my painting with color pencil

هرگونه استفاده از تمامی نقاشی ها و عکس های این وبلاگ بدون اجازه نویسنده ممنوع می باشد.
 
شاید آخرین پست
ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۱٢  

سلام. بیشتر از یک سال  و نیم هست که اینجا سر نزدم... نه اینکه  بچه داری مانع  بشه ... نه ... چون  دیگه وقتی دنیا   دنیای اپلیکشن و  موبایل هست  کسی  نمیاد  وبلاگ  بنویسه و پای  لپ تاپ  بشینه!!!  امیدوارم  پرشین  بلاگ  به فکر ساخت  اپلیکشن  موبایل  در دو نسخه اندروید و  آی او اس  حتما  باشه  تا عقب  نیافته.  بارها سعی کردم کارهام  رو  با همون موبایل اینجا  بذارم و چند خطی تایپ کنم ولی  سایت  قراضه  ی پرشین  بلاگ  اصلا رو گوشیم  درست لود  نشد که نشد.  از همه  دوست جون ها که  آمدند نظر مثبت و منفی  و ممتنع  دادند ممنونم و  از همه اون دوستهای  مجازی هم که خواننده و بلاگم بودند و حالا با هم همکلاسیم و در حال آموختن نقاشی به خاطر قوت قلبی که بهم  دادند  ممنونم.  امیدوارم یه روز بشه  دوباره این وبلاگ رو  رونق بدم  بی دردسر!!!

البته  کارهام  رو توی اینستا گرام  میذارم و سعی می کنم  از  آموختن و یادگرفتن  عقب نمونم!!! من  هیشه  یک  هنرجو  هستم و  خواهم  بود .  اگر هم جسارتی کردم و گاهی  از چیزی که  بلد بودم  اینجا نوشتم و  بعضیها  فکر کردند  بنده  دارم  پز میدم و افاده میام  و از این جور حرفها     معذرت می خوام. من  عشقم نقاشی کردنه!!! همین!!!

در اینستاگرام  با این آدرس  zeinab_bayati  کارهام رو می تونید دنبال کنید



 
نقاشی از طبیعت (رنگ روغن)
ساعت ۳:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/۱۱  

سلام دوباره به دوستان. یک سلام پاییزی با طعم آبان. از گرمای تابستون راحت شدیم. یعنی من تابستون که تبخیر شدم. البته تصعید باید بگم. نمی دونم واسه من انقدر گرم بود  یا همه. اما برای من گرم ناک آلود ترین تابستون زندگیم بود. من که همیشه از باد کولر فرار می کردم  و دریچ کولر اتاقمو  می بستم که  یه وقت باد خنکش بهم نخوره، امسال چنان بودم که شب تا صبح زیر باد مستقیم کولر می خوابیدم بازم می گفتم گرمه!!!

این چند وقت هم میرم کلاس، اما به لطف دختر سرایدارمون. بنده خدا پنج شنبه ها  مدرسه نداره و از اونجا که عاشق نقاشیه ، منم  ازش خواستم به عنوان  کمک در حمل و نقل  کیف و جهارپایه همراهم بیاد دانشگاه. اونم از خدا خواسته. خلاصه اینکه اگه  جمیله نبود منم این ترم باید کلاس رو تعطیل می کردم.

الانم بعد از دو جلسه کپی کار کردن و نقاشی از روی آثار بزرگان (انتخاب من از کورو Corot و مونه بود)  رفتیم توی محوطه دانشگاه تهران و نقاشی کردیم. نقاشی از طبیعت رو دوست دارم  شاید چون قید و بند طراحی فیگور و  ترکیب بندی طبیعت بیجان رو نداره.  در واقع  خودت رو میسپری به  طبیعت و از دلش یه قسمت که  به نظرت جالب میاد رو انتخاب می کنی و هرجاش رو هم که حس کردی به تابلو نمیاد  حذف می کنی. یه خورده هم اگه جسارت امپرسیونیستی داشته باشی  رنگهایی که  دلت می خواد رو میذاری روی بوم! یه آزادی عمل و خلاقیتی داره که آدم رو آروم می کنه! با اینکه  هوا یکم گاهی سرد میشه و  سرپا ایستادن کمی برام مشکله اما از  اکسیژن طبیعت هم لذت می برم.چیزی که  توی فضای بسته آتلیه گیر نمیاد و بوی روغن بزرک و سانسادور و وایت اسپریت رو اعصابه!

خب این هم دو تا نقاشی که روی بوم 30در40 سانتیمتر با رنگ روغن در طبیعت نشستم و کشیدم و تقریبا دو ساعت تا دوساعت و نیم وقت برای هر کدوم گذاشتم. البته شاید بعدا اگه فرصت شد یه مقدار دیگه روش کار کنم تا جوندار تر بشه

نکته اینه که با بومی که روش رنگ داشته (یه ته رنگ  خاکستری سبز) کار کردم. برای همین توی فرصت دو ساعت تقریبا نقاشی به یه جایی میرسه. وگرنه  بوم سفید رو بخوای پر کنی و کار هم یه جوونی داشته باشه نمیشه.

راستی سیما جان . کجایی؟ بیا ببینمت.  بید مجنون ... هستی این ترم؟



 
نقاشی فیگور - رنگ روغن
ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱٩  

سلام. امیدوارم همه دوستان خوب و خوش باشن.  این روزا سرم شلوغه . باید کلی پروژه  طراحی لباس تحویل بدم. علاوه بر اون  باید برای ژوژمان  نقاشی هم حاضر بشم و کلی نقاشی هم اونجا باید تحویل بدم. اینه که اصلا فرصت نمی کنم اینجا بیام. تازه این وضعیت بارداری و هی برو آزمایش بده و  یه روز خوش و یه روز ناخوش  قوزبالاقوز شده.  به هر حال  امیدوارم که این چند وقت هم بگذره تا  بعدا سر فرصت  بیام و کلی مطلب آموزشی بذارم.

اینم دو تا  نقاشی (البته یکش در واقع سه تاست) که نصفه اند. سر کلاس کشیدم ( تقریبا سر جمع 2 ساعت  مدل  نشست )  و قرار شده  نواقصش رو توی خونه تکمیل کنیم و من هنوز دست نزدم بهشون. البته خب اولین بار بود که با رنگ روغن از مدل زنده  توی این گرمای تابستون  و با فشار خون سینوسی  نقاشی می کردم.  دیگه  اگه  تناسبات  خوب از آب در نیومده  ببخشید.  (مخصوصا اون خواننده  روانی وبلاگم که کلیک کرده روی یه دونه از طراحیام و به شدت  تخریب  شخصیت و ....  می کنن آدمو) فعلا  تا  آپ بعدی  خدا نگهدار همگی

 



 
کوزه (رنگ روغن)
ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۱۳  

با سلام دوباره. در ادامه آموزشهای مربوط به نقاشی رنگ روغن می بایست که آماده کردن بوم و ساخت رنگ و ... را اول یاد می دادم بعد به نحوه نقاشی به سبک آلاپریما می پرداختم اما خب اون مباحث کمی طولانی و خارج از حوصله است. بنابر این می گذارم برای وقتی که خودمم حالش را داشته باشم.

البته من می بایست که اول نقاشی با دو رنگ یعنی سیاه و سفید را برای آموزش می گذاشتم اما خب ترجیح دادم با یک خاکستری رنگی شروع کنم. البته در بعضی از کتابها  به جای رنگ سیاه  از  آمبر سوخته استفاده می کنند که البته به نظرم زیبا تر است. برای نقاشی با یک خاکستری رنگی ، رنگهای سفید، سیاه و آبی (اولترا مارین یا کبالت) را آماده کنید.  درباره تفاوت این دو آبی باید بگویم که  آبی اولترا مارین  دارای ته رنگی قرمز و مناسب ساخت رنگهای طیف بنفش است در حالیکه آبی کبالت بیشتر مناسب ساخت رنگهای سبز است.

در روغندان هم مقداری حلال که می تواند وایت اسپریت یا سانسادور باشد بریزید و در ظرف دیگر هم روغن بزرک.

در مرحله اول ابتدا با استفاده از حلال و رنگها ، یک خاکستری متوسط رقیق بسازید.

با یک خاکستری رنگی متوسط  رقیق ، طرح اولیه را با همان قلم بکشید. و سپس شروع به زیر سازی بکنید به این شکل که توضیح می دهم.

سپس از سمت سایه شروع به رنگ گذاری کنید و به تدریج رنگهای روشن را بگذارید تا به سمت روشن مدل برسید.

رنگ گذاری را در جهت بدنه کوزه انجام دهید. همانجوری که انگار مداد دستتان بود و هاشور می زدید کار کنید. رنگ را رقیق روی کار بگذارید. اگر جایی را خواستید محو کنید یا رنگ را پا کنید از دستمال نخی استفاده کنید. در همه جای کار از رنگ آبی استفاده کنید اما برای کوزه کوچک آبی بایستی که کوزه را با مقدار خالصتری از رنگ آبی (با مقدارکمتر رنگ سیاه) رنگ آمیزی کنید.

همان قواعدی که در سایه پردازی با مداد به کار می بریم برای انتخاب خاکستری رنگی مناسب استفاده کنید. تصویر نهایی که بقیه اش را خودم کشیدم در متن قبلی هست.

بعد از اینکه لایه نازک رنگ رقیق شده با حلال (زیر رنگ و طراحی که کردیم) خشک شد.  از رنگ رقیق شده با  رنگ روغن استفاده کنید و لایه ی رو را کار کنید. لایه باید نازک باشد. می توان رنگ را هم رقیق نکرد و همنجوری استفاده کرد. بعضی از نقاش ها هم مخلوط 30-70 حلال-روغن را برای رقیق کردن استفاده می کنند.

------------------------------------------------------------------------------------------

این نقاشی هم کیفیت عکسش بده هم از نظر ترکیب بندی ایراد داره. چراغ سمت چپ چیزیه که بود و نبود آن فرقی ندارد. بعدا که تصحیحش کردم عکس درستش را می گذارم.

این کوزه را هم سر کلاس با سه رنگ اصلی کشیدم. امیدوارم خوشتون بیاد

پ.ن: حرفی ندارم بگویم جز اینکه  باز هم خدا را شکر می کنم ..........

پ.ن.ن: دلم می خواهد یه حرفهایی بزنم اما  خب سکوت بالاترین فریاده



 
نقاشی رنگ روغن کوزه
ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/۳۱  

درباره لوازم مورد نیاز نقاشی رنگ روغن توضیحاتی در مطلب قبلی دادم. البته لازم است که نکته هایی اضافه کنم. درسته که کیفیت رنگهای وینزور افت کرده اما خب هنوز هم بهتر از بقیه برندهای نسبتا ارزان است. اما مساله اینجاست که با رنگ چه نوع نقاشی می خواهیم بکشیم. مثلا وقتی با لایه های ضخیم رنگ کار می کنیم (شبیه نقاشیهای انتزاعی یا امپرسیونیستی که با تکه های ضخیم رنگ کشیده می شوند) آنوقت استفاده از رنگهای نسبتا گران صرف نمی کند. گاهی قدرت رنگدهی درلایه های نازک رنگ برایمان مهم تر است آنوقت سراغ رنگهای نسبتا حرفه ای تر می رویم.

درباره بوم هم باید توضیحات کوچکی بدم. هرچند خیلی پیشتر از اینها نکته هایی گفته ام. برای تمرین همین بوم های ایرانی قیمت مناسبی دارد. اگرچه کیفیت آنها چندان مطلوب نیست. بوم های خارجی هم اکثرا دارای بافت درشته یا به اصطلاح دانه درشت هستند. دانه درشت بودن آنها برای کارهایی که ریزه کاری دارد چندان مناسب نیست. من فقط مارک وینزور ریزبافت در میان خارجی ها دیدم که متاسفانه قیمتش خیلی زیاد است. برای تمرین کاغذهای مخصوص رنگ روغن هم هستند که بافتی شبیه به پارچه بوم دارد و برگه های 50در70 سانتیمتر آن حدودا 5000تومان است (فعلا). بعدا اگر فرصتی بشود نحوه ساخت بوم را توضیح خواهم داد. اما در هنگام خرید بوم باید دقت کنید که پارچه بوم کشیدگی داشته باشد و از بعضی جاها فرورفته نباشد(مثل محل زانو یا آرنج لباس نشده باشد). وقتی ضربه ملایمی به پارچه میزنید صدای تپ تپ داشته باشد.

وسیله جالب و به درد بخور دیگری که خوب است بخرید ، بوم گیر است. بوم ها را جفت جفت (البته در ابعاد یکسان) می توان بهم وصل کرد و به راحتی جابجا کرد.

درباره سه پایه هم باید بگم که سه پایه های فلزی موجود دربازار به دو  یا سه علت برای نقاشی رنگ روغن مناسب نیستند. یکی اینکه بوم های خیلی بزرگ را نمی توانند ساپورت کنند چون خودشان سبک هستند. قسمتی که بوم را روی آن می گذارید در واقع تکیه گاه بوم است خیلی باریک است و برای نقاشی قسمتهای پایین بوم به مشکل بر می خورید. چون سبک است با یک ضربه و عدم تعادل می افتد  و اگر زمین سرامیکی یا حتی کف چوب باشد قسمتها و بستهای پلاستیکی اش می شکند.

 

در روش نقاشی آکادمیک، و در واقع در کلاسهای دانشگاه به شیوه ضربه قلم یا تاش یا آلاپریما کار می شود که بتوان یک نقاشی در ابعاد مثلا 40در50 را در یک جلسه، دو ساعته به اتمام رساند. کلمه آلا پریما یعنی در اولین تلاش . روشی است که بوسیله امپرسیونیستهای فرانسوی در هنگام نقاشی از طبیعت بدست آمد. چون تلاش می کردند در طبیعت اثر نور متغیر را بر روی بوم تصویر کنند. به عبارتی دیگر رنگها  با ضربه های قلم روی بوم به صورت خیس در خیس قرار می گیرند. (خیس نه به معنای آبکی )

در مطلب بعدی سعی می کنم نکته هایی درباره این روش کار بنویسم و چند تا تمرین هم آموزش بدم.

فعلا دو عدد از اولین کارهایم به این روش را ببینید.

دومین کار هم که سر کلاس کشیدم، البته کوزه بلند را استاد برای آموزش روش کار خودشان کشیدند و بقیه اش را خودم انجام داد.

 

پ.ن: خدا را به خاطر لحظه هایم شکر می کنم. به خاطر آنچه داده و آنچه نداده و آنچه دریغ کرده.

پ.ن.ن:  آنموقع ها بدم نمی آمد مثل همه دوستانم میرفتم آنور آب زندگی می کردم اگرچه باید پولی می داشتم و حمایتی  که نداشتم. الان با اینکه امکانش هست ، هیچ تمایلی ندارم.  آنموقع شاید دنبال آرمشی می گشتم که هیچ جا نبود با درس و دکتری گرفتن و رفتن از اینجا می خواستم دلم را آرام کنم،   سرگشته ی پیدا کردنش بودم. الان که دارمش، هرجا باشم به قول سهراب سپهری ، آسمان مال من است!

پ.ن.ن.ن: قضاوتهای آدمها دیگر ناراحتم نمی کند. بگذار هر جور دلشان می خواهد فکر کنند و حرف بزنند.... مهم این است که الان در مسیری هستم که باید باشم. حرفه ای نقاشی می کشم ، طراحی لباس انجام می دهم.  زندگی می کنم. با دوتا جوجه و یک خرگوش و همسرم. همین برایم کافیست.

 



 
نقاشی یک کودک
ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/٢۸  

دوباره سلام. ممنونم از از لطف همه دوستان که ابراز دلتنگی کردند. اوضاع فعلا خوبه. اما نه به اون شکل که دلم می خواست. خب گاهی نمیشه هم خدا رو آدم بخواد هم خرما. منم آرامش داشتن رو به خیلی چیزهای دیگه ترجیح دادم. شاید یه زمانی بیاد اون قسمت دیگه اش هم درست بشه. فعلا هنوز توی حالت (مود) نقاشی نیومدم. اما خب ترجیح دادم نقاشی شاگرد 8 ساله و با استعدادم رو براتون به نمایش بذارم.

یک مساله مهم در نقاشی کودکان، ابزارهایی هست که برای بچه ها می خریم. معمولا  پدر و مادرها  ، پیش پا افتاده ترین و ارزان ترین و در واقع کم کیفیت ترین لوازم رو برای بچه ها می خرند و توقع دارند بچه با همان ها مثل  داوینچی  نقاشی کند. (البته یک علتش هم  نداشتن آگاهی است که  چه کالایی مناسب تر است) و البته  فروشنده های لوازم  تحریر هم مقصرند  چون  اطلاعات درستی درباره کیفیت  کالاها و لوازم نقاشی ندارند و هر جنسی که برایشان بصرفد را می فروشند. همیشه وقتی یک شاگرد جدید دارم  با این معضل رو برو  می شوم که  چگونه  مادر را متقاعد کنم  وسایل نو  و با کیفیت و قیمت مناسب برای کودکش تهیه کند. مثلا نقاشی بالا با یک آبرنگ هشت رنگ تالنز، روی یک دفتر مخصوص آبرنگ، و پاستل 24 رنگ چیکی چیکی کشیده شده که در مجموع 37 تومان  خرج داشته و اگر کودک استفاده درست از آنها را یاد بگیرد و مراقبت کند دست کم یک سال شاید بیشتر دوام می آورد و نقاشی های زیبایی هم می تواند بکشد.

بعد از مدتها هم یک سفر کوتاه رفتیم. با همسرم. به شهر هزار چشمه رفتیم. خرم آباد. شهری در دامنه کوه ها. از موزه  دژ شاپورخواست  یا  فلک الافلاک هم دیدن کردیم. من موزه های زیادی رفتم اما  در بین موزه های ایران که از آنها بازدید کردم ، موزه فلک الافلاک و  موزه میراث روستایی گیلان (12 کیلومتر به رشت جاده رشت-تهران) بهترین ها بودند. شاید چون  هر دوی آنها به نحوه ی زندگی روستایی و محلی می پردازند. البته بازدید از این شهر همیشه آرزوی من بود. آب و هوای دلنشین آن حتی در زمستان برایم تعحب آور بود. بازار هنوز هم  به همان  شکل قدیم است (برعکس کلان شهرهای ایران که بافت سنتی اش هم مدرن شده و دیگر آن رنگ و بوی قدیم را ندارد) و آدمهای این شهر  به طرز عجیبی به درد مدل نقاشی می خورند!!!  اگرچه شوهرم اخطار داد که هیچ وقت از آنها برای مدل شدن درخواست نکنم ظاهرا خوششان نمی آید مدل نقاشی شوند. یک پل قدیمی هم دارد این شهر که هم سن و سال سی و سه پل است و سی سه دهنه دارد و هنوز هم ماشین از روی پل عبور می کند. نکته جالب دیگر این است شما به ندرت خانه ای دارای زیر زمین در اینجا می بینید چون چند متر زمین را بکنید به آب میرسید. خیابانهای مرکز شهر هم همگی دارای درخت های چنار چندین ساله است. بنابر این موقع یادگرفتن  آدرس دنبال نشانه دیگری باشید!  امیدوارم سفر بعدی بتوانم از طبیعت زیبای شهر نقاشی کنم.

 

پ.ن: کاش آدمها در قبال نیکی هایی که می کنند  توقع فرمانبرداری نداشته باشند!  باید یاد بگیریم که  نیکی کنیم و فراموشش کنیم. و یاد بگیریم که هرکسی مختار است راه زندگی اش را  خودش انتخاب کند.  نمی توان کسی را  به خاطر اینکه یک عمر برایش زحمت کشیده ایم  مجبور کنیم در پاسخ  به زحمتهای ما  ، راه و روش زندگی اش را مطابق  میل و سلیقه ما کند. آدمها آزاد آفریده شده اند.  خنده ام میگیرد  وقتی آنجل خانوم می گوید  سالهاست با خواهرم قطع رابطه کردم  چون  شوهرش را مطابق میل من  انتخاب نکرد درحالیکه من برایش مادری کرده بودم!!!  حالا خواهرش با  شوهرش  خوش می گذراند و این آنجل جان   همه اش حسرت می خورد( البته ظارهرا افتخار می کند ) که در عروسی خواهرش شرکت نکرده و  سالهاست از او بی خبرست.  احتمال میدهم مغرور تر از آن باشد که  بخواهد به خواهرش تلفن بزند بگوید اشتباه کردم، این خوشبختیی که تو الان داری  فقط با این مرد امکان پذیر بود و مخالفت من  یعنی گرفتن این خوشبختی از تو!!!!

من مانند بز اخفش فقط در چشمهای آنجل جان  نگاهی می اندازم. هیچ نمی گویم!  امیدوارم  دربرابر فرزندانم  مرتکب چنین  غلطی نشم. خدایا  همه ی مارا  آدم کن. همین

بعدا نوشت:  یعنی یه سری آدم های روانی هی میان  اینجا پیام های مزخرف تبلیغاتی میذارن. حتی کد امنیتی  پیام هم کارساز نیست و جلوی این  آدمهای دیوانه را نمی گیرد. من  نشناخته  ندانسته  هم نشین نشده  به هیچ کس و هیچ  آدمی لینک  نمی دم . حداقل  باید  یه سال بیای  بری  و نظر درست  بدی  و پست آدم وار بذاری تا بهت لینک بدم.  نمیشه هرکی از هرجا اومد ببینه آمار  وبلاگم بالاست  خودشو بچوپونه  یا  بتوپونه  توی  لینکدونی ام که!!!!! به هرحال  این  مزاحمین وبلاگی اگه میخوان که بلاک نشن  لطفا  دیگه  پیام نذارند  وگرنه میسپرمش دست  یه اداره و سازمانهایی که  در وبسایتاشون رو تا ابد  تخته کنه!!!!عصبانی



 
کودک درونم
ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٢٠  

استاد نقاشی کودکانه ام خانوم ساقی.ن  از شما متشکرم نه به خاطر بیستی که امروز  برای امتحان کتبی به من دادی و تعریف و تمجیدهایی که از پروژه ام کردی یا حمایتهایی که از تمامی کارهایم در طول این سه ماه انجام دادی. از شما متشکرم چون کودک درونم را آرام کردی و نقاشیهای کودکانه اش را دوست داشتی از جادوگر بدجنسی که کشیدم تا رستم مهربان و دماغ گنده  تا  پری دریایی محجبه ام!!! و همینقدر که کسی این کودک حساس دلم را درک کند کافی است.  و متاسفم بعضی ها امروز ... فکرانه به دنبال مقایسه نمره هایشان بودند  و ....

درست است که بیست های نقاشی های دبستانم برایم ارزشمند بودند و معلم های دوران کودکی ام عاشق نقاشیهایم .  اما خوشحالم از اینکه  بازهم توانستم کودکانه نقاشی کنم و کودکانه با رنگها و فرمها بازی کنم.  حتی نقاشی آقای معشوق چشم سبزم را از نگاه کودک آینده ام برایت بکشم که بابای خانه است و خرید می کند  و گلها را آب میدهد و سرش توی کتاب است و درس می خواند!!!  برعکس باباهای دیگر که تلویزیون می بینند و  می خوابند و روزنامه می خوانند  یا نیستند!!! حتی وقتی هستند!!!

پ.ن: دلم می خواست اینجا نمونه کار بذارم اما خب چون توی ایران کلهم کپی رایت رعایت نمیشه  نمی تونم!!! نمی خوام دسترنج 10 پونزده ساله استادم رو توی اینترنت حراج کنم!!

بعدا نوشت: حیفم آمد عکس دست جمعی مان را که دوست عزیزم گیلدا گرفته و فرستاده برایتان نگذارم. عکس را در آتلیه 2نقاشی دانشکده گرفتیم با استاد گرامی مان. من هم که مطابق معمول یک کلاه سرم است البته از نوع رنگ بنفش!!! چون کلاس بی نهایت سرد بود!



 
ماه و ستاره (پاپیه ماشه) - نکاتی درباره نقاشی پارچه
ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۸  

خب اینم از کاردستی درست کردن! خانوم استاد عزیزم که یه بیست خوشگل هم بهم داده (البته هنوز دو جلسه دیگه از کلاسش مونده) فرمودند که اگر دوست داشتید در رابطه با پروژه پایان کلاس یک کار نو انجام بدید بیاورید. از آنجا که بنده شدیدا دلم می خواد  کلاس رو بترکونم و بیست و یک بگیرم ، این کاردستی رو ساختم.

احتمالا با هنر پاپیه ماشه  آشنا باشید! ساختن مجسمه با خورده روزنامه و چسب سریش. البته با چسب کاغذ دیواری یا چسب چوب رقیق شده هم می تونید انجام بدید و همه این چسب ها رو از ابزار فروشی ها می توانید تهیه کنید.

این هنر را به دو روش می توان انجام داد. البته اینجا فعلا فقط یک روشش را می گویم. برای این روش نیاز به  خورده روزنامه یا خورده دستمال کاغذی نیاز دارید که با  چسب مخلوط کنید تا یک خمیر بدست آورید. بعد آنرا به صورتی که دوست دارید شکل بدهید و بگذارید خشک شود. اگر کاغذی ضخیم تر از روزنامه انتخاب شود ممکن است خمیر یک دستی نتوانید درست کنید هرچند که آنهم برای خودش مدلی است (مثل ماه و ستاره من). بعد از خشک شدن هم روی آنرا با چسب چوب رقیق پوشاندم و اکلیل نقره ای پاشیدم!  روی بوم کوچک که با اکرلیک سورمه ای رنگ کردم چسباندم . مثلا کاردستی شده مناسب برای بچه های دبستانی!

و خب البته رنگ هنوز خشک نشده و برای همین برق میزند!!!

------------------------------------------------------------------------------------

برای نقاشی و چاپ روی پارچه می توان هم از رنگهای مخصوص این کار استفاده کرد! و هم می توان از رنگ اکریلیک بهره گرفت. دستور استفاده از هر برند (مارک) تجاری روی شیشه های آنها نوشته شده. اما معمولا پس از نقاشی و خشک شدن آن، پشت پارچه را اتو میزنند. ممکن است که مواد اضافه کننده ای لازم باشد تا رنگ ثبات خوبی داشته باشد. اما برای رنگهای اکریلیک همان اتو زدن کافی است. این نوع رنگها معمولا به علت آنکه پایه ی آبی دارند (یعنی با آب رقیق می شوند و پس از خشک شدن هم دیگر حل نمی شوند) بهتر است روی پارچه های پنبه ای مثل شلوار جین کار شود. پارچه هایی مثل ساتن اگر چه جواب میدهد اما خب یکنواخت در آوردن رنگ روی آن کمی مهارت می خواهد ( چون این پارچه های جاذب آب نیستند و آب  و درنتیجه رنگ  به راحتی به داخل الیاف نفوذ نمی کند.) از طرف دیگر در هنگام کار با  پارچه های نخی هم به علت مکش سریع آب و رنگ  باید  از رنگهای غلیظتر استفاده کرد. استفاده از رنگ رقیق  باعث میشود که رنگ از مرزهای طرحتان  سریعا به نقاط دیگر شره کند. استفاده از پالت یک بار مصرف در این موارد به صرفه است. اگر دقت کرده باشید نقاشان پارچه را روی بوم می کشند و بعد آنرا نقاشی می کنند چون با اینکار پارچه سر نمی خورد و ضربات قلم قابل کنترل هستند. اما چون ما معمولا پارچه ها را برای مصارف پوشاک استفاده می کنیم نمیشود آنها را در چهارچوب بوم کلاف کرد. اما می توان از کارگاه گلدوزی استفاده کرد. پارچه را در کارگاه گلدوزی محکم می شود و با غلظت مناسبی از رنگ ( به صورت تجربی ) رنگ آمیزی میشود.

فعلا نتوانستم خودم نقاشیی بکنم و از آن عکس بگیرم و نمایش بدهم.

--------------------------------------------------------------------------------------------

بعضی وقتها دلم می خواهد به بلندترین جای دنیا و نزدیکترین جا به گوشهای خدا بروم تا داد بزنم   و  بگویم بلد نبودی بنده  خلق کنی چرا  کردی که آبروی آفرینشت را ببرند. با بد فهمی هایشان. با بدبینیهایشان . با سنگ انداختنهایشان . با طعنه هایشان!!! و من سکوت می کنم ، داد نمیزنم. خدا نخواهد بشنود نمیشنود!

 فردا سالگرد فوت مادر آقای معشوق چشم سبزمان است. مادر خوبی بود! همسری که عاشق شوهرش بود و عاشق ماند و عاشق مرد. خدا رحمتش کند.



 
طراحی فیگور ذغال - مداد پاستل - مباحثی درباره رنگ
ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱  

طراحی فیگور برای کنکور ( چه کارشناسی و چه ارشد ) خیلی مهمه. اینکه بتونید به صورت ذهنی  تناسب و حالت رو درست از آب در بیارید. برای همین باید تمرین زیادی از روی مدل زنده انجام بدید تا ملکه ذهنتون بشه.

اولین ین طراحی فیگور را با  مداد پاستلی قرمز و مشکی انجام دادم. البته به قول استادم اول موتورم سرده و خطهام جون نداره! یواش یواش دستم گرم میشه و می تونم  خط های روان و بی ترس و تردید  بکشم. بنابراین من اینجا به ترتیب سه تا کار نشون میدم که ببینید تمرین چقدر تاثیر زیادی روی روانی خط ها داره.

برای بهتر دیدن تیرگی روشنی ها ( کنتراست ها) چشمهاتون رو کمی تنگ کنید  یا اگر عینکی هستید  عینک رو بردارید و یا مثل من چشماتون رو کمی لوچ کنید!

 

برای طراحی از مدل زنده  حد اقل  به اندازه  2 متر ازش فاصله بگیرید تا مدل رو تمام قد توی دید داشته باشید و مجبور نشید برای دیدن مثلا پای مدل  سرتون رو خم کنید!!

این نقاشیها هم که می بینید با گواش روی کاغذ اشتنباخ آبرنگی کشیدم! که اولی بیانگر هیجان هست. استفاده از رنگها به صورت خالص ( بدون افزودن سفید یا سیاه) و ترکیب متعادل از سبز قرمز زرد آبی و بنفش  به هیجان انگیز بودن کار کمک کرده!  در نقاشی دوم هدف بیان خطر با استفاده از رنگ بود. هرچند در این نوع کار ها الزاما نمی بایست فرم خاصی در نقاشی باشد من ترجیح دادم  هم با فرم و هم با رنگ این مفهوم را انتقال بدهم. یعنی اگر شما فرم درست را برای یک موضوع انتخاب کنید اما رنگها نامنتاسب با آن باشند  بیننده را گیج می کنید و مفهوم را انتقال نخواهید داد. مثلای یک فیگور با حالت بی تفاوت نسبت به اتفاقات اطرافش می کشید اما به جای آنکه آنرا رنگ آبی خاکستری روشن  بزنید ، از رنگهای سبز قرمز استفاده می کنید!

پ.ن:  دارم برای خودم لباس کاموایی می بافم! یه مدل من در آوردی! بعدا نشونتون میدم.

پ.ن.ن: یکی چند وقت پیش کلی انتقاد کرده بود به نقاشیهای پارسالم ( دقیقا همین موقع) که بی روحند و بی حس!!  اگرچه که من تا حدودی حرفشون رو قبول دارم! اما این رو نشونه ضعف اون سری از کارهام نمی دونم! بلکه دقیقا نشون میده که توی اون شرایط روحی که داشتم ، تمام تلاشم زنده نگه داشتن امیدم به روزهای بهتر بوده!!  اما از اون خواننده محترم خیلی ناراحت شدم!! چون آدم ترسویی بود! آدمی که انتقادش رو خصوصی می نویسه و منتظر جواب گرفتن نمی نشینه! ( بعد یه عدد شماره موبایل میذاره  که  ظاهرا  توقع داشته  بنده زنگ بزنم و کلی چیز بهش بگم )!! این آدمها  فقط یه طرفه حق رو بخودش میدن که هرجور بخوان قضاوت کنن،   آدمی که از اینهمه مطلب و نقاشی  زوم می کنه  روی یه مطلب و یه نقاشی و  میگه همه ی نقاشیهات بی حس اند و بی روح!! منتقد نیست ، یه آدم مریضه که چون عقده حقارت و خود کمی بینی داره  ، کسی رو بالاتر از خودش نمی تونه ببینه و  اگر هم ببینه  به شدت اون رو می کوبه!!



 
درخت سرو: کار حجم سازی با مقوای ماکت
ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/٢۳  

نقش سمبل سرو در دوره هخامنشی بر دیواره های تخت جمشید به وفور دیده میشود . این درخت همیشه سبز  نمادی از جاودانگی و ابدیت داشته است. بعدها این درخت سمبل آزادگی میشود (علی الخصوص در شعرهای حافظ) چراکه میوه نمی دهد تا بار آن را بر دوش بکشد. این سمبل را برای درس مبانی رنگ به صورت برجسته با مقوای ماکت درست کردم و البته 8 ساعت تمام وقت برد و بدتر از آن انرژی گزافی !!! 

 

من دختر آبانم! از نسل الهه آبها. وقتی باران میبارد حس خوبی دارم. دیروز توی اتوبوس ضعف کردم! کسی جایش را به من داد و دیگری خوراکش را با من قسمت کرد. در این روزگار بی عاطفه , بودن این فرشته های آدم نما غنیمت است. دیروز در چهارراه ولی عصر پشت چراغ قرمز خانومی زیر چترم بی هوا ایستاد. چتر را همانجور نگه داشتم تا هر دو خیس نشویم! کاش چتر دل همه ی آدمها انقدر وسعت داشت که بی چشمداشت آنرا پناهگاه امن دل تو می کردند, بی آنکه عقیده ات, عشقت و منش زندگیت را زیر سئوال ببرند! 

 دوشنبه جلسه آخر مادر یکی از کوچولوها آمد پیشم! دختر نازی دارد که با نمک صحبت می کند. دقیق و با حوصله و شوق ذوق است. گفت نمی تواند شهریه کلاس را برای ترم بعد بدهد! اما دخترش عاشق نقاشی است. خودش هم بچه بوده عاشق نقاشی بوده و هنوز هم گاهی سرشوق می آید و برای دخترش چیزی میکشد!! ته قلبم درد گرفت. مانده بودم چه کنم. گفتم اگر با تاخیر بدهید قبول نمی کنند؟؟ گفت نمی دانم اگر قسطی باشد می توانم کاریش بکنم. گفتم صحبت کنید امیدوارم قبول کنند. هرچند بعید میدانم به خاطر بیست هزار تومن , موسسه اینکار را بکند!  هرچند که امروز یک نفر خیرخواه پیدا شد و گفت  که هزینه را میدهد. پیام برای موسسه گذاشتم ! امیدوارم پیامم بدستشان برسد و این دختر ناز بازهم بیاید. مادرها همه از پیشرفت بچه ها راضی بودند. باید از استادم کمال تشکر را بکنم که دانش و تجربه 15 بیست ساله اش را در اختیارمان قرار میدهد. و شدیدا دلش می سوزد که چرا بچه های ایران امکان پرورش خلاقیت را مثل کشورهای اروپایی ندارند. و اگر هم داشته باشند امکانات مالی مدرسه یا خانواده اجازه اش را نمی دهد.



 
نقاشی کودکان
ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۸  

این هنر نقاشی کودکان 3 تا 6 سال هست. بعضی هایشان نسبت به سن و سالشان خیلی خلاق و تیز و با توجه هستند. هرچند که من ماهی کشیدن را  یا کلاغ کشیدن را به بچه آموزش نمی دهم. می گذارم کودک هر آنچه در ذهنش دارد روی کاغذ پیاده کند. نهایتا اگر هیچ پیش زمینه ای نداشته باشد راهنمایی اش می کنم که  با چه فرمهایی می تواند به منظورش برسد.  امیدوارم که از نقاشی هنرجو های کوچک من خوشتون بیاد. من  این نقاشی های بی ریا و پاک کودکانه را  از  نقاشی های دلمرده به اصطلاح هنرمندان امروز بیشتر می پسندم

ماهی در آب

 

 

 

 

 کلاغها

 

برای کودک آینده ام شادی می نویسم. شادی من‘ به آنها که عشق را نمی فهمند  با پاکی روحت  بفهمان که  خانواده ما یعنی من و تو و بابای انگشت سبزت   خوشبخت خواهیم بود. به آنها بگو که  نگران  بدبختی های خودشان باشند و ما را با عشق و خانواده مهربانمان تنها بگذارند!  ما با هم خوشبخت و آرام هستیم  و لازم نیست  بی خودی  دلواپس ما باشند و هی انرژی منفی از خودشان ساتع کنند!  بگو مادرم و معشوقش آقای پدر و من که شادی و کودک آنها باشم  امیدمان به خداست  هرچند مثل  شماها نیازی به  مذهبی بازی و تعصب نداریم  و دین ما مهربانی و خوبی کردن به آنهایی است که به خواسته هایمان احترام می گذارند و بی چشمداشت محبت می کنند و اختیارمان را غصب نمی کنند تا مجبور شویم  مثل آنها بدبختانه زندگی کنیم!!!!!!



 
آموزش نقاشی منظره با مدادرنگی
ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱۸  

آموزش نقاشی منظره با مدادرنگی

اصولا نقاشی با مدادرنگی خیلی طول می کشه . من پیشنهاد نمی کنم که با مدادرنگی منظره بکشید. شخصا ترجیح میدم از تکنیکهای آبرنگ یا رنگ روغن برای اینکار استفاده کنم. برای نقاشی منظره با مدادرنگی باید تسلط کافی به طراحی منظره با مدادطراحی داشته باشید. در طراحی منظره ( از کلمات کلیدی طبیعت استفاده کنید تا آموزشش را ببینید) از حرکات و ضربه های نوک و پهلوی مداد استفاده می شود. همان حرکت ها را برای ایجاد بافت با مدادرنگی انجام می دهیم. نکته ای که باید درنظر داشت ترتیب رنگ آمیزی صفحه است که در شکل های زیر به صورت نمادین می بینید. باید از آسمان شروع کرد. البته می بینید که من سمت چپ کار کمتر رنگ آبی زده ام چون بعدا باید درخت بکشم.

 متاسفانه در کار با مداد رنگی برای آنکه کاغذ از رنگ اشباع نشود و برق نیافتد باید هواستان به این ریزه کاری ها باشد. بعد نوبت به کوه میرسد و سپس به درخت های عقبتر و بعد درختهای جلوتر که سبز روشن تری دارند.

 مثلا برای درخت های جلویی باید یک رنگ زمینه سبز روشن بزنیم. بعد به تدریج بافت سازی را با رنگ های تیره تر ایجاد کنیم. این به قدرت دست شما بر می گردد که خطوط یا ضربه های قلم را چگونه اجرا کنید که توده ی برگ ها را تداعی کند. ما هیچ وقت برگها را دانه دانه نمی کشیم!

در نقاشی از درختان هرچه تعداد رنگهای سبز جعبه مدادرنگی تان متنوع تر باشد کار شما  خیلی راحت تر است. چون وقتی بافت سازی می  کنیم  با مخلوط آبی و زرد به سختی می شود بافت و رنگ مورد نظر را همزمان ساخت. برای همین بهتر است تمام رنگهای سبز پلی کروم فابرکاستل را تهیه کنید.

 

پ.ن: یک پسر بچه سه ساله که عاشق نقاشی ماشین می باشد شاگردمان است. جلسه اول که نه من زبان او را می فهمیدم  نه او آموزشهای من را متوجه میشد! فکر کردم شاید چون خیلی کوچک است جز مادرش کسی دیگر حرفهایش را نمی فهمد. جلسه دوم مادرش را دیدم و موضوع را گفتم و اضافه کردم که اینجوری پیش برود هیچ چیزی یاد نخواهد گرفت. بنده خدا خنده ای کرد و گفت آذری زبان هستیم توی خانه ترکی صحبت می کنیم!!!! بعد رو کرد به پسرش گفت با خاله فارسی حرف بزن! اگرچه بچه فرق بین فارسی و ترکی را نمی فهمد و توی رنگ ها فقط قرمز را تشخیص میدهد ( خب لابد آبی به زبان مادری او میشه ماوی و....) اما به عشق نقاشی ماشین سرکلاسم می آید و خط خطی های خودش را می کشد. آخرش دیروز با زبان بی زبانی حالیش کردم که  اگر ماهی و دست  و گل و آدم نکشد  نمی تواند ماشین بکشد ، اول باید ماهی بکشد و ... . که بالاخره یک عدد ماهی قرمز خط خطی و له شده و کج و کوله کشید!!! آخه مادر خوب پدر خوب  این چه ظلمیه  به خاطر حس ناسیونالیستیتون ( فهمیدین چه حسیه؟؟) در حق بچه می کنید؟؟؟؟ خب من با این بچه  که  زبان مادری اش  با  زبان  من  فرق می کند چی کار کنم؟؟؟؟؟؟ بیچاره معلمی که باید بهش فارسی مدرسه رو یاد بده.

 

پ.ن : "دلواپسیها و غمهایم را اینجا نمی نویسم. دنیا به اندازه کافی برای خودش غمبار است". این دو جمله را  روزی در این صفحه ها نوشته بودم.  هنوز هم به عهدم وفادارم.  این روزها که سوم شخص مجهول زندگی ام را یافته ام . در محضرش به آموختن زندگی می پردازم.  او دوم شخص معلومم شده تا  روی کاغذهای نقاشی و روی بومها با رنگها   شادی ها را حک  کنم که بماند، از شادی ها را می نویسم که دلخوش باشم به روزهای اندک خوشحالی و خدا را به خاطر آرامش لحظه های ناب و حقیقی  شکر بگویم.

بعدا نوشت:  ترا به خدا اول  تگ color pencil رو از  لیست کلمات کلیدی مطالعه کنید  بعد بیایید هی پیام بدید که چرا درباره مدادرنگی اینو نمی گی یا اونو نمیگی!!!  توی اون تگ همه نکته هایی که به عقلم میرسیده گفتم. اگه چیزی نگفته بودم  پیام بذارید تا بگم



 
سارجنتیزم و درد دل های هنری - نکته هایی درباره آموزش نقاشی با اکریلیک
ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٢٥  

استاد گرامی علاقه ی بی نهایتی به جناب سارجنت داره  و البته با لهجه ی خاص خودش اسم این هنرمند رو به زبان میاره.  اگر نقاشی های آبرنگ سارجنت رو ندیده بودم , می گفتم یه سودای همینجوریه . این علاقه و پیگیری کتابهای منتشر شده تا جایی پیشرفته که  سایر اساتید دانشکده  او رو متهم به  رواج سارجنتیزم  می کنند . اما  با دیدن کارهای آبرنگی که این هنرمند از ونیز ایتالیا کشیده آنهم زمانی که روی قایق های ونیزی نشسته بوده و از همان آب دم دستش برای شستن و خیس کردن قلم مو و کاغذ و رنگ استفاده می کرده , نتوانستم عظمت کار این هنرمند رو نادیده بگیرم. برای اینکه شما هم بتوانید آثار جان سینگر سارجنت رو ببینید به لینک وبسایتش مراجعه کنید. هنرمندی که تا دهه دوم قرن بیستم یعنی 1925 زندگی کرده و در 69 سال بیش از 900 اثر رنگ روغن  و 2000 اثر آبرنگ به جا گذاشته. یعنی اگر از زمان قنداقی تا دم مرگ کار کرده باشه میشه سالی 42 عدد نقاشی ناقابل یا ماهی 3.5 عدد و به عبارتی هفته ای یک تابلو ، که قدر مسلم این جدای از اتودهایی که برای این تابلوها میزده  و  البته اگر قبول کنیم که تقریبا از نوجوانی  به دنبال هنر رفته باشه ... این عددها یکم پیچیده تر میشه!!  چیزی که در نقاشی هاش آدم رو خیره می کنه  انتخاب ترکیب بندیهای نامتعارف ولی درعین حال بی نقص و معقول است.  والبته به نوعی کشیدن جزئیات نقاشی با کمترین میزان قلم زدن!  و همچنین انتخاب رنگهایی متنوع به طوریکه هر کار متفاوت از کار دیگر هست یکی سرد  و یکی گرم ! این تنوع انتخاب  به نظرم  از روحیه ی هنرمند و همچنین از جسارت اون در تغییر و امتحان کردن  خبر میده!   این نکته را هم باید بگویم که شاید پرکار بودن و توانایی خارق العاده داشتن یک هنرمند رو باید از  اخلاقیاتش و از زندگی خصوصی یا اظهار نظرهایی که کرده جدا کنیم و اگر اینجا از این شخص ستایش می شود صرفا به خاطر هنر اوست.

 معروفترین تابلو اش پرتره مادام ایکس هست که قسمتی از آن رو اینجا میبینید

پ.ن:  همه چیز دیده بودم  به غیر از  باب راس ترکی!! یکی از دوستان از ما.هوا.ره برنامه ای رو ضبط کرد بهم داد از شبکه لاین تی وی  ترکی که یه آقایی با هیکل... و صدای مورچه ای که شنیده نمیشد (توی دلش توضیح می داد)  ادای باب راس رو در میاورد و نقاشی آموزش میداد حتی آرم روی پیشبندش هم شکل باب راس مرحوم رو داشت!! ( اگه  ترکی نبود می گفتم برنامه خنده بازار خودمونه)  بهر حال من اگرچه کارهای مرحوم باب راس و این آقای ترک رو نگاه می کنم و نکته هایی هم از کاراشون یاد می گیرم اما قسم خوردم  هیچ وقت  از این نقاشی ها نکنم.  وقتی می بینم طرف هنوز مداد گرفتن بلد نیست و هنوز نمی تونه با مداد یک منظره رو ساخت و پرداخت کنه ، قلم مو دستش می گیره و منظره ها رو همه رو  کپی هم  می کشه  توی همشون ابر هست که با قلم موی 5 سانتی کشیدن و کوه که با کاردک از آب در آوردن و  چند تا درخت سرو نقره ای که با  قلم موی بادبزنی ....  حالم بهم می خوره از این بازاری کشیدن! تازه  بماند که این افراد معمولا هیکل  یه آدمم  نمی تونن طراحی کنن  چه برسه به  نقاشی!  باز خدا باب راس رو بیامرزه  وقتی  حرکات دستش رو نگاه می کردم  حداقل احساس خوبی بهم دست میداد انگار یک جادوگر داره  تردستی انجام میده ولی این  باباترکه  روی اعصابم بود اصلا مدل حرف زدنش، طرز قلم بدست گرفتنش  مدل  قلم زدنش  روی اعصاب بود. بهر حال دوستانی که علاقه دارند می توانند اون کانال رو توی اینترنت هم  پیداش کنن و برنامه rengarank یا گمونم همون رنگارنگ رو ببین !

پ.ن: درسته که  کارهای آقای سارجنت  هم  احتمالا  یه جورایی الهام گرفته از سبک آلاپریما (  خیس در خیس، At first attempt) هست و باب راس هم استاد این  شیوه در منظره کشی است! اما خداییش قضاوت رو می سپارم دست خودتون!

 

 -------------------------------------------------------------------------------------------

آموزش نقاشی با رنگهای اکریلیک

من قبلا درباره آموزش نقاشی اکریلیک کتابی رو معرفی کرده بودم Painting with Brenda Harris و گفته بودم که شرکت گرومباچر ناشر این کتاب هست و تنها جایی که سراغ دارم این کتاب رو بفروشه میدان انقلاب روبروی درب مترو (ابتدای خ آزادی)  یک دکه روزنامه است که  مجله های خارجی هم می فروشد. اگرچه نقاشیهای کتاب کمی تا قسمتی بازاری پسنده اما  برای شروع یادگیری تکنیک نقاشی اکریلیک کافی است. از آنجایی که دوستان ممکن هست دسترسی به این کتاب نداشته باشند من نکته های مختصری درباره کار میدهم که  ترجمه ای از این کتاب به همراه تجربیات کمم هست. (بعدا نوشت: ترجمه این کتاب را از انتشارات اکتا  یا فروشگاه افق - انقلاب روبروی سینما بهمن- می توانید تهیه کنید)

از نظر شیوه رنگ آمیزی اگر کار با آبرنگ یا رنگ روغن رو بلد باشید ، با  اکریلیک هم هیچ مشکلی نخواهید داشت مثلا برندا هریس همان استفاده ای را از قلم موی بادبزنی می کند که باب راس .

1-      حلال رنگهای اکریلیک آب است اما وقتی این رنگها خشک شود دیگر در آب حل نمیشود و به صورت یک لایه پلاستیکی در میاید. برای رقیق کردن رنگها از آب سرد و تمیز استفاده کنید.

2-      تیوپهای رنگ اکریلیک را به صورت وارونه ( سر تیوپ را روی زمین بگذارید) نگهداری کنید تا  از بسته شدن سوراخ تیوپ جلوگیری شود.

3-      درباره برندهای موجود دربازار اطلاع خاصی ندارم فقط از  رنگ اکریلیک بیسیک استفاده کرده ام و راضی بودم.

4-      اکریلیک را می توان روی بوم ، مقواهای آبرنگ، مقوای ماکت ، کوزه سفالی، تخم شترمرغ، گچ ، پلاستیک، چوب و ... استفاده کنید.

5-      شرکت گرومباچر برای رنگ اکریلیک پالت مخصوصی را طراحی کرده که شامل یک جعبه است و درون آن یک اسفنج قرار دارد و روی اسفنج یک کاغذ مخصوص قرار می گیرد. داخل جعبه را پر از آب می کنند و آب از طریق اسفنج می تواند به کاغذ مخصوص انتقال یابد و همواره آنرا  مرطوب نگه دارد. رنگها بر روی این کاغذ قرار داده می شود  و مخلوط می گردد. تا زمانیکه کاغذ مرطوب باشد  رنگها خشک نمی شود و می توان به مدت طولانی رنگ را نگه داشت بی آنکه از خشک شدنش نگران بود. باید هر از چند گاهی آب را از گوشه ای داخل جعبه ریخت  تا  کاغذ خشک نشود و چین نخورد.  من مطمئن نیستم این نوع پالت در ایران موجود باشد. شخصا از ظروف پلاستیکی شکلات و ... که  سطحی سفید یا بیرنگ دارند به جای پالت استفاده می کنم که اگر رنگ هم خشک شد آنرا بی دغدغه  دور بیاندازم.

6-      قلم موهایی که برای  رنگ روغن استفاده میشوند برای اینکار مناسب هستند.  قلم موها را با آب تمیز بشویید و  چنانچه رنگ روی آنها خشک شد  می توانید  با الکل آنرا کاملا تمیز کنید.

7-      طرح را می توان با کاغذ کاربن یا مداد روی بوم کشید. فقط باید دقت کنید که مدادی که استفاده می کنید از سری اچ باشد که کربن مداد با آب رنگ قاتی نشود و کار چرک نگردد.

8-      برای خشک کردن سریعتر کار می توانید از سشوار با حرارت ملایم و فاصله ی تقریبا 30 سانتیمتری از بوم استفاده کنید. سشوار را در همه جای طرح به صورت یکنواخت حرکت دهید.

9-      برای مخلوط کردن رنگها می توانید از کاردک استفاده کنید درست همانطور که در رنگ روغن استفاده می شود.

10-  مدیوم های وایت بلند white blend ، کلیر بلند clear blend و اسلوبلند slow blend برای کاهش زمان خشک شدن و ایجاد مخلوط رنگ استفاده می شوند. مثلا در کتاب برای ایجاد رنگ بنفش خاکستری متوسط از  6 قسمت وایت بلند و 1 قسمت  آبی اولترامارین ، 1 قسمت پین گری payne’s gray و کمی کریمسون  استفاده شده. ظاهرا فقط برای ساخت هایلایتهای خیلی روشن از مخلوط سفید تینانیوم و رنگ مورد نظر استفاده میشه!  یا گاهی فقط از وایت بلند لازمه استفاده بشه ولی می خواهیم رقیق تر باشه ، که آنرا با کلیر بلند مخلوط می کنند، یا  برای ساخت مخلوطی با رقت مناسب (اما روشن نشده) از کلیربلند استفاده میشه.

 

 



 
کاغذ آبرنگ
ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٢۱  

تقسیم بندی کاغذ ها:

کاغذ گرم افشرد کاغذی است بسیار صاف با سطحی سخت و لغزنده یا صیقلی است.

-         مناسب برای رسم خطوط قاطع و دقیق  با مرکب  یا  گرافیت و ذغال و ...

-         عدم نفوذ  مرکب و خشک شدن در سطح

-         نمونه ­ی آشنا ی این نوع کاغذ : کاغذ های خوشنویسی

کاغذ سرد افشرد کمی زبر است و سطح آن مختصری  دندانه دار است.

-         چسبیدن ذرات مرکب و ذغال  بهتر است

-          کاغذ کاهی نمونه آشنای این نوع*

تقسیم بندی کاغذهای آبرنگی:

کاغذ آبرنگی گرم افشرد دارای سطحی صاف یا بافت ریز  یا بدون بافت است.

-         برای  رنگابه مناسب تر است چون رنگ سریع خشک میشود ( روی سطح)

-         به سرعت  کاغذسرد افشرد آب را جذب  (مکش به درون  بافت ) نمی کند که  درنتیجه می توانید لبه های رنگ را تصحیح کنید.

-         رنگ های نقاشی نهایی تقریبا  درخشان است.

 

 

کاغذ آبرنگی سرد افشرد  دارای سطحی بافت دار است

-         هنرمندهای حرفه ای آبرنگ بیشتر از این نوع استفاده می کنند.

-         پستی و بلندی های بافت  به نگه داشتن آب کمک می کند.

-         مکش آب  تقریبا سریع  اتفاق می افتد

-         رنگ نقاشی نهایی کمی کدر است

 

کاغذ آبرنگی زیر که دارای بافت است و دندانه های درشتی دارد.

-         به علت جمع شدن آب در حوضچه های بافت کاغذ ، رنگ آمیزی  پس از خشک شدن  حالتی شبیه به شنزار  دیده می شود.

 

کاغذهای آبرنگی از لحاظ وزن  هم تقسیم بندی هایی دارند  که به صورت گرم درمترمربع (gsm) یا  پوند در هربسته کاغذ  (lb) است.  هربسته کاغذ  500  (امریکایی)یا 480 (انگلیسی) برگه کاغذ دارد.  مقادیر رایج   190gsm یا 90 lb  ، 300gsm یا 140lb  ، 356gsm یا 260lb ،  638gsm یا 300lb   است .  کاغذهای سبکتر از 260lb را  برای کار باید حتما  شاسی کشی کرد.   **  و  ***

تولید کننده هایی که  انواع کاغذ های آنها در ایران به فروش می رسد. عبارتند از  آرچ (فرانسه) ، کانسون ( فرانسه) ، مونتوال ، فابریانو (ایتالیا) ، خروسنشان ( آلمان) ، استراتمور ، وینزور نیوتون  .....  اگرچه من  خودم به شخصه  کاغذهای 260 lb  خروسنشان و آرچ رو بیشتر میپسندم.  برای خرید کاغذ خروسنشان به  پاساژ  فروزنده  طبقه  زیرزمین  در  خیابان انقلاب  مراجعه کنید.

کاغذهای آبرنگ معمولا از  الیاف طبیعی گیاه کتان تهیه می شوند  هرچند که  از الیاف مصنوعی نیز  کاغذ ساخته اند.  کاغذهایی که از چوب  یا مانیلا  ( احتمالا گیاهی است که در فیلیپین می روید)  ساخته می شوند اسیدی تر هستند. پی اچ بالای این کاغذ ها باعث  تخریب کاغذ در طی زمان و  زرد شدن آن میشود.  همچنین  در هنگام ساخت کاغذ  به آن آهار ژلاتین هم زده میشود.  میزان آهار  معین کننده ی مقدار رنگی است که کاغذ می تواند در خود جذب کند.  هرچه آهار بیشتر باشد  رنگ  بر روی سطح کاغذ شناور می ماند و می توان بیشتر با رنگ دوباره کاری کرد ( تصحیحات انجام داد). ****

 

منابع :

* شیوه های طراحی هفت استاد ، گرگ آلبرت   و   راشل ولف  ,  ترجمه اعظم نوراله خانی ، انتشارات بهار

** http://painting.about.com/cs/watercolours/ht/Howto_WCpaper.htm

***  http://letspaintnature.com

****  http://www.watercolorpainting.com/reference.htm

مرجع تصویر کاغذها                                                  http://www.artfortune.com/images/pages/arches_watercolor_paper.jpg

 

البته اگر کتاب آموزش آبرنگ   نوشته خوزه پارامون  از انتشاارات  نشر نی  را  بتوانید تهیه کنید  توضیحات مفصل  و کافی در اینباره دارد  اما متسفانه  این کتاب فعلا  موجود نیست و تجدید چاپ هم نمی شود.

 ----------------------------------------------------------------------------------

پ.ن:  کلاس آموزش طراحی و نقاشی به صورت خصوصی و نیمه خصوصی در رده سنی نوجوانان و بزرگسالان ( در تهران) قرار است که  برگزار شود. برای کسب اطلاعات بیشتر  لطفا  یک پیام خصوصی شامل شماره تلفن تماس بگذارید تا در اسرع وقت جهت  تنظیم تایم کلاس  و هزینه  و مکان کلاس  با شما هماهنگی کنم

 

 پ.ن : برای کسب اطلاعات بیشتر درباره آبرنگ و مدیوم های آن  به لینک مراجعه کنید



 
آب مرکب و پاستل گچی
ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱٥  

خب این پست فقط می خوام چندتا از نقاشی طراحی هام که با تکنیک آب مرکب  یا  تکنیک آب مرکب و پاستل گچی کشیده ام را نمایش بدم.  در پست بعدی هم مفصل درباره کاغذ آبرنگ و آب مرکب  صحبت خواهم کرد. سعی می کنم علاوه بر  مسائلی که به صورت تجربی باهاش مواجه شدم   مسائل تئوری کتابها رو هم  مثل پرس سرد  گرم و ... رو توضیح  مفصلی بدم. چیزی که برای  خواننده ها ملموس باشه   و همچنین یکی دو تا رفرنس  (مرجع) رو هم معرفی کنم.  ولی مساله ای که هست اینه که تا خودتون  با این مسائل و مشکلات  و  امتحان مواد و متریالهای  کار  دست و پنجه نرم نکنید  نمی تونید  چیزی از این مطالب سر دربیارید. یعنی حتما کاغذی که من بهش می گم خوب  یا بد  رو باید باهاش  یکبار هم شده کار کنید... شاید چیزی که  زیر دست من  جواب خوب نمیده  با  روش شما  خوب از آب دربیاد. به هر حال اینم از  طراحی های من. در کار با آب مرکب باید دقت داشت تا جایی که ممکنه کم قلم بزنید  ( من یه نمونه کار اشتباه هم نشون میدم اینجا)  و  مواظب باشید  کار جرم دار نشه  چون  جرم داشتن رنگ (ضخامت رنگ)  طراوت و تازگی رو از کار میگیره!  متاسفانه  نشون دادن مراحل انجام کار  خارج از  صبر و حوصله ی وبلاگ نویسیه  و چیزیه که فقط با  دیدن حضوری  قابل فهم و اجراست.

آب مرکب ( کوزه های سفالی)  - برانت آمبر و سینای سوخته و سفید

آب مرکب ( کوزه های سفالی)

آب مرکب و پاستل گچی  کاغذ ضخیم

آب مرکب و پاستل گچی کاغذ متوسط

آب مرکب و پاستل گچی کاغذ نازک

 نمونه  طراحی آب مرکب  ( مرکب پوست گردو  - کاغذ ضخیم)  که  دارای اشتباه است

 

نوع قلم زدن اشتباه هست. خیلی قلم زیاد خورده

-------------------------------------------------------------------------------

پ.ن:  کلاس آموزش طراحی و نقاشی به صورت خصوصی و نیمه خصوصی در رده سنی نوجوانان و بزرگسالان ( در تهران) قرار است که  برگزار شود. برای کسب اطلاعات بیشتر  لطفا  یک پیام خصوصی شامل شماره تلفن تماس بگذارید تا در اسرع وقت جهت  تنظیم تایم کلاس  و هزینه  و مکان کلاس  با شما هماهنگی کنم.

 



 
شعر و نقاشی - مباحثی در باره رنگ (1)
ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢۳  

 

درباره رنگ  بسیاری از خوانندگان وبلاگم سئوالاتی کردند. پیش از آنکه  بخواهم در این باره به طور خلاصه مطالبی را ذکر کنم لازم دیدم که در این زمینه دو کتاب را  معرفی کنم. کتاب اول که به مبانی مهندسی  رنگ می پردازد با عنوان  تکنولوژی رنگ  که می توانید از انتشارات جهاد دانشگاهی پلی تکنیک تهران (دانشگاه امیرکبیر) تهیه کنید. اگرچه فقط یک یا دو فصل از  این کتاب قطور مناسب کار هنرمندها میاید و بقیه اش مطالب پیچیده و محاسبات و فرمول هاییست که  بیشتر به کار مهندسان می آید. کتاب دوم  "هنر رنگ" نوشته ی یوهانس ایتن هست  که کتابی جامع درباره  رنگ است  و مباحثی چون فیزیک رنگ ، هماهنگی رنگ، کیفیت ذهنی رنگ، کنتراست فام  و انواع کنتراست های دیگر، نظریه امپرسیون رنگ، نظریه اکسپرسیون رنگ و کمپوزیسیون را در بر دارد.

مطلبی که من اینجا به صورت خلاصه می نویسم اصولا مقدمه است برای رنگ ، بیشتر  از نظر مهندسی آنرا بررسی می کنم اگرچه سعی می کنم آنرا  به زبانی  کاملا ساده  بیان کنم که  حتی  نوجوان ها هم  از آن بهر مند شوند و البته خیلی  کار به  جنبه های هنری اش ندارم. گرچه در ابتدای بسیاری از کتابهای آموزشی رنگ روغن یا آبرنگ  و یا مدادرنگی ، اندکی درباره مباحث رنگ توضیح داده شده است.

دیدن رنگ به سه عامل وابسته است، جسم و منبع نور  و بیننده . دانشمندان برای  اینکه  بتوانند محاسباتی روی رنگ انجام دهند و آنرا با دستگاه بسنجند می بایست که ابتدا برای هر سه عامل  استانداردهایی در دسترس را تعریف کنند.  در نتیجه منابع نوری  از جمله  لامپ تنگستن ، لامپ آرک زنون، لامپهای شبیه ساز نور خورشید را  بدست آوردند. دلیل اینکه منابع مختلفی  معرفی شده است شاید این باشد که توزیع انرژی طیفی ( نمودار انرژی نسبی ساتع شده از لامپ در هر طول موج)  لامپ ها با هم متفاوت است. اگر بخواهیم  مثالی خوب برایتان بزنیم درباره خرید پارچه یا لباس است. شما  لباسی را در مغازه پسند می کنید اما وقتی شب در منزل آنرا می پوشید حس خوبی به شما نمی دهد.  در اینجا جسم  و بیننده ثابت است و تنها چیزی که فرق کرده نور لامپ است.  بنابر این  اگر  بخواهید زیر نور لامپ فلورسنت یا  لامپهای کم مصرف نقاشی کنید دچار مشکل میشوید! این لامپها مانند لامپهای استاندارد طیف پیوسته ی نور ندارند ( در بعضی از طول موجها  انرژی از خود ساتع نمی کنند ، اگرچه در لامپ فلورسنت این مشکل اندکی رفع شده است) در نتیجه  چیزی که به چشم شما می رسد ( ترکیبی از رنگ واقعی جسم با نور تابیده شده به آن)  با آنچه در نور روز می بینید   کاملا  متفاوت است.

دانشمندان اجسام را از نظر رفتار آنها در برابر نور به سه  دسته  تقسیم بندی کرده اند. حتی یک لایه نازک رنگ هم  به عنوان  جسم بررسی می شود.  اجسام شفاف : در آنهای پدیده ی انتقال و جذب نور اتفاق می افتد.  اجسام متوسط نوری یا به عبارتی نیمه شفاف : پدیده ی انتقال  ، انتشار و جذب نور در آنها اتفاق می افتد.  اجسام پشت پوش  یا  ضخیم نوری : جذب و انتشار نور در آنها اتفاق می افتد.  این نکته در تکنیک های نقاشی بسیار اهمیت دارد. به همین خاطر است که بعضی از ابزارها مانند گواش به رنگ جسمی معروفند  و آبرنگ به رنگ روحی!   به همین دلیل است که بسیاری از تولید کنندگان رنگهای روغنی آرتیست  علایمی بر روی تیوپهای رنگ گذاشته اند تا میزان پشت پوش بودن ( اوپاک opaque)  یا  شفاف بودن (ترانسپارنت transparent)  یا نیمه شفاف بودن  آنها را  به خریدار هشدار دهد. مثلا  در  رنگهای روغنی  فاین   می توان  دید که رنگ آبی کبالت  پشت پوش است  اما  اولترامارین شفاف است  در حالیکه  آبی فتالو نیمه شفاف است.  مثلا اگر لایه ای از رنگ پشت پوش را روی بوم سفید استفاده کنید. بعد از آن لایه ای از رنگ شفاف را  به کار ببرید. چیزی که به چشم می آید مخلوط دو رنگ است. اما اگر بر عکس عمل کنید، فقط رنگ پشت پوش را می بینید.! این دسته بندی ها برای رنگهای اکریلیک هم هست.

برای بیننده  هم  مشاهده کننده استانداردی را  تعریف کردند و  منحنی حساسیت چشم را در هر طول موج بدست آورند.

درباره فضا رنگ و سیستمهای رنگ منظم  ، دایره رنگ و مباحث مربوط به اختلاط رنگ در آینده توضیح خواهم داد.

 

بعد از مدتها طبع شعرم گل کرد. خودم هم می دونم دلیلش حس پروزای هست که عزیزی با بودنش به من میده، اگرچه شعر ها قافیه اش یا ردیفش و حتی وزنش ایراد داره اما اینجا می نویسم تا یادم بمونه که بودنت چقدر آرامم می کنه

یار من پیرهنش عطر اقاقی دارد

از گل رازقی و یاس   باغی دارد

می پرستم چشم مستش زانکه میدانم او

مست عشق است نه آن جام که ساقی دارد

 

در چشم تو رنگ سبزه زاران دیدم

در سینه طراوت بهاران دیدم

در هر تپش قلب تو شادی پیداست

عشق تو زلال همچو باران دیدم

 این شعر رو هم خورشید خانوم  به من هدیه کرده , از لطفش ممنونم . کوزه ام اما بی گل ، بی کوره ام نه خاکی از زمین بر خاسته نه دستی بر گلی آراسته جمله پیوسته پیراسته حدس بزن چه کسی آن را بنواخته نقشی از یک نقاش یا که وهم است خوابست و خیال هر قدم با نقاش جملگی ساختن است نه خیال این شعر تقدیم به استاد گرامی

------------------------------------------------------------------------------------

دوست عزیزی درد دل کرد. حرف دل خیلی ها رو زد که از طرف خانواده شان حمایت نمیشن برای نقاشی . گله کرد که داره با کسی ازدواج می کنه که چیزی از هنر نمی فهمه! راستش هم دلم سوخت هم یه حرفی ته ذهنم اومد. شاید بازم بیاد و اینجا رو بخونه. اما من اگر جای ایشون بودم تن به این ازدواج نمی دادم اگر هنرم انقدر برام مهمه که اینجوری درد دل کنم. ما خانواده مون رو انتخاب نمی کنیم اما همسرمون دیگه دست خودمونه! اگر واقعا جلوی پروازمون رو بگیره   مگه خود آزاری داریم باهاش ازدواج کنیم  هم خودمون رو بدبخت کنیم هم  یه نفر دیگه رو با غر غر ها و سرکوفت هایی که در آینده به دلیل همون  پروزا نکردن بدبخت می کنیم. مگر اینکه چیزهایی دیگری برامون خیلی مهم تر از هنر و نقاشی باشه که اونوقت دیگه این گله از زمین و زمان واسه چیه!!!  حرف خیلی زیاده  اگه بخوام بگم. ممکنه هرکسی  از در مخالفت یا موافقت چیزی در این زمینه بگه  هرکس مختاره  می تونه  زندگیش رو جوری که می خواد بسازه. اما  چیزی که من یاد گرفتم و ازش نتیجه گرفتم اینه که به اون  صدای راستین  ته دلت رجوع کن و کاری رو بکن که  ته دلت  راضی باشی از این زندگی که کردی! همین!



 
بازارگردی
ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۳٠  

من همچنان در کمبود وقت شدید برای نقاشی کردن به سر می برم و همچنان بی دوربین بی امکانات برای آپلود کردن کارهای نصفه و نیمه ام هستم. اما دلم نیامد مطلبی مفید را درباره بازارگردی به شیوه ی نقاشان اینجا ننویسم. چند روز پیش گذرم به امامزاده صالح افتاد و بازار تجریش! شنیده بودم در آنجا هم  لوازم هنری می فروشند اما ندیده بودم. طبقه ششم یکی از پاساژهای بازار تجریش چند تا لوازم نقاشی فروشی بود و یک بوم فروشی و همه ابعادی بوم داشت! حتی بوم های مثلثی شکل!  نکته ی جالبتری که  درباره آنجا نشنیده بودم ولی دیدم و بسیار هم لذت بردم , وجود آتلیه های متعدد هنرمندان بزرگ کشورمان بود! همچنین در همان مغازه ها که تابلو نقاشی به فروش می رسد, همانجا نقاشی هم  می کشند و آموزش هم می دهند! یعنی مرکزی با بیش از 30 گالری و کلاس نقاشی!!! کارهای نقاشی حرفه ای آنجا را که دیدم واقعا برق از چشمم پرید , کمی هم از خودم نا امید شدم یعنی واقعا حس می کنم نقاشی های من خیلی ابتدایی است! نقاشی های استاد رحیم نوه سی  را از نزدیک دیدم که برایم اعجاب آور بود اینهمه دقیق و واقع گرایی کار کردن! حتی آقای سعید پناه زاده را هم دیدم داشت سه تار میزد!!! و کارهای پاستل گچی اش که حرف نداشت!!!  به هر حال  بازارگردی به این شیوه هم برای خودش لطفی دارد

پ ن :  سیما جان پیشنهاد میدم یه سر بری اونجا  کارهای طراحی و سیاه قلم را نگا کنی!!! واقعا محشره! کافیه  اتوبوسهای راه آهن تجریش را سوار شوی و  دم  در امامزاده صالح پیاده شوی

پ پ ن: امامزاده صالح که میروی نذر نمک یادت نرود! حاجت میدهد! من که یه عالمه نمک گذاشتم و بست نشستم حاجت بگیرم!!!  یعنی میشه سال 91 سال من باشه!!!!؟؟؟؟

پ ن ن: بی دوربینی هم بد دردیه ها



 
نحوه کشیدن اجسام دایره ای و سایه زدن آنها ( چراغ نفتی شاه عباسی :آبرنگ)
ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٥  

یکی از دوستان از من نحوه ی نقاشی کشیدن اجسام دایره ای و سایه زدن آنها را خواسته بود. نمی دونم این پست که الان می نویسم گره گشا هست یا نه. اگر مطلبی مورد سئوال باقی مونده بود حتما به من بگویند تا بعدا به آن اشاره کنم.

برای کشیدن اجسام دایره ای قبل از همه اول مطلبی را که قبلا در باره آموزش پرسپکیتو گفته بودم را مرور کنید. سپس به سراغ این نوشته ها بیاید.

در مرحله بعد روی کاغذ باطله تمرین کشیدن خطوط منحنی , بیضی و دایره ای را آنقدر تکرار کنید تا تمام کاغذ سیاه شود! این کار برای روان شدن دستتان لازم است.

برای آموزش این مطلب از مدل یک چراغ نفتی شاه عباسی کمک گرفتم. مدل را روی میز روبروی خودم قرار دادم. باید توجه کنیم که در این مدل خط افق بسیار بالاتر از لبه ی حباب شیشه ای قرار گرفته است. هرچه سر لوله به خط افق نزدیک تر باشد دایره آن مانند بیضی دیده میشود و باریک تر هم هست (به بیضی که با خط چین کشیده ام توجه کنید) هر چه از خط افق دورتر بشویم (به قسمت های فتیله ی چراغ نزدیک تر شویم) این بیضی ها به دایره شبیه تر میشود.  برای سایه زدن حباب گرد هم می توانید از خطوط راهنمای صورتی رنگی که کشیده ام کمک بگیرید.  اصولا هر شی گرد (مثل سیب یا میوه های دیگر و ... ) را  به همین صورت می توان سایه زد. حتی هنگام رنگ آمیزی با هر تکنیکی  بهتر است از همین خطوط استفاده شود.

اینهم نقاشی چراغ نفتی شاه عباسی با آبرنگ . یادم رفت بگم این عتیقه رو از یکی مغازه های منطقه آزاد انزلی خریدم.



 
از کرخه تا راین
ساعت ۳:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢  

دیشب برای بیستمین بار فیلم از کرخه تا راین رو از تلویزیون دیدم. اگرچه این فیلم رو  اولین بار وقتی 11 سالم بود توی سینما دیدم. خوب یادم هست چهار شنبه بود و آذر ماه و گمانم روز 12 ماه!  دیشب بعد از سالها  به  واژه ها فکر می کردم  رود کرخه , آلمان , مهاجرت, پرواز , سرطان خون , مرگ, دوری از وطن, بازگشت, کبوتر (عکس روی نوار موسیقی فیلم) , 1992 و غربت .... این واژه ها هر روز توی سرم چرخ و فلک بازی می کنند تا شاید روزی از آنها رمز گشایی کنم. دیشب یادم افتاد که سال 1377 یک نقاشی هم از یک صحنه ی این فیلم کشیدم با مدادرنگی های معمولی و روی کاغذ آچهار معمولی! همان صحنه ای که سعید کنار رود راین یقه ی خدا را چسبیده بود که چرا اینجا ... دیشب بعد از اینهمه سال فهمیدم چرا گاهی آدم با تمام ایمان و یقینی که  به خدا داره  و می دونه کار خدا بی حکمت نیست گاهی اینجوری میشه! قاتی می کنه و اعتراض می کنه و شکایتش رو می بره پیش خود خدا!!!  دیشب دلم می خواست گوشه ای از این شهر رود خانه ای داشت کرخه که ندارد کاش زاینده رود داشت ( که آن هم خشک کردند) لا اقل  کنارش می نشستم و عقده ی دلم را باز می کردم.  دلم  برای غروب های زاینده رود که یک روز زنده بود تنگ شده.

-------------------------------------------------------------------------------------------

بعدا نوشت:  الان که دارم اینو می نویسم تلویزیون داره آژانس شیشه ای می ذاره برای هزارمین بار!  خداییش  خدا ابراهیم حاتمی کیا رو بیامرزه  وگرنه تلویزون باید این روزها رو چه جور می گذروند ... یادم افتاد یه نقاشی هم از عکسهای پشت صحنه اش با گواش و آبرنگ در سال 77 کشیدم و تصویر سازیش کردم .... 

در واقع یه جورایی هم با این شعر سهراب سپهری ارتباط داره : مانده تا برف زمین آب شود , مانده تا بسته شود این همه نیلوفر وارونه چتر ... مانده تا سینی ما پر شود از صحبت سنبوسه و عید .... بهتر آن است که برخیزم, رنگ را بردارم, روی تنهایی خود نقشه مرغی بکشم



 
آموزش نقاشی چروک پارچه با مداد رنگی
ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٠  

در پست قبلی توضیح دادم که چرا به جای نقاشی از برق روی پوست حیوانات مثل اسب ( به دلیل کمبود امکانات ) از پارچه ساتن استفاده می کنم. در واقع پارچه ساتن رنگی هم تقریبا همان برق و تنوع رنگی را دارد و  شاید بهتر است بگویم کمی پیچیده تر از تن حیوانات است به دلیل فرم آن. یادم هست در کتاب شیوه طراحی استاد وزیری  تنها تکلیفی که از هنرجو نگاه کاملا دقیق و شباهت سازی در حد عکس می خواهد همین طراحی از پارچه است. به عقیده ایشان و خیلی از استادان نقاشی ( البته من خاک پای همه آنها هستم و هم عقیده در این قسمت ) شبیه سازی در حد دوربین عکاسی هنر نیست!!! اگر قرار باشد هنرمند دقیقا تصویری را تولید کند که دوربین می کند آنوقت چرا دوربین اختراع شده!!! ؟؟؟ من خودم هم شبیه سازی رو ترجیح میدم تا جایی ادامه بدم که احساس مثلا پارچه بودن , سیب بودن , گل بودن به بیننده القا بشه.

درضمن این مطلب را هم اضافه کنم که برای داشتن دید قوی و رنگ آمیزی موفقیت آمیز تنها چاره تمرین و طراحی است. طراحی طراحی طراحی

نکته ی جالب دیگر این است که سارا (یکی از هنرجوهایم) در حال کشیدن پرتره ای بود که به قسمت نقاشی دست رسیدیم و به من گفت دست کشیدن بلد نیستم. درواقع اولین بار بود که با مدادرنگی دست می کشید! گفتم هر رنگی را که می بینی در همان جایی که طرحش را کشیدی بذار!  این حرف یکی از نقاشان بزرگ است اسمش را فراموش کردم. در حقیقت نقاشی چیزی جز دیدن و پیاده سازی آنچه می بینیم نیست.

در مرحله اول طرح را با مدادرنگی قرمز (رنگ حاکم بر موضوع) با خطوط کمرنگ بر روی کاغذ اشتنباخ معمولی ( بافت ریز ) می کشیم. قبل از شروع رنگ آمیزی باید از سری مدادهایی که دارای ته رنگ قرمز هستند آزمونی به عمل بیاوریم. چشم شما باید بتواند رنگهای قرمز موجود در مدادرنگی را در متن پارچه پیدا کند. من در اینجا از مداد رنگی فابرکاستل 48 رنگ به علاوه ی دورنگ پلی کروم قرمز استفاده کردم.

پس از طراحی اولیه  , ابتدا از روشن ترین رنگ شروع می کنیم (318) و تمام قسمت هایی که رنگ روشنی مشابه با آن دارند با خطوط نازک و همبسته رنگ میزنیم. دقت کنید زیاده روی نکنید چون این رنگ به نارنجی متمایل است (پارچه ای که من انتخاب کردم سرخابی است) و ممکن است کار خراب شود.

در مرحله ی بعد با رنگ تیره تر (321) کار می کنیم. سعی می کنیم خطوط  در بعضی نقاط رنگهای مرحله قبل را پوشش دهد. دقت کنید که برای نقاط برق افتاده از سفیدی خود کاغذ استفاده می کنیم و رنگ نمیزنیم.

سپس با رنگ 219 پلی کروم که به رنگ پارچه ام شبیه تر است قسمت های تیره تر را رنگ آمیزی می کنم اما سعی می کنم که کاغذ از رنگ اشباع نشود.

در این مرحله احساس کردم اگر با رنگهای قرمز بخواهم ادامه بدهم رنگها در هم فرو میرود و طرح اولیه مخدوش میشود. درنتیجه تصمیم گرفتم که سراغ تیره ترین قسمت ها بروم و وضوح آنها را بیشتر کنم. ایجاد تیره ترین قسمت ها که کمی به سیاهی میزند با  کمک رنگهای آبی تیره 344 و سبز پلی کروم 278 میسر است. در واقع چون مکمل رنگ قرمز , رنگ سبز است باید از رنگ سبز تیره استفاده کنم اما چون قسمت های تیره نور نگرفته و سطوحی سرد است ترجیح میدهم کمی آبی تیره هم اضافه کنم تا هم حس سردی القا شود و هم به رنگ سرخابی نزدیک شویم.

حال که کمی سطوح تیره از روشن مجزا شد با رنگ 237 که ته رنگ بنفش ارغوانی دارد به نقاشی ادامه میدهم

در نهایت با رنگهای 333 که کمی بنفش رنگ است و رنگ آبی تیره 344 کار را تکمیل می کنم

 

پ.ن : اگر این پست آموزشی را  با مطلبی که درباره رنگ آمیزی گل رز گفتم مقایسه کنید می بینید که تفاوتی ندارد ( باورکنید ندارد) حتی اگر تنه اسب را هم قرمز کنند و بخواهیم رنگ کنیم باز هم مراحل همین است که گفتم. فقط چیزی که فرق دارد طرح اولیه است و باید چشمی قوی داشته باشید و رنگها را بتوانید ببینید!



 
پرتره دکتر علی شریعتی : طراحی
ساعت ۸:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱  

یکی از بیننده های وبلاگم در خواست طراحی از پرتره دکتر علی شریعتی داده بود. منم که دلم خیلی برای طراحی کردن تنگ شده بود مداد طراحی های مارس لوموگراف رو از خاک خوردن نجات دادم و طراحیش کردم. یادمه یک زمانی خوره ی کتابهای دکتر رو داشتم دنبال یک ایمان گمشده می گشتم. نوشته هاش آرومم می کرد عاشقم می کرد. بهم قدرت پرواز میداد. خیلی وقته که کتابهاش رو نخوندم و خیلی وقته یادم رفته چه جوری میشه شاعرانه نوشت و عاشق شد. خیلی وقته یه چیزی ته دلم سنگ شده راه بغضمو گرفته. خیلی وقته تا میام گریه کنم نمی تونم. حتی وقتی پدر بزرگم فوت کرد نتونستم جلوی چشم آدمهای دیگه گریه کنم . یکی باید مثل کوه وامیستاد و مثل باد می دوید و به عزادار ها آب خنک میرسوند . پدر بزرگم همیشه عطش داشت و آب خنک می خواست.... خیلی وقته به اون دردی که در عمق سینه ام نشسته می گم خاموش ! دنیا به اندازه ی کافی درد داره  تو دیگه از درد نگو حرف نزن  شکایت نکن بغض نکن! تو وظیفه ات اینه که "شادی" به دنیا بدی! بخندونی! اما خدا می دونه امشب ته دلم چه غوغاییه ... می گن امشب شب قدر هست میگن ملائکه میان زمین میگن حاجت ها رو امضا می کنن و قبول شده ها نامه اعمالشون به دست راستشونه و شاد هستند... اما امشب من دلواپسم  دلواپس اون "شادی" که اومدنش داره دیر میشه و هرچی دیرتر میاد من آشفته تر میشم... می گن شادی توی دل باید باشه اما من آخرین ذره های امیدم دیگه داره توی دلم ذوب میشه ... نمی دونم در حق چه کسی بدی کردم ... نمی دونم دل کی رو شکستم ... نمی دونم کی از دستم هنوز ناراحته که من دلم می خواد فریاد بزنم بگم من رو ببخش ... میدونم این نوشته رو نمی خونه ولی امیدوارم من رو ببخشه و کمکم کنه  تا   " شادی" رو به این دنیا  هدیه کنم.

طفلی به نام شادی، دیریست گمشده ست  /

با چشمهای روشنِ براق

/ با گیسویی بلند به بالای آرزو/

هرکس از او نشانی دارد /

ما را کند خبر

/ این هم نشان ما  :  /

یک سو خلیج فارس /  سوی دگر خزر

( شفیعی کدکنی )

 

 خدمت آذر خانوم هم بگم که حوصله کشیدن دستای کیرانایتلی رو نداشتم برای همین اینو همینجور ناقص ازم قبول کنه ... گمونم باید یه ست  پاستل که مداد کنته رنگی هم داره بگیرم  چون کشیدن خطوط نازک بدون شکستن پاستل ممکن نیست و منم کلا حیفم میاد دیگه ....

ان شاء الله جواب  خانم/آقای  ایران  که پرسیده بودند برق پوست اسب رو چگونه با مدادرنگی میشه کشید رو در پست بعدی خواهم نوشت! دوستان اگه نظری که بشه در پست بعدی برای این سئوال نوشت دارند همینجا بگن که من با نام خودشون نمایش بدهم.



 
kiera knightley کیرا کریستانا نایتلی - نقاشی پرتره با پاستل گچی نرم
ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٩  

برای اینکه امتحان کنم ببینم میتونم با پاستل گچی از چهره نقاشی بکشم، چهره ی خانوم نایتلی رو انتخاب کردم. البته به این نتیجه رسیدم که کاریست بسیار سخت و مطمئن نیستم که واقعا خوب شده یا نه. به هر حال این اولین تجربه نقاشی پرتره با پاستل گچی بود برام. البته به این نتیجه رسیدم که کلا باید ابعاد نقاشی برای چهره کمتر از آسه نباید باشه تا دست راحت به گردش دربیاد و محو کن کلفت و پاستل کلفت تر از اون  راحت جولان بدهند.

به هر حال منتظر شنیدن نظرات استادان مخصوصا رها جون که چند دانه گچ پاستل بیشتر از من شکستند هستم قلب

کاش این آپلود کننده ی عکس پرشین بلاگ امکانات ویرایشی قویتری داشت ... من هر دفعه عکس رو آپلود می کنم باید کلی جمعش کنم که از قالب وبلاگ بیرون نزنه و اینکار با کلی دلهره انجام میشه  چون ابعاد بهم میریزه و ممکنه دراز تر  دفرمه تر  به نظر برسه ... به هر حال من به جای پرشین بلاگ از شما عذر می خوام

 



 
رزهای باغچه
ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢۳  

حرفی برای گفتن ندارم جز اینکه خیلی بی حوصله شدم ... از انتظار متنفرم و تنها چیزی که من رو از پا می اندازه منتظر مونه!

نقاشی آبرنگ گل رز با عنوان "رزهای باغچه"  از روی گلهای رز رونده و خوشبوی باغچه خانه خودمان کشیدم



 
نقاشی ماشین قدیمی برای پسرخاله ام (آبرنگ)
ساعت ۳:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱  

چند پست پیش نوشتم که پسرخاله ای داریم 9 ساله که عاشق نقاشی کردن است بویژه نقاشی از ماشین های مدرن. چند وقتی بود که دنبال عکسی از ماشین قدیمی خوش رنگ و لعابی می گشتم تا این که به لطف جناب آقای سیروان پیدایش کردم. به نظر من ماشین های قدیمی خیلی خوشرنگتر و خوشگلتر از ماشینهای مدرن هستند تا نظر شما چی باشه ... نقاشی ماشین قدیمی را با آبرنگ و تکنیک خیس در خیس کشیدم. خیلی دلم می خواست نمک دانه درشت هم داشتم تا آسفالت خیابان با حالتی طبیعی تر نقاشی میشد. امیدوارم شما هم این ماشین نارنجی رو دوست داشته باشید.

به وبلاگ یک پزشک و حرفهایش ( جدیدا شده یک پاتولوژیست و...) حتما سر بزنید. این آقای دکتر (اگه اشتباه نکنم) نقاشی های تخیلی زیبایی با مدادرنگی می کشند که من امروز واقعا از دیدنشان لذت بردم.

پ.ن.  دوستان از دادن هرگونه ایمیل معذورم! واقعا شرمنده ... با این اینترنت ای دی اس ال کم سرعتم به زور اینجا رو می چکم ... به یاهو ماهو که دیگه اصلا نمی رسم سر بزنم.

 



 
آموزش نقاشی کودکان
ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٢  

با عرض شرمندگی! این مطلب که درباره آموزش نقاشی کودکان قرار بود نوشته بشه تبدیل به چند نمونه نقاشی از کودکان و چند نکته مهم و ضروری میشه! علتش هم همون مسدود بودن سایت هاست که نمی تونم چند تا مطلبی دلم می خواست اینجا ارائه بدم رو ترجمه کنم براتون! (خدا لعنت کنه اونایی رو که فیلتورنت رو راه انداخته آدم رو از اطلاعات مفید و مثبت هم محروم می کنن) گریه والبته در ادامه نظرات دوستان رو اینجا ذکر خواهم کرد. فکر کنم در مجموع مطلب خوبی بشه درباره نقاشی کودکان!

اول از همه نقاشیی که (خوشبختانه این یکی رو از قبل توی حافظه کامپیوتر داشتم) خانوم لسلی وایت به نوه اش یاد داده براتون اینجا نمایش میدم. مراحل نقاشی هم به این صورت هست که آسمون رو با آبرنگ رنگ آمیزی کردند! سپس با کمک از خط کش و پاستل روغنی خانه ها رو کشیدند و رنگ آمیزی کردند! در نهایت یک مقداری رنگ سفید (احتمالا اکریلیک بود اگه حافظه  ام درست کار کنه) روی نقاشی پاشوندند (با مسواک میشه انجامش داد) ستاره ها و ماه رو هم با پاستل میشه روی آبرنگ نقاشی کرد!

نقاشی دیگری که ایشون آموزش دادند یک جور بازی با  رنگ بود (رنگ های آبرنگی تیوپی  یا  اکریلیک برای اینکار مناسب هست). البته من عکس اصلی رو ندارم که اینجا براتون نمایش بدم در عوض نقاشیی که امروز با فاطمه (شاگردم) تمرین کردیم رو نمایش میدم. اگرچه ما از رنگ های انگشتی استفاده کردیم. من پیشنهاد میدم اصلا از رنگ انگشتی استفاده نکنید حالت لزج و سر داره. علاوه بر اینکه به سختی میشه رنگها رو روی هم مالید (برای بعضی جاهای این نقاشی لازمه )  دیر خشک شدن رنگهای انگشتی هم درد سر داره! بهم مالی و کثیف کاری میشه روی کاغذ.

مقداری رنگ ( به اندازه یه باقالی) به ترتیب در قسمت پایین صفحه بچینید و از کودک بخواهید که با استفاده از وسیله ای شبیه به کاردک (یک تکه چوب کوچک) رنگ رو روی کاغذ پهن کنه بعد کاردک رو تمیز کنه و رنگ بعدی رو پهن کنه! در نهایت می توانید در و پنجره ها رو با رنگهای متفاوت به همون شیوه نقاشی کنید! 

از اونجایی که کار با رنگ انگشتی خیلی مزخرف و مسخره بود  تصمیم گرفتم که  همین نقاشی رو با اکریلیک هم امتحان کنیم که فاطمه جون ترجیح داد یه سبد پر از گل بکشیم. من هم رنگ های اکریلیک رو روی یک صفحه پلاستیکی براش میذاشتم و نحوه استفاده رو هم آموزشش می دادم و اون این نقاشی قشنگ رو کشید

1: گلدان با رنگ قهوه ای : اول طرح را با مداد بکشید سپس به مقدار کافی رنگ قهوه ای در وسط طرح بگذارید و از کودک بخواهید با همان وسیله ی کاردک مانند رنگ را در سطح گلدان پهن کند. به او یاد بدهید که چگونه لبه ی کاردک را روی لبه ی گلدان میزان کند و رنگ را به سمت داخل هدایت نماید!

2: زردی وسط گلها : مقداری رنگ زرد روی صفحه ای پلاستیکی (پالت) بگذارید و از او بخواهید با نوک انگشت رنگ بردارد و روی کاغذ در جاهای مناسب یک ضربه بزند تا دایره ای زرد درست شود.

3: گلبرگ ها: دو رنگ کاملا متمایز و هماهنگ ( مثلا قرمز و زرد , آبی روشن و بنفش, قرمز و گلبهی ) روی (پالت) بگذارید  سپس از کودک بخواهید اول انگشت را به رنگ روشنتر و سپس به رنگ تیره تر آغشته کند و روی کاغذ بزند!  با دستمال اضافه رنگ را بگیرد و اینکار را تکرار کند

4: برگ ها: برای برگها مشابه گلبرگ  ولی با سه رنگ (زرد سبزکمرنگ  و سبز پررنگ) اینکار را انجام دهید و از کودک بخواهید که رنگ ها را به جای اینکه بر روی انگشتش روی هم بگذارد  اینبار در کنار کنار هم رنگ بردارد! ( همانطور که می بینید گوشه ی بعضی از برگها کاملا زرد است  یک گوشه ی دیگرش سبز تیره)

-----------------------------------------------------------------------------------------

اینها چند مورد آموزش بود که برایتان گذاشتم امیدوارم مفید باشد. جا دارد اینجا نقاشی پسرخاله عزیزم را که 9 سال بیشتر ندارد نشانتان بدهم . بعضی از بچه ها استعداد خارق العاده ای در درک مسائل پیچیده و تخیل دارند . معمولا پرسپکتیو چیزی است که به نوجوانان آموزش داده میشود ولی من یک سال پیش آنرا به حامد آموزش دادم و این دو نقاشی هم کار اوست ( نقاشی بنز و بی ام و)

--------------------------------------------------------------------------------------------

اینهم نظرات دوستان که زحمت کشیدند درباره نقاشی کودکان گذاشتند

رها : من اول با اشکال هندسی آشناشون میکردم....مثلاً چند هفته روی گردی(دایره) تمرین میکردیم...جلسه اول روی تخته یه دایره براشون میکشیدم و بعد تبدیلش میکردم به شیر...بعد سریع پاکش میکردم و میگفتم حالا خودشون یه شیر بکشن(معمولاً خودشون میتونستن و فقط اگه میدیدم نمیتونن دستشونو میگرفتم)...بعدش ازشون محلایی که ممکنه شیر زندگی کنه رو میپرسیدم و میگفتم جایی که شیرشون اونجا قرار داره رو نقاشی کنن...وقتی با اشکال هندسی آشنا میشدن میرفتم سراغ اشکالی که میتونن مثل یه شابلون با خط کشیدن دورش رسم کنن...مثل دست خودشون...بعد میرفتم سراغ قصه...مثلاً قصه ی خانواده ی انگشتا...بعد میرفتیم سراغ کاردستی و بازی...مثل خمیر بازی...و...............
خلاصه اینکه برای کار کردن با بچه ها باید حوصله به خرج بدی و بذاری خلاقیتشون شکوفا بشه...تازه با این روش از روی نقاشیهاشون کلی هم میشه روانشناسیشون کرد!
( البته تجربیات من برای بچه های زیر 6 ساله و نمیدونم به دردت میخوره یا نه...به هرحال نظر من اینه که اغلب درست نیست دست بچه رو بگیری و فقط یه روش خاصو بهش یاد بدی...باید بذاری خودشم حرکات و ضربه های قلمشو پیدا کنه و بهتره که فقط راهنماییش کنی )

من یه مدت توی مهد کودک به بچه ها نقاشی آموزش میدادم و یه کم تجربه در این زمینه دارم...بدترین روش برای بچه ها اینه که مانع رشد خلاقیتشون بشی و یه شکل خاص رو بهشون بدی و بگی با فلان روش نقاشی کنن(مثل کتابای آموزش نقاشی که مثلاً داخل یه شکلی رو باید رنگ کنن...بچه باید آزاد باشه و هرجا که دوست داره باهر وسیله ای که خودش انتخاب میکنه رنگ کنه، حالا فوقش خط خطی هم بکنه...عوضش از همین خط خطیا چیزی یاد میگیره)...باید دست و بالشونو باز بذاری تا چیزی که توی ذهن خودشونه رو  پیاده کنن...به عنوان یه مربی فقط باید هدایتشون کنی...لا اقل برای بچه های زیر 6 سال که درستش اینه

آذر : رها جان ذهن بچه ها بیشتر ازینا قادر به پروروندن تخیل و تصویرسازی هست . حالا من یه تکنیک کوچولو اما فوق العاده مفید رو بهت پیشنهاد می کنم . به بچه ها بگو چشاشونو ببندند یک گردی ( یا هر کدوم از اشکال هندسی و خطوط مورد نظرت ) رو تصور کنند با انگشت تو هوا اونو ترسیم کنند حالا چشاشونو باز کنند . با همون گردی یه شکل بسازند در مورد جزئیاتش براتون صحبت کنند و ... این تکنیک برای کودکان پیش دبستانی 5-6 سال و البته برای 4-5 سال هم کاربرد داره



 
نقاشی پرتره ناتالی پورتمن (تمام شده) : مدادرنگی
ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱۱  

این روزها به دلیل مشغله مقاله نویسی کمتر وقت می کنم نقاشی کنم!  در عین حال مشغول یادگیری رنگ روغن هم هستم. تنها توانستم پرتره دخترخاله خنده ناتالی پورتمن را با مداد رنگی  به اتمام برسونم! امیدوارم که  خوب شده باشه!  البته هرچی که دوباره گشتم  تا لینک اصلی عکس را برای مقایسه پیدا کنم نشد.

------------------------------------------------------------------------------------------

" ساعت سپید شب " گفت که خیالی بکشمش و در جواب گفتم خیالی فقط یک بار چهره یک نفر رو طراحی کردم و اصولا این کار رو انجام نمیدم!  اون یک بار هم دختر عمه جان  بنده ازم خواست چهره مردی بکشم که  چنین و چنان باشد!! تقریبا شبیه  یکی از گوینده های اخبار شد! و خوشش آمد!  بعدها (حدودا 3 چهار سال بعد) دختر عمه جان بنده  با مردی ازدواج کرد که  تقریبا شبیه همان گوینده اخبار یا به عبارتی شبیه نقاشی من  بود!!!نیشخند  



 
پرتره ناتالی پورتمن : آموزش نقاشی با مداد رنگی
ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٥  

اگرچه نقاشی ناتالی هنوز نیمه کاره است اما چون قول دادم یک پست آموزشی برای رنگ آمیزی موها بگذارم، اومدم!

برای طراحی یا نقاشی موها نکته اساسی این هست که ابتدا باید رنگ آمیزی پوست تمام شده باشد! چون معمولا مقداری از مو روی صورت میریزد. باید اول رنگ و سایه های پوست و حتی سایه های " افتان " زیر موها گذاشته شود. سپس موها به دسته های مناسب تقسیم شود.

برای رنگ آمیزی پوست صورت ناتالی ( چون کمی برنزه است) از رنگهای light yello ochre و brown ochre و flesh روشن ، متوسط و تیره و cinnamon   از سری رنگهای پلی کروم استفاده کردم. دقت کنید که من هنگام  رنگ آمیز را از مدادرنگی های روشن به تیره استفاده کردم.

سپس اندکی به جزئیات ابرو و بینی پرداختم. هنرجوهای تازه کار اول از رنگ آمیزی چشم و لب شروع می کنند که خطاست. بهترین روش این است که پوست را رنگ آمیزی کنید ( البته نه تا حدی که کاغذ از رنگ اشباع شود و برق بیافتد)  سپس به مراحل بعدی بروید. اگر بعدا احساس کردید که پوست صورت هنوز آنقدر که می خواهید برنزه نشده، بعدا مجددا  رنگهای مناسب اضافه کنید!

برای رنگ آمیزی موها ابتدا با رنگ قهوه ای سوخته ، موهای تیره را به صورتی که مشاهده می کنید رنگ بزنید!  چون موهای ناتالی هایلایت هم دارد باید دقت کنید که بیش از حد قهوه ای نکنید! لطفا صبور باشید و در کشید خط ها و منحنی ها عجله نکنید! باید کاملا با نوک تیز مداد مسیر موها را نقاشی کنید! برای تنوع گاهی به رنگ آمیزی اطراف چهره بپردازید.

پس از آنکه کار با رنگ قهوه ای سوخته تمام شد. از قهوه ای اکر استفاده کنید و قسمت هایی که روشن مانده است را کمی رنگ بزنید! به همان شیوه ، حفظ مسیر موها و خطوط نازک! می توانید متناسب با رنگ موها از قهوه ای های مختلف دیگر استفاده کنید! ( به علت کم شدن حجم عکسها در اینجا تنوع رنگهای مورد استفاده به چشم نمی آید)

---------------------------------------------------------------------------------------

پدرم در اومد!  این فتوشاپ چقدر ناز داره! مجبور شدم برای ویرایش عکسهام دوباره نصبش کنم! نصف روز سرکار بودم از دستش! اما در نهایت عکسهای کج و کوله را باهاش صاف کردم تا بشه نمایشش داد!

دیروز دوتا شاگرد داشتم از هفته دیگه میشن سه تا! عاشق تابستونم و یاد دادن نقاشی به نوجوانها!!



 
نقاشی گل مگنولیا (آبرنگ)
ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٠  

خب بعد از یک هفته دست به قلم نبردن! این اولین نقاشیم.  نقاشی گل مگنولیا با آبرنگ. این گل را هفته پیش معلمم به عنوان هدیه به من داد چون هنرجوی خوبی ام و ازم خواست به عنوان تکلیف ازش نقاشی کنم. اگرچه موقع رفتن توی قطار  یه طرح سریع ازبیابانهای بین راه  کشیدم! و اگرچه  با پارسا کوچولوی هم قطارم نقاشی کودکانه کشیدم!  چیزی که باعث شد این بچه نظر من رو به خودش جلب کنه خوندن شعر" حسنی نگو بلا بگو  " از اول تا آخر بود. یعنی شعر کودکی های خودم. معمولا بچه های این دوره  حوصله خوندن یه شعر درست حسابی رو ندارند یا مادرها یادشون ندادند!  این شد که ازش خواستم بیاد پیشم و نقاشی هم بکشه! و برخلاف خیلی از کودکان، پارسا  با علاقه و جدیت تمام کاغذهایی که بهش داده بودم  پر از نقاشی کرد و داستان هم براش تعریف کرد! دقیقا عین کودکی خودم!!!!  موقع خداحافظی کلی  از مادرش به خاطر  صبر و حوصله ای که به خرج داده تشکر کردم!  این جور مادرها باید قدر دانی بشن!!!!

در این مدت هم  گزارشی دیدم از دختر 4 ساله آمریکایی که نقاشی های انتزاعی می کشدبه نام Aelita-Andre . هی  یعنی  دخمر کوچولوی منم میشه مثل این نینی شیطون و با نمک و هنرمند باشه!!!!  کارشناس های هنری می گفتند که این بچه رنگها رو  خیلی خوب میشناسه ! برخلاف سنش!

 



 
آموزش : نقاشی گل رز قرمز
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٩  

اعصابم به شدت ٨ ریشتر از اوضاع وطن همایووونی  خورده!! هیچی سر جاش نیست!  همه ملت تا یه تعطیلی گیر میارن  ول میشن توی جاده ها و راههای ریلی و هوایی! یکی به فکر من نیست  که  وقتی یهو اونم  شاید دانشگاه احضارم بکنه ( یعنی اینم روی هواست  و معلوم نیست)   چه جوری توی این قحطی بلیط  ، باید خودمو برسونم تهران؟؟؟؟ یکی نمیگه آخه مشهد هم جا بود که  این پدر بزرگوار بنده چسبیده بهش؟؟؟ یکی بگه ملت مجبور بودند  برن آخرت  که این روزهای لعنتی  خرداد تعطیل بشه .... آخ من چقدر از خرداد متنفرم ..... آخ کاش میشد خودم تنهایی و به کل کوچ کنم برم تهران ... کاش  میشد هیچ وقت دلهره  بلیط گیر نیاوردن و دیر رسیدن  و اصلا نرسیدن نداشتم ....و  هیچ وقت ترس نداشتم از این فاصله ها گریه اعصابم قاتیه ... گفتم بیام یه پست آموزشی بذارم برای  دوستان  شاید  این هنر کمی آرومم کنه!

-----------------------------------------------------------------------------------------

اول باید درباره  کاغذ نقاشی توضیحاتی بدم .  بهترین کاغذی که من توی ایران برای  کار با مدادرنگی سراغ دارم کاغذهای اشتنباخ هست. کاغذ اشتنباخ معمولی  با دو نوع برند ترکیه و آلمان موجود هست و نوع آلمانی کمی گرانتر و به نظر من کیفیت بهتری داره. این کاغذ بافت خیلی ریزی داره و عموما به رنگ کرم رنگ هست. بافت ریز این کاغذ  مناسب کارهایی هست که ریزه کاری و جزئیات خیلی زیادی داره ( مثل همون گلها در گلدون فیروزه ای). کاغذهای اشتنباخ رنگی هم هست که  معمولا بافت های درشت تری دارند.  از کاغذ های رنگی ( یا  بهتر بگم مقوا) برای کارهایی که یک رنگ خاصی غالب بر نقاشی هست استفاده میشه . مثلا طبیعتی که کویری هست و رنگ قهوه ای غالب هست  رو بهتره روی کاغذی با رنگ قهوه ای روشن نقاشی کرد تا در مداد رنگی صرفه جویی بشه! و البته کار راحتتر بشه!  از کاغذ های فابریانو هم می شود برای این کار استفاده کرد اما  بافت راه راه  یا برجسته (پوست پلنگی) آن ممکنه نقاشی رو تحت تاثیر خودش قرار بده!

دوم درباره مداد رنگی. بهترین مارک مدادرنگی های معمولی با قیمت مناسب. مدادرنگی فابرکاستل هست! که من جعبه ۴٨ رنگ اون رو دارم! اگر خواستید که رنگهای خاص ( مثل سبز خیلی تیره یا آبی ایندیگو تیره ) را هم به  مداد هایتان اضافه کنید. مدادرنگی های پلی کروم فابرکاستل این نیاز شما رو بر آورده می کنه.  من به شدت از کار با مدادرنگی استدلر یا برونزیل  یا سایر مارکهای بازار که ارزون هم هستند متنفرم! نوک مدادرنگی های استدلر به نرمی فابرکاستل نیست و قدرت رنگ دهی اش هم همینجور.  بعضی از مدادرنگی ها هم ناخالصی هایی دارند که  اگر هنگام رنگ آمیزی دقت کنید به صورت دانه دانه روی کار خود را نشان میدهد و گاهی هم رد بی رنگی روی کاغذ ( عین ردی که با خودکار بیرنگ روی کاغذ بکشید ) می گذارند و باعث نایکنواختی کار می شوند.

سوم. در هنگام رنگ آمیزی نوک مداد را کاملا تیز کنید. مدادرنگی های فابرکاستل مدادتراش مخصوص هم به همراه دارند. رنگ آمیزی با نوک گرد و کند مداد باعث میشود که شما برای بدست آوردن رنگی تیره تر مداد را بیشتر فشار دهید و فشار بیش از حد نتیجه ای جز برق افتادن کاغذ نخواهد داشت.

چهارم. من خودم شخصا از پاک کن های مشکی فابرکاستل استفاده می کنم چون مقدار نرمه پاک کنی  که میدهد کم است. از پاک کن خمیری هم میشود استفاده کرد. تکه ای از خمیر را روی کاغذ بگذارید و بردارید. مزیت پاک کن خمیری در این است که  فرو رفتن گرده های ریز رنگ به داخل منفذ ها و بافت کاغذ در اثر مالش  صورت نمی پذیرد. البته تا جایی که امکان دارد اشتباه نکنید تا از پاک کن استفاده نکنید!

-------------------------------------------------------------------------------------------

نحوه رنگ آمیزی گل رز ....

شیوه های مختلفی برای رنگ آمیزی هست. بهترین شیوه استفاده از هاشور های نازک و منظم در کنار هم هست. البته وقتی شی به پیچیدگی گل رز میشود  باید از خطوط درهم و نا منظم استفاده کرد.

با توجه به اینکه گل چه رنگی است برای تیره کردن قسمتهایی از گلبرگها باید رنگ مناسبی را انتخاب کرد.  مثلا برای گل قرمز از رنگ مکمل آن یعنی سبز استفاده می کنیم. گل زرد ، رنگ بنفش،  و برای گل نارنجی از رنگ آبی و .... البته ممکن است تیرگی دلخواه حاصل نشود که در اینصورت ممکن است از انواع قهوه ای ها یا ارغوانی ها  یا حتی مدادرنگی آبی ایندیگو تیره پلی کروم ، استفاده می کنیم . برای شماره گذاری رنگها  معیارم فابرکاستل 48 رنگ  است.

1- ابتدا با سبز 357 تیره ترین نقاط را به نرمی رنگ آمیزی می کنیم

2- سپس اندکی سبز جونیپرگرین پلی کلروم اضافه می کنیم!

3-  سپس اندکی قهوه ای تیره 376 بر روی آنها می کشیم . دقت کنید که به اندازه ای مداد رنگی را بر روی کاغذ می کشیم که کاغذ از رنگ اشباع نشود! (کاغذ برق نیافتد) و رنگ آمیزی به نرم با نوک تیز مداد انجام میگردد.

4- سپس از قرمز دیپ اسکارلت پلی کروم استفاده می کنیم. دقت کنید نقاطی که روشنتر است رنگ آمیزی نکرده ام.

 

5-  حال کمی قرمز 326  که روشنتر است اضافه می کنیم.

6-  سپس با قرمز 318 کل کار را رنگ آمیزی می کنیم . این قرمز کمی مایل به نارنجی است.

7-  برای اینجاد کنتراست بیشتر از آبی ایندیگو دارک  پلی کروم استفاده می کنم!  دقت کنید به هیچ وجه از رنگ مشکی برای تیرکردن و سایه زدن استفاده نکنید. مشکی به علت داشتن دوده کار را کثیف می کند.

در نهایت اگر احساس کردید که لازم اس هنوز قرمزتر شود می توانید با توجه به سایه روشن ها از یکی دوتا از قرمزها استفاده کنید! یا اگر لازم بود  سبز و قهوه ای ها را هم بکار ببرید.

در اصل باید این روش را به صورت معکوس انجام دهیم. یعنی از رنگهای روشنتر به رنگهای تیره تر!  اما گاهی ممکن است متوجه شوید که بعضی از رنگ ها را اگر روی رنگ دیگری بکشید قابلیت پوشش دهی خوبی ندارند درنتیجه مجبور میشوید که ترتیب رنگ گذاری را تغییر دهید! ( این مشکل ممکن است برای پاستل روغنی هم پیش بیاید!)

---------------------------------------------------------------------------------------------

احساس می کنم کمی آروم شدم ولی هنوز دلنگرانم نگران

 



 
نقاشی رزها در گلدان فیروزه ای (مدادرنگی)
ساعت ٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٤  

این روزها دارم نقاشی زرها در گلدان فیروزه ای  رو با مداد رنگی می کشم . که البته جونم بالا اومده چون کشیدن اینهمه گل رز یک جا واقعا سخته! کار زنبق و دیگر گلها رو هم بردم کلاس استادم  دید! میگه خودکار بردار  و جاهایی که  باید تیره بشه رو خودکاری کن تعجب اساسا  قاتی کردم . مخصوصا اینکه خودکار بیک ها رو  آورد و شروع کرد  به کشیدن چند تا خط روی نقاشیم کلافه دلم می خواست موهامو بکنم!!! ولی خب خودمو کنترل کردم!  من  راستش مداد رنگی رو از روی کتاب مدادرنگی  (نوشته: شیدا حسامی و فرشته اطاعتی  انتشارات یساولی)  یادگرفتم توی اون کتاب از این تکنیک چیزی ننوشته بود!  البته خانوم معلم من علاقه شدیدی به کشیدن خط های باریک دور اشیاء داره (همون مرز اشیاء) ... نقاشی گل رز اولی که با آبرنگ کشیدم یادتونه که!!!! کپی از کار استادم بود دیگه .... عین همون خط های دور گل و برگ ها سبز من شدیدا متنفرم از اینکار..... هرچی محو تر بهتر! می ترسم  که نقاشیم شبیه اشباح بشه  یواش یواش فرشته... به هر حال ، اینم از نقاشی نصفه کاره ام...

راستی رها جان  اسم اون چسب مخصوص آبرنگ که برای گذاشتن سفیدی روی کاغذ استفاده میشه چیه؟؟؟؟؟؟ استادم یادش رفته بود اسمشو! تو تاحالا از نمک توی آبرنگ استفاده کردی؟ یه چیزایی این استادم گفت ... کلی خنده ام گرفت قهقهه  انگار آشپزیه ... نمک ، دودون سفید، برف ، ستاره .....

چند روزه اصلا حالم سر جاش نیست.... لعنت به این خرداد! نمی دونم چرا همیشه از این ماه متنفر بودم ! اما شدیدا محتاج دعا هستمافسوس

گفتم که آقای ریک یه عالمه سئوال پرسیده! قرار شد از این به بعد سئوالهاش رو اینجا بنویسم و جوابهامم اینجا بذارم تا بخونید! امیدوارم نیازی به ترجمه نداشته باشه

 

what are the worthwhile things that might be a life long exploration for you?

Do you know how much does a smile worth? And how much does happiness cost? What is the value of Love if it was sold? I think these are something worthwhile for me! And they cannot be sold or exchanged with money! I am sure that I will choose a name with the meaning of happiness and merry for my child in future! I know there is nothing more important than a SMILE, a heart full of pure Love and a soul filled with Joy.



 
رز صورتی - تصویر سازی "خانه ای در بهشت"
ساعت ٥:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢۳  

سلام . این روزهای آخر سال ٨٩ بدجوری حس نقاشی کشیدن من رو گرفته ... البته هم تخیله روحی میشم و هم از فکر و خیالات کردن درباره آینده و گذشته  فرار می کنم!

اینم  نقاشی گل رز صورتی! البته یه مقدار بنفشش زیاد شده گمونم،  ترکیب رنگها اون چیزی که دلم می خواست نشده!

و اینم تصویر سازی از خانه ای در بهشت . البته این  یک قسمت خیلی کوچک از کار هست و فقط فعلا پرنده هاش رنگ آمیزی شده اند



 
نقاشی محمد امین
ساعت ٥:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱۸  

بهار امسال که شیراز رفتم. برای اینکه توی دوهفته ای که تنهام حوصله ام سر نره  یه دفتر نقاشی و مداد طراحی خریدم. توی هتل یا گاهی پارک آزادی  نقاشی می کشیدم . یه روز رفتم حافظیه و روی پله ها  نشستم  تا از  آرامگاه حافظ نقاشی کنم. آدمهای زیادی  دور و برم اومدند  جمع شدند و هرکسی چیزی می گفت یا می پرسید. یکیشون  از این  مردهای شکم گنده  و اتفاقا  هم شهری -البته به عبارتی-  بود و با همون لهجه ی غلیظ ... که من متنفرم ... گفت  این را می فروشی؟ گفتم نه برای دل خودم کار می کنم. خب این مثلا همشهریای ما همش فکر پول هستند دیگه. یه تعدادی بچه دبستانی اومده بودند اردو و  دور تا دورم  حلقه زدند و هزار تا سئوال پرسیدند یکیشون گفت من از مدرسه رفتن بدم  میاد!  تعجب کردم سعی کردم  دلداریش بدم  و کمکش کنم که یه جور دیگه  به مدرسه رفتن فکر کنه. توی دلم آرزو کردم کاش می تونستم به این جور بچه ها کمک کنم. یا دو سه تا آقا پسر اومدند و سر صحبت رو وا کردند و چرت و پرت البته زیاد می گفتند. یا یه  آقای آمریکایی و خانومش که یهویی جلوی چشمم سبز شدند و البته دقیقا مقابل  مقبره واستادند و من هیچ چی نمی دیدم. تا اینکه یکی از همون پسرها  داوطلبانه رفت  ازشون خواست بروند کنار. اون آقای آمریکایی انقدر ذوق زده شد فهمید من نقاشی می کنم  و بیشتر  ذوق مرگ شد وقتی  فهمید می تونم راحت باهاش  به انگلیسی حرف بزنم و کلی  صحبت از هر دری کردیم و من باورم نمیشد که ایشون ٧٠ سالش باشه و مثل جوونها  راه بره. خندید بهم گفت اون پسره دوست پسرت بود؟؟ . من از خجالت سرخ شدم گفتم نه نشسته بود نقاشی کشیدنمو تماشا میکرد که  با  خنده موذیانه ای گفت تو با این سن و سالت باید الان یه  هفت هشت تایی  زیر سر داشته باشی و من  بیشتر خجالت کشیدم و گفتم  همون یکی رو هم ندارم. اینا که خداحافظی کردند  یهویی متوجه شدم که یه پسر بچه حدودا چهارساله و تپل و کمی سبزه  پشت سرم کنار ستون ایستاده و کاملا  یواشکی  داره نقاشی کشیدنم رو نگاه می کنه. تعارفش کردم کنارم پشینه  هیچی نگفت  همونجا واستاد. یکم  دیگه گذشت  دیدم  شوق عجیبی توی نگاهشه - یاد بچگی خودم افتادم-  بهش گفتم دوست داری نقاشی کنی. سری تکون داد. یه دفتر  نقاشی یدکی  همراهم بود  دادم دستش با یه مداد گفتم بیا  همینجا بشین  نقاشی کن. مادر و پدر بچه هم دورادور ما رو نگاه می کردند. بچه هم که انگار توی خونه اش نشسته  که چه عرض کنم دیگه داشت دراز می کشید. شروع کرد به نقاشی . منم یواشکی نگاهش می کردم  دیدم  قلم رو عین من دستش گرفته و از پهنای قلم داره استفاده می کنه  یه سیاهی می کشه  . خیلی برام عجیب بود که چقدر دقیق کار من رو نگاه میکرده . ازش پرسیدم چی کشیدی. با اشاره  دستش فهمیدم  درخت سرو پشت سر مقبره رو کشیده. بعد وسط هم مقبره و کنارش هم یه درخت دیگه . عین  نقاشی من!  ( نقاشی من  توی پست های قبلی هست از تگ حافظ یا شیراز میتونید ببینید و مقایسه کنید) خلاصه آخرش هم  با کمک باباش  برام اسمش رو نوشت و رفت . اگه ولش می کردند همینجور می نشست و نقاشی می کرد.  یاد خودم افتادم و شوق نقاشی و کودکی ام . وقتی هنرمند عزیزمون آقای فیروز ویسانلو - که گیتاریست مشهوری هستند- اومدند خونه ما  و طراحی  چهره  میرزا کوچک خان جنگلی رو به درخواست ما برامون کشیدند و من  با چشمهای هیجان زده نگاه می کردم که چه جوری  چهره میرزا رو عین خود میرزا می کشه . کاش فرصتی بود برام که به محمد امین  نقاشی یاد بدم و تشویقش کنم!