگم روحیه ات به اینجا نمی خوره  آخه این دانشجو ها یه در و دیوار بی تصویر اجنه نذاشتن اینجا!!  به هر حال گمونم گذشته اون زمانی که  سهراب سپهری اینجا درس می خونده!!! با اون روحیه لطیف و شاعرانه اش!!

این مثلا دیوار پشت کمدهای فلزی است!!!



 
نقاشی گلهای زر در سبد با آبرنگ 2 - پرتره با کنته
ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٦  

این  لینک رو شاید یادتون بیاد . نقاشی گلهای رز در سبد بود و حدودا یک سال پیش! چقدر زود گذشت. دوباره  این نقاشی رو کشیدم اما این دفعه با آبرنگهای آرتیست و قلم موهای آرتیست و روی کاغذ آرتیست!  تازه می فهمم چقدر ابزار  روی  کار تاثیر داره  ....اگرچه  هنوز قلم زدنم آرتیستی نشده !

یک استاد داریم مبانی آموزش میده! کاش فرصت داشتم  نکته های حرفهاش رو می نوشتم! کلا دید  آدم رو عوض می کنه حرفهاش!  نگاه آدم به  اطرافش به  تصاویری که می بینه و می کشه  عوض میشه! ارزش نقطه و خط رو  تازه درک کردم اگرچه هنوز تا به کار بستن این نکات کلی فاصله دارم اما این خودش شروع خوبیه برای تحول  و  برای  داشتن نگرش هنرمندانه!

چیزیکه روی اعصاب آدم هست این وضع ریخت و قیافه  به اصطلاح بچه هنریاست  استاد می گفت  ممکنه از بین  اونا هنر مند در نیاد  چون  مفتی دارند  اینجا درس می خونن  ولی شما  ها دارید هزینه میدید  شاید دلتون به حال خرجی که می کنید بیافته  به جای قر و اطوار  دنبال یاد گرفتن باشید ...... و بدتر از اون  سیگار کشیدنشونه!  نمی دونم  افه هنریه یا بیماریه   هرچی هست  من  بدجوری به دودش حساسیت دارم  و خفه میشم!  

اینم پرتره یه  دوست عزیز اگرچه به علت مسائل امنیتی  سانسور شده !  با  کنته طراحی کردم. و البته از روی یک عکس با ابعاد 2در2 سانتیمتر ... درضمن  با  مداد کنته  مارک کنته کشیدم.  سابقا  فقط مدادهای چینی گیرم میومد ولی مارک کنته  نوک نرم و خالصی داره  و قدرت رنگ دهی اش بالاست وقیمتش هم مناسبه!  محشره!  کاغذ هم اشتنباخ  هست. الان دیگه این کاغذا گیر نمیاد  باید دنبال  کاغذ خوب بگردم بعدا معرفی کنم!



 
میرزا کوچک خان جنگلی - طراحی پرتره - اثر آقای فیروز ویسانلو
ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٩  

گاهی اوقات اتفاقهایی می افتد که خودم هم واقعا در حکمت آن می مانم. یادم هست چند وقت پیش گیله مرد از من خواست که پرتره میرزا کوچک خان جنگلی را بکشم. امروز که بالاخره توانستم کتاب کوچک جنگلی را از لابلای کتابهای پدرم پیدا کنم و دنبال عکس مناسب برای طراحی می گشتم ناگهان لای جلد کتاب نقاشی گمشده ای را پیدا کردم که قبلا خاطره اش را در این پست نوشته بودم. خودمم باورم نمیشه که نقاشی سر جاش بوده لای جلد همون کتاب و من بارها و بارها دنبالش گشتم و پیداش نکردم!

آقای گیله مرد , ممنونم ازتون که از من خواستید تا این پرتره را بکشم. اما در عوضش تصویر گنجی که بیشتر از 20 سال هست ازش نگهداری می کنم را برایتان اینجا می گذارم. جسارت است اگر در برابر نقاشی استادان , من هم بخواهم نقاشی خودم را اینجا بگذارم.

 



 
نقاشی ها
ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۳  

این چند روز تعطیلی را حسابی نقاشیدیم!! یعنی خودم را خفه نمودم با نقاشی کردن!

 از یکی دو نگارخانه هم بازدید کردم که کارهایش چنگی به دلم نزد! نمی دانم چرا کسی کاری متفاوت نمی کشد! همه آبستره کار می کنند! و از این سبک های انتزاعی والبته هیچ کدامشان هم حرفی نو برای گفتن ندارند!!! توی این یک ماه حداقل 6 نمایشگاه را دیدم و همه اکریلیک و انتزاعی های بی معنی!!! ( ناگفته نماند یکی اش درباره سازهای موسیقی بود که خوشم آمد و دیگری هم درباره یک اتفاق وحشتناک در نیمه شب که کلا سیاه و سفید کار کرده بود) نمی دانم شاید من خیلی توقعم بالاست و می خواهم در کمال بی حوصلگی و بی وقتی و شتاب این روزها ملت بنشینند و ظریف نقاشی بکشند و نظیف رنگ کنند!!! به هرحال نقاشیهای من هم نوسان دارند و هنوز مانده آن چیزی بشوم که انتظار دارم

نقاشی (تصویرسازی) با رنگ روغن از بهار

نقاشی (تصویر سازی) با رنگ روغن  از زنجیر قلبها که البته بعدش یکی از دوستان چندتا کفشدوزک بهم داد روش بچسبونم

کفشدوزهای نازی هستند ... درضمن بافت بوم رو هم اگه دقت کنید می توانید ببینید که یکنواخت هست! چند روز پیش رفتم بوم بخرم متاسفانه بوم های کلاسیک (لوور) ناپیدا شدند... علتش هم به همون قضیه واردات و دلار ملار برمیگرده !! بوم های دیگه هم  متاسفانه  ایراد بافت  خیلی زیاد دارند! (نساج بودن هم دردسره ها)

نقاشی با خودکار رنگی از گل رز روی کاغذ اشتنباخ ... البته اینم بگم انگار کاغذ اشتنباخ ترکی و آلمانی کلا جمع شدند و به جاش ایتالیایی اومده!

نکته ای که باید در نقاشی خودکاری مد نظر داشت اینه که باید ابتدا طرح کلی را با مداد کمرنگ روی کاغذ آورد  بعد هم خطوط هاشور خودکار را در جهت گلبرگ ها کشید.

نقاشی دیگرم هم که روی بوم 100 در 70 دارم می کشم با الهام از نقاشی های استاد شکیبا است! البته هنوز تموم نشده و ایرادهایی هم داره! مثلا توی پرسپکتیو دست و بازو  دچار مشکل شدم و خب نتونستم کسی رو پیدا کنم که مدل بشه! یا دسته سه تار خیلی کوتاه شده و چندتا ایراد  دیگه که  قابل رفع هستند اما خب دارم تلاش می کنم چیزی بشه که خودم از کار راضی باشم

و آخرین کارم که اینجا نصفه است و به دلایل امنیتی چون عکس خصوصی مردم هست نمی تونم تصویر کامل رو بذارم اینجا   نقاشی آبرنگ از یک بانو هست 

امیدوارم بتونم یک دوربین خوب پیدا کنم! این عکسها خیلی مات و تار هستند و اصلا رنگ نقاشی با رنگ عکس قابل مقایسه نیست.

 



 
هانا 2 (آبرنگ) - زنجیر قلبها (رنگ روغن -تصویرسازی)
ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢۸  

نقاشی هانا رو با آبرنگ کشیدم. اگه این رو با نقاشیی که حدودا 20 روز قبل ازش کشیدم مقایسه کنید دستتون میاد که چقدر بافت کاغذ روی رنگ آمیزی با آبرنگ موثر هست. اگرچه که بازم کاغذ فابریانو استفاده کردم اما نسبتا بافت ملایم تری داره! متسفانه کاغذ کانسون اینجا یافت نشده. اگرچه یک پرتره رو روی تکه مقوای کانسون (صورتی رنگ)  که از تهران خریده بودم کشیدم و تقریبا خوب از آب در اومد. تنها ایرادی که خیلی توی چشم میاد اینه که این بچه اصولا باید 4 ساله باشه اما نقاشی اش در حد یک نوجوان شده با اینکه یقیق دارم در طرح اولیه اشتباهی صورت نگرفته مگر اینکه موقع چاپ عکس , اپراتور عکاسی ابعاد اون رو دستکاری کرده باشه تا کنار بقیه عکسها جا بده!

به دلایل امنیتی فقط قسمتی از این پرتره را میگذارم

درباره نقاشی زنجیر قلبها (تصویرسازی با رنگ روغن) باید یک نکته را ذکرکنم. برای کشیدن قلبها ی زنجیر به جای استفاده از روغن برزک برای رقیق کردن رنگ , از مدیوم آلکیدی Alkyd medium -Medium alchide استفاده کردم که سریعتر خشک میشه (البته برای مخلوط کردن رنگ و کشیدن نقاشی به اندازه کافی وقت دارید) بوی مطبوعی دارد و بعد از خشک شدن هم با تینر پاک نمیشود (یک لکه از آن روی پالت رنگم ماند و خشک شد و پاک نشد).



 
هانا (آبرنگ) - میوه ها (ابرنگ - پاستل)
ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٥  

فعلا کلاس نقاشی نمیرم. یک مقداری خسته ام. هنوز بی حوصله و بی انگیزه ام. صبح تا لنگ ظهر می خوابم با اینکه خودمم می دونم آفتاب دیگه این روزها زود میره لالا و نجنبم نور روز رو از دست میدم . زیر نور لامپ های کم مصرف نمیشه نقاشی کرد چون مثل نور روز طیف پیوسته ای از طول موج رو ندارند . در واقع لامپ های کم مصرف فقط سه طول موج خاص از آبی و قرمز و سبز(زرد) رو از خودشون ساتع می کنند که در نتیجه به چشم ما سفید میاد. ناقص بودن طیف باعث میشه توی رنگ همانندی دچار مشکل بشم و رنگی که زیر این لامپ میسازم  در مقابل نور خورشید یا لامپ های دیگر نمودی متفاوت خواهد داشت. البته یه چراغ مطالعه با نور زرد دارم که کمی این مشکل رو برطرف می کنه اما هیچ چیز جای نور خورشید رو نمی گیره!!  باید سعی کنم دوباره مثل دو هفته پیش به قبل سحر خیز بشم، اینجوری نمیشه زندگی و نقاشی کرد!

یه نکته هم بگم برای اونهایی که اهل خیاطی هم هستند و خیلی هم دلشون می خواد از چند رنگ نزدیک به هم برای لباس استفاده کنند! برای خرید پارچه یا ست لباس حتما روز به مغازه ها مراجعه کنید! دقیقا به خاطر مشکل رنگ همانندی زیر نور لامپ ها!

این روزها در حال کشیدن سه تا تابلو رنگ روغن به صورت همزمان هستم! چون تا یکی خشک بشه و بتونم کار کنم یه دو روزی معطل میشم. برای همین نوبتی روشون کار می کنم! لابلاش هم اگه وقت اضافه آوردم آبرنگ و پاستل یا مدادرنگی هم به دست می گیرم!

نقاشی هانا  رو با آبرنگ کشیدم. اولین پرتره ای هست که با آبرنگ می کشم و البته خیلی جالب در نیومده. یه علتش ناوارد بودن بنده است و دوم اینکه کاغذ آبرنگش تکسچره مناسبی برای این کار نداشت (به نقاشی بعدی هم توجه کنید دستتون میاد چرا) تقریبا با تکنیک خیس در خیس کار کردم. نمی دونم چین و چروک پارچه اش خوب شده یا نه.

نقاشی میوه (انار و گلابی) با آبرنگ که باز هم روی همون کاغذ کشیدم و مثلا خیس در خیس اما بازهم به علت تکسچره چکشی کاغذ (شاید هم آهار بیش از حد موجود در کاغذ  یا دلیلی که من نمی دونم) ، رنگها به فرم مناسبی در هم محو نشده اند. گلابی یکم بهتر شده

نقاشی میوه ها (پاستل گچی) از این کارمم راضی نیستم. تخته ام کوچیک بود طرح هم کوچیک شد در نتیجه اصلا نتونستم درست رنگش بزنم. اما از ترکیب بندی رنگهاش خوشم اومد شاید بعدا دوباره یک کار با همین رنگها (آبی تیره ی ظرف لعابی و قرمز اناری و سبز روشن  و قهوه ای چوب) انجام بدم.

الان میوه ها خیلی قشنگن و تا دو هفته دیگه هم این حالت هست. پس دوستانی که دنبال مدل می گردند از همین میوه های خوشگل نقاشی کنن تا وقت هست.

 



 
پرتره دکتر علی شریعتی : طراحی
ساعت ۸:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱  

یکی از بیننده های وبلاگم در خواست طراحی از پرتره دکتر علی شریعتی داده بود. منم که دلم خیلی برای طراحی کردن تنگ شده بود مداد طراحی های مارس لوموگراف رو از خاک خوردن نجات دادم و طراحیش کردم. یادمه یک زمانی خوره ی کتابهای دکتر رو داشتم دنبال یک ایمان گمشده می گشتم. نوشته هاش آرومم می کرد عاشقم می کرد. بهم قدرت پرواز میداد. خیلی وقته که کتابهاش رو نخوندم و خیلی وقته یادم رفته چه جوری میشه شاعرانه نوشت و عاشق شد. خیلی وقته یه چیزی ته دلم سنگ شده راه بغضمو گرفته. خیلی وقته تا میام گریه کنم نمی تونم. حتی وقتی پدر بزرگم فوت کرد نتونستم جلوی چشم آدمهای دیگه گریه کنم . یکی باید مثل کوه وامیستاد و مثل باد می دوید و به عزادار ها آب خنک میرسوند . پدر بزرگم همیشه عطش داشت و آب خنک می خواست.... خیلی وقته به اون دردی که در عمق سینه ام نشسته می گم خاموش ! دنیا به اندازه ی کافی درد داره  تو دیگه از درد نگو حرف نزن  شکایت نکن بغض نکن! تو وظیفه ات اینه که "شادی" به دنیا بدی! بخندونی! اما خدا می دونه امشب ته دلم چه غوغاییه ... می گن امشب شب قدر هست میگن ملائکه میان زمین میگن حاجت ها رو امضا می کنن و قبول شده ها نامه اعمالشون به دست راستشونه و شاد هستند... اما امشب من دلواپسم  دلواپس اون "شادی" که اومدنش داره دیر میشه و هرچی دیرتر میاد من آشفته تر میشم... می گن شادی توی دل باید باشه اما من آخرین ذره های امیدم دیگه داره توی دلم ذوب میشه ... نمی دونم در حق چه کسی بدی کردم ... نمی دونم دل کی رو شکستم ... نمی دونم کی از دستم هنوز ناراحته که من دلم می خواد فریاد بزنم بگم من رو ببخش ... میدونم این نوشته رو نمی خونه ولی امیدوارم من رو ببخشه و کمکم کنه  تا   " شادی" رو به این دنیا  هدیه کنم.

طفلی به نام شادی، دیریست گمشده ست  /

با چشمهای روشنِ براق

/ با گیسویی بلند به بالای آرزو/

هرکس از او نشانی دارد /

ما را کند خبر

/ این هم نشان ما  :  /

یک سو خلیج فارس /  سوی دگر خزر

( شفیعی کدکنی )

 

 خدمت آذر خانوم هم بگم که حوصله کشیدن دستای کیرانایتلی رو نداشتم برای همین اینو همینجور ناقص ازم قبول کنه ... گمونم باید یه ست  پاستل که مداد کنته رنگی هم داره بگیرم  چون کشیدن خطوط نازک بدون شکستن پاستل ممکن نیست و منم کلا حیفم میاد دیگه ....

ان شاء الله جواب  خانم/آقای  ایران  که پرسیده بودند برق پوست اسب رو چگونه با مدادرنگی میشه کشید رو در پست بعدی خواهم نوشت! دوستان اگه نظری که بشه در پست بعدی برای این سئوال نوشت دارند همینجا بگن که من با نام خودشون نمایش بدهم.



 
kiera knightley کیرا کریستانا نایتلی - نقاشی پرتره با پاستل گچی نرم
ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٩  

برای اینکه امتحان کنم ببینم میتونم با پاستل گچی از چهره نقاشی بکشم، چهره ی خانوم نایتلی رو انتخاب کردم. البته به این نتیجه رسیدم که کاریست بسیار سخت و مطمئن نیستم که واقعا خوب شده یا نه. به هر حال این اولین تجربه نقاشی پرتره با پاستل گچی بود برام. البته به این نتیجه رسیدم که کلا باید ابعاد نقاشی برای چهره کمتر از آسه نباید باشه تا دست راحت به گردش دربیاد و محو کن کلفت و پاستل کلفت تر از اون  راحت جولان بدهند.

به هر حال منتظر شنیدن نظرات استادان مخصوصا رها جون که چند دانه گچ پاستل بیشتر از من شکستند هستم قلب

کاش این آپلود کننده ی عکس پرشین بلاگ امکانات ویرایشی قویتری داشت ... من هر دفعه عکس رو آپلود می کنم باید کلی جمعش کنم که از قالب وبلاگ بیرون نزنه و اینکار با کلی دلهره انجام میشه  چون ابعاد بهم میریزه و ممکنه دراز تر  دفرمه تر  به نظر برسه ... به هر حال من به جای پرشین بلاگ از شما عذر می خوام

 



 
نقاشی پرتره ناتالی پورتمن (تمام شده) : مدادرنگی
ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱۱  

این روزها به دلیل مشغله مقاله نویسی کمتر وقت می کنم نقاشی کنم!  در عین حال مشغول یادگیری رنگ روغن هم هستم. تنها توانستم پرتره دخترخاله خنده ناتالی پورتمن را با مداد رنگی  به اتمام برسونم! امیدوارم که  خوب شده باشه!  البته هرچی که دوباره گشتم  تا لینک اصلی عکس را برای مقایسه پیدا کنم نشد.

------------------------------------------------------------------------------------------

" ساعت سپید شب " گفت که خیالی بکشمش و در جواب گفتم خیالی فقط یک بار چهره یک نفر رو طراحی کردم و اصولا این کار رو انجام نمیدم!  اون یک بار هم دختر عمه جان  بنده ازم خواست چهره مردی بکشم که  چنین و چنان باشد!! تقریبا شبیه  یکی از گوینده های اخبار شد! و خوشش آمد!  بعدها (حدودا 3 چهار سال بعد) دختر عمه جان بنده  با مردی ازدواج کرد که  تقریبا شبیه همان گوینده اخبار یا به عبارتی شبیه نقاشی من  بود!!!نیشخند  



 
پرتره ناتالی پورتمن : آموزش نقاشی با مداد رنگی
ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٥  

اگرچه نقاشی ناتالی هنوز نیمه کاره است اما چون قول دادم یک پست آموزشی برای رنگ آمیزی موها بگذارم، اومدم!

برای طراحی یا نقاشی موها نکته اساسی این هست که ابتدا باید رنگ آمیزی پوست تمام شده باشد! چون معمولا مقداری از مو روی صورت میریزد. باید اول رنگ و سایه های پوست و حتی سایه های " افتان " زیر موها گذاشته شود. سپس موها به دسته های مناسب تقسیم شود.

برای رنگ آمیزی پوست صورت ناتالی ( چون کمی برنزه است) از رنگهای light yello ochre و brown ochre و flesh روشن ، متوسط و تیره و cinnamon   از سری رنگهای پلی کروم استفاده کردم. دقت کنید که من هنگام  رنگ آمیز را از مدادرنگی های روشن به تیره استفاده کردم.

سپس اندکی به جزئیات ابرو و بینی پرداختم. هنرجوهای تازه کار اول از رنگ آمیزی چشم و لب شروع می کنند که خطاست. بهترین روش این است که پوست را رنگ آمیزی کنید ( البته نه تا حدی که کاغذ از رنگ اشباع شود و برق بیافتد)  سپس به مراحل بعدی بروید. اگر بعدا احساس کردید که پوست صورت هنوز آنقدر که می خواهید برنزه نشده، بعدا مجددا  رنگهای مناسب اضافه کنید!

برای رنگ آمیزی موها ابتدا با رنگ قهوه ای سوخته ، موهای تیره را به صورتی که مشاهده می کنید رنگ بزنید!  چون موهای ناتالی هایلایت هم دارد باید دقت کنید که بیش از حد قهوه ای نکنید! لطفا صبور باشید و در کشید خط ها و منحنی ها عجله نکنید! باید کاملا با نوک تیز مداد مسیر موها را نقاشی کنید! برای تنوع گاهی به رنگ آمیزی اطراف چهره بپردازید.

پس از آنکه کار با رنگ قهوه ای سوخته تمام شد. از قهوه ای اکر استفاده کنید و قسمت هایی که روشن مانده است را کمی رنگ بزنید! به همان شیوه ، حفظ مسیر موها و خطوط نازک! می توانید متناسب با رنگ موها از قهوه ای های مختلف دیگر استفاده کنید! ( به علت کم شدن حجم عکسها در اینجا تنوع رنگهای مورد استفاده به چشم نمی آید)

---------------------------------------------------------------------------------------

پدرم در اومد!  این فتوشاپ چقدر ناز داره! مجبور شدم برای ویرایش عکسهام دوباره نصبش کنم! نصف روز سرکار بودم از دستش! اما در نهایت عکسهای کج و کوله را باهاش صاف کردم تا بشه نمایشش داد!

دیروز دوتا شاگرد داشتم از هفته دیگه میشن سه تا! عاشق تابستونم و یاد دادن نقاشی به نوجوانها!!



 
رز - آبرنگ Rose - watercolor
ساعت ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٦  

بعد از یک امتحان دکتری واقعا مزخرف و اعصاب خورد کن و کمر شکن... 12 ساعت خوابیدم و چرت و پرت خواب دیدم. خواب ارواح و گذشتگان و تشیع جنازه. البته اگه هرکس دیگه ای هم جای من بود و امتحان به این سختی و تا این حد غیر عادی و ناعادلانه با سئوالاتی پر از اشکال و غلط رو می داد زنده نمی موند. مخصوصا اینکه اگه صندلی هم سر لج با آدم داشته باشه و تا بخوای صاف بشینی  سر سره بازی در بیاره و پرتت کنه جلوی پاهای آقای مراقب محترم. جان عمه شان، حوزه خواهر ها را از برادرها جدا کرده بودند! چه فایده که مراقب ما آقا بود و حضور برادرها رو شدیدا جلو دیدمان حس کردیم! تازه به علت این جدا سازی فجیع،  دور ترین و پرت ترین نقطه دانشگاه فردوسی که  نه تاکسی و نه اتوبوس و نه هیچ چیزی دیگه در اتوبان بغل دستش پیدا نمیشه تا آدم رو برسونه به خونه،  رو به خواهر های بد بختی مثل من دادند!  بعد دانشکده علوم اقتصادی که دم در دانشگاه هست و از روبروش  دست کم  هر دقیقه 20 تا اتوبوس و 300 تا تاکسی رد میشه  شده مال داداشا!  انصاف به این میگن دیگه! بماند که، بماند که امتحان 30 دقیقه دیر تر از وقت قانونی شروع شد! این یعنی یه تخلف واقعی ولی کو گوش شنوا!  باور کنید اگر به من می گفتن برو با دیو سفید بجنگ برام آسونتر از این امتحان بود! بقیه اش رو نمی گم مخصوصا از سئوالهای پر از غلط انشایی و املایی و چاپی که دلتون به حالم کباب نشه! به جاش بریم به نقاشی بچسبیم!

این اولین کار آبرنگ- گل رز -بنده است! البته کپی از نقاشی استادم خانوم مریم جواهری. استاد های آبرنگ لطفا انتقاد کنن! ممنون میشم

--------------------------------------------------------------------------------------------

بعدا نوشت:  اینم از  طراحی پرتره استاد عزت الله انتظامی  یا همون آقای بازیگر!

با تشکر از آقای ابراهیم حیدری که این عکس رو توی وبلاگشون گذاشته بودند تا من از روش نقاشی کنم



 
طراحی چهره - سه رخ- ادامه drawing portraits
ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢۱  

به سیما جون قول دادم که این طراحی رو کامل کنم و توضیحات بیشتری براش بنویسم. البته روشهای متفاوتی برای شروع سایه زدن وجود داره که من در اینجا چیزی رو می گم که کار رو آسون تر بکنه! معمولا اول از مدادهای سری اچ استفاده می کنند و سایه های کلی رو می زنند . گاهی هم از مداد یا گچ سفید برای لکه های روشن استفاده می کنند و بعد به تدریج مدادهای نرم تر سری بی رو استفاده می کنند تا طرح تکمیل بشه. یعنی معمولا تیره ترین جاها در آخرین مرحله تکمیل میشه. 

اما در اینجا با توجه به توضیح پست قبلی پس از آنالیز عکس سیاه سفید، من انواع خاکستری ها رو تشخیص دادم و تیره ترین و روشن ترین جاها رو هم تعیین کردم. بنابراین اول با مداد بی8 و بی7 تیرگی های لازم رو رنگ زدم  بعد طبق شماره گذاری های تصویر بعدی از مدادهای مختلف استفاده کردم. البته روش درست این بود که اول همه جای صورت به جز ( بر آمدگی بینی، روی گونه ها و بر آمدگی چانه و چند نقطه دیگه که روشنتر هست) همه جا رو با مداد اچ5 هاشور میزدم ولی خب عجله داشتمنیشخند

برای قسمت زیر ابرو بعد از استفاده از مداد اچ5  با استفاده از مداد بی2 ناحیه نزدیک به خط بالای چشم را کمی تیره تر کنید. یا مثلا موهای سمت چپ از دو مداد بی8 و بی7 استفاده شده چون سایه کلاه، قسمت بالا را تیره تر کرده. ( این جزئیات  و تنوع مدادها کمک می کنه تا یکنواختی خاکستری ها کمتر بشه) .

برای تکمیل کردن چشم سمت چپ از مداد بی4 استفاده کردم تا خط بالای چشم را کمی تیره تر کنم و کمی هم اطراف این خط به سمت بالا را تیره کردم .  اگه خوب با دقت نگاه کنید سه تا خاکستری زیر ابرو تا این خط رو می بینید! این کار باعث حجم دادن به پوست میشه! همچنین برای پیشانی هم با توجه به سایه افتان کلاه از دو مداد دیگه استفاده کردم.

اگه سئوالی هست من در خدمتم

----------------------------------------------------------------------------------

پ.ن: کلاس آبرنگ میرم. کلی ذوق و شوق دارم. همکلاسی دبستانم رو هم بعد از اینهمه سال دیدم. البته اون قسمت طراحی میشینه. یه پسر 5 ساله هم داره.

آبرنگ 16 رنگ گرومباچر امریکایی خریدم. استادم غر میزنه که تعداد رنگات کمه بازم بخر. یکی نیست بهش بگه استاد من همین 16 تا رو نمی تونم از هم تشخیص بدم هنوز توی گفتن اسمهاشون درجا میزنم.

ایندفعه به توصیه فروشنده قلم آبرنگ دالی (شماره های 00000 و 1 و 4 و 10 ) که ایرانی هم هست خریدم. یکم گرونتر هست ولی خوشبختانه مثل قلم ره آورد رنگ پوستش نپوکیده. اینم اولین تمرینم، بازی با رنگها و مخلوط کردنشون. ولی حسابی پوستم کنده شداوه



 
آموزش طراحی چهره (پرتره) سه رخ
ساعت ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱٩  

طراحی چهره (پرتره) در حالت سه رخ

گاهی اوقات پیش میاد که باید عکسی را در مانیتور کامپیوتر ببینیم و نقاشی کنیم! بویژه وقتی چاپگری در کار نباشه و عجله هم داشته باشیم. اینجور وقتهاست که برنامه فتوشاپ به داد آدم میرسه. من همیشه عکسهایی که مجبورم اینجوری کار کنم رو با استفاده از خط کش فتوشاپ به صورت شطرنجی در میارم و با همون نسبت هم کاغذم رو تقسیم بندی می کنم و طرح رو پیاده می کنم. نکته به درد بخور دیگه ی این برنامه رو هم بگم که تبدیل مد عکس رنگی به خاکستری هست وهمچنین قابلیت تنظیم تیرگی روشنی (تنالیته) بر اساس چیزی که دلخواهمونه! در نتیجه هنرجوهای مبتدی می تونند به راحتی میزان خاکستری هر رنگ رو بفهمند و به تدریج که با تجربه تر شدند خودشون حدس بزنند که چه رنگی  رو با کدوم مداد طراحی و با چه میزان فشار قلم  بکشند تا حجم ایجاد بشه. این کار رو من برای عکس این خانوم خواننده انجام دادم ( این عکس صرفا به دلیل شهرت و آشنایی خیلی ها با چهره ایشون و فیزیک چهره انتخاب شده). چیزی که مشخصه، سفیدی چشم روشن ترین قسمت عکس هست! و همچنین برقی که داخل عنبیه افتاده. تیره ترین قسمت ها هم مژه ها، عنبیه، موها، روبان کلاه و داخل دهان و کمی هم حفره بینی هست! بقیه قسمت ها خاکستری های مختلفی دارند که باید به آرامی کشف بشه! و طراحی بشه!  تمرین تنالیته ها با مدادهای مارس لوموگراف که یادتونه!؟

 قابل توجه بعضی از دوستان ، چین و چروک خط دوخت یقه و همچنین راه راهای محو کلاه را فراموش نکنید! کشیدن این جزئیات با حوصله و تامل باعث جذاب تر شدن کار میشه!

در پستهای قبلی حالت تمام رخ رو قسمت به قسمت گفتیم. اینجا تفاوتهای حالت سه رخ و تمام رخ رو فقط ذکر می کنم (صرفا برای این عکس) مقدار این تفاوتها همه بستگی به زاویه چرخش سر داره

1-      چشم سمت چپ – چون به ما نزدیکتر هست- به مقدار جزیی بزرگتر شده

2-      فاصله بین دوچشم که قبلا به اندازه یک چشم بوده، حالا کمتر شده.

3-      پره سمت راست بینی دیده نمیشه

4-      عنبیه از حالت مدور به حالت بیضی در اومده

5-      قسمت سمت راست لب کوچکتر شده

خیلی از نکات دیگه هم هست که خودتون به راحتی متوجه می شوید. برای این چهره باید در نظر داشته باشید چون سر علاوه براینکه چرخیده، کمی کج شده، در نتیجه خط واصل بین چشمها، خط واصل ابروها، خط زیر بینی، خط وسط لب و خط زیر چانه همگی با همان زاویه کج شده است.  این خطوط راهنما می تواند کمک کند ایراد های احتمالی طراحی ( نا مناسب بودن جای اعضای صورت ) را به راحتی برطرف کنید.

نکته: همیشه قبل از نقاشی به صورت رنگی هم سعی کنید طراحی را انجام دهید. اینکار برای استفاده درست و به جا از رنگ و تشخیص سایه ها و نیمسایه ها کمک می کند. یا حد اقل تصویر خاکستری شده آنرا با فتوشاپ بررسی کنید!



 
بینی nose
ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٦  

بینی شاید  سخت ترین  عضو صورت باشد که باید کشید . از زیر بار کشیدن گوش که سخت تر است به راحتی می شود شانه خالی کرد چون به هر حال زیر موها  یا روسری یا شال قایمش می کنیم . اما بینی را فقط با پوشیه میشود قایم کرد. به هر حال فقط و فقط تمرین است که می تواند این سختی را  برطرف کند.

تا امروز چشم و ابرو و دهان را در حالت تمام رخ بررسی کردیم . فرم  اصلی صورت در حالت تمام رخ را  هم  قبلا گفتیم .  امروز نوبت  بینی است. فرم اصلی را در تصویر زیر می بینید. کافیست بتوانید خطوط اصلی تیغه بینی را در صورت پیدا کنید! و آنها را روی کاغذ بیاورید! سپس سایه ها و نیم سایه ها را با هاشور بکشید! دقت کنید تا زمانی که  چشمتان عادت به پیدا کردن  سایه ها و نیم سایه ها نشده جهت هاشور را 45 درجه بزنید .  نقاشان حرفه ای ممکن است  خطوط را در امتداد حرکت مداد بر روی پوست بکشند اما در هر صورت چیزی که رعایت می کنند پوشش دادن  خطوط است! در بسیاری از مواقع ( بخصوص برای بینی)  خاکستری های متنوعی در آن می بینیم که به تدریج ( و نه ناگهان)  تیره و روشن می شوند که اینها را باید نشان  داد!

 

 

 

---------------------------------------------------------------------------------

پ.ن :  هنر جوهایی که  معمولا از روی عکس ( مخصوصا عکسهایی که  به صورت  رنگی با پرینترهای معمولی چاپ می شود)  نقاشی  می کنند باید نکته ای را رعایت کنند.

ساز و کار  پرینتر ها طوری است که  باید  از چهار رنگ  فیروزه ای ، سرخابی، زرد و مشکی  طیف وسیعی از رنگها را برای چاپ  تهیه کند. و متاسفانه به جز رنگ مشکی بقیه رنگ ها  تقریبا  گران هستند . به همین دلیل برای رنگهای مختلف و مخصوصا تیره تا جایی که امکان داشته باشد رنگ مشکی را بیشتر استفاده می شود تا هزینه های چاپ کمتر بشود. در نتیجه وقتی از روی این عکسها نقاشی  کنیم و بخواهیم دقیقا همان رنگهای عکس را شبیه سازی کنیم ناچار نقاشی کدر و گرفته و دلمرده ای بدست می آید. به همین دلیل است که تا جایی که امکان دارد از مدل زنده استفاده کنید و یا  عکس چاپ شده را همواره  با نمونه  دیجیتالی اش در کامپیوتر مقایسه کنید تا  رنگهای شادابتری را انتخاب کنید.

اشتباه دیگر استفاده از  نقاشیهای ( مثلا رنگ روغن  یا آبرنگ) که  با  وسیله دیگری به غیر از مدادرنگی کار شده اند و  تلاش برای بدست آوردن همان رنگها است! اگر خوب دقت کنیم به طور عمده ( و نه همه ) نقاشیهای رنگ روغن  تیره و کدر هستند! یا نقاشیهای آبرنگ جلا و درخشش خاصی دارند!  برای تمرین  بهتر است  از نمونه کارهای مدادرنگی استفاده کنید.

پیشنهاد می کنم کتاب  مدادرنگی ( آموزش تصویر سازی و شناخت ابزار)  که توسط خانمها شیدا حسامی و فرشته اطاعتی  نوشته شده است را حتما  مطالعه کنید.

-----------------------------------------------------------------------------------------

پ.ن: از همه دوستانی که  با نظرات و راهنمایی ها و تشویقها بنده رو مورد  لطف خودشون قرار میدهند یک دنیا ممنونم! مخصوصا  خانوم دکتر نازنین عزیز و همسرشون!



 
نقاشی از لب - lip
ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۳٠  

دوستان علاقه مند به نقاشی، مداد و کاغذ رو حاضر کنن که  یه درس جذاب دیگه داریم! انقدر هم نگید ما علاقه داریم ولی نمی تونیم! باورکنید نقاشی  فقط هنر خوب دیدن هستش و اراده کردن!  هنرمندهای زیادی داریم که کارهاشون رو مدیون  پل سزان  فرانسوی می دونند چون این آدم هنر رو دوست داشت ولی رفت حرفه وکالت- به خاطر باباش- یه روز  بی اراده فقط به چهره مادرش فکر می کرده  و وقتی کاغذ زیر دستش رو می بینه ! بله  با چند تا خط ساده طرح کلی صورت مادرش رو کشیده!  و اونجا میشه که وکالت رو  می بوسه میذاره کنار و  تمرینهاش رو شروع می کنه تا  میشه پل سزان! حالا من نمی گم کار و زندگی رو بگذارید کنار! ولی لا اقل  به خواسته دلتون بها بدید. حیف هست به خدا.

خب عکس رو خوب نگاه کنید. جای قرار گیری لب رو نشون داده. ( قسمت های آموزشی قبل  دقیقا گفتم کجاست) نکته اساسی اون خطی هست که از زیر  بینی شروع میشه و از برجستگی های بالای لب میگذره و در نهایت  به  دو گوشه ی چونه  میرسه! که برای تقریبا همه آدمها صدق می کنه!  اما سایر خطوطی که کشیدم  تقریبا برای هر فردی یکتا هست! اینها رو باید کشف کنید. درست مثل چشمها متنوع هستند!

بعد از اینکه خطوط اصلی رو  به صورت کمرنگ کشیدید . مرحله تعیین  تیرگی و روشنی ها میرسه! همیشه خط وسط لب تیره است و مخصوصا در دو نقطه کناری لب گاهی دو نقطه کاملا تیره داریم! لب بالایی معمولا کمی تیره تر از لب پایین هست! چون طوری قرار گرفته که  نور بهش نمی خوره ( البته اگر آرایش شده باشه  باید مواظب  برق اکلیل ها و روغن باشید)  گاهی شیارها و فرورفتگی هایی می بینید و آنها رو  با دقت  بکشید! بعد از آنالیز  تیرگی ها و روشنی ها. رنگ آمیزی رو شروع کنید. با رنگهای روشن

 جایی که براق شده  یا نور خورده  با رنگ سفید  یا روشن ترین رنگ مناسب رنگ آمیزی کنید. و سپس از رنگهایی که مناسب پوست و گوشت هست  استفاده کنید! ( بهتر است با مدادهای پلی کروم  با شماره های medium flesh131 و light flesh 132 و dark flesh 130 و cinnamon189شروع کنید- این رنگها برای پوست صورت استفاده می شوند)و سپس از مخلوط رنگهای صورتی و ارغوانی و قرمزها و نارنجی ها استفاده کنید ! اگرچه قرمز برای لب آرایش شده  مناسب هست و قهوه ای برای لب معتادها و سیگاری ها!!!  سعی کنید رنگهای مختلف رو  ببینید و همچنین اگر  رنگ آمیزی به صورت هاشور برایتان مشکل است بهتر است لب را در جهت برجستگی های آن ( مثلا از وسط لب به سمت پایین  لب موازی با خطوط چین  و چروک گوشت و پوست لب ) سایه بزنید تا طبیعی تر جلوه کند.

دور لب را با مداد خط لب نکشید!!! مگر اینکه  خط خدایی داشته باشد یا آرایش شده باشد!!!!

برای رنگ ته ریش می توانید از  سبزی که ته رنگ خاکستری دارد ( مدادرنگی شماره 172earth greenپلی کروم فابرکاستل )  استفاده کنید  یا  با مخلوط رنگ سبز روشن و خاکستریها آنرا بسازید



 
انیمیشن1
ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢٠  

خب بازم کارهای انیمیشن

حیف که فیلم نمی تونم آپلود کنم وگرنه این سیندرلای مومیایی شده ی بنده حرف زدن هم یادگرفته. هی کاش می تونستم برم والت دیزنی یا شرکت برادران وارنر یا پیکسار بگم من یه داستان دارم برای انیمیشن شدن . حیف

 



 
فرم سر
ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٦  

اول از همه از دوتا شاگرد کوچولوی خودم ( میگم کوچولو چون فاصله سنی ام زیاده وگرنه ماشاءالله بزنم به تخته  قدشان از من بلندتره ) تشکر کنم که معلم نقاشی شان را قابل دانستند و هدیه ارزشمندی آوردند. دستشان واقعا درد نکند. دیدن همان هنر نمایی و نقاشی زیبایشان (فکر نکنید چون شاگرد من هستند پارتی بازی می کنم) برایم کافی بود. چون نسبت به سن خودشان واقعا خوب پیشرفت کرده اند.

---------------------------------------------------------------------------------------

سر آدم شبیه یک تخم مرغ است

بنابر این هنگام نورپردازی  باید به سایه هایی که به خاطر کروی بودن سر در آن ایجاد میشود دقت کرد. اگرچه مدلی که من اینجا گذاشته ام  فرو رفتگی های چشم و زیر بینی و دهان را ندارد ولی به هر حال اثر بازی نور و انحنا را که می بینید!

همین فرم تخم مرغی را اگر از زیر نگاهش کنید! (منبع نور ثابت باشد) آنوقت چون به اصطلاح در حالت پرسپکتیو قرار میگیرد، چانه بزرگتر و پیشانی کوچکتر می شود! به نور و سایه ها دقت کنید.

و به همین ترتیب وقتی از بالا به مدل نگاه کنید پیشانی خیلی بزرگتر از چانه می شود. گاهی چانه دیده نمی شود!

این حالت های خاص از زاویه دید معمولا زمانیکه می خواهید حسی خاص به بیننده القا کنید کاربرد دارد. مثلا اگر بخواهید حس عظمت و بزرگی به مدل بدهید تا بیننده وقتی او را می بیند از هیبت آن به وجد آید ! آنوقت از پایین (البته نه آنقدر پایین که من در مدلم نشان دادم) به مدل نگاه می کنیم . درست مثل تابلوی مونالیزای لئوناردو داوینچی . در آن تابلو داوینچی کمی پایین تر از مدل ایستاده و آنرا می کشد واسه همین اون خانوم کمی با ابهت دیده میشود. در عوض منظره پشت مونالیزا را از بالا نگاه می کرده و آن طبیعت را با دید از بالا کشیده . انگار مدل رفته روی قله کوه نشسته! و داوینچی یکم پایین تر واستاده و اون رو و منظره اطراف رو می کشه! حس عجیبیه! نه؟

مدل های قبلی حالت تمام رخ  (دید از روبرو ) بودند اما این یکی  دید از زاویه سه رخ هست. شما ٣/۴ از صورت رو فقط می بینید! باز هم به بازی نور وسایه دقت کنید!  البته باز هم بگویم فرو رفتگی ها و برجستگی های صورت باعث پیچیده تر شدن این سایه ها میشود . من فقط می خواهم شما کلیت دستتان بیاید و نگاهتان قوی شود!

تقسیمات سر از رو به رو:

اگرچه این تقسیمات خیلی دقیق نیستند و در افراد مختلف اندکی فرق دارد ولی در هر حال راهنمای خوبی برای صحیح کشیدن طرح هستند

سر در جهت افقی با چهار خط تقسیم می شود.

١. خط پیشانی (خط رویش مو)

٢. خط چشم(خط وصل کننده غده اشکی و گوشه های چشم به یکدیگر)

٣. خط بینی(خط زیر بینی)

۴. خط  لبها ( خط وسط لب)

در اکثر افراد این خط ها در فاصله های مساوی از هم قرار دارند ولی استثناهایی هستند مثلا پیشانی بعضی ها بلندتر یا کوتاهتر است یعنی خط پیشانی بالاتر یا پایین تر قرار میگیرد. این به هنر و دید قوی نقاش بستگی دارد که تا چه اندازه در درک نسبت ها بتواند ماهر شود.

نکته ی آخر امروز اینکه  بر  روی خط چشم در تمام رخ  تقریبا به اندازه پنج چشم جا می شود ( مثل آنچه در مدل نشان داده شده است)

خب حالا بروید قیافه ها را دید بزنید تا  درس بعدی!

 



 
my eye
ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۳۱  



 
portrait چهره
ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٢٠  

 



 
my aunt 's portrait
ساعت ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱۳