my painting with color pencil

These pictures are under copyright. هرگونه استفاده از تمامی نقاشی ها و عکس های این وبلاگ بدون اجازه نویسنده ممنوع می باشد.
 
نقاشی از طبیعت (رنگ روغن)
ساعت ۳:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/۱۱  

سلام دوباره به دوستان. یک سلام پاییزی با طعم آبان. از گرمای تابستون راحت شدیم. یعنی من تابستون که تبخیر شدم. البته تصعید باید بگم. نمی دونم واسه من انقدر گرم بود  یا همه. اما برای من گرم ناک آلود ترین تابستون زندگیم بود. من که همیشه از باد کولر فرار می کردم  و دریچ کولر اتاقمو  می بستم که  یه وقت باد خنکش بهم نخوره، امسال چنان بودم که شب تا صبح زیر باد مستقیم کولر می خوابیدم بازم می گفتم گرمه!!!

این چند وقت هم میرم کلاس، اما به لطف دختر سرایدارمون. بنده خدا پنج شنبه ها  مدرسه نداره و از اونجا که عاشق نقاشیه ، منم  ازش خواستم به عنوان  کمک در حمل و نقل  کیف و جهارپایه همراهم بیاد دانشگاه. اونم از خدا خواسته. خلاصه اینکه اگه  جمیله نبود منم این ترم باید کلاس رو تعطیل می کردم.

الانم بعد از دو جلسه کپی کار کردن و نقاشی از روی آثار بزرگان (انتخاب من از کورو Corot و مونه بود)  رفتیم توی محوطه دانشگاه تهران و نقاشی کردیم. نقاشی از طبیعت رو دوست دارم  شاید چون قید و بند طراحی فیگور و  ترکیب بندی طبیعت بیجان رو نداره.  در واقع  خودت رو میسپری به  طبیعت و از دلش یه قسمت که  به نظرت جالب میاد رو انتخاب می کنی و هرجاش رو هم که حس کردی به تابلو نمیاد  حذف می کنی. یه خورده هم اگه جسارت امپرسیونیستی داشته باشی  رنگهایی که  دلت می خواد رو میذاری روی بوم! یه آزادی عمل و خلاقیتی داره که آدم رو آروم می کنه! با اینکه  هوا یکم گاهی سرد میشه و  سرپا ایستادن کمی برام مشکله اما از  اکسیژن طبیعت هم لذت می برم.چیزی که  توی فضای بسته آتلیه گیر نمیاد و بوی روغن بزرک و سانسادور و وایت اسپریت رو اعصابه!

خب این هم دو تا نقاشی که روی بوم 30در40 سانتیمتر با رنگ روغن در طبیعت نشستم و کشیدم و تقریبا دو ساعت تا دوساعت و نیم وقت برای هر کدوم گذاشتم. البته شاید بعدا اگه فرصت شد یه مقدار دیگه روش کار کنم تا جوندار تر بشه

نکته اینه که با بومی که روش رنگ داشته (یه ته رنگ  خاکستری سبز) کار کردم. برای همین توی فرصت دو ساعت تقریبا نقاشی به یه جایی میرسه. وگرنه  بوم سفید رو بخوای پر کنی و کار هم یه جوونی داشته باشه نمیشه.

راستی سیما جان . کجایی؟ بیا ببینمت.  بید مجنون ... هستی این ترم؟



 
نقاشی فیگور - رنگ روغن
ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱٩  

سلام. امیدوارم همه دوستان خوب و خوش باشن.  این روزا سرم شلوغه . باید کلی پروژه  طراحی لباس تحویل بدم. علاوه بر اون  باید برای ژوژمان  نقاشی هم حاضر بشم و کلی نقاشی هم اونجا باید تحویل بدم. اینه که اصلا فرصت نمی کنم اینجا بیام. تازه این وضعیت بارداری و هی برو آزمایش بده و  یه روز خوش و یه روز ناخوش  قوزبالاقوز شده.  به هر حال  امیدوارم که این چند وقت هم بگذره تا  بعدا سر فرصت  بیام و کلی مطلب آموزشی بذارم.

اینم دو تا  نقاشی (البته یکش در واقع سه تاست) که نصفه اند. سر کلاس کشیدم ( تقریبا سر جمع 2 ساعت  مدل  نشست )  و قرار شده  نواقصش رو توی خونه تکمیل کنیم و من هنوز دست نزدم بهشون. البته خب اولین بار بود که با رنگ روغن از مدل زنده  توی این گرمای تابستون  و با فشار خون سینوسی  نقاشی می کردم.  دیگه  اگه  تناسبات  خوب از آب در نیومده  ببخشید.  (مخصوصا اون خواننده  روانی وبلاگم که کلیک کرده روی یه دونه از طراحیام و به شدت  تخریب  شخصیت و ....  می کنن آدمو) فعلا  تا  آپ بعدی  خدا نگهدار همگی

 



 
کوزه (رنگ روغن)
ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۱۳  

با سلام دوباره. در ادامه آموزشهای مربوط به نقاشی رنگ روغن می بایست که آماده کردن بوم و ساخت رنگ و ... را اول یاد می دادم بعد به نحوه نقاشی به سبک آلاپریما می پرداختم اما خب اون مباحث کمی طولانی و خارج از حوصله است. بنابر این می گذارم برای وقتی که خودمم حالش را داشته باشم.

البته من می بایست که اول نقاشی با دو رنگ یعنی سیاه و سفید را برای آموزش می گذاشتم اما خب ترجیح دادم با یک خاکستری رنگی شروع کنم. البته در بعضی از کتابها  به جای رنگ سیاه  از  آمبر سوخته استفاده می کنند که البته به نظرم زیبا تر است. برای نقاشی با یک خاکستری رنگی ، رنگهای سفید، سیاه و آبی (اولترا مارین یا کبالت) را آماده کنید.  درباره تفاوت این دو آبی باید بگویم که  آبی اولترا مارین  دارای ته رنگی قرمز و مناسب ساخت رنگهای طیف بنفش است در حالیکه آبی کبالت بیشتر مناسب ساخت رنگهای سبز است.

در روغندان هم مقداری حلال که می تواند وایت اسپریت یا سانسادور باشد بریزید و در ظرف دیگر هم روغن بزرک.

در مرحله اول ابتدا با استفاده از حلال و رنگها ، یک خاکستری متوسط رقیق بسازید.

با یک خاکستری رنگی متوسط  رقیق ، طرح اولیه را با همان قلم بکشید. و سپس شروع به زیر سازی بکنید به این شکل که توضیح می دهم.

سپس از سمت سایه شروع به رنگ گذاری کنید و به تدریج رنگهای روشن را بگذارید تا به سمت روشن مدل برسید.

رنگ گذاری را در جهت بدنه کوزه انجام دهید. همانجوری که انگار مداد دستتان بود و هاشور می زدید کار کنید. رنگ را رقیق روی کار بگذارید. اگر جایی را خواستید محو کنید یا رنگ را پا کنید از دستمال نخی استفاده کنید. در همه جای کار از رنگ آبی استفاده کنید اما برای کوزه کوچک آبی بایستی که کوزه را با مقدار خالصتری از رنگ آبی (با مقدارکمتر رنگ سیاه) رنگ آمیزی کنید.

همان قواعدی که در سایه پردازی با مداد به کار می بریم برای انتخاب خاکستری رنگی مناسب استفاده کنید. تصویر نهایی که بقیه اش را خودم کشیدم در متن قبلی هست.

بعد از اینکه لایه نازک رنگ رقیق شده با حلال (زیر رنگ و طراحی که کردیم) خشک شد.  از رنگ رقیق شده با  رنگ روغن استفاده کنید و لایه ی رو را کار کنید. لایه باید نازک باشد. می توان رنگ را هم رقیق نکرد و همنجوری استفاده کرد. بعضی از نقاش ها هم مخلوط 30-70 حلال-روغن را برای رقیق کردن استفاده می کنند.

------------------------------------------------------------------------------------------

این نقاشی هم کیفیت عکسش بده هم از نظر ترکیب بندی ایراد داره. چراغ سمت چپ چیزیه که بود و نبود آن فرقی ندارد. بعدا که تصحیحش کردم عکس درستش را می گذارم.

این کوزه را هم سر کلاس با سه رنگ اصلی کشیدم. امیدوارم خوشتون بیاد

پ.ن: حرفی ندارم بگویم جز اینکه  باز هم خدا را شکر می کنم ..........

پ.ن.ن: دلم می خواهد یه حرفهایی بزنم اما  خب سکوت بالاترین فریاده



 
نقاشی رنگ روغن کوزه
ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/۳۱  

درباره لوازم مورد نیاز نقاشی رنگ روغن توضیحاتی در مطلب قبلی دادم. البته لازم است که نکته هایی اضافه کنم. درسته که کیفیت رنگهای وینزور افت کرده اما خب هنوز هم بهتر از بقیه برندهای نسبتا ارزان است. اما مساله اینجاست که با رنگ چه نوع نقاشی می خواهیم بکشیم. مثلا وقتی با لایه های ضخیم رنگ کار می کنیم (شبیه نقاشیهای انتزاعی یا امپرسیونیستی که با تکه های ضخیم رنگ کشیده می شوند) آنوقت استفاده از رنگهای نسبتا گران صرف نمی کند. گاهی قدرت رنگدهی درلایه های نازک رنگ برایمان مهم تر است آنوقت سراغ رنگهای نسبتا حرفه ای تر می رویم.

درباره بوم هم باید توضیحات کوچکی بدم. هرچند خیلی پیشتر از اینها نکته هایی گفته ام. برای تمرین همین بوم های ایرانی قیمت مناسبی دارد. اگرچه کیفیت آنها چندان مطلوب نیست. بوم های خارجی هم اکثرا دارای بافت درشته یا به اصطلاح دانه درشت هستند. دانه درشت بودن آنها برای کارهایی که ریزه کاری دارد چندان مناسب نیست. من فقط مارک وینزور ریزبافت در میان خارجی ها دیدم که متاسفانه قیمتش خیلی زیاد است. برای تمرین کاغذهای مخصوص رنگ روغن هم هستند که بافتی شبیه به پارچه بوم دارد و برگه های 50در70 سانتیمتر آن حدودا 5000تومان است (فعلا). بعدا اگر فرصتی بشود نحوه ساخت بوم را توضیح خواهم داد. اما در هنگام خرید بوم باید دقت کنید که پارچه بوم کشیدگی داشته باشد و از بعضی جاها فرورفته نباشد(مثل محل زانو یا آرنج لباس نشده باشد). وقتی ضربه ملایمی به پارچه میزنید صدای تپ تپ داشته باشد.

وسیله جالب و به درد بخور دیگری که خوب است بخرید ، بوم گیر است. بوم ها را جفت جفت (البته در ابعاد یکسان) می توان بهم وصل کرد و به راحتی جابجا کرد.

درباره سه پایه هم باید بگم که سه پایه های فلزی موجود دربازار به دو  یا سه علت برای نقاشی رنگ روغن مناسب نیستند. یکی اینکه بوم های خیلی بزرگ را نمی توانند ساپورت کنند چون خودشان سبک هستند. قسمتی که بوم را روی آن می گذارید در واقع تکیه گاه بوم است خیلی باریک است و برای نقاشی قسمتهای پایین بوم به مشکل بر می خورید. چون سبک است با یک ضربه و عدم تعادل می افتد  و اگر زمین سرامیکی یا حتی کف چوب باشد قسمتها و بستهای پلاستیکی اش می شکند.

 

در روش نقاشی آکادمیک، و در واقع در کلاسهای دانشگاه به شیوه ضربه قلم یا تاش یا آلاپریما کار می شود که بتوان یک نقاشی در ابعاد مثلا 40در50 را در یک جلسه، دو ساعته به اتمام رساند. کلمه آلا پریما یعنی در اولین تلاش . روشی است که بوسیله امپرسیونیستهای فرانسوی در هنگام نقاشی از طبیعت بدست آمد. چون تلاش می کردند در طبیعت اثر نور متغیر را بر روی بوم تصویر کنند. به عبارتی دیگر رنگها  با ضربه های قلم روی بوم به صورت خیس در خیس قرار می گیرند. (خیس نه به معنای آبکی )

در مطلب بعدی سعی می کنم نکته هایی درباره این روش کار بنویسم و چند تا تمرین هم آموزش بدم.

فعلا دو عدد از اولین کارهایم به این روش را ببینید.

دومین کار هم که سر کلاس کشیدم، البته کوزه بلند را استاد برای آموزش روش کار خودشان کشیدند و بقیه اش را خودم انجام داد.

 

پ.ن: خدا را به خاطر لحظه هایم شکر می کنم. به خاطر آنچه داده و آنچه نداده و آنچه دریغ کرده.

پ.ن.ن:  آنموقع ها بدم نمی آمد مثل همه دوستانم میرفتم آنور آب زندگی می کردم اگرچه باید پولی می داشتم و حمایتی  که نداشتم. الان با اینکه امکانش هست ، هیچ تمایلی ندارم.  آنموقع شاید دنبال آرمشی می گشتم که هیچ جا نبود با درس و دکتری گرفتن و رفتن از اینجا می خواستم دلم را آرام کنم،   سرگشته ی پیدا کردنش بودم. الان که دارمش، هرجا باشم به قول سهراب سپهری ، آسمان مال من است!

پ.ن.ن.ن: قضاوتهای آدمها دیگر ناراحتم نمی کند. بگذار هر جور دلشان می خواهد فکر کنند و حرف بزنند.... مهم این است که الان در مسیری هستم که باید باشم. حرفه ای نقاشی می کشم ، طراحی لباس انجام می دهم.  زندگی می کنم. با دوتا جوجه و یک خرگوش و همسرم. همین برایم کافیست.

 



 
نقاشی یک کودک
ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/٢۸  

دوباره سلام. ممنونم از از لطف همه دوستان که ابراز دلتنگی کردند. اوضاع فعلا خوبه. اما نه به اون شکل که دلم می خواست. خب گاهی نمیشه هم خدا رو آدم بخواد هم خرما. منم آرامش داشتن رو به خیلی چیزهای دیگه ترجیح دادم. شاید یه زمانی بیاد اون قسمت دیگه اش هم درست بشه. فعلا هنوز توی حالت (مود) نقاشی نیومدم. اما خب ترجیح دادم نقاشی شاگرد 8 ساله و با استعدادم رو براتون به نمایش بذارم.

یک مساله مهم در نقاشی کودکان، ابزارهایی هست که برای بچه ها می خریم. معمولا  پدر و مادرها  ، پیش پا افتاده ترین و ارزان ترین و در واقع کم کیفیت ترین لوازم رو برای بچه ها می خرند و توقع دارند بچه با همان ها مثل  داوینچی  نقاشی کند. (البته یک علتش هم  نداشتن آگاهی است که  چه کالایی مناسب تر است) و البته  فروشنده های لوازم  تحریر هم مقصرند  چون  اطلاعات درستی درباره کیفیت  کالاها و لوازم نقاشی ندارند و هر جنسی که برایشان بصرفد را می فروشند. همیشه وقتی یک شاگرد جدید دارم  با این معضل رو برو  می شوم که  چگونه  مادر را متقاعد کنم  وسایل نو  و با کیفیت و قیمت مناسب برای کودکش تهیه کند. مثلا نقاشی بالا با یک آبرنگ هشت رنگ تالنز، روی یک دفتر مخصوص آبرنگ، و پاستل 24 رنگ چیکی چیکی کشیده شده که در مجموع 37 تومان  خرج داشته و اگر کودک استفاده درست از آنها را یاد بگیرد و مراقبت کند دست کم یک سال شاید بیشتر دوام می آورد و نقاشی های زیبایی هم می تواند بکشد.

بعد از مدتها هم یک سفر کوتاه رفتیم. با همسرم. به شهر هزار چشمه رفتیم. خرم آباد. شهری در دامنه کوه ها. از موزه  دژ شاپورخواست  یا  فلک الافلاک هم دیدن کردیم. من موزه های زیادی رفتم اما  در بین موزه های ایران که از آنها بازدید کردم ، موزه فلک الافلاک و  موزه میراث روستایی گیلان (12 کیلومتر به رشت جاده رشت-تهران) بهترین ها بودند. شاید چون  هر دوی آنها به نحوه ی زندگی روستایی و محلی می پردازند. البته بازدید از این شهر همیشه آرزوی من بود. آب و هوای دلنشین آن حتی در زمستان برایم تعحب آور بود. بازار هنوز هم  به همان  شکل قدیم است (برعکس کلان شهرهای ایران که بافت سنتی اش هم مدرن شده و دیگر آن رنگ و بوی قدیم را ندارد) و آدمهای این شهر  به طرز عجیبی به درد مدل نقاشی می خورند!!!  اگرچه شوهرم اخطار داد که هیچ وقت از آنها برای مدل شدن درخواست نکنم ظاهرا خوششان نمی آید مدل نقاشی شوند. یک پل قدیمی هم دارد این شهر که هم سن و سال سی و سه پل است و سی سه دهنه دارد و هنوز هم ماشین از روی پل عبور می کند. نکته جالب دیگر این است شما به ندرت خانه ای دارای زیر زمین در اینجا می بینید چون چند متر زمین را بکنید به آب میرسید. خیابانهای مرکز شهر هم همگی دارای درخت های چنار چندین ساله است. بنابر این موقع یادگرفتن  آدرس دنبال نشانه دیگری باشید!  امیدوارم سفر بعدی بتوانم از طبیعت زیبای شهر نقاشی کنم.

 

پ.ن: کاش آدمها در قبال نیکی هایی که می کنند  توقع فرمانبرداری نداشته باشند!  باید یاد بگیریم که  نیکی کنیم و فراموشش کنیم. و یاد بگیریم که هرکسی مختار است راه زندگی اش را  خودش انتخاب کند.  نمی توان کسی را  به خاطر اینکه یک عمر برایش زحمت کشیده ایم  مجبور کنیم در پاسخ  به زحمتهای ما  ، راه و روش زندگی اش را مطابق  میل و سلیقه ما کند. آدمها آزاد آفریده شده اند.  خنده ام میگیرد  وقتی آنجل خانوم می گوید  سالهاست با خواهرم قطع رابطه کردم  چون  شوهرش را مطابق میل من  انتخاب نکرد درحالیکه من برایش مادری کرده بودم!!!  حالا خواهرش با  شوهرش  خوش می گذراند و این آنجل جان   همه اش حسرت می خورد( البته ظارهرا افتخار می کند ) که در عروسی خواهرش شرکت نکرده و  سالهاست از او بی خبرست.  احتمال میدهم مغرور تر از آن باشد که  بخواهد به خواهرش تلفن بزند بگوید اشتباه کردم، این خوشبختیی که تو الان داری  فقط با این مرد امکان پذیر بود و مخالفت من  یعنی گرفتن این خوشبختی از تو!!!!

من مانند بز اخفش فقط در چشمهای آنجل جان  نگاهی می اندازم. هیچ نمی گویم!  امیدوارم  دربرابر فرزندانم  مرتکب چنین  غلطی نشم. خدایا  همه ی مارا  آدم کن. همین

بعدا نوشت:  یعنی یه سری آدم های روانی هی میان  اینجا پیام های مزخرف تبلیغاتی میذارن. حتی کد امنیتی  پیام هم کارساز نیست و جلوی این  آدمهای دیوانه را نمی گیرد. من  نشناخته  ندانسته  هم نشین نشده  به هیچ کس و هیچ  آدمی لینک  نمی دم . حداقل  باید  یه سال بیای  بری  و نظر درست  بدی  و پست آدم وار بذاری تا بهت لینک بدم.  نمیشه هرکی از هرجا اومد ببینه آمار  وبلاگم بالاست  خودشو بچوپونه  یا  بتوپونه  توی  لینکدونی ام که!!!!! به هرحال  این  مزاحمین وبلاگی اگه میخوان که بلاک نشن  لطفا  دیگه  پیام نذارند  وگرنه میسپرمش دست  یه اداره و سازمانهایی که  در وبسایتاشون رو تا ابد  تخته کنه!!!!عصبانی



 
یلدا فرخنده باد. (تصویر سازی یلدا با مدادرنگی)
ساعت ۱:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٢٥  

یلدا

خداوندگار باستانی ایرانیان

در طولانی ترین شب سال با اهریمن تاریکی می جنگد!

تا خورشید دوباره بر زمین بتابد.

یلدا فرخنده باد

 

با اینکه هنوز اصول تصویر سازی ذهنی رو قراره ترم آینده  آموزش ببینم ولی  داستانی که درباره پیشینه ی یلدا خوندم  من رو سر ذوق آورد و بعد از یکی دو تا اسکیس سیه و سفید  این طرح رو با مداد رنگی کشیدم!  امیدوارم از این طرح سریع و خط خطی خوشتون بیاد!!



 
کودک درونم
ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٢٠  

استاد نقاشی کودکانه ام خانوم ساقی.ن  از شما متشکرم نه به خاطر بیستی که امروز  برای امتحان کتبی به من دادی و تعریف و تمجیدهایی که از پروژه ام کردی یا حمایتهایی که از تمامی کارهایم در طول این سه ماه انجام دادی. از شما متشکرم چون کودک درونم را آرام کردی و نقاشیهای کودکانه اش را دوست داشتی از جادوگر بدجنسی که کشیدم تا رستم مهربان و دماغ گنده  تا  پری دریایی محجبه ام!!! و همینقدر که کسی این کودک حساس دلم را درک کند کافی است.  و متاسفم بعضی ها امروز ... فکرانه به دنبال مقایسه نمره هایشان بودند  و ....

درست است که بیست های نقاشی های دبستانم برایم ارزشمند بودند و معلم های دوران کودکی ام عاشق نقاشیهایم .  اما خوشحالم از اینکه  بازهم توانستم کودکانه نقاشی کنم و کودکانه با رنگها و فرمها بازی کنم.  حتی نقاشی آقای معشوق چشم سبزم را از نگاه کودک آینده ام برایت بکشم که بابای خانه است و خرید می کند  و گلها را آب میدهد و سرش توی کتاب است و درس می خواند!!!  برعکس باباهای دیگر که تلویزیون می بینند و  می خوابند و روزنامه می خوانند  یا نیستند!!! حتی وقتی هستند!!!

پ.ن: دلم می خواست اینجا نمونه کار بذارم اما خب چون توی ایران کلهم کپی رایت رعایت نمیشه  نمی تونم!!! نمی خوام دسترنج 10 پونزده ساله استادم رو توی اینترنت حراج کنم!!

بعدا نوشت: حیفم آمد عکس دست جمعی مان را که دوست عزیزم گیلدا گرفته و فرستاده برایتان نگذارم. عکس را در آتلیه 2نقاشی دانشکده گرفتیم با استاد گرامی مان. من هم که مطابق معمول یک کلاه سرم است البته از نوع رنگ بنفش!!! چون کلاس بی نهایت سرد بود!



 
ماه و ستاره (پاپیه ماشه) - نکاتی درباره نقاشی پارچه
ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۸  

خب اینم از کاردستی درست کردن! خانوم استاد عزیزم که یه بیست خوشگل هم بهم داده (البته هنوز دو جلسه دیگه از کلاسش مونده) فرمودند که اگر دوست داشتید در رابطه با پروژه پایان کلاس یک کار نو انجام بدید بیاورید. از آنجا که بنده شدیدا دلم می خواد  کلاس رو بترکونم و بیست و یک بگیرم ، این کاردستی رو ساختم.

احتمالا با هنر پاپیه ماشه  آشنا باشید! ساختن مجسمه با خورده روزنامه و چسب سریش. البته با چسب کاغذ دیواری یا چسب چوب رقیق شده هم می تونید انجام بدید و همه این چسب ها رو از ابزار فروشی ها می توانید تهیه کنید.

این هنر را به دو روش می توان انجام داد. البته اینجا فعلا فقط یک روشش را می گویم. برای این روش نیاز به  خورده روزنامه یا خورده دستمال کاغذی نیاز دارید که با  چسب مخلوط کنید تا یک خمیر بدست آورید. بعد آنرا به صورتی که دوست دارید شکل بدهید و بگذارید خشک شود. اگر کاغذی ضخیم تر از روزنامه انتخاب شود ممکن است خمیر یک دستی نتوانید درست کنید هرچند که آنهم برای خودش مدلی است (مثل ماه و ستاره من). بعد از خشک شدن هم روی آنرا با چسب چوب رقیق پوشاندم و اکلیل نقره ای پاشیدم!  روی بوم کوچک که با اکرلیک سورمه ای رنگ کردم چسباندم . مثلا کاردستی شده مناسب برای بچه های دبستانی!

و خب البته رنگ هنوز خشک نشده و برای همین برق میزند!!!

------------------------------------------------------------------------------------

برای نقاشی و چاپ روی پارچه می توان هم از رنگهای مخصوص این کار استفاده کرد! و هم می توان از رنگ اکریلیک بهره گرفت. دستور استفاده از هر برند (مارک) تجاری روی شیشه های آنها نوشته شده. اما معمولا پس از نقاشی و خشک شدن آن، پشت پارچه را اتو میزنند. ممکن است که مواد اضافه کننده ای لازم باشد تا رنگ ثبات خوبی داشته باشد. اما برای رنگهای اکریلیک همان اتو زدن کافی است. این نوع رنگها معمولا به علت آنکه پایه ی آبی دارند (یعنی با آب رقیق می شوند و پس از خشک شدن هم دیگر حل نمی شوند) بهتر است روی پارچه های پنبه ای مثل شلوار جین کار شود. پارچه هایی مثل ساتن اگر چه جواب میدهد اما خب یکنواخت در آوردن رنگ روی آن کمی مهارت می خواهد ( چون این پارچه های جاذب آب نیستند و آب  و درنتیجه رنگ  به راحتی به داخل الیاف نفوذ نمی کند.) از طرف دیگر در هنگام کار با  پارچه های نخی هم به علت مکش سریع آب و رنگ  باید  از رنگهای غلیظتر استفاده کرد. استفاده از رنگ رقیق  باعث میشود که رنگ از مرزهای طرحتان  سریعا به نقاط دیگر شره کند. استفاده از پالت یک بار مصرف در این موارد به صرفه است. اگر دقت کرده باشید نقاشان پارچه را روی بوم می کشند و بعد آنرا نقاشی می کنند چون با اینکار پارچه سر نمی خورد و ضربات قلم قابل کنترل هستند. اما چون ما معمولا پارچه ها را برای مصارف پوشاک استفاده می کنیم نمیشود آنها را در چهارچوب بوم کلاف کرد. اما می توان از کارگاه گلدوزی استفاده کرد. پارچه را در کارگاه گلدوزی محکم می شود و با غلظت مناسبی از رنگ ( به صورت تجربی ) رنگ آمیزی میشود.

فعلا نتوانستم خودم نقاشیی بکنم و از آن عکس بگیرم و نمایش بدهم.

--------------------------------------------------------------------------------------------

بعضی وقتها دلم می خواهد به بلندترین جای دنیا و نزدیکترین جا به گوشهای خدا بروم تا داد بزنم   و  بگویم بلد نبودی بنده  خلق کنی چرا  کردی که آبروی آفرینشت را ببرند. با بد فهمی هایشان. با بدبینیهایشان . با سنگ انداختنهایشان . با طعنه هایشان!!! و من سکوت می کنم ، داد نمیزنم. خدا نخواهد بشنود نمیشنود!

 فردا سالگرد فوت مادر آقای معشوق چشم سبزمان است. مادر خوبی بود! همسری که عاشق شوهرش بود و عاشق ماند و عاشق مرد. خدا رحمتش کند.



 
طراحی فیگور ذغال - مداد پاستل - مباحثی درباره رنگ
ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱  

طراحی فیگور برای کنکور ( چه کارشناسی و چه ارشد ) خیلی مهمه. اینکه بتونید به صورت ذهنی  تناسب و حالت رو درست از آب در بیارید. برای همین باید تمرین زیادی از روی مدل زنده انجام بدید تا ملکه ذهنتون بشه.

اولین ین طراحی فیگور را با  مداد پاستلی قرمز و مشکی انجام دادم. البته به قول استادم اول موتورم سرده و خطهام جون نداره! یواش یواش دستم گرم میشه و می تونم  خط های روان و بی ترس و تردید  بکشم. بنابراین من اینجا به ترتیب سه تا کار نشون میدم که ببینید تمرین چقدر تاثیر زیادی روی روانی خط ها داره.

برای بهتر دیدن تیرگی روشنی ها ( کنتراست ها) چشمهاتون رو کمی تنگ کنید  یا اگر عینکی هستید  عینک رو بردارید و یا مثل من چشماتون رو کمی لوچ کنید!

 

برای طراحی از مدل زنده  حد اقل  به اندازه  2 متر ازش فاصله بگیرید تا مدل رو تمام قد توی دید داشته باشید و مجبور نشید برای دیدن مثلا پای مدل  سرتون رو خم کنید!!

این نقاشیها هم که می بینید با گواش روی کاغذ اشتنباخ آبرنگی کشیدم! که اولی بیانگر هیجان هست. استفاده از رنگها به صورت خالص ( بدون افزودن سفید یا سیاه) و ترکیب متعادل از سبز قرمز زرد آبی و بنفش  به هیجان انگیز بودن کار کمک کرده!  در نقاشی دوم هدف بیان خطر با استفاده از رنگ بود. هرچند در این نوع کار ها الزاما نمی بایست فرم خاصی در نقاشی باشد من ترجیح دادم  هم با فرم و هم با رنگ این مفهوم را انتقال بدهم. یعنی اگر شما فرم درست را برای یک موضوع انتخاب کنید اما رنگها نامنتاسب با آن باشند  بیننده را گیج می کنید و مفهوم را انتقال نخواهید داد. مثلای یک فیگور با حالت بی تفاوت نسبت به اتفاقات اطرافش می کشید اما به جای آنکه آنرا رنگ آبی خاکستری روشن  بزنید ، از رنگهای سبز قرمز استفاده می کنید!

پ.ن:  دارم برای خودم لباس کاموایی می بافم! یه مدل من در آوردی! بعدا نشونتون میدم.

پ.ن.ن: یکی چند وقت پیش کلی انتقاد کرده بود به نقاشیهای پارسالم ( دقیقا همین موقع) که بی روحند و بی حس!!  اگرچه که من تا حدودی حرفشون رو قبول دارم! اما این رو نشونه ضعف اون سری از کارهام نمی دونم! بلکه دقیقا نشون میده که توی اون شرایط روحی که داشتم ، تمام تلاشم زنده نگه داشتن امیدم به روزهای بهتر بوده!!  اما از اون خواننده محترم خیلی ناراحت شدم!! چون آدم ترسویی بود! آدمی که انتقادش رو خصوصی می نویسه و منتظر جواب گرفتن نمی نشینه! ( بعد یه عدد شماره موبایل میذاره  که  ظاهرا  توقع داشته  بنده زنگ بزنم و کلی چیز بهش بگم )!! این آدمها  فقط یه طرفه حق رو بخودش میدن که هرجور بخوان قضاوت کنن،   آدمی که از اینهمه مطلب و نقاشی  زوم می کنه  روی یه مطلب و یه نقاشی و  میگه همه ی نقاشیهات بی حس اند و بی روح!! منتقد نیست ، یه آدم مریضه که چون عقده حقارت و خود کمی بینی داره  ، کسی رو بالاتر از خودش نمی تونه ببینه و  اگر هم ببینه  به شدت اون رو می کوبه!!



 
درخت سرو: کار حجم سازی با مقوای ماکت
ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/٢۳  

نقش سمبل سرو در دوره هخامنشی بر دیواره های تخت جمشید به وفور دیده میشود . این درخت همیشه سبز  نمادی از جاودانگی و ابدیت داشته است. بعدها این درخت سمبل آزادگی میشود (علی الخصوص در شعرهای حافظ) چراکه میوه نمی دهد تا بار آن را بر دوش بکشد. این سمبل را برای درس مبانی رنگ به صورت برجسته با مقوای ماکت درست کردم و البته 8 ساعت تمام وقت برد و بدتر از آن انرژی گزافی !!! 

 

من دختر آبانم! از نسل الهه آبها. وقتی باران میبارد حس خوبی دارم. دیروز توی اتوبوس ضعف کردم! کسی جایش را به من داد و دیگری خوراکش را با من قسمت کرد. در این روزگار بی عاطفه , بودن این فرشته های آدم نما غنیمت است. دیروز در چهارراه ولی عصر پشت چراغ قرمز خانومی زیر چترم بی هوا ایستاد. چتر را همانجور نگه داشتم تا هر دو خیس نشویم! کاش چتر دل همه ی آدمها انقدر وسعت داشت که بی چشمداشت آنرا پناهگاه امن دل تو می کردند, بی آنکه عقیده ات, عشقت و منش زندگیت را زیر سئوال ببرند! 

 دوشنبه جلسه آخر مادر یکی از کوچولوها آمد پیشم! دختر نازی دارد که با نمک صحبت می کند. دقیق و با حوصله و شوق ذوق است. گفت نمی تواند شهریه کلاس را برای ترم بعد بدهد! اما دخترش عاشق نقاشی است. خودش هم بچه بوده عاشق نقاشی بوده و هنوز هم گاهی سرشوق می آید و برای دخترش چیزی میکشد!! ته قلبم درد گرفت. مانده بودم چه کنم. گفتم اگر با تاخیر بدهید قبول نمی کنند؟؟ گفت نمی دانم اگر قسطی باشد می توانم کاریش بکنم. گفتم صحبت کنید امیدوارم قبول کنند. هرچند بعید میدانم به خاطر بیست هزار تومن , موسسه اینکار را بکند!  هرچند که امروز یک نفر خیرخواه پیدا شد و گفت  که هزینه را میدهد. پیام برای موسسه گذاشتم ! امیدوارم پیامم بدستشان برسد و این دختر ناز بازهم بیاید. مادرها همه از پیشرفت بچه ها راضی بودند. باید از استادم کمال تشکر را بکنم که دانش و تجربه 15 بیست ساله اش را در اختیارمان قرار میدهد. و شدیدا دلش می سوزد که چرا بچه های ایران امکان پرورش خلاقیت را مثل کشورهای اروپایی ندارند. و اگر هم داشته باشند امکانات مالی مدرسه یا خانواده اجازه اش را نمی دهد.



 
نقاشی کودکان
ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۸  

این هنر نقاشی کودکان 3 تا 6 سال هست. بعضی هایشان نسبت به سن و سالشان خیلی خلاق و تیز و با توجه هستند. هرچند که من ماهی کشیدن را  یا کلاغ کشیدن را به بچه آموزش نمی دهم. می گذارم کودک هر آنچه در ذهنش دارد روی کاغذ پیاده کند. نهایتا اگر هیچ پیش زمینه ای نداشته باشد راهنمایی اش می کنم که  با چه فرمهایی می تواند به منظورش برسد.  امیدوارم که از نقاشی هنرجو های کوچک من خوشتون بیاد. من  این نقاشی های بی ریا و پاک کودکانه را  از  نقاشی های دلمرده به اصطلاح هنرمندان امروز بیشتر می پسندم

ماهی در آب

 

 

 

 

 کلاغها

 

برای کودک آینده ام شادی می نویسم. شادی من‘ به آنها که عشق را نمی فهمند  با پاکی روحت  بفهمان که  خانواده ما یعنی من و تو و بابای انگشت سبزت   خوشبخت خواهیم بود. به آنها بگو که  نگران  بدبختی های خودشان باشند و ما را با عشق و خانواده مهربانمان تنها بگذارند!  ما با هم خوشبخت و آرام هستیم  و لازم نیست  بی خودی  دلواپس ما باشند و هی انرژی منفی از خودشان ساتع کنند!  بگو مادرم و معشوقش آقای پدر و من که شادی و کودک آنها باشم  امیدمان به خداست  هرچند مثل  شماها نیازی به  مذهبی بازی و تعصب نداریم  و دین ما مهربانی و خوبی کردن به آنهایی است که به خواسته هایمان احترام می گذارند و بی چشمداشت محبت می کنند و اختیارمان را غصب نمی کنند تا مجبور شویم  مثل آنها بدبختانه زندگی کنیم!!!!!!



 
آموزش نقاشی منظره با مدادرنگی
ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱۸  

آموزش نقاشی منظره با مدادرنگی

اصولا نقاشی با مدادرنگی خیلی طول می کشه . من پیشنهاد نمی کنم که با مدادرنگی منظره بکشید. شخصا ترجیح میدم از تکنیکهای آبرنگ یا رنگ روغن برای اینکار استفاده کنم. برای نقاشی منظره با مدادرنگی باید تسلط کافی به طراحی منظره با مدادطراحی داشته باشید. در طراحی منظره ( از کلمات کلیدی طبیعت استفاده کنید تا آموزشش را ببینید) از حرکات و ضربه های نوک و پهلوی مداد استفاده می شود. همان حرکت ها را برای ایجاد بافت با مدادرنگی انجام می دهیم. نکته ای که باید درنظر داشت ترتیب رنگ آمیزی صفحه است که در شکل های زیر به صورت نمادین می بینید. باید از آسمان شروع کرد. البته می بینید که من سمت چپ کار کمتر رنگ آبی زده ام چون بعدا باید درخت بکشم.

 متاسفانه در کار با مداد رنگی برای آنکه کاغذ از رنگ اشباع نشود و برق نیافتد باید هواستان به این ریزه کاری ها باشد. بعد نوبت به کوه میرسد و سپس به درخت های عقبتر و بعد درختهای جلوتر که سبز روشن تری دارند.

 مثلا برای درخت های جلویی باید یک رنگ زمینه سبز روشن بزنیم. بعد به تدریج بافت سازی را با رنگ های تیره تر ایجاد کنیم. این به قدرت دست شما بر می گردد که خطوط یا ضربه های قلم را چگونه اجرا کنید که توده ی برگ ها را تداعی کند. ما هیچ وقت برگها را دانه دانه نمی کشیم!

در نقاشی از درختان هرچه تعداد رنگهای سبز جعبه مدادرنگی تان متنوع تر باشد کار شما  خیلی راحت تر است. چون وقتی بافت سازی می  کنیم  با مخلوط آبی و زرد به سختی می شود بافت و رنگ مورد نظر را همزمان ساخت. برای همین بهتر است تمام رنگهای سبز پلی کروم فابرکاستل را تهیه کنید.

 

پ.ن: یک پسر بچه سه ساله که عاشق نقاشی ماشین می باشد شاگردمان است. جلسه اول که نه من زبان او را می فهمیدم  نه او آموزشهای من را متوجه میشد! فکر کردم شاید چون خیلی کوچک است جز مادرش کسی دیگر حرفهایش را نمی فهمد. جلسه دوم مادرش را دیدم و موضوع را گفتم و اضافه کردم که اینجوری پیش برود هیچ چیزی یاد نخواهد گرفت. بنده خدا خنده ای کرد و گفت آذری زبان هستیم توی خانه ترکی صحبت می کنیم!!!! بعد رو کرد به پسرش گفت با خاله فارسی حرف بزن! اگرچه بچه فرق بین فارسی و ترکی را نمی فهمد و توی رنگ ها فقط قرمز را تشخیص میدهد ( خب لابد آبی به زبان مادری او میشه ماوی و....) اما به عشق نقاشی ماشین سرکلاسم می آید و خط خطی های خودش را می کشد. آخرش دیروز با زبان بی زبانی حالیش کردم که  اگر ماهی و دست  و گل و آدم نکشد  نمی تواند ماشین بکشد ، اول باید ماهی بکشد و ... . که بالاخره یک عدد ماهی قرمز خط خطی و له شده و کج و کوله کشید!!! آخه مادر خوب پدر خوب  این چه ظلمیه  به خاطر حس ناسیونالیستیتون ( فهمیدین چه حسیه؟؟) در حق بچه می کنید؟؟؟؟ خب من با این بچه  که  زبان مادری اش  با  زبان  من  فرق می کند چی کار کنم؟؟؟؟؟؟ بیچاره معلمی که باید بهش فارسی مدرسه رو یاد بده.

 

پ.ن : "دلواپسیها و غمهایم را اینجا نمی نویسم. دنیا به اندازه کافی برای خودش غمبار است". این دو جمله را  روزی در این صفحه ها نوشته بودم.  هنوز هم به عهدم وفادارم.  این روزها که سوم شخص مجهول زندگی ام را یافته ام . در محضرش به آموختن زندگی می پردازم.  او دوم شخص معلومم شده تا  روی کاغذهای نقاشی و روی بومها با رنگها   شادی ها را حک  کنم که بماند، از شادی ها را می نویسم که دلخوش باشم به روزهای اندک خوشحالی و خدا را به خاطر آرامش لحظه های ناب و حقیقی  شکر بگویم.

بعدا نوشت:  ترا به خدا اول  تگ color pencil رو از  لیست کلمات کلیدی مطالعه کنید  بعد بیایید هی پیام بدید که چرا درباره مدادرنگی اینو نمی گی یا اونو نمیگی!!!  توی اون تگ همه نکته هایی که به عقلم میرسیده گفتم. اگه چیزی نگفته بودم  پیام بذارید تا بگم



 
سارجنتیزم و درد دل های هنری - نکته هایی درباره آموزش نقاشی با اکریلیک
ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٢٥  

استاد گرامی علاقه ی بی نهایتی به جناب سارجنت داره  و البته با لهجه ی خاص خودش اسم این هنرمند رو به زبان میاره.  اگر نقاشی های آبرنگ سارجنت رو ندیده بودم , می گفتم یه سودای همینجوریه . این علاقه و پیگیری کتابهای منتشر شده تا جایی پیشرفته که  سایر اساتید دانشکده  او رو متهم به  رواج سارجنتیزم  می کنند . اما  با دیدن کارهای آبرنگی که این هنرمند از ونیز ایتالیا کشیده آنهم زمانی که روی قایق های ونیزی نشسته بوده و از همان آب دم دستش برای شستن و خیس کردن قلم مو و کاغذ و رنگ استفاده می کرده , نتوانستم عظمت کار این هنرمند رو نادیده بگیرم. برای اینکه شما هم بتوانید آثار جان سینگر سارجنت رو ببینید به لینک وبسایتش مراجعه کنید. هنرمندی که تا دهه دوم قرن بیستم یعنی 1925 زندگی کرده و در 69 سال بیش از 900 اثر رنگ روغن  و 2000 اثر آبرنگ به جا گذاشته. یعنی اگر از زمان قنداقی تا دم مرگ کار کرده باشه میشه سالی 42 عدد نقاشی ناقابل یا ماهی 3.5 عدد و به عبارتی هفته ای یک تابلو ، که قدر مسلم این جدای از اتودهایی که برای این تابلوها میزده  و  البته اگر قبول کنیم که تقریبا از نوجوانی  به دنبال هنر رفته باشه ... این عددها یکم پیچیده تر میشه!!  چیزی که در نقاشی هاش آدم رو خیره می کنه  انتخاب ترکیب بندیهای نامتعارف ولی درعین حال بی نقص و معقول است.  والبته به نوعی کشیدن جزئیات نقاشی با کمترین میزان قلم زدن!  و همچنین انتخاب رنگهایی متنوع به طوریکه هر کار متفاوت از کار دیگر هست یکی سرد  و یکی گرم ! این تنوع انتخاب  به نظرم  از روحیه ی هنرمند و همچنین از جسارت اون در تغییر و امتحان کردن  خبر میده!   این نکته را هم باید بگویم که شاید پرکار بودن و توانایی خارق العاده داشتن یک هنرمند رو باید از  اخلاقیاتش و از زندگی خصوصی یا اظهار نظرهایی که کرده جدا کنیم و اگر اینجا از این شخص ستایش می شود صرفا به خاطر هنر اوست.

 معروفترین تابلو اش پرتره مادام ایکس هست که قسمتی از آن رو اینجا میبینید

پ.ن:  همه چیز دیده بودم  به غیر از  باب راس ترکی!! یکی از دوستان از ما.هوا.ره برنامه ای رو ضبط کرد بهم داد از شبکه لاین تی وی  ترکی که یه آقایی با هیکل... و صدای مورچه ای که شنیده نمیشد (توی دلش توضیح می داد)  ادای باب راس رو در میاورد و نقاشی آموزش میداد حتی آرم روی پیشبندش هم شکل باب راس مرحوم رو داشت!! ( اگه  ترکی نبود می گفتم برنامه خنده بازار خودمونه)  بهر حال من اگرچه کارهای مرحوم باب راس و این آقای ترک رو نگاه می کنم و نکته هایی هم از کاراشون یاد می گیرم اما قسم خوردم  هیچ وقت  از این نقاشی ها نکنم.  وقتی می بینم طرف هنوز مداد گرفتن بلد نیست و هنوز نمی تونه با مداد یک منظره رو ساخت و پرداخت کنه ، قلم مو دستش می گیره و منظره ها رو همه رو  کپی هم  می کشه  توی همشون ابر هست که با قلم موی 5 سانتی کشیدن و کوه که با کاردک از آب در آوردن و  چند تا درخت سرو نقره ای که با  قلم موی بادبزنی ....  حالم بهم می خوره از این بازاری کشیدن! تازه  بماند که این افراد معمولا هیکل  یه آدمم  نمی تونن طراحی کنن  چه برسه به  نقاشی!  باز خدا باب راس رو بیامرزه  وقتی  حرکات دستش رو نگاه می کردم  حداقل احساس خوبی بهم دست میداد انگار یک جادوگر داره  تردستی انجام میده ولی این  باباترکه  روی اعصابم بود اصلا مدل حرف زدنش، طرز قلم بدست گرفتنش  مدل  قلم زدنش  روی اعصاب بود. بهر حال دوستانی که علاقه دارند می توانند اون کانال رو توی اینترنت هم  پیداش کنن و برنامه rengarank یا گمونم همون رنگارنگ رو ببین !

پ.ن: درسته که  کارهای آقای سارجنت  هم  احتمالا  یه جورایی الهام گرفته از سبک آلاپریما (  خیس در خیس، At first attempt) هست و باب راس هم استاد این  شیوه در منظره کشی است! اما خداییش قضاوت رو می سپارم دست خودتون!

 

 -------------------------------------------------------------------------------------------

آموزش نقاشی با رنگهای اکریلیک

من قبلا درباره آموزش نقاشی اکریلیک کتابی رو معرفی کرده بودم Painting with Brenda Harris و گفته بودم که شرکت گرومباچر ناشر این کتاب هست و تنها جایی که سراغ دارم این کتاب رو بفروشه میدان انقلاب روبروی درب مترو (ابتدای خ آزادی)  یک دکه روزنامه است که  مجله های خارجی هم می فروشد. اگرچه نقاشیهای کتاب کمی تا قسمتی بازاری پسنده اما  برای شروع یادگیری تکنیک نقاشی اکریلیک کافی است. از آنجایی که دوستان ممکن هست دسترسی به این کتاب نداشته باشند من نکته های مختصری درباره کار میدهم که  ترجمه ای از این کتاب به همراه تجربیات کمم هست. (بعدا نوشت: ترجمه این کتاب را از انتشارات اکتا  یا فروشگاه افق - انقلاب روبروی سینما بهمن- می توانید تهیه کنید)

از نظر شیوه رنگ آمیزی اگر کار با آبرنگ یا رنگ روغن رو بلد باشید ، با  اکریلیک هم هیچ مشکلی نخواهید داشت مثلا برندا هریس همان استفاده ای را از قلم موی بادبزنی می کند که باب راس .

1-      حلال رنگهای اکریلیک آب است اما وقتی این رنگها خشک شود دیگر در آب حل نمیشود و به صورت یک لایه پلاستیکی در میاید. برای رقیق کردن رنگها از آب سرد و تمیز استفاده کنید.

2-      تیوپهای رنگ اکریلیک را به صورت وارونه ( سر تیوپ را روی زمین بگذارید) نگهداری کنید تا  از بسته شدن سوراخ تیوپ جلوگیری شود.

3-      درباره برندهای موجود دربازار اطلاع خاصی ندارم فقط از  رنگ اکریلیک بیسیک استفاده کرده ام و راضی بودم.

4-      اکریلیک را می توان روی بوم ، مقواهای آبرنگ، مقوای ماکت ، کوزه سفالی، تخم شترمرغ، گچ ، پلاستیک، چوب و ... استفاده کنید.

5-      شرکت گرومباچر برای رنگ اکریلیک پالت مخصوصی را طراحی کرده که شامل یک جعبه است و درون آن یک اسفنج قرار دارد و روی اسفنج یک کاغذ مخصوص قرار می گیرد. داخل جعبه را پر از آب می کنند و آب از طریق اسفنج می تواند به کاغذ مخصوص انتقال یابد و همواره آنرا  مرطوب نگه دارد. رنگها بر روی این کاغذ قرار داده می شود  و مخلوط می گردد. تا زمانیکه کاغذ مرطوب باشد  رنگها خشک نمی شود و می توان به مدت طولانی رنگ را نگه داشت بی آنکه از خشک شدنش نگران بود. باید هر از چند گاهی آب را از گوشه ای داخل جعبه ریخت  تا  کاغذ خشک نشود و چین نخورد.  من مطمئن نیستم این نوع پالت در ایران موجود باشد. شخصا از ظروف پلاستیکی شکلات و ... که  سطحی سفید یا بیرنگ دارند به جای پالت استفاده می کنم که اگر رنگ هم خشک شد آنرا بی دغدغه  دور بیاندازم.

6-      قلم موهایی که برای  رنگ روغن استفاده میشوند برای اینکار مناسب هستند.  قلم موها را با آب تمیز بشویید و  چنانچه رنگ روی آنها خشک شد  می توانید  با الکل آنرا کاملا تمیز کنید.

7-      طرح را می توان با کاغذ کاربن یا مداد روی بوم کشید. فقط باید دقت کنید که مدادی که استفاده می کنید از سری اچ باشد که کربن مداد با آب رنگ قاتی نشود و کار چرک نگردد.

8-      برای خشک کردن سریعتر کار می توانید از سشوار با حرارت ملایم و فاصله ی تقریبا 30 سانتیمتری از بوم استفاده کنید. سشوار را در همه جای طرح به صورت یکنواخت حرکت دهید.

9-      برای مخلوط کردن رنگها می توانید از کاردک استفاده کنید درست همانطور که در رنگ روغن استفاده می شود.

10-  مدیوم های وایت بلند white blend ، کلیر بلند clear blend و اسلوبلند slow blend برای کاهش زمان خشک شدن و ایجاد مخلوط رنگ استفاده می شوند. مثلا در کتاب برای ایجاد رنگ بنفش خاکستری متوسط از  6 قسمت وایت بلند و 1 قسمت  آبی اولترامارین ، 1 قسمت پین گری payne’s gray و کمی کریمسون  استفاده شده. ظاهرا فقط برای ساخت هایلایتهای خیلی روشن از مخلوط سفید تینانیوم و رنگ مورد نظر استفاده میشه!  یا گاهی فقط از وایت بلند لازمه استفاده بشه ولی می خواهیم رقیق تر باشه ، که آنرا با کلیر بلند مخلوط می کنند، یا  برای ساخت مخلوطی با رقت مناسب (اما روشن نشده) از کلیربلند استفاده میشه.

 

 



 
کاغذ آبرنگ
ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٢۱  

تقسیم بندی کاغذ ها:

کاغذ گرم افشرد کاغذی است بسیار صاف با سطحی سخت و لغزنده یا صیقلی است.

-         مناسب برای رسم خطوط قاطع و دقیق  با مرکب  یا  گرافیت و ذغال و ...

-         عدم نفوذ  مرکب و خشک شدن در سطح

-         نمونه ­ی آشنا ی این نوع کاغذ : کاغذ های خوشنویسی

کاغذ سرد افشرد کمی زبر است و سطح آن مختصری  دندانه دار است.

-         چسبیدن ذرات مرکب و ذغال  بهتر است

-          کاغذ کاهی نمونه آشنای این نوع*

تقسیم بندی کاغذهای آبرنگی:

کاغذ آبرنگی گرم افشرد دارای سطحی صاف یا بافت ریز  یا بدون بافت است.

-         برای  رنگابه مناسب تر است چون رنگ سریع خشک میشود ( روی سطح)

-         به سرعت  کاغذسرد افشرد آب را جذب  (مکش به درون  بافت ) نمی کند که  درنتیجه می توانید لبه های رنگ را تصحیح کنید.

-         رنگ های نقاشی نهایی تقریبا  درخشان است.

 

 

کاغذ آبرنگی سرد افشرد  دارای سطحی بافت دار است

-         هنرمندهای حرفه ای آبرنگ بیشتر از این نوع استفاده می کنند.

-         پستی و بلندی های بافت  به نگه داشتن آب کمک می کند.

-         مکش آب  تقریبا سریع  اتفاق می افتد

-         رنگ نقاشی نهایی کمی کدر است

 

کاغذ آبرنگی زیر که دارای بافت است و دندانه های درشتی دارد.

-         به علت جمع شدن آب در حوضچه های بافت کاغذ ، رنگ آمیزی  پس از خشک شدن  حالتی شبیه به شنزار  دیده می شود.

 

کاغذهای آبرنگی از لحاظ وزن  هم تقسیم بندی هایی دارند  که به صورت گرم درمترمربع (gsm) یا  پوند در هربسته کاغذ  (lb) است.  هربسته کاغذ  500  (امریکایی)یا 480 (انگلیسی) برگه کاغذ دارد.  مقادیر رایج   190gsm یا 90 lb  ، 300gsm یا 140lb  ، 356gsm یا 260lb ،  638gsm یا 300lb   است .  کاغذهای سبکتر از 260lb را  برای کار باید حتما  شاسی کشی کرد.   **  و  ***

تولید کننده هایی که  انواع کاغذ های آنها در ایران به فروش می رسد. عبارتند از  آرچ (فرانسه) ، کانسون ( فرانسه) ، مونتوال ، فابریانو (ایتالیا) ، خروسنشان ( آلمان) ، استراتمور ، وینزور نیوتون  .....  اگرچه من  خودم به شخصه  کاغذهای 260 lb  خروسنشان و آرچ رو بیشتر میپسندم.  برای خرید کاغذ خروسنشان به  پاساژ  فروزنده  طبقه  زیرزمین  در  خیابان انقلاب  مراجعه کنید.

کاغذهای آبرنگ معمولا از  الیاف طبیعی گیاه کتان تهیه می شوند  هرچند که  از الیاف مصنوعی نیز  کاغذ ساخته اند.  کاغذهایی که از چوب  یا مانیلا  ( احتمالا گیاهی است که در فیلیپین می روید)  ساخته می شوند اسیدی تر هستند. پی اچ بالای این کاغذ ها باعث  تخریب کاغذ در طی زمان و  زرد شدن آن میشود.  همچنین  در هنگام ساخت کاغذ  به آن آهار ژلاتین هم زده میشود.  میزان آهار  معین کننده ی مقدار رنگی است که کاغذ می تواند در خود جذب کند.  هرچه آهار بیشتر باشد  رنگ  بر روی سطح کاغذ شناور می ماند و می توان بیشتر با رنگ دوباره کاری کرد ( تصحیحات انجام داد). ****

 

منابع :

* شیوه های طراحی هفت استاد ، گرگ آلبرت   و   راشل ولف  ,  ترجمه اعظم نوراله خانی ، انتشارات بهار

** http://painting.about.com/cs/watercolours/ht/Howto_WCpaper.htm

***  http://letspaintnature.com

****  http://www.watercolorpainting.com/reference.htm

مرجع تصویر کاغذها                                                  http://www.artfortune.com/images/pages/arches_watercolor_paper.jpg

 

البته اگر کتاب آموزش آبرنگ   نوشته خوزه پارامون  از انتشاارات  نشر نی  را  بتوانید تهیه کنید  توضیحات مفصل  و کافی در اینباره دارد  اما متسفانه  این کتاب فعلا  موجود نیست و تجدید چاپ هم نمی شود.

 ----------------------------------------------------------------------------------

پ.ن:  کلاس آموزش طراحی و نقاشی به صورت خصوصی و نیمه خصوصی در رده سنی نوجوانان و بزرگسالان ( در تهران) قرار است که  برگزار شود. برای کسب اطلاعات بیشتر  لطفا  یک پیام خصوصی شامل شماره تلفن تماس بگذارید تا در اسرع وقت جهت  تنظیم تایم کلاس  و هزینه  و مکان کلاس  با شما هماهنگی کنم

 

 پ.ن : برای کسب اطلاعات بیشتر درباره آبرنگ و مدیوم های آن  به لینک مراجعه کنید



 
آب مرکب و پاستل گچی
ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱٥  

خب این پست فقط می خوام چندتا از نقاشی طراحی هام که با تکنیک آب مرکب  یا  تکنیک آب مرکب و پاستل گچی کشیده ام را نمایش بدم.  در پست بعدی هم مفصل درباره کاغذ آبرنگ و آب مرکب  صحبت خواهم کرد. سعی می کنم علاوه بر  مسائلی که به صورت تجربی باهاش مواجه شدم   مسائل تئوری کتابها رو هم  مثل پرس سرد  گرم و ... رو توضیح  مفصلی بدم. چیزی که برای  خواننده ها ملموس باشه   و همچنین یکی دو تا رفرنس  (مرجع) رو هم معرفی کنم.  ولی مساله ای که هست اینه که تا خودتون  با این مسائل و مشکلات  و  امتحان مواد و متریالهای  کار  دست و پنجه نرم نکنید  نمی تونید  چیزی از این مطالب سر دربیارید. یعنی حتما کاغذی که من بهش می گم خوب  یا بد  رو باید باهاش  یکبار هم شده کار کنید... شاید چیزی که  زیر دست من  جواب خوب نمیده  با  روش شما  خوب از آب دربیاد. به هر حال اینم از  طراحی های من. در کار با آب مرکب باید دقت داشت تا جایی که ممکنه کم قلم بزنید  ( من یه نمونه کار اشتباه هم نشون میدم اینجا)  و  مواظب باشید  کار جرم دار نشه  چون  جرم داشتن رنگ (ضخامت رنگ)  طراوت و تازگی رو از کار میگیره!  متاسفانه  نشون دادن مراحل انجام کار  خارج از  صبر و حوصله ی وبلاگ نویسیه  و چیزیه که فقط با  دیدن حضوری  قابل فهم و اجراست.

آب مرکب ( کوزه های سفالی)  - برانت آمبر و سینای سوخته و سفید

آب مرکب ( کوزه های سفالی)

آب مرکب و پاستل گچی  کاغذ ضخیم

آب مرکب و پاستل گچی کاغذ متوسط

آب مرکب و پاستل گچی کاغذ نازک

 نمونه  طراحی آب مرکب  ( مرکب پوست گردو  - کاغذ ضخیم)  که  دارای اشتباه است

 

نوع قلم زدن اشتباه هست. خیلی قلم زیاد خورده

-------------------------------------------------------------------------------

پ.ن:  کلاس آموزش طراحی و نقاشی به صورت خصوصی و نیمه خصوصی در رده سنی نوجوانان و بزرگسالان ( در تهران) قرار است که  برگزار شود. برای کسب اطلاعات بیشتر  لطفا  یک پیام خصوصی شامل شماره تلفن تماس بگذارید تا در اسرع وقت جهت  تنظیم تایم کلاس  و هزینه  و مکان کلاس  با شما هماهنگی کنم.

 



 
نقاشی خورشید خانوم(رنگ روغن)- مینیاتور (رنگ روغن)- کافه رستوران (رنگ روغن)
ساعت ٦:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٤  

چند وقت پیش روی بوم 40 در 40  رنگ خاکستری زدم. از رنگش خوشم نیومد. روش رو مشکی زدم . بعد روی مشکی قلب های زرد و قرمز کشیدم. حتی با اکلیل هم سعی کردم روش کار کنم. بعد دیدم به دلم نمی چسبه . هرچند که حال روزم رو نشون میداد  سعی در ایجاد قلبی روی روحهای سیاه و تاریک. چند وقت پیش روی اون نقاشی رو رنگ نارنجی زدم با اکریلیک. دیدم هنوز سیاهی داره  بازم  نارنجی زدم با رنگ روغن. بعد روش رو با شیوه ای شبیه به مینیاتور با رنگ روغن رقیق شده کار کردم. فعلا که خودم از طرحش راضی ام. تجربه جالب و عجیبی بود. ( عذر  می خوام که کیفیت عکس پایینه و نمیشه خطها رو واضح دید)

اینم نقاشی خورشید خانوم با رنگ روغن که هنوز ناتمامه. اما امیدوارم قشنگ بشه!

و این هم نقاشی کافه رستوران که بالاخره تمام شد. چند وقت پیش فیلمی مستند درباره ونیز دیدم. برام جالب بود که شبیه این تابلو بود. ایده هایی به ذهنم رسیده و می خوام که یه نقاشی دیگه مشابه اش بکشم. البته نمی دونم چرا رنگها توی عکس عین خود واقعی اش نمیشه!

دارم روی یک داستان مصور کار می کنم. داستان یک زندگی که شنیدنش هم برای خودم جالبه و پیدا کردن عکسهای مناسب و نقاشی کردنشون از این هم جالبتره. هرچند که خیلی از آدمهای داستانم زنده نیستند تا تصویر خودشون رو ببینن. به هر حال من این داستان رو برای نسل بعد از خودم (فرزندم و بقیه)  دارم می کشم و می نویسم. شاید فرصتی نباشه که بخوام براش این داستان رو تعریف کنم.



 
شعر و نقاشی - مباحثی در باره رنگ (1)
ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢۳  

 

درباره رنگ  بسیاری از خوانندگان وبلاگم سئوالاتی کردند. پیش از آنکه  بخواهم در این باره به طور خلاصه مطالبی را ذکر کنم لازم دیدم که در این زمینه دو کتاب را  معرفی کنم. کتاب اول که به مبانی مهندسی  رنگ می پردازد با عنوان  تکنولوژی رنگ  که می توانید از انتشارات جهاد دانشگاهی پلی تکنیک تهران (دانشگاه امیرکبیر) تهیه کنید. اگرچه فقط یک یا دو فصل از  این کتاب قطور مناسب کار هنرمندها میاید و بقیه اش مطالب پیچیده و محاسبات و فرمول هاییست که  بیشتر به کار مهندسان می آید. کتاب دوم  "هنر رنگ" نوشته ی یوهانس ایتن هست  که کتابی جامع درباره  رنگ است  و مباحثی چون فیزیک رنگ ، هماهنگی رنگ، کیفیت ذهنی رنگ، کنتراست فام  و انواع کنتراست های دیگر، نظریه امپرسیون رنگ، نظریه اکسپرسیون رنگ و کمپوزیسیون را در بر دارد.

مطلبی که من اینجا به صورت خلاصه می نویسم اصولا مقدمه است برای رنگ ، بیشتر  از نظر مهندسی آنرا بررسی می کنم اگرچه سعی می کنم آنرا  به زبانی  کاملا ساده  بیان کنم که  حتی  نوجوان ها هم  از آن بهر مند شوند و البته خیلی  کار به  جنبه های هنری اش ندارم. گرچه در ابتدای بسیاری از کتابهای آموزشی رنگ روغن یا آبرنگ  و یا مدادرنگی ، اندکی درباره مباحث رنگ توضیح داده شده است.

دیدن رنگ به سه عامل وابسته است، جسم و منبع نور  و بیننده . دانشمندان برای  اینکه  بتوانند محاسباتی روی رنگ انجام دهند و آنرا با دستگاه بسنجند می بایست که ابتدا برای هر سه عامل  استانداردهایی در دسترس را تعریف کنند.  در نتیجه منابع نوری  از جمله  لامپ تنگستن ، لامپ آرک زنون، لامپهای شبیه ساز نور خورشید را  بدست آوردند. دلیل اینکه منابع مختلفی  معرفی شده است شاید این باشد که توزیع انرژی طیفی ( نمودار انرژی نسبی ساتع شده از لامپ در هر طول موج)  لامپ ها با هم متفاوت است. اگر بخواهیم  مثالی خوب برایتان بزنیم درباره خرید پارچه یا لباس است. شما  لباسی را در مغازه پسند می کنید اما وقتی شب در منزل آنرا می پوشید حس خوبی به شما نمی دهد.  در اینجا جسم  و بیننده ثابت است و تنها چیزی که فرق کرده نور لامپ است.  بنابر این  اگر  بخواهید زیر نور لامپ فلورسنت یا  لامپهای کم مصرف نقاشی کنید دچار مشکل میشوید! این لامپها مانند لامپهای استاندارد طیف پیوسته ی نور ندارند ( در بعضی از طول موجها  انرژی از خود ساتع نمی کنند ، اگرچه در لامپ فلورسنت این مشکل اندکی رفع شده است) در نتیجه  چیزی که به چشم شما می رسد ( ترکیبی از رنگ واقعی جسم با نور تابیده شده به آن)  با آنچه در نور روز می بینید   کاملا  متفاوت است.

دانشمندان اجسام را از نظر رفتار آنها در برابر نور به سه  دسته  تقسیم بندی کرده اند. حتی یک لایه نازک رنگ هم  به عنوان  جسم بررسی می شود.  اجسام شفاف : در آنهای پدیده ی انتقال و جذب نور اتفاق می افتد.  اجسام متوسط نوری یا به عبارتی نیمه شفاف : پدیده ی انتقال  ، انتشار و جذب نور در آنها اتفاق می افتد.  اجسام پشت پوش  یا  ضخیم نوری : جذب و انتشار نور در آنها اتفاق می افتد.  این نکته در تکنیک های نقاشی بسیار اهمیت دارد. به همین خاطر است که بعضی از ابزارها مانند گواش به رنگ جسمی معروفند  و آبرنگ به رنگ روحی!   به همین دلیل است که بسیاری از تولید کنندگان رنگهای روغنی آرتیست  علایمی بر روی تیوپهای رنگ گذاشته اند تا میزان پشت پوش بودن ( اوپاک opaque)  یا  شفاف بودن (ترانسپارنت transparent)  یا نیمه شفاف بودن  آنها را  به خریدار هشدار دهد. مثلا  در  رنگهای روغنی  فاین   می توان  دید که رنگ آبی کبالت  پشت پوش است  اما  اولترامارین شفاف است  در حالیکه  آبی فتالو نیمه شفاف است.  مثلا اگر لایه ای از رنگ پشت پوش را روی بوم سفید استفاده کنید. بعد از آن لایه ای از رنگ شفاف را  به کار ببرید. چیزی که به چشم می آید مخلوط دو رنگ است. اما اگر بر عکس عمل کنید، فقط رنگ پشت پوش را می بینید.! این دسته بندی ها برای رنگهای اکریلیک هم هست.

برای بیننده  هم  مشاهده کننده استانداردی را  تعریف کردند و  منحنی حساسیت چشم را در هر طول موج بدست آورند.

درباره فضا رنگ و سیستمهای رنگ منظم  ، دایره رنگ و مباحث مربوط به اختلاط رنگ در آینده توضیح خواهم داد.

 

بعد از مدتها طبع شعرم گل کرد. خودم هم می دونم دلیلش حس پروزای هست که عزیزی با بودنش به من میده، اگرچه شعر ها قافیه اش یا ردیفش و حتی وزنش ایراد داره اما اینجا می نویسم تا یادم بمونه که بودنت چقدر آرامم می کنه

یار من پیرهنش عطر اقاقی دارد

از گل رازقی و یاس   باغی دارد

می پرستم چشم مستش زانکه میدانم او

مست عشق است نه آن جام که ساقی دارد

 

در چشم تو رنگ سبزه زاران دیدم

در سینه طراوت بهاران دیدم

در هر تپش قلب تو شادی پیداست

عشق تو زلال همچو باران دیدم

 این شعر رو هم خورشید خانوم  به من هدیه کرده , از لطفش ممنونم . کوزه ام اما بی گل ، بی کوره ام نه خاکی از زمین بر خاسته نه دستی بر گلی آراسته جمله پیوسته پیراسته حدس بزن چه کسی آن را بنواخته نقشی از یک نقاش یا که وهم است خوابست و خیال هر قدم با نقاش جملگی ساختن است نه خیال این شعر تقدیم به استاد گرامی

------------------------------------------------------------------------------------

دوست عزیزی درد دل کرد. حرف دل خیلی ها رو زد که از طرف خانواده شان حمایت نمیشن برای نقاشی . گله کرد که داره با کسی ازدواج می کنه که چیزی از هنر نمی فهمه! راستش هم دلم سوخت هم یه حرفی ته ذهنم اومد. شاید بازم بیاد و اینجا رو بخونه. اما من اگر جای ایشون بودم تن به این ازدواج نمی دادم اگر هنرم انقدر برام مهمه که اینجوری درد دل کنم. ما خانواده مون رو انتخاب نمی کنیم اما همسرمون دیگه دست خودمونه! اگر واقعا جلوی پروازمون رو بگیره   مگه خود آزاری داریم باهاش ازدواج کنیم  هم خودمون رو بدبخت کنیم هم  یه نفر دیگه رو با غر غر ها و سرکوفت هایی که در آینده به دلیل همون  پروزا نکردن بدبخت می کنیم. مگر اینکه چیزهایی دیگری برامون خیلی مهم تر از هنر و نقاشی باشه که اونوقت دیگه این گله از زمین و زمان واسه چیه!!!  حرف خیلی زیاده  اگه بخوام بگم. ممکنه هرکسی  از در مخالفت یا موافقت چیزی در این زمینه بگه  هرکس مختاره  می تونه  زندگیش رو جوری که می خواد بسازه. اما  چیزی که من یاد گرفتم و ازش نتیجه گرفتم اینه که به اون  صدای راستین  ته دلت رجوع کن و کاری رو بکن که  ته دلت  راضی باشی از این زندگی که کردی! همین!



 
کافه رستوران- رنگ روغن روی بوم ( ناتمام)
ساعت ٦:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۳  

نقاشی کافه رستوران با رنگ روغن روی بوم که البته نا تمام هست. این نقاشی بیشتر از اینکه برای من یک تابلو باشه  یک خاطره است. خاطره ای سرشار از مبارزه و تن به تسلیم  ندادن. در اصل یک نقاشی دیواری بوده و من از روی عکسی که به دستم رسیده دارم دوباره می کشم. رنگهایی که گذاشتم باید تکرار بشوند تا به رنگ نقاشی اصلی نزدیک شود.

---------------------------------------------------------------------------------------------

سعی می کنم از این به بعد طراحی هایی که مورد تایید استادم است را با ذکر مورد آن در اینجا بگذارم تا دوستداران آموزش طراحی با ایده های این استاد آشنا بشوند. استادم این طراحی من را به دلیل انتخاب  زاویه دید مناسب مورد تحسین قرار دادند.

 

این طراحی به دلیل نوع خطوط آن مورد تحسین قرار گرفت. البته از چیدمان (ترکیب بندی) این طراحی خوشش نیامد گفت یه جوریه! اما دقیقا توضیح نداد. شاید کمی بی تعادل باشه به نظر خودم . اصولا بقیه تکالیفم را گفت که خطوطت خیلی رومانتیک است و باید آنها را خشن تر کنی!!!

و این طراحی را از نظر نوع ترکیب بندی (طرز چیدن اشیا در کنار هم) تایید کرد.

 از همه دوستانی که پیام می گذارند و تشکر می کنند و آن یکی دو بیننده ای که انتقاد (و حتی با خشونت توبیخ می کنند)  هم می کنند صمیمانه تشکر می کنم.



 
رزها در سبد (نقاشی رنگ روغن) - رز ورسای (نقاشی رنگ روغن)
ساعت ٦:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٢  

سلام . نقاشی رزها در سبد هم بالاخره تموم شد. البته خودم پیشاپیش دو سه تا ایراد ازش گرفتم! یکی اینکه سمت راست سبد باید هنوز تیره بشه! دوم سمت چپ تابلو قسمت پس زمینه باید هنوز تیره تر بشه تا گل سفیده خودشو نشون بده و گلدون باید یه دست دیگه رنگ بخوره تا برق های لعابی بودنش جلوه داشته باشه و گل زرد وسط هم باید از این ریخت و قیافه در بیاد. خدایییش هر  کدوم از این گلها سه  ساعت وقت ازم گرفته کشیدنش!

تابلو رز ورسای رو هم از روی نقاشی استاد عباس کاتوزیان دارم می کشم . اگرچه از کپی کار کردن اصلا خوشم نمیاد و حتی وقتی کپی کار می کنم سعی می کنم که تابلو یه چیزی از خود من هم توش داشته باشه! اما یه چیزهایی هست که آدم صرفا با کپی کردن یاد می گیره! منم که فعلا در زمینه رنگ روغن استادی ندارم سعی می کنم انقدر با رنگ بازی کنم تا یه مقدار دستم بیاد که باید رنگ رو چه جوری بذارم.

امیدوارم پست بعدی درباره آموزش طراحی باشه.

این روزها مثل خوره کتاب می خرم. امسال دیگه نمایشگاه کتاب رو از دست نمیدم امیدوارم یه کتاب هنر درست و حسابی به زبان اصلی البته گیر بیارم!

هیچ چیز به اندازه ی تماشای نقاشی به آدم  آموزش نمیده  . پس این گالری ها که بر پا میشه رو از دست ندید!

امروز رفتم نگارخانه کمال الدین بهزاد, نمایشگاه گروهی نقاشی. اما چند تا از نقاشی ها اصولا ته افسردگی بود! نمی دونم کشیدن زجر و شکنجه و عصبانیت چه دردی از آدم دوا می کنه!  گاهی فکر می کنم من توی تفکر قرن هفتم ایران و تصویرگری ایرانی که هرچیزی رو در حد کمال می خواد و دنبال تصویر کردن بهشت هست  گیر کردم! شاید به خاطر همین هست که وقتی نقاشی می کنم زمان رو فراموش می کنم و گاهی شاید سه ساعت بی وقفه پای تابلو نشسته ام و خسته نمیشم!  شاید لازمان و لامکان صوفی ها هم همین باشه که چیزی از خود بی خود می کندشون و غرق میشن!  اگر قرار بود من هم حدیثی مشابه اون حدیث نبوی از خودم بروز بدم  لابد می گفتم من از دنیای شما سه چیز را دوست تر میدارم : محبوبم را , نقاشی را و یاد دادن را !  حیف که هیچ زنی پیغمبر نشده خنده

بگذریم.  خوبم . حالم خوب است. فقط  دلم می خواهد یا در لازمان بمانم! یا این زمان بگذرد تا در لازمان ماندن برایم شدنی شود. شدیدا محتاج کمک یک عده ام که کمی درکم کنند. شاید چون هنر مندم  حرفهایم بوی احساس میدهد و به همین ترتیب کارهایم انتخاب هایم و کل زندگی ام  اینگونه به نظر می آید. اما کاش کمی بفهمند دوست ندارم مثل آنها و عقل آنها زندگی کنم اما زندگی ام جهنم باشد! اگر عقل داشتند زندگی شان این جهنم نا آرامی نبود که من می بینم و خودشان هم می دانند. پس دست کم بگذارند من در آرمشم و بهشت خودم باشم.

------------------------------------------------------------------------------------------

بعدا نوشت : نمایشگاه کتاب تهران دیروز در روز اول کاریش با غارت کتابهای آموزشی هنری زبان انگلیسی (بخش ارزی ریالی) مواجه شد! در عرض پنج شش ساعت ! یعنی من که ساعت 6 عصر به اون غرفه ها رسیدم چیز خاصی دستگیرم نشد. غرفه دار می گفت همه اش فروش رفته . جز یک هندبوک هنر که مطالب خیلی خوبی داشت و البته 60 هزارتومنی هم قیمتش بود! چند تا کتاب درباره رنگ روغن و پاستل و آبرنگ. به هر حال امسال قسمت نشد چیزی بخرم!  اما مطئنم سال آینده چند تا کتاب درست حسابی می خرم!



 
بازارگردی
ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۳٠  

من همچنان در کمبود وقت شدید برای نقاشی کردن به سر می برم و همچنان بی دوربین بی امکانات برای آپلود کردن کارهای نصفه و نیمه ام هستم. اما دلم نیامد مطلبی مفید را درباره بازارگردی به شیوه ی نقاشان اینجا ننویسم. چند روز پیش گذرم به امامزاده صالح افتاد و بازار تجریش! شنیده بودم در آنجا هم  لوازم هنری می فروشند اما ندیده بودم. طبقه ششم یکی از پاساژهای بازار تجریش چند تا لوازم نقاشی فروشی بود و یک بوم فروشی و همه ابعادی بوم داشت! حتی بوم های مثلثی شکل!  نکته ی جالبتری که  درباره آنجا نشنیده بودم ولی دیدم و بسیار هم لذت بردم , وجود آتلیه های متعدد هنرمندان بزرگ کشورمان بود! همچنین در همان مغازه ها که تابلو نقاشی به فروش می رسد, همانجا نقاشی هم  می کشند و آموزش هم می دهند! یعنی مرکزی با بیش از 30 گالری و کلاس نقاشی!!! کارهای نقاشی حرفه ای آنجا را که دیدم واقعا برق از چشمم پرید , کمی هم از خودم نا امید شدم یعنی واقعا حس می کنم نقاشی های من خیلی ابتدایی است! نقاشی های استاد رحیم نوه سی  را از نزدیک دیدم که برایم اعجاب آور بود اینهمه دقیق و واقع گرایی کار کردن! حتی آقای سعید پناه زاده را هم دیدم داشت سه تار میزد!!! و کارهای پاستل گچی اش که حرف نداشت!!!  به هر حال  بازارگردی به این شیوه هم برای خودش لطفی دارد

پ ن :  سیما جان پیشنهاد میدم یه سر بری اونجا  کارهای طراحی و سیاه قلم را نگا کنی!!! واقعا محشره! کافیه  اتوبوسهای راه آهن تجریش را سوار شوی و  دم  در امامزاده صالح پیاده شوی

پ پ ن: امامزاده صالح که میروی نذر نمک یادت نرود! حاجت میدهد! من که یه عالمه نمک گذاشتم و بست نشستم حاجت بگیرم!!!  یعنی میشه سال 91 سال من باشه!!!!؟؟؟؟

پ ن ن: بی دوربینی هم بد دردیه ها



 
نحوه کشیدن اجسام دایره ای و سایه زدن آنها ( چراغ نفتی شاه عباسی :آبرنگ)
ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٥  

یکی از دوستان از من نحوه ی نقاشی کشیدن اجسام دایره ای و سایه زدن آنها را خواسته بود. نمی دونم این پست که الان می نویسم گره گشا هست یا نه. اگر مطلبی مورد سئوال باقی مونده بود حتما به من بگویند تا بعدا به آن اشاره کنم.

برای کشیدن اجسام دایره ای قبل از همه اول مطلبی را که قبلا در باره آموزش پرسپکیتو گفته بودم را مرور کنید. سپس به سراغ این نوشته ها بیاید.

در مرحله بعد روی کاغذ باطله تمرین کشیدن خطوط منحنی , بیضی و دایره ای را آنقدر تکرار کنید تا تمام کاغذ سیاه شود! این کار برای روان شدن دستتان لازم است.

برای آموزش این مطلب از مدل یک چراغ نفتی شاه عباسی کمک گرفتم. مدل را روی میز روبروی خودم قرار دادم. باید توجه کنیم که در این مدل خط افق بسیار بالاتر از لبه ی حباب شیشه ای قرار گرفته است. هرچه سر لوله به خط افق نزدیک تر باشد دایره آن مانند بیضی دیده میشود و باریک تر هم هست (به بیضی که با خط چین کشیده ام توجه کنید) هر چه از خط افق دورتر بشویم (به قسمت های فتیله ی چراغ نزدیک تر شویم) این بیضی ها به دایره شبیه تر میشود.  برای سایه زدن حباب گرد هم می توانید از خطوط راهنمای صورتی رنگی که کشیده ام کمک بگیرید.  اصولا هر شی گرد (مثل سیب یا میوه های دیگر و ... ) را  به همین صورت می توان سایه زد. حتی هنگام رنگ آمیزی با هر تکنیکی  بهتر است از همین خطوط استفاده شود.

اینهم نقاشی چراغ نفتی شاه عباسی با آبرنگ . یادم رفت بگم این عتیقه رو از یکی مغازه های منطقه آزاد انزلی خریدم.



 
از کرخه تا راین
ساعت ۳:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢  

دیشب برای بیستمین بار فیلم از کرخه تا راین رو از تلویزیون دیدم. اگرچه این فیلم رو  اولین بار وقتی 11 سالم بود توی سینما دیدم. خوب یادم هست چهار شنبه بود و آذر ماه و گمانم روز 12 ماه!  دیشب بعد از سالها  به  واژه ها فکر می کردم  رود کرخه , آلمان , مهاجرت, پرواز , سرطان خون , مرگ, دوری از وطن, بازگشت, کبوتر (عکس روی نوار موسیقی فیلم) , 1992 و غربت .... این واژه ها هر روز توی سرم چرخ و فلک بازی می کنند تا شاید روزی از آنها رمز گشایی کنم. دیشب یادم افتاد که سال 1377 یک نقاشی هم از یک صحنه ی این فیلم کشیدم با مدادرنگی های معمولی و روی کاغذ آچهار معمولی! همان صحنه ای که سعید کنار رود راین یقه ی خدا را چسبیده بود که چرا اینجا ... دیشب بعد از اینهمه سال فهمیدم چرا گاهی آدم با تمام ایمان و یقینی که  به خدا داره  و می دونه کار خدا بی حکمت نیست گاهی اینجوری میشه! قاتی می کنه و اعتراض می کنه و شکایتش رو می بره پیش خود خدا!!!  دیشب دلم می خواست گوشه ای از این شهر رود خانه ای داشت کرخه که ندارد کاش زاینده رود داشت ( که آن هم خشک کردند) لا اقل  کنارش می نشستم و عقده ی دلم را باز می کردم.  دلم  برای غروب های زاینده رود که یک روز زنده بود تنگ شده.

-------------------------------------------------------------------------------------------

بعدا نوشت:  الان که دارم اینو می نویسم تلویزیون داره آژانس شیشه ای می ذاره برای هزارمین بار!  خداییش  خدا ابراهیم حاتمی کیا رو بیامرزه  وگرنه تلویزون باید این روزها رو چه جور می گذروند ... یادم افتاد یه نقاشی هم از عکسهای پشت صحنه اش با گواش و آبرنگ در سال 77 کشیدم و تصویر سازیش کردم .... 

در واقع یه جورایی هم با این شعر سهراب سپهری ارتباط داره : مانده تا برف زمین آب شود , مانده تا بسته شود این همه نیلوفر وارونه چتر ... مانده تا سینی ما پر شود از صحبت سنبوسه و عید .... بهتر آن است که برخیزم, رنگ را بردارم, روی تنهایی خود نقشه مرغی بکشم



 
آموزش نقاشی چروک پارچه با مداد رنگی
ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٠  

در پست قبلی توضیح دادم که چرا به جای نقاشی از برق روی پوست حیوانات مثل اسب ( به دلیل کمبود امکانات ) از پارچه ساتن استفاده می کنم. در واقع پارچه ساتن رنگی هم تقریبا همان برق و تنوع رنگی را دارد و  شاید بهتر است بگویم کمی پیچیده تر از تن حیوانات است به دلیل فرم آن. یادم هست در کتاب شیوه طراحی استاد وزیری  تنها تکلیفی که از هنرجو نگاه کاملا دقیق و شباهت سازی در حد عکس می خواهد همین طراحی از پارچه است. به عقیده ایشان و خیلی از استادان نقاشی ( البته من خاک پای همه آنها هستم و هم عقیده در این قسمت ) شبیه سازی در حد دوربین عکاسی هنر نیست!!! اگر قرار باشد هنرمند دقیقا تصویری را تولید کند که دوربین می کند آنوقت چرا دوربین اختراع شده!!! ؟؟؟ من خودم هم شبیه سازی رو ترجیح میدم تا جایی ادامه بدم که احساس مثلا پارچه بودن , سیب بودن , گل بودن به بیننده القا بشه.

درضمن این مطلب را هم اضافه کنم که برای داشتن دید قوی و رنگ آمیزی موفقیت آمیز تنها چاره تمرین و طراحی است. طراحی طراحی طراحی

نکته ی جالب دیگر این است که سارا (یکی از هنرجوهایم) در حال کشیدن پرتره ای بود که به قسمت نقاشی دست رسیدیم و به من گفت دست کشیدن بلد نیستم. درواقع اولین بار بود که با مدادرنگی دست می کشید! گفتم هر رنگی را که می بینی در همان جایی که طرحش را کشیدی بذار!  این حرف یکی از نقاشان بزرگ است اسمش را فراموش کردم. در حقیقت نقاشی چیزی جز دیدن و پیاده سازی آنچه می بینیم نیست.

در مرحله اول طرح را با مدادرنگی قرمز (رنگ حاکم بر موضوع) با خطوط کمرنگ بر روی کاغذ اشتنباخ معمولی ( بافت ریز ) می کشیم. قبل از شروع رنگ آمیزی باید از سری مدادهایی که دارای ته رنگ قرمز هستند آزمونی به عمل بیاوریم. چشم شما باید بتواند رنگهای قرمز موجود در مدادرنگی را در متن پارچه پیدا کند. من در اینجا از مداد رنگی فابرکاستل 48 رنگ به علاوه ی دورنگ پلی کروم قرمز استفاده کردم.

پس از طراحی اولیه  , ابتدا از روشن ترین رنگ شروع می کنیم (318) و تمام قسمت هایی که رنگ روشنی مشابه با آن دارند با خطوط نازک و همبسته رنگ میزنیم. دقت کنید زیاده روی نکنید چون این رنگ به نارنجی متمایل است (پارچه ای که من انتخاب کردم سرخابی است) و ممکن است کار خراب شود.

در مرحله ی بعد با رنگ تیره تر (321) کار می کنیم. سعی می کنیم خطوط  در بعضی نقاط رنگهای مرحله قبل را پوشش دهد. دقت کنید که برای نقاط برق افتاده از سفیدی خود کاغذ استفاده می کنیم و رنگ نمیزنیم.

سپس با رنگ 219 پلی کروم که به رنگ پارچه ام شبیه تر است قسمت های تیره تر را رنگ آمیزی می کنم اما سعی می کنم که کاغذ از رنگ اشباع نشود.

در این مرحله احساس کردم اگر با رنگهای قرمز بخواهم ادامه بدهم رنگها در هم فرو میرود و طرح اولیه مخدوش میشود. درنتیجه تصمیم گرفتم که سراغ تیره ترین قسمت ها بروم و وضوح آنها را بیشتر کنم. ایجاد تیره ترین قسمت ها که کمی به سیاهی میزند با  کمک رنگهای آبی تیره 344 و سبز پلی کروم 278 میسر است. در واقع چون مکمل رنگ قرمز , رنگ سبز است باید از رنگ سبز تیره استفاده کنم اما چون قسمت های تیره نور نگرفته و سطوحی سرد است ترجیح میدهم کمی آبی تیره هم اضافه کنم تا هم حس سردی القا شود و هم به رنگ سرخابی نزدیک شویم.

حال که کمی سطوح تیره از روشن مجزا شد با رنگ 237 که ته رنگ بنفش ارغوانی دارد به نقاشی ادامه میدهم

در نهایت با رنگهای 333 که کمی بنفش رنگ است و رنگ آبی تیره 344 کار را تکمیل می کنم

 

پ.ن : اگر این پست آموزشی را  با مطلبی که درباره رنگ آمیزی گل رز گفتم مقایسه کنید می بینید که تفاوتی ندارد ( باورکنید ندارد) حتی اگر تنه اسب را هم قرمز کنند و بخواهیم رنگ کنیم باز هم مراحل همین است که گفتم. فقط چیزی که فرق دارد طرح اولیه است و باید چشمی قوی داشته باشید و رنگها را بتوانید ببینید!



 
پرتره دکتر علی شریعتی : طراحی
ساعت ۸:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱  

یکی از بیننده های وبلاگم در خواست طراحی از پرتره دکتر علی شریعتی داده بود. منم که دلم خیلی برای طراحی کردن تنگ شده بود مداد طراحی های مارس لوموگراف رو از خاک خوردن نجات دادم و طراحیش کردم. یادمه یک زمانی خوره ی کتابهای دکتر رو داشتم دنبال یک ایمان گمشده می گشتم. نوشته هاش آرومم می کرد عاشقم می کرد. بهم قدرت پرواز میداد. خیلی وقته که کتابهاش رو نخوندم و خیلی وقته یادم رفته چه جوری میشه شاعرانه نوشت و عاشق شد. خیلی وقته یه چیزی ته دلم سنگ شده راه بغضمو گرفته. خیلی وقته تا میام گریه کنم نمی تونم. حتی وقتی پدر بزرگم فوت کرد نتونستم جلوی چشم آدمهای دیگه گریه کنم . یکی باید مثل کوه وامیستاد و مثل باد می دوید و به عزادار ها آب خنک میرسوند . پدر بزرگم همیشه عطش داشت و آب خنک می خواست.... خیلی وقته به اون دردی که در عمق سینه ام نشسته می گم خاموش ! دنیا به اندازه ی کافی درد داره  تو دیگه از درد نگو حرف نزن  شکایت نکن بغض نکن! تو وظیفه ات اینه که "شادی" به دنیا بدی! بخندونی! اما خدا می دونه امشب ته دلم چه غوغاییه ... می گن امشب شب قدر هست میگن ملائکه میان زمین میگن حاجت ها رو امضا می کنن و قبول شده ها نامه اعمالشون به دست راستشونه و شاد هستند... اما امشب من دلواپسم  دلواپس اون "شادی" که اومدنش داره دیر میشه و هرچی دیرتر میاد من آشفته تر میشم... می گن شادی توی دل باید باشه اما من آخرین ذره های امیدم دیگه داره توی دلم ذوب میشه ... نمی دونم در حق چه کسی بدی کردم ... نمی دونم دل کی رو شکستم ... نمی دونم کی از دستم هنوز ناراحته که من دلم می خواد فریاد بزنم بگم من رو ببخش ... میدونم این نوشته رو نمی خونه ولی امیدوارم من رو ببخشه و کمکم کنه  تا   " شادی" رو به این دنیا  هدیه کنم.

طفلی به نام شادی، دیریست گمشده ست  /

با چشمهای روشنِ براق

/ با گیسویی بلند به بالای آرزو/

هرکس از او نشانی دارد /

ما را کند خبر

/ این هم نشان ما  :  /

یک سو خلیج فارس /  سوی دگر خزر

( شفیعی کدکنی )

 

 خدمت آذر خانوم هم بگم که حوصله کشیدن دستای کیرانایتلی رو نداشتم برای همین اینو همینجور ناقص ازم قبول کنه ... گمونم باید یه ست  پاستل که مداد کنته رنگی هم داره بگیرم  چون کشیدن خطوط نازک بدون شکستن پاستل ممکن نیست و منم کلا حیفم میاد دیگه ....

ان شاء الله جواب  خانم/آقای  ایران  که پرسیده بودند برق پوست اسب رو چگونه با مدادرنگی میشه کشید رو در پست بعدی خواهم نوشت! دوستان اگه نظری که بشه در پست بعدی برای این سئوال نوشت دارند همینجا بگن که من با نام خودشون نمایش بدهم.



 
kiera knightley کیرا کریستانا نایتلی - نقاشی پرتره با پاستل گچی نرم
ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٩  

برای اینکه امتحان کنم ببینم میتونم با پاستل گچی از چهره نقاشی بکشم، چهره ی خانوم نایتلی رو انتخاب کردم. البته به این نتیجه رسیدم که کاریست بسیار سخت و مطمئن نیستم که واقعا خوب شده یا نه. به هر حال این اولین تجربه نقاشی پرتره با پاستل گچی بود برام. البته به این نتیجه رسیدم که کلا باید ابعاد نقاشی برای چهره کمتر از آسه نباید باشه تا دست راحت به گردش دربیاد و محو کن کلفت و پاستل کلفت تر از اون  راحت جولان بدهند.

به هر حال منتظر شنیدن نظرات استادان مخصوصا رها جون که چند دانه گچ پاستل بیشتر از من شکستند هستم قلب

کاش این آپلود کننده ی عکس پرشین بلاگ امکانات ویرایشی قویتری داشت ... من هر دفعه عکس رو آپلود می کنم باید کلی جمعش کنم که از قالب وبلاگ بیرون نزنه و اینکار با کلی دلهره انجام میشه  چون ابعاد بهم میریزه و ممکنه دراز تر  دفرمه تر  به نظر برسه ... به هر حال من به جای پرشین بلاگ از شما عذر می خوام

 



 
رزهای باغچه
ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢۳  

حرفی برای گفتن ندارم جز اینکه خیلی بی حوصله شدم ... از انتظار متنفرم و تنها چیزی که من رو از پا می اندازه منتظر مونه!

نقاشی آبرنگ گل رز با عنوان "رزهای باغچه"  از روی گلهای رز رونده و خوشبوی باغچه خانه خودمان کشیدم



 
نقاشی پرنده هما- پاستل گچی
ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٤  

اول از همه باید تشکر کنم از رها ی عزیز به خاطر مطلب آموزشی که درباره نقاشی پاستل گچی در وبلاگش گذاشته بود. این نقاشی پرنده هما را با پاستل نرم گالری (ساخت کره) کشیدم. امیدوارم که از اولین کارم با پاستل گچی خوشتون بیاد.

 

 

پ.ن   ::  عکاس : فرزاد زارع- کتاب عکس فارس کهن سرزمین جاویدان



 
شکوفه های کنار جاده : نقاشی آبرنگ
ساعت ٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۳  

Hot press paper is a very smooth surface. Coldpress has some texture to it and Rough is very bumpy. That is the general difference. Then there are differences in them between namebrands. Some namebrand Rough is bumpier than another namebrand. Some namebrands have more sizing in their papers than other namebrands. It all ends up to be personal preference when it comes to paper. There are different weights in papers, also. The two most common weights are 140lb and 300lb

چند روز پیش که داشتم به ریحانه (یکی دیگه از هنرجوهام) آبرنگ آموزش میدادم متوجه شدم کاغذی که اون روش کار می کنه از نظر بافت و تکسچره با کاغذهای من خیلی فرق داره ... یادم اومد که چند وقت پیش از معلم دیگرم یعنی خانوم لسلی وایت درباره انواع کاغذهای آبرنگ پرسیدم ... متن انگلیسی بالا جوابی بود که ایشون برام نوشتند. در ایران معمولا مارک (برند) فابریانو بیشتر وجود داره و کاغذها یا دارای سطحی نرم و با تکسچره بسیار کم ( گمونم هات پرس همین باشه) و قیمت بالاتر هستند, یا دارای تکسچره راه راه هستند و یا اینکه به قول فروشنده ها تکسچره چکشی دارند و سطحی پر از برجستگی ... خب کار شاگردم باعث شد که من امروز یک برگ هات پرس بخرم ... گمونم نقاشی روی این کاغذ یه چیزی دیگه باشه !

یکی از دوستان تعداد زیادی عکس از استان لرستان برام فرستاد که مناظر بی نظیر و زیبایی داره ( البته قبلا هم آقای دکتر ویسانلو از شقایق های آنجا عکسهایی فرستاده بودند) ... حیفم آمد از شکوفه های کنار جاده نقاشی نکشم. امیدوارم از این نقاشی آبرنگ لذت ببرید.

درباره متن انگلیسی اگر سئوالی بود بپرسید . من خودم زبانم خوبه فکر می کنم بقیه هم خیلی خوبند ترجمه نمی کنم

نکته جالبی که امروز فهمیدم درباره محو کن بود. قدیم ندیما که استادم در جهاد دانشگاهی کار با محو کن و کنته رو بهمون آموزش داد یه محوکن هایی وجود داشت تهش پاک کن بود جنسش هم مثل دستمال کاغذی نرم بود! خیلی لذت بخش بود کار باهاش و در ضمن خیلی راحت لبه ی محو کن رو که می گرفتی به اندازه نیم سانت از قدش کوتاه می کردی و کثیفی ها از بین میرفت. دوسال پیش که یک عدد محو کن خریدم ( از این کاغذی های جدید) به شرش گیر کردم .... همه ی محو کن با این روش (باز کردن لبه و کندن کاغذ) حیف و میل شد... امروز آقای فروشنده لطف کردند به همراه محو کن ها یک عدد کاغذ سنباده مخصوص محو کن هم بهم دادند که مثل بچه آدم بشینم محو کن رو بسابم ( به جای سابیدن کشک به هنرمندا باید اینو گفتخنده )



 
نقاشی ماشین قدیمی برای پسرخاله ام (آبرنگ)
ساعت ۳:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱  

چند پست پیش نوشتم که پسرخاله ای داریم 9 ساله که عاشق نقاشی کردن است بویژه نقاشی از ماشین های مدرن. چند وقتی بود که دنبال عکسی از ماشین قدیمی خوش رنگ و لعابی می گشتم تا این که به لطف جناب آقای سیروان پیدایش کردم. به نظر من ماشین های قدیمی خیلی خوشرنگتر و خوشگلتر از ماشینهای مدرن هستند تا نظر شما چی باشه ... نقاشی ماشین قدیمی را با آبرنگ و تکنیک خیس در خیس کشیدم. خیلی دلم می خواست نمک دانه درشت هم داشتم تا آسفالت خیابان با حالتی طبیعی تر نقاشی میشد. امیدوارم شما هم این ماشین نارنجی رو دوست داشته باشید.

به وبلاگ یک پزشک و حرفهایش ( جدیدا شده یک پاتولوژیست و...) حتما سر بزنید. این آقای دکتر (اگه اشتباه نکنم) نقاشی های تخیلی زیبایی با مدادرنگی می کشند که من امروز واقعا از دیدنشان لذت بردم.

پ.ن.  دوستان از دادن هرگونه ایمیل معذورم! واقعا شرمنده ... با این اینترنت ای دی اس ال کم سرعتم به زور اینجا رو می چکم ... به یاهو ماهو که دیگه اصلا نمی رسم سر بزنم.

 



 
طراحی و نقاشی آبرنگ مجسمه فردوسی
ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٦  

گفتم که روی دیوار دور میدون فردوسی - سر یه دعوا - رنگ سفید پاشیدند و کل نقاشی های دیواریی که مربوط به شاهنامه بود رو پاک کردند! البته بعدا عذر خواستند و قول دادند که این نقاشی ها رو عین روز اولش بکشند!!! که من بعید می دونم این قول عملی بشه!!! شایدم بشه!  لا به لای کارهام نگاه کردم دیدم منی که اعتراض دارم به بی هنری آدمهای شهرم  خودم چرا کار هنرمندهایی مثل فردوسی و... رو پاس نداشتم... تنها مقبره حافظ رو طراحی کرده بودم ! در نتیجه برای ادای دین به حکیم توس که الحق زبان پارسی رو زنده نگه داشته طراحیی از مجسمه اش کشیدم و بعد اون رو یکبار هم با آبرنگ رنگ آمیزی کردم

اگرچه من از روی عکسی که از روزنامه کنده بودم طراحی کردم و خب خیلی از جزئیاتی که دلم می خواست بهشون بپردازم توی عکس نا واضح بود برای همین شاید چهره اش کمی تصنعی به نظر بیاد. البته نقاشی آبرنگ مجسمه فردوسی ناکامل هست!

در مورد نقاشی از مجسمه هم نکته ای به نظرم رسید که اینجا باید عنوان کنم. من شک داشتم که رنگهایی که استفاده کردم درست باشه وقتی از خانوم لسلی وایت پرسیدم گفتند که این رنگها سلیقه هست و بستگی به حس هنرمند در حین نقاشی داره! (خود ایشون از مجسمه یک ژنرال نقاشی کرده بودند و با رنگهای آبی بنفش رنگ کرده بودند). نکته اینجا بود که به نظرم احتمالا باید برای رنگ آمیزی مجسمه دقت کنیم به انعکاسهای نور از محیط اطراف . درواقع مجسمه (درست عین پارچه ای که زیر مدل پهن می کنیم) باید دارای ته رنگی از رنگهای محیط باشه!

یک عدد کتاب هم درباره رنگ روغن خریدم البته سبک کارش با روش استادم خانوم جواهری خیلی متفاوت هست. در واقع نوئل گری گوری (کتاب لذت نقاشی 2) با رنگها نسبتا رقیق کار می کنه و اول کل کار رو زیر سازی می کنه و تکه تکه رنگ رو بهش اضافه می کنه . تقریبا مانند نقاشی های کلود مونه که یک امپرسیونیست بود. اگرچه من خودمم هم علاقهی تقریبی به این سبک دارم و درواقع بازی رنگ و نور برام جالبه . اما امروز فهمیدم که این نقاشی تکه تکه خیلی هم آسون نیست! یول .... اما خب دارم تلاشم رو می کنم بالاخره کشف کنم که چه جوریه ... اینم تصویر نقاشی نیمه کاره ای ( در حد زیر سازی) که از روی نقاشی کتاب دارم می کشم.  نکته جالبی که باید اینجا بگم اینه که امپرسینویست ها کلا رنگ مشکی رو از پالت حذف کرده بودند اما نمی دونم چرا این آقای نوئل از رنگ سیاه ایوری استفاده می کنه!!!  من خودمم مشکی رو اصلا استفاده نکردم!

و اینهم  یکی از نقاشی های  کلود مونه که از نظر من بسیار زیباست. نکته ای که درباره این نقاشی باید بگویم ( از کتاب هنر رنگ : یوهانس ایتن) اینست که امپرسیونیست ها متوجه شدند که آبی شفاف و سرد آسمان و فضا به صورت رنگ و سایه در همه جا حضور دارد و در کنتراست با رنگهای گرم نور آفتاب قرار می گیرد.

پارلمان - کلود مونه - امپرسیونیست



 
نقاشی رنگ روغن 1: برگ . گل . گلهای قلبی
ساعت ۸:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢۳  

گفتم که چند وقتی هست میرم کلاس رنگ روغن! البته با اعمال شاقه! نمونه اش اینه که وقتی اومدم سه پایه چوبی رو بذارم کنار میز و وسایل رو بچینم یک عدد مارمولک هم همراه با سه پایه به دستم گرفتم ! سبز حالم اینجوری شد البته جیغ نزدم فقط گفتم ایییش

وقتی هم که بوم رو از کنار دیوار برداشتم دیدم یک عدد عنکبوت چسبیده به پایینش! تعجب خوبه تار نتنیده بود ..... از اون جلسه تا این جلسه یه هفته همش کلاس نبودم ها هرچی جک و جونور بود چسبیده بود به وسایلم!!

نقاشی برگ ها با رنگ روغن . اولین کارمه ها :

اینم نقاشی گل که نقاشی سومم با رنگ روغن هست! (نقاشی رنگ روغن مبتدی)

البته بعد از کشیدن این نقاشی فهمیدم که چقدر این رنگهای کله اسبی مزخرف هستند ولی چاره ای نیست باید باهاشون شروع کرد چون ارزون هستند و البته متوجه شدم رنگهای چینی به از ایرانی می باشند چون رنگهای ایرانی حتی بعد از گذشت سه سال هم خشک نخواهد شد.

و اینهم کار فانتزیی که با رنگهای لوور (فرانسوی) روی بوم وینزور کشیدم! به نام گلهای قلبی که البته یک کار سفارشی برای تولد یکی از دوستان می باشد.  وقتی کار با رنگهای چینی و فرانسوی رو مقایسه می کنم واقعا تازه می فهمم چقدر جنس های چینی بنجل هستند

البته این نقاشی هنوز کامل نشده و گمونم یه خورده دیگه باید رنگ بمالم روش! والبته این عکس رو وقتی گرفتم که رنگها خشک نشده بود درنتیجه یکم برق افتاده.



 
آموزش نقاشی کودکان
ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٢  

با عرض شرمندگی! این مطلب که درباره آموزش نقاشی کودکان قرار بود نوشته بشه تبدیل به چند نمونه نقاشی از کودکان و چند نکته مهم و ضروری میشه! علتش هم همون مسدود بودن سایت هاست که نمی تونم چند تا مطلبی دلم می خواست اینجا ارائه بدم رو ترجمه کنم براتون! (خدا لعنت کنه اونایی رو که فیلتورنت رو راه انداخته آدم رو از اطلاعات مفید و مثبت هم محروم می کنن) گریه والبته در ادامه نظرات دوستان رو اینجا ذکر خواهم کرد. فکر کنم در مجموع مطلب خوبی بشه درباره نقاشی کودکان!

اول از همه نقاشیی که (خوشبختانه این یکی رو از قبل توی حافظه کامپیوتر داشتم) خانوم لسلی وایت به نوه اش یاد داده براتون اینجا نمایش میدم. مراحل نقاشی هم به این صورت هست که آسمون رو با آبرنگ رنگ آمیزی کردند! سپس با کمک از خط کش و پاستل روغنی خانه ها رو کشیدند و رنگ آمیزی کردند! در نهایت یک مقداری رنگ سفید (احتمالا اکریلیک بود اگه حافظه  ام درست کار کنه) روی نقاشی پاشوندند (با مسواک میشه انجامش داد) ستاره ها و ماه رو هم با پاستل میشه روی آبرنگ نقاشی کرد!

نقاشی دیگری که ایشون آموزش دادند یک جور بازی با  رنگ بود (رنگ های آبرنگی تیوپی  یا  اکریلیک برای اینکار مناسب هست). البته من عکس اصلی رو ندارم که اینجا براتون نمایش بدم در عوض نقاشیی که امروز با فاطمه (شاگردم) تمرین کردیم رو نمایش میدم. اگرچه ما از رنگ های انگشتی استفاده کردیم. من پیشنهاد میدم اصلا از رنگ انگشتی استفاده نکنید حالت لزج و سر داره. علاوه بر اینکه به سختی میشه رنگها رو روی هم مالید (برای بعضی جاهای این نقاشی لازمه )  دیر خشک شدن رنگهای انگشتی هم درد سر داره! بهم مالی و کثیف کاری میشه روی کاغذ.

مقداری رنگ ( به اندازه یه باقالی) به ترتیب در قسمت پایین صفحه بچینید و از کودک بخواهید که با استفاده از وسیله ای شبیه به کاردک (یک تکه چوب کوچک) رنگ رو روی کاغذ پهن کنه بعد کاردک رو تمیز کنه و رنگ بعدی رو پهن کنه! در نهایت می توانید در و پنجره ها رو با رنگهای متفاوت به همون شیوه نقاشی کنید! 

از اونجایی که کار با رنگ انگشتی خیلی مزخرف و مسخره بود  تصمیم گرفتم که  همین نقاشی رو با اکریلیک هم امتحان کنیم که فاطمه جون ترجیح داد یه سبد پر از گل بکشیم. من هم رنگ های اکریلیک رو روی یک صفحه پلاستیکی براش میذاشتم و نحوه استفاده رو هم آموزشش می دادم و اون این نقاشی قشنگ رو کشید

1: گلدان با رنگ قهوه ای : اول طرح را با مداد بکشید سپس به مقدار کافی رنگ قهوه ای در وسط طرح بگذارید و از کودک بخواهید با همان وسیله ی کاردک مانند رنگ را در سطح گلدان پهن کند. به او یاد بدهید که چگونه لبه ی کاردک را روی لبه ی گلدان میزان کند و رنگ را به سمت داخل هدایت نماید!

2: زردی وسط گلها : مقداری رنگ زرد روی صفحه ای پلاستیکی (پالت) بگذارید و از او بخواهید با نوک انگشت رنگ بردارد و روی کاغذ در جاهای مناسب یک ضربه بزند تا دایره ای زرد درست شود.

3: گلبرگ ها: دو رنگ کاملا متمایز و هماهنگ ( مثلا قرمز و زرد , آبی روشن و بنفش, قرمز و گلبهی ) روی (پالت) بگذارید  سپس از کودک بخواهید اول انگشت را به رنگ روشنتر و سپس به رنگ تیره تر آغشته کند و روی کاغذ بزند!  با دستمال اضافه رنگ را بگیرد و اینکار را تکرار کند

4: برگ ها: برای برگها مشابه گلبرگ  ولی با سه رنگ (زرد سبزکمرنگ  و سبز پررنگ) اینکار را انجام دهید و از کودک بخواهید که رنگ ها را به جای اینکه بر روی انگشتش روی هم بگذارد  اینبار در کنار کنار هم رنگ بردارد! ( همانطور که می بینید گوشه ی بعضی از برگها کاملا زرد است  یک گوشه ی دیگرش سبز تیره)

-----------------------------------------------------------------------------------------

اینها چند مورد آموزش بود که برایتان گذاشتم امیدوارم مفید باشد. جا دارد اینجا نقاشی پسرخاله عزیزم را که 9 سال بیشتر ندارد نشانتان بدهم . بعضی از بچه ها استعداد خارق العاده ای در درک مسائل پیچیده و تخیل دارند . معمولا پرسپکتیو چیزی است که به نوجوانان آموزش داده میشود ولی من یک سال پیش آنرا به حامد آموزش دادم و این دو نقاشی هم کار اوست ( نقاشی بنز و بی ام و)

--------------------------------------------------------------------------------------------

اینهم نظرات دوستان که زحمت کشیدند درباره نقاشی کودکان گذاشتند

رها : من اول با اشکال هندسی آشناشون میکردم....مثلاً چند هفته روی گردی(دایره) تمرین میکردیم...جلسه اول روی تخته یه دایره براشون میکشیدم و بعد تبدیلش میکردم به شیر...بعد سریع پاکش میکردم و میگفتم حالا خودشون یه شیر بکشن(معمولاً خودشون میتونستن و فقط اگه میدیدم نمیتونن دستشونو میگرفتم)...بعدش ازشون محلایی که ممکنه شیر زندگی کنه رو میپرسیدم و میگفتم جایی که شیرشون اونجا قرار داره رو نقاشی کنن...وقتی با اشکال هندسی آشنا میشدن میرفتم سراغ اشکالی که میتونن مثل یه شابلون با خط کشیدن دورش رسم کنن...مثل دست خودشون...بعد میرفتم سراغ قصه...مثلاً قصه ی خانواده ی انگشتا...بعد میرفتیم سراغ کاردستی و بازی...مثل خمیر بازی...و...............
خلاصه اینکه برای کار کردن با بچه ها باید حوصله به خرج بدی و بذاری خلاقیتشون شکوفا بشه...تازه با این روش از روی نقاشیهاشون کلی هم میشه روانشناسیشون کرد!
( البته تجربیات من برای بچه های زیر 6 ساله و نمیدونم به دردت میخوره یا نه...به هرحال نظر من اینه که اغلب درست نیست دست بچه رو بگیری و فقط یه روش خاصو بهش یاد بدی...باید بذاری خودشم حرکات و ضربه های قلمشو پیدا کنه و بهتره که فقط راهنماییش کنی )

من یه مدت توی مهد کودک به بچه ها نقاشی آموزش میدادم و یه کم تجربه در این زمینه دارم...بدترین روش برای بچه ها اینه که مانع رشد خلاقیتشون بشی و یه شکل خاص رو بهشون بدی و بگی با فلان روش نقاشی کنن(مثل کتابای آموزش نقاشی که مثلاً داخل یه شکلی رو باید رنگ کنن...بچه باید آزاد باشه و هرجا که دوست داره باهر وسیله ای که خودش انتخاب میکنه رنگ کنه، حالا فوقش خط خطی هم بکنه...عوضش از همین خط خطیا چیزی یاد میگیره)...باید دست و بالشونو باز بذاری تا چیزی که توی ذهن خودشونه رو  پیاده کنن...به عنوان یه مربی فقط باید هدایتشون کنی...لا اقل برای بچه های زیر 6 سال که درستش اینه

آذر : رها جان ذهن بچه ها بیشتر ازینا قادر به پروروندن تخیل و تصویرسازی هست . حالا من یه تکنیک کوچولو اما فوق العاده مفید رو بهت پیشنهاد می کنم . به بچه ها بگو چشاشونو ببندند یک گردی ( یا هر کدوم از اشکال هندسی و خطوط مورد نظرت ) رو تصور کنند با انگشت تو هوا اونو ترسیم کنند حالا چشاشونو باز کنند . با همون گردی یه شکل بسازند در مورد جزئیاتش براتون صحبت کنند و ... این تکنیک برای کودکان پیش دبستانی 5-6 سال و البته برای 4-5 سال هم کاربرد داره



 
نقاشی گل ختمی با آبرنگ
ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٧  

نقاشی گل ختمی با آبرنگ

استاد محترمه فرمودند یک عدد گل طبیعی با فرم ساده (نه به پیچیدگی رز) روی پارچه بگذاریم و نقاشی کنیم! اگرچه منظورشان نقاشی با رنگ روغن بود اما  بنده آبرنگ را ترجیح دادم. از حالت زمخت و نچسب رنگ روغن روی کاغذ فابریانو متنفرم!  بگذریم که دیگر 16 روز از تابستان هم گذشته و هیچ گلی غیر از رز در باغچه های کوچه نیست! بنده هم بالاجبار گل ختمی کشیدم! و اصلا هم خوب نشده مخصوصا سایه پارچه که نمی دانم چرا تصنعی  شده. منتهی به خاطر اینکه حوصله ی سیما  سر رفته بود آپش کردم!

درباره شاگرد کوچولوم هم به این نتیجه رسیدم که انتظار بیشتر از حد از خودش دارد. یعنی دلش می خواهد از همین الان مثل من نقاشی بکند درنتیجه چون نمی تواند دلسرد میشود و  کلا  قید نقاشی را میزند. که با صحبت کردن متوجه شد در حد خودش خوب است و سعی کند تکالیفش را انجام دهد!  اگرچه من این روش تدریس امروزی که در مدارس غیرانتفاعی به خصوص رواج دارد اصلا قبول ندارم و فاقد هرگونه  ایجاد خلاقیت هست. و به گمانم یکی از علت هایی که شاگردم در عین حال که عاشق نقاشی است علاقه ای به آن ندارد همین روش ها باشد. اما مشکل دیگر که گمانم خیلی از بچه های هم سن او دارند این است که مداد را خیلی فشار می دهند!!!!!!  این یکی را نمی دانم چه بکنم!

اگرچه  وقتی مشکلم را در آن یکی وبلاگم مطرح کردم (zeinab art در لینکهای همین صفحه)  دوست و معلم عزیزم خانوم لسلی وایت چند راهکار در قسمت پیامها برایم گذاشتند. چون به هرحال ایشان مادربزرگ هستند و استاد هنر هم هستند تجربه های جالب خود را در رابطه نقاشی کودکان برایم مطرح کردند که پیشنهاد می کنم حتما از وبلاگ ایشون دیدن کنید. ( روشهای ایجاد خلاقیت خارجی ها را با روش تدریس نقاشی در مدرسه های ما مقایسه کنید )



 
نقاشی گل رز صورتی - آبرنگ
ساعت ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٥  

نقاشی گل رز صورتی با آبرنگ- ابعاد 30 در 40 سانتیمتر

مامانم هی میاد توی اتاقم یه نگاه بهش میندازه میگه خیلی خط خط داره ! منظورش اینه کانتور ها زیاد شده!! البته تقصیر منم نیست  عکس اصلی خیلی بی ریخت بود و پر از خط. اما فکر می کنم باید خط ها رو حذف می کردم!

این روزها 4 عدد شاگرد نقاشی دارم! یکیشون چندسالی هست شاگردمه! این بار بهش آبرنگ دارم آموزش میدم. البته اینم بگم که رفت وسایل آبرنگ رو خرید و همه مارک وینزور! بهش گفت چند شد اینهمه قر وفر ( چون پوسته رنگها رو براش کندم و توی جعبه براش چیدم  که کلی درد سر داشت) گفت هشتاد تومن همه وسایل ... مخم صوت کشید!!!!  اگرچه که این وسایل عمری است و تا سالها ازش استفاده می کنه

یکی از شاگردهام دختر کوچولو 9 ساله و چشم سبزی هست که من عاشق رنگ چشماشم مژه دختر دوست دوران دبیرستانم هست!  فقط یکی دوتا مشکل دارم باهاش اول اینکه اعتماد به نفس اصلا نداره  و فکر می کنه استعدادش صفره صفره با اینکه نقاشی هاش قشنگه!!! دوم اینکه تکلیفی که بهش میدم رو میذاره ثانیه آخر انجام بده!!! سوم اینکه گاهی احساس می کنم اصلا به حرفهام توجهی نداره یا نمی شنوه و کار خودش رو میکنه!!!   گمونم چون مجردم و هیچ تجربه ای از بچه داری ندارم  نمی فهمم باید چی کار کنمناراحت اونهایی که تجربه دارند  بهم راهنمایی کنند.

اگرچه این مشکل تمرین انجام ندادن رو خیلی از بچه های امروزی دارند اعم از دخترهایی که سر کلاس نقاشی استادم میان و هر هفته یه دویست تومن ناقابل به ازای جریمه پرداخت می کنن! تا شاگردهای خودم... وقتی هم که میگیم چرا؟؟؟  میگن وقت نداریم!!!!  یعنی یه بچه  یه نوجوان  یا جوان 20 ساله  چی کار می کنه که وقت نداره؟؟؟؟؟  من سن اینا بودم  در طول دوران مدرسه هم  نقاشی می کردم حتی شده به اندازه یک نصف برگه آچهار!!!

گفتم دوران تحصیل.... اینم طراحی پرتره دکتر علی شریعتی که یک زمانی عاشق خواندن کتابهاش بودم و عاشق شخصیتش و حرفها و نوشته هاش... به تاریخش توجه کنید که مال چند سال پیش هست!!



 
آموزش تکنیک رنگ روغن ( نقاشی خیالیthe )oil painting technque l
ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٢  

به رهای -انتهای پرواز-  عزیز قول داده بودم که  تکنیک رنگ روغن که باهاش نقاشی خیالی می کشم رو آموزش بدم. امیدوارم تصاویر بی کیفیتی که با موبایل عهد بوق خودم گرفتم  حق مطلب رو ادا کنه و برای همه دوستان مفید باشه! برای این نقاشی که من بهش میگم کثیف کاری و بازی با رنگ روغن یا نقاشی خیالی به وسایل زیر احتیاج داریم

کاغذ یا مقوای گلاسه . کاردک . رنگ روغن. تینر. مقداری روزنامه . طلق یا شیرازه

you need  a piece of glossy paper, pallet knife, thinner, oil paints

ابتدا میز کار رو کاملا با  روزنامه بپوشانید. برای احتیاط زیر روزنامه ها حتما سفره کهنه ای پهن کنید!

بر روی مقوای گلاسه مقداری تینر  بریزید  به طوریکه سطح آنرا کاملا بپوشاند.

Cover surface of a glossy paper with a few amount of thinner

سپس مقداری رنگ روی مقوا قرار دهید. من برای این نقاشی مقداری رنگ آبی و قرمز استفاده کردم.

put some blue and red paint on the surface 

سپس با استفاده از کاردک رنگ ها را بر روی کاغذ پخش کنید و در عین حال مخلوط هم بکنید!

mix the paints with pallet knife

پس از اینکه رنگ ها به اندازه کافی روی کاغذ پخش شدند کمی تینر اضافه کنید تا مایع روانی بر روی کاغذ داشته باشید . از طلق یا شیرازه  به صورت  شکل زیر استفاده کنید تا رنگ به طور یکنواخت بر روی کاغذ پخش شود.

Add some drops of thinner to the mixture of paints. Then, use a plastik gadget like this to distribute the paint on paper thoroughly

شیرازه را به صورت رفت و برگشتی بر روی کاغذ به حرکت در آورید تا  رنگ کاملا پخش شود. کاردک را تمیز کنید و با  کناره ی آن رنگ را از روی کاغذ بر دارید!  ابتدا گلها یا تصاویری که عقب تر هستند را بکشید سپس به نقاشی اشیاء جلوتر بپردازید.

Clean the knife  then Remove paints by egde of the knife

دقت کنید پس از هر بار برداشتن رنگ   کاردک را با روزنامه تمیز کنید!

then again clean the knife

با نوک کاردک رنگ را بردارید تا ساقه گلها را بکشید!

remove the paint from surface by the tip of the knife. 

برای کشیدن برگها کمی رنگ سبز به پشت کاردک بمالید (کاردک را کمی آغشته به تینر کنید) سپس بر روی کاغذ بکشید!

این هم تصویر نهایی . امیدوارم  مفید بوده باشد



 
نقاشی پرتره ناتالی پورتمن (تمام شده) : مدادرنگی
ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱۱  

این روزها به دلیل مشغله مقاله نویسی کمتر وقت می کنم نقاشی کنم!  در عین حال مشغول یادگیری رنگ روغن هم هستم. تنها توانستم پرتره دخترخاله خنده ناتالی پورتمن را با مداد رنگی  به اتمام برسونم! امیدوارم که  خوب شده باشه!  البته هرچی که دوباره گشتم  تا لینک اصلی عکس را برای مقایسه پیدا کنم نشد.

------------------------------------------------------------------------------------------

" ساعت سپید شب " گفت که خیالی بکشمش و در جواب گفتم خیالی فقط یک بار چهره یک نفر رو طراحی کردم و اصولا این کار رو انجام نمیدم!  اون یک بار هم دختر عمه جان  بنده ازم خواست چهره مردی بکشم که  چنین و چنان باشد!! تقریبا شبیه  یکی از گوینده های اخبار شد! و خوشش آمد!  بعدها (حدودا 3 چهار سال بعد) دختر عمه جان بنده  با مردی ازدواج کرد که  تقریبا شبیه همان گوینده اخبار یا به عبارتی شبیه نقاشی من  بود!!!نیشخند  



 
پرتره ناتالی پورتمن : آموزش نقاشی با مداد رنگی
ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٥  

اگرچه نقاشی ناتالی هنوز نیمه کاره است اما چون قول دادم یک پست آموزشی برای رنگ آمیزی موها بگذارم، اومدم!

برای طراحی یا نقاشی موها نکته اساسی این هست که ابتدا باید رنگ آمیزی پوست تمام شده باشد! چون معمولا مقداری از مو روی صورت میریزد. باید اول رنگ و سایه های پوست و حتی سایه های " افتان " زیر موها گذاشته شود. سپس موها به دسته های مناسب تقسیم شود.

برای رنگ آمیزی پوست صورت ناتالی ( چون کمی برنزه است) از رنگهای light yello ochre و brown ochre و flesh روشن ، متوسط و تیره و cinnamon   از سری رنگهای پلی کروم استفاده کردم. دقت کنید که من هنگام  رنگ آمیز را از مدادرنگی های روشن به تیره استفاده کردم.

سپس اندکی به جزئیات ابرو و بینی پرداختم. هنرجوهای تازه کار اول از رنگ آمیزی چشم و لب شروع می کنند که خطاست. بهترین روش این است که پوست را رنگ آمیزی کنید ( البته نه تا حدی که کاغذ از رنگ اشباع شود و برق بیافتد)  سپس به مراحل بعدی بروید. اگر بعدا احساس کردید که پوست صورت هنوز آنقدر که می خواهید برنزه نشده، بعدا مجددا  رنگهای مناسب اضافه کنید!

برای رنگ آمیزی موها ابتدا با رنگ قهوه ای سوخته ، موهای تیره را به صورتی که مشاهده می کنید رنگ بزنید!  چون موهای ناتالی هایلایت هم دارد باید دقت کنید که بیش از حد قهوه ای نکنید! لطفا صبور باشید و در کشید خط ها و منحنی ها عجله نکنید! باید کاملا با نوک تیز مداد مسیر موها را نقاشی کنید! برای تنوع گاهی به رنگ آمیزی اطراف چهره بپردازید.

پس از آنکه کار با رنگ قهوه ای سوخته تمام شد. از قهوه ای اکر استفاده کنید و قسمت هایی که روشن مانده است را کمی رنگ بزنید! به همان شیوه ، حفظ مسیر موها و خطوط نازک! می توانید متناسب با رنگ موها از قهوه ای های مختلف دیگر استفاده کنید! ( به علت کم شدن حجم عکسها در اینجا تنوع رنگهای مورد استفاده به چشم نمی آید)

---------------------------------------------------------------------------------------

پدرم در اومد!  این فتوشاپ چقدر ناز داره! مجبور شدم برای ویرایش عکسهام دوباره نصبش کنم! نصف روز سرکار بودم از دستش! اما در نهایت عکسهای کج و کوله را باهاش صاف کردم تا بشه نمایشش داد!

دیروز دوتا شاگرد داشتم از هفته دیگه میشن سه تا! عاشق تابستونم و یاد دادن نقاشی به نوجوانها!!



 
دریاچه - طوفان سهمگین ( نقاشی رنگ روغن بر روی مقوای براق)
ساعت ٥:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱  

جمعه ای که گذشت پدر بزرگم عمرش را به شما داد. باید بگویم بهترین مدل نقاشی ام از دنیا رفت. یادم هست چهار پنج سال پیش که کلاس طراحی چهره و فیگور می رفتم یک روز از چهره او نقاشی کردم! در تمام مدتی که کار می کردم نه  تکان خورد  و نه حرف زد! آرام نشست تا من با خیال راحت نقاشی اش را بکشم. استادم به قدری از آن طراحی خوشش آمد که آن را از من گرفت تا در نمایشگاه آخر ترم به نمایش بگذارد. حیف که آن طراحی را ندارم وگرنه می گذاشتم تا ببینید!

----------------------------------------------------------------------------------------------

طراحی با روان نویس از روی یک عکس از منطقه ای از رودسر (شمال ایران). بعدا اگر فرصت شد نقاشی آبرنگی اش را خواهم کشید

-------------------------------------------------------------------------------------------

تصویر سازی با رنگ روغن بر روی مقوای براق (گلاسه) . این روش به ظاهر آسان هست ولی وقتی شروع می کنی تا با کاردک و تینر  و رنگ بر روی مقوا بازی کنی تازه می فهمی که چه اشتباهی کرده ای . اگرچه در نهایت نقاشی های رویایی بدست می آید! برای کار با این روش  حتما در حیاط خانه (یا فضای باز) نقاشی کنید که  بعدا دچار سردرد یا مسمومیت ناشی از تنفس تینر نشوید.

دریاچه - تصویرسازی با رنگ روغن

و اینهم  نقاشی دریای طوفانی!



 
نقاشی گل مگنولیا (آبرنگ)
ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٠  

خب بعد از یک هفته دست به قلم نبردن! این اولین نقاشیم.  نقاشی گل مگنولیا با آبرنگ. این گل را هفته پیش معلمم به عنوان هدیه به من داد چون هنرجوی خوبی ام و ازم خواست به عنوان تکلیف ازش نقاشی کنم. اگرچه موقع رفتن توی قطار  یه طرح سریع ازبیابانهای بین راه  کشیدم! و اگرچه  با پارسا کوچولوی هم قطارم نقاشی کودکانه کشیدم!  چیزی که باعث شد این بچه نظر من رو به خودش جلب کنه خوندن شعر" حسنی نگو بلا بگو  " از اول تا آخر بود. یعنی شعر کودکی های خودم. معمولا بچه های این دوره  حوصله خوندن یه شعر درست حسابی رو ندارند یا مادرها یادشون ندادند!  این شد که ازش خواستم بیاد پیشم و نقاشی هم بکشه! و برخلاف خیلی از کودکان، پارسا  با علاقه و جدیت تمام کاغذهایی که بهش داده بودم  پر از نقاشی کرد و داستان هم براش تعریف کرد! دقیقا عین کودکی خودم!!!!  موقع خداحافظی کلی  از مادرش به خاطر  صبر و حوصله ای که به خرج داده تشکر کردم!  این جور مادرها باید قدر دانی بشن!!!!

در این مدت هم  گزارشی دیدم از دختر 4 ساله آمریکایی که نقاشی های انتزاعی می کشدبه نام Aelita-Andre . هی  یعنی  دخمر کوچولوی منم میشه مثل این نینی شیطون و با نمک و هنرمند باشه!!!!  کارشناس های هنری می گفتند که این بچه رنگها رو  خیلی خوب میشناسه ! برخلاف سنش!

 



 
آموزش : نقاشی گل رز قرمز
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٩  

اعصابم به شدت ٨ ریشتر از اوضاع وطن همایووونی  خورده!! هیچی سر جاش نیست!  همه ملت تا یه تعطیلی گیر میارن  ول میشن توی جاده ها و راههای ریلی و هوایی! یکی به فکر من نیست  که  وقتی یهو اونم  شاید دانشگاه احضارم بکنه ( یعنی اینم روی هواست  و معلوم نیست)   چه جوری توی این قحطی بلیط  ، باید خودمو برسونم تهران؟؟؟؟ یکی نمیگه آخه مشهد هم جا بود که  این پدر بزرگوار بنده چسبیده بهش؟؟؟ یکی بگه ملت مجبور بودند  برن آخرت  که این روزهای لعنتی  خرداد تعطیل بشه .... آخ من چقدر از خرداد متنفرم ..... آخ کاش میشد خودم تنهایی و به کل کوچ کنم برم تهران ... کاش  میشد هیچ وقت دلهره  بلیط گیر نیاوردن و دیر رسیدن  و اصلا نرسیدن نداشتم ....و  هیچ وقت ترس نداشتم از این فاصله ها گریه اعصابم قاتیه ... گفتم بیام یه پست آموزشی بذارم برای  دوستان  شاید  این هنر کمی آرومم کنه!

-----------------------------------------------------------------------------------------

اول باید درباره  کاغذ نقاشی توضیحاتی بدم .  بهترین کاغذی که من توی ایران برای  کار با مدادرنگی سراغ دارم کاغذهای اشتنباخ هست. کاغذ اشتنباخ معمولی  با دو نوع برند ترکیه و آلمان موجود هست و نوع آلمانی کمی گرانتر و به نظر من کیفیت بهتری داره. این کاغذ بافت خیلی ریزی داره و عموما به رنگ کرم رنگ هست. بافت ریز این کاغذ  مناسب کارهایی هست که ریزه کاری و جزئیات خیلی زیادی داره ( مثل همون گلها در گلدون فیروزه ای). کاغذهای اشتنباخ رنگی هم هست که  معمولا بافت های درشت تری دارند.  از کاغذ های رنگی ( یا  بهتر بگم مقوا) برای کارهایی که یک رنگ خاصی غالب بر نقاشی هست استفاده میشه . مثلا طبیعتی که کویری هست و رنگ قهوه ای غالب هست  رو بهتره روی کاغذی با رنگ قهوه ای روشن نقاشی کرد تا در مداد رنگی صرفه جویی بشه! و البته کار راحتتر بشه!  از کاغذ های فابریانو هم می شود برای این کار استفاده کرد اما  بافت راه راه  یا برجسته (پوست پلنگی) آن ممکنه نقاشی رو تحت تاثیر خودش قرار بده!

دوم درباره مداد رنگی. بهترین مارک مدادرنگی های معمولی با قیمت مناسب. مدادرنگی فابرکاستل هست! که من جعبه ۴٨ رنگ اون رو دارم! اگر خواستید که رنگهای خاص ( مثل سبز خیلی تیره یا آبی ایندیگو تیره ) را هم به  مداد هایتان اضافه کنید. مدادرنگی های پلی کروم فابرکاستل این نیاز شما رو بر آورده می کنه.  من به شدت از کار با مدادرنگی استدلر یا برونزیل  یا سایر مارکهای بازار که ارزون هم هستند متنفرم! نوک مدادرنگی های استدلر به نرمی فابرکاستل نیست و قدرت رنگ دهی اش هم همینجور.  بعضی از مدادرنگی ها هم ناخالصی هایی دارند که  اگر هنگام رنگ آمیزی دقت کنید به صورت دانه دانه روی کار خود را نشان میدهد و گاهی هم رد بی رنگی روی کاغذ ( عین ردی که با خودکار بیرنگ روی کاغذ بکشید ) می گذارند و باعث نایکنواختی کار می شوند.

سوم. در هنگام رنگ آمیزی نوک مداد را کاملا تیز کنید. مدادرنگی های فابرکاستل مدادتراش مخصوص هم به همراه دارند. رنگ آمیزی با نوک گرد و کند مداد باعث میشود که شما برای بدست آوردن رنگی تیره تر مداد را بیشتر فشار دهید و فشار بیش از حد نتیجه ای جز برق افتادن کاغذ نخواهد داشت.

چهارم. من خودم شخصا از پاک کن های مشکی فابرکاستل استفاده می کنم چون مقدار نرمه پاک کنی  که میدهد کم است. از پاک کن خمیری هم میشود استفاده کرد. تکه ای از خمیر را روی کاغذ بگذارید و بردارید. مزیت پاک کن خمیری در این است که  فرو رفتن گرده های ریز رنگ به داخل منفذ ها و بافت کاغذ در اثر مالش  صورت نمی پذیرد. البته تا جایی که امکان دارد اشتباه نکنید تا از پاک کن استفاده نکنید!

-------------------------------------------------------------------------------------------

نحوه رنگ آمیزی گل رز ....

شیوه های مختلفی برای رنگ آمیزی هست. بهترین شیوه استفاده از هاشور های نازک و منظم در کنار هم هست. البته وقتی شی به پیچیدگی گل رز میشود  باید از خطوط درهم و نا منظم استفاده کرد.

با توجه به اینکه گل چه رنگی است برای تیره کردن قسمتهایی از گلبرگها باید رنگ مناسبی را انتخاب کرد.  مثلا برای گل قرمز از رنگ مکمل آن یعنی سبز استفاده می کنیم. گل زرد ، رنگ بنفش،  و برای گل نارنجی از رنگ آبی و .... البته ممکن است تیرگی دلخواه حاصل نشود که در اینصورت ممکن است از انواع قهوه ای ها یا ارغوانی ها  یا حتی مدادرنگی آبی ایندیگو تیره پلی کروم ، استفاده می کنیم . برای شماره گذاری رنگها  معیارم فابرکاستل 48 رنگ  است.

1- ابتدا با سبز 357 تیره ترین نقاط را به نرمی رنگ آمیزی می کنیم

2- سپس اندکی سبز جونیپرگرین پلی کلروم اضافه می کنیم!

3-  سپس اندکی قهوه ای تیره 376 بر روی آنها می کشیم . دقت کنید که به اندازه ای مداد رنگی را بر روی کاغذ می کشیم که کاغذ از رنگ اشباع نشود! (کاغذ برق نیافتد) و رنگ آمیزی به نرم با نوک تیز مداد انجام میگردد.

4- سپس از قرمز دیپ اسکارلت پلی کروم استفاده می کنیم. دقت کنید نقاطی که روشنتر است رنگ آمیزی نکرده ام.

 

5-  حال کمی قرمز 326  که روشنتر است اضافه می کنیم.

6-  سپس با قرمز 318 کل کار را رنگ آمیزی می کنیم . این قرمز کمی مایل به نارنجی است.

7-  برای اینجاد کنتراست بیشتر از آبی ایندیگو دارک  پلی کروم استفاده می کنم!  دقت کنید به هیچ وجه از رنگ مشکی برای تیرکردن و سایه زدن استفاده نکنید. مشکی به علت داشتن دوده کار را کثیف می کند.

در نهایت اگر احساس کردید که لازم اس هنوز قرمزتر شود می توانید با توجه به سایه روشن ها از یکی دوتا از قرمزها استفاده کنید! یا اگر لازم بود  سبز و قهوه ای ها را هم بکار ببرید.

در اصل باید این روش را به صورت معکوس انجام دهیم. یعنی از رنگهای روشنتر به رنگهای تیره تر!  اما گاهی ممکن است متوجه شوید که بعضی از رنگ ها را اگر روی رنگ دیگری بکشید قابلیت پوشش دهی خوبی ندارند درنتیجه مجبور میشوید که ترتیب رنگ گذاری را تغییر دهید! ( این مشکل ممکن است برای پاستل روغنی هم پیش بیاید!)

---------------------------------------------------------------------------------------------

احساس می کنم کمی آروم شدم ولی هنوز دلنگرانم نگران

 



 
نقاشی رزها در گلدان فیروزه ای (مدادرنگی)
ساعت ٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٤  

این روزها دارم نقاشی زرها در گلدان فیروزه ای  رو با مداد رنگی می کشم . که البته جونم بالا اومده چون کشیدن اینهمه گل رز یک جا واقعا سخته! کار زنبق و دیگر گلها رو هم بردم کلاس استادم  دید! میگه خودکار بردار  و جاهایی که  باید تیره بشه رو خودکاری کن تعجب اساسا  قاتی کردم . مخصوصا اینکه خودکار بیک ها رو  آورد و شروع کرد  به کشیدن چند تا خط روی نقاشیم کلافه دلم می خواست موهامو بکنم!!! ولی خب خودمو کنترل کردم!  من  راستش مداد رنگی رو از روی کتاب مدادرنگی  (نوشته: شیدا حسامی و فرشته اطاعتی  انتشارات یساولی)  یادگرفتم توی اون کتاب از این تکنیک چیزی ننوشته بود!  البته خانوم معلم من علاقه شدیدی به کشیدن خط های باریک دور اشیاء داره (همون مرز اشیاء) ... نقاشی گل رز اولی که با آبرنگ کشیدم یادتونه که!!!! کپی از کار استادم بود دیگه .... عین همون خط های دور گل و برگ ها سبز من شدیدا متنفرم از اینکار..... هرچی محو تر بهتر! می ترسم  که نقاشیم شبیه اشباح بشه  یواش یواش فرشته... به هر حال ، اینم از نقاشی نصفه کاره ام...

راستی رها جان  اسم اون چسب مخصوص آبرنگ که برای گذاشتن سفیدی روی کاغذ استفاده میشه چیه؟؟؟؟؟؟ استادم یادش رفته بود اسمشو! تو تاحالا از نمک توی آبرنگ استفاده کردی؟ یه چیزایی این استادم گفت ... کلی خنده ام گرفت قهقهه  انگار آشپزیه ... نمک ، دودون سفید، برف ، ستاره .....

چند روزه اصلا حالم سر جاش نیست.... لعنت به این خرداد! نمی دونم چرا همیشه از این ماه متنفر بودم ! اما شدیدا محتاج دعا هستمافسوس

گفتم که آقای ریک یه عالمه سئوال پرسیده! قرار شد از این به بعد سئوالهاش رو اینجا بنویسم و جوابهامم اینجا بذارم تا بخونید! امیدوارم نیازی به ترجمه نداشته باشه

 

what are the worthwhile things that might be a life long exploration for you?

Do you know how much does a smile worth? And how much does happiness cost? What is the value of Love if it was sold? I think these are something worthwhile for me! And they cannot be sold or exchanged with money! I am sure that I will choose a name with the meaning of happiness and merry for my child in future! I know there is nothing more important than a SMILE, a heart full of pure Love and a soul filled with Joy.



 
My heart will go on: Acrylic painting
ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢۳  

دو سه سال پیش که شروع به کشیدن قلبها کردم هیچ وقت فکر نمی کردم تشویق دوستی باعث بشه که کشیدن این قلبها رو هی ادامه بدم. این تشویقها باعث شد که نه تنها یه تابلوی بزرگ براش بکشم و هدیه بدم. بلکه با اکریلیک هم روی بوم نقاشی کنم. فقط دلم از این میسوزه که راهم انقدر ازش دوره و آدرسش انقدر قره قاتی که نمی تونم این تابلو که به اصرار اون کشیدم رو بهش برسونم. ( آخه این پست مملکت ما تا حالا دو تا نامه ای که براش نقاشی بوده فرستادم برگردودنه، بماند که برای یکی دوتا دیگه از دوستامم همچین جریانی پیش اومده) به هرحال امیدوارم که زیارت بطلبه و بیاد و سفارشش رو هم ببره!

چون شعرMy heart will go on رو دوست دارم اسمشم این میذارم

 



 
 
ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٩  

سیمای عزیز (روزگار رنگی من) نقاشی چینی کشید و مادرش گفت کودکانه از آب در آمده. از من که به تازگی آبرنگ را شروع کرده ام درباره نقاشی چینی پرسید، گفتم کشیدنش را نمی دانم اما می توانم راهنماییت کنم.  بخش هایی از کتاب اطاق آبی سهراب سپهری را که یازده سال پیش خریده بودم برایش در بند اول می نویسم تا بخواند (جالب اینجاست که قبل از اینکه سیما راهنمایی بخواهد من نا خودآگاه این کتاب را دوباره خواندم). در بند دوم هم از کتاب شیوه طراحی استاد وزیری مقدم چند نکته درباره نقاشی ژاپنی (که بی شباهت به نقاشی چینی نیست) می نویسم.  

نقاش چینی درخت را فدای آدم نمی کند. خیزران را به تخته سنگ برتری نمی دهد. زورقی را هم تنگ پرنده ای می­سازد. و پلی را همسنگ خانه­ای. تهی را با پُری برابر می نهد، روشنی را با تاریکی، خشکی را با رطوبت... در رنگ آمیزی هیچ رنگی خود نمی نماید. چشم همه را باهم می بیند... هستی پرده، یکپارچه است. اینجا چیزی به چیزی جلوه نمی فروشد. چینی ببر را نقاشی نمی کند،((ببری ببر)) را می کشد. جنگل را ((آن سان که به چشم خود درختان ظاهر شود)) نقش می زند. میوه ای را به گونه ای نمی نگارد که تماشاگر وسوسهء لمس آن دست دهد. در منظرهء چینی گونه ای نمایش ژرفا هست (پرسپکتیو جوی)، اما پرسپکتیو تک چشمی غرب نیست. سایه روشن از تابش یک کانون نور حاصل نیامده است.

طراحی چینی با قلم موهای نرم و پهن و مرکب روی کاغذی که از الیاف ساقه برنج تهیه می شود انجام می پذیرد (کاغذ قبلش نمناک میشهتا نفوذ مرکب بهتر بشه). دست طراح آشنا با فرمهای طبیعت، با بی پروایی، روی کاغذ گردش کرده (ببین واسه همین میگیم خط خطی کن سیما جون) و با چند ضربه محکم (لکه های بزرگ سیاه و خاکستری) منظره ای از درخت و چند صخره ... را مجسم می کند. دوری و نزدیکی با کم و زیاد کردن غلظت مرکب مجسم میشود. طراحان چین و ژاپن با تشریفات خاصی طراحی می کنند. ابزارهای مخصوص و متنوعی دارند که نسبت به جنس و شکل جسم مورد طراحی به کار گرفته می شوند ( خداییش من حاضر نیستم برم صین یا همون چین یه مدت سوسک و حشره خوری رو تحمل کنم یادبگیرم). طراحان خاور دور برای اینکه اشتباه نکنند سالها تمرین می کردند (چون قلم رو دوبار روی یک خط نمی کشند. عین خطاطی ایرانی، با این تفاوت که ما خیلی آروم قلمگیری می کنیم . اما اونا با قلم شمشیر بازی می کنند عین خط خرچنگ قورباغه شون). ابزارهای آنها قلم نی، قلم موی نرم گربه، نمد، لیغه مرکب، شاخه های نازک بوته جارو و مرکب چین است.

اینهم عبارت جسته گریخته ای که درباره رنگ پیدا کردم. دوست بی نام (چون یادش رفته بود اسمش را بگوید) از من درباره رنگ ها پرسید و می خواست که بیشتر بداند. راستش من در پستهای  مربوط بهمن و اسفند 89 کمی از نکات کتاب هنر رنگ نوشته یوهانس ایتن (انتشارات یساولی) گفتم و اما بهتر است که خودتان کتاب را تهیه کنید و مطالعه کنید (درباره روانشناسی رنگها در کنار هم و دسته بندی رنگها و... مطالب بسیار جالبی بیان کرده است)! اما چندخطی درباره اعتقادات و افسانه های رنگ آبی و زرد می گویم که برگرفته از کتاب اطاق آبی است. امیدوارم مفید باشد .اگر از لحاظ اصول علم و تکنولوژی رنگ هم بخواهید (که مباحثی کاملا علمی و ریاضیات پیچیده اندازه گیری رنگ است ). انتشارات جهاددانشگاهی امیر کبیر کتابی به همین نام منتشر کرده و می توانید آنرا بخوانید و اگر کمک خواستید دریغ نخواهم کرد.

زرد: رنگ زمین (در چین) ، رنگ خاک... زمانی رنگ پادشاهی بود اما بعدا در مسیحیت تبدیل به رنگ خیانت (لباس یهودا) شد

فیروزه ای: هروکا خدای بودایی تنی همرنگ فیروزه دارد، آبی در مصر نشانه حکمت بوده، طبق متون کهن بودایی یک امتیاز بزرگ مرد داشتن چشمان نیلی است. آبی به کشیش فرمان میدهد لذات دنیوی را از دل براند، آبی رنگ آسمان است.

لینک زیر هم درباره رنگ شناسی است. در وبلاگ آبرنگ آقای آرش صداقت می توانید کتابهای جالبی را هم دانلود کنید.

--------------------------------------------------------------------

اوه خداییش توضیحات واضحات نوشتن کار سختیه ها. حالا برای رفع خستگی. نقاشی آبرنگ و پاستلروغنی از یک منظره زیبا رو ببینید.



 
فلفل دلمه ( نقاشی آبرنگ)
ساعت ۳:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٦  

هروقت که نقاشی میکشم سعی می کنم در کنارش موسیقی هم گوش بدم اگرچه که تعداد فایلهای موسیقی که دارم خیلی محدود هست ولی از بین اونها معمولا کارهای یانی رو گوش میدم و از بین اونها آکروپولیس . شاید یه دلیلش اینه که رهبر ارکسترش آقای شهرداد روحانی هست که با ملاحت خاصی نوازنده ها رو رهبری می کنه. شاید هم یه علت دیگه اش شبکه خراسان باشه که چپ و راست آکروپولیس پخش میکرده و می کنه تا اونجایی که من تا مدتها نمی دونستم این آهنگ کار خارجی هاست ( بچه بودیم البته یه ساعت های خاصی برنامه های تهران رو قطع می کردند و اذان مشهد و چندتا برنامه کوچولو میذاشتند) یه دلیل دیگه اش هم موسیقی سرشار از انرژی اون هست و سرعت نوازندگی ها مخصوصا تک نوازیهاش. در هرحال امروز سه عدد فلفل دلمه ای با رنگهای سرشار از انرژی و زندگی با آبرنگ کشیدم تا تقدیم حضور دوستان کنم.



 
فنجان و پارچ (آبرنگ) - انار و انگور (آبرنگ)
ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٢  

هروقت استادم تکلیف میده من مغزم جوش میاره! دفعه قبل گفت ست وسایل صبحانه رو نقاشی کنید یا طراحی کنید بیارید. بچه های ترم یک خندیدن گفتن چی بکشیم ما که صبحانه نمی خوریم و از اینجور متلک ها. ولی من مغزم داشت منفجر می شد اساسی. دو روز تمام  فکرم مشغول بود که این ترکیب بندی اش چه جوری بچینم! طراحی کنم یا نقاشی! الحمدلله هم که ظرف و ظروفهای این روزها انقدر پیچیده و عجیب غریبه که خودش یه کمپوزیسونه به تنهایی. نیازی نیست چیزی دیگه به اون یه لیوان یا قوری اضافه بشه. خلاصه اینکه دیشب تصمیم گرفتم یه فنجون و یک پارچ کوچیک بکشم! اما امروز وقتی وسایل رو چیدم وطرح رو روی کاغذ کشیدم و شروع کردم به  ترکیب رنگها! یهو آسمون خدا شروع کرد به باریدن! منم مجبور شدم با نور دلمرده ی آسمون کارم رو ادامه بدم. بازم جای شکرش باقیه هوس گل کشیدن توی باغچه به سرم نزده بود! اینم از نقاشی. آقا به خدا مجبورم نقاشی بکشم. اگه هم هر روز آپ نکنم نمیشه. میمونه تلمبار میشه بعد سی پی یو های کامپیوترتون میسوزه موقع دانلود! ( این نقاشی یه ایراد کوچولو داره یه جایی رو یادم رفت یکم زرد کنم، البته برطرفش کردم)

انار و انگور هم از روی کار استادم کپی کردم . البته بعدا متوجه شدم که تصویر اصلی سیب و انگور و همین ظرف بوده و اثر استاد علی اکبر صادقی هست!

و البته دلم نیومد بقیه گل رزها رو نشونتون ندم!

---------------------------------------------------------------------------------------

آقای دکتر ویسانلو از اینکه تشریف میارید و وقت می گذارید و ایرادهای کارم رو تذکر می دهید بسیار ممنون و سپاسگزارم.

-------------------------------------------------------------------------------------

بعدا نوشت: خدا لعنت کنه آدمهایی رو که پاشون رو میذارن روی سیم اینتتتر نت و نمیذارن آدم  دو کلمه نقاشی از هنرمندهای خارجکی یاد بگیره!!!!   اینجا، دور خودمون حصار می کشیم که چی بشه!!! در همه چی رو می بندیم روی خودمون که  چی؟؟؟ آخرش به قول داداشم از اونور جهنم میزنه بیرون. میگید نه نگاه کنید. خودمون با این پرشینبلاگهای پر از اراجیف  پر از مطلب کپی پیستی چه گلی به سر مملکتمون زدیم آخه؟؟ چرا نمی خوایم قبول کنیم که آزادی مال همه است و با پا روی سیم گذاشتن فقط مثل کبک سرمون رو می کنیم توی بال خودمون! در حالیکه خیلی اتفاقا داره دوربرمون میافته. بدجوری دپرسم امروز. چون نمی تونم برم وبلاگ خانوم وایت و لیندا و آقای داداریوف رو ببینم و با دنیای اونها بیشتر آشنا بشم.



 
گلها (آبرنگ و مداد رنگی)
ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۱  

فصل بهار به لطف مادرم باغچه پر از گل رز و زنبق میشه. انقدر که آدم نمی دونه از کدومش بکشه. دیروز نشستم کنار باغچه و همزمان با چهچه ( زمزمه ی اعصاب خورد کن) یا کریم ها و بق بقوی کبوترهای کوهی (نکه ما توی شهر زندگی نمی کنیم) دو عدد گل سرخ نقاشی کردیم با آبرنگ! حیف که وقت کم میارم موقع نقاشی.

البته چون گلها منتظر نمیشینن تا من با مدادرنگی از روی اونها نقاشی کنم. مجبور میشم دست به دامن عکاسی بشم تا سر فرصت و با حوصله بکشمشون! با اینکه خیسی و لطافت آبرنگ رو دوست دارم ولی نمی تونم از ظرافت و خطوط مدادرنگی دست بکشم!  اینم نقاشی نیمه کاره ای از زنبق بنفش و دیگر گلها.

------------------------------------------------------------------------------------------

نمی دونم چرا هر روز که میگذره دلم می خواد از این فضای غمزده و سیاستتتزده ی پرشین بلاگ فرار کنم. اینجا یه زمانی برای خودش وبلاگستانی بود با کلمات ناب و شعرهای کمیاب ولی الان تجارت خونه ی افکار بی مورد و اجناس بی اساس شده! فعلا دارم سعی می کنم توی وووردپرس یه جایی باز کنم تا بعدا دات کام بشم! یه دات کام دو یا سه زبانه و جهانی.

از همه دوستانی که میان  و زحمت می کشند پیام می گذارند بی نهایت ممنونم. اونهایی هم که نمیذارند دستشون الهی به خارش بیافته که حس کنند یه آدم چشم به راه چه حالی داره!

--------------------------------------------------------------------------------------------

پ.ن: خدایا چی میشد از هر چیز سبزی یه دونه هم به من میدادی؟ یه جفت چشم سبز ، یه کارت سبز اقامت، یه خونه سبز، یه دانشگاه سبز، یه ساحل سرسبز! یه عشق سبز !  خرشانسی هم شانس می خواد که امروز فهمیدم من یکی ندارم!



 
نقاشی آبرنگ
ساعت ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۸  

خدمت حضور آن دوستانی که از پر کاری بنده سخنی گفتند عرض کنم که به دلیل اینکه کلاس آبرنگ میرم و باید حد اقل هر جلسه سه عدد تکلیف تحویل بدهم وگرنه ٢٠٠ تومن جریمه میشم بنده اجبارا پر کار شدم. این هم سه عدد نقاشی با آبرنگ : سیب موز، گل اقاقیا و منظره دانشگاهی که در آن درس می خواندم.

 



 
نقاشی گل (آبرنگ - مدادرنگی)
ساعت ٥:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٥  

تقریبا نزدیک به چهار ساعت طول کشید تا این گل را با آبرنگ نقاشی کردم ( ابعاد تقریبی 10 در10 سانتیمتر). وا البته چون تازه کار هستم دو تا مشکل اساسی داشتم. یکی کنترل کردن مقدار آب روی کاغذ و دیگه رقابت رنگهایی که از قبل مخلوط کرده بودم برای جذب به کاغذ. یه جاهایی حس می کردم آبی تر یا قهوه ای تر  شده. آخرش هم اون سبز لجنی که دلم می خواست در نیومد. یه خاکستری ته سبز شد! با اینکه رنگها رو توی باطله امتحان می کردم ولی ظاهرا وقتی کامل خشک میشه نتیجه خیلی فرق داره! در هر حال می دونم مبتدی ام و توقع زیادی از خودم ندارم.

این نقاشی هم با مداد رنگی کشیدم از روی گل رز توی باغچه. امیدوارم خوشتون بیاد.



 
مینیاتور به سبک جدید
ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢۳  

از آنجایی که علاقه شدید به نقاشی های رنگ و وارنگ دارم. شروع کردم به کشیدن یک نقاشی عاشقانه به سبک مینیاتور اما به شیوه خودم! یه جور سبک من در آوردی!

البته چون دوستان درباره قابلیت های اکریلیک سئوالاتی پرسیده بودند به عنوان نمونه روی سفال هم کار کردم. در واقع این لیوان سفال نیست بلکه به قول سازندگان چینی، بیسکوییت چینی است. به عبارتی سفال نپخته! من هم روی این سفال با اکریلیک نقاشی دو دختر نارنجی پوش رو کشیدم!  

 

---------------------------------------------------------------------------------------------

پ ن: انقدر بدمان می آید از این وبلاگهای کپی پیستی! از این وبلاگها که یک داستان یا شعر عاشقانه ای را که ١٠٠ تا وبلاگ دیگه هم کپی پیست کرده اند عیننا بر می دارند و آپ می کنند! و اتفاقا هم که این وبلاگها بسیار پر طرفدار و پر بیننده اند!  من نمی دانم چرا زحمت به خودشان نمی دهند و مطلبی نو نمی آورند؟؟؟؟ یعنی انقدر مخشان آکبند و تعطیل است؟؟؟ یا انقدر تنبل اند؟



 
رز صورتی - تصویر سازی "خانه ای در بهشت"
ساعت ٥:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢۳  

سلام . این روزهای آخر سال ٨٩ بدجوری حس نقاشی کشیدن من رو گرفته ... البته هم تخیله روحی میشم و هم از فکر و خیالات کردن درباره آینده و گذشته  فرار می کنم!

اینم  نقاشی گل رز صورتی! البته یه مقدار بنفشش زیاد شده گمونم،  ترکیب رنگها اون چیزی که دلم می خواست نشده!

و اینم تصویر سازی از خانه ای در بهشت . البته این  یک قسمت خیلی کوچک از کار هست و فقط فعلا پرنده هاش رنگ آمیزی شده اند



 
بینی nose
ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٦  

بینی شاید  سخت ترین  عضو صورت باشد که باید کشید . از زیر بار کشیدن گوش که سخت تر است به راحتی می شود شانه خالی کرد چون به هر حال زیر موها  یا روسری یا شال قایمش می کنیم . اما بینی را فقط با پوشیه میشود قایم کرد. به هر حال فقط و فقط تمرین است که می تواند این سختی را  برطرف کند.

تا امروز چشم و ابرو و دهان را در حالت تمام رخ بررسی کردیم . فرم  اصلی صورت در حالت تمام رخ را  هم  قبلا گفتیم .  امروز نوبت  بینی است. فرم اصلی را در تصویر زیر می بینید. کافیست بتوانید خطوط اصلی تیغه بینی را در صورت پیدا کنید! و آنها را روی کاغذ بیاورید! سپس سایه ها و نیم سایه ها را با هاشور بکشید! دقت کنید تا زمانی که  چشمتان عادت به پیدا کردن  سایه ها و نیم سایه ها نشده جهت هاشور را 45 درجه بزنید .  نقاشان حرفه ای ممکن است  خطوط را در امتداد حرکت مداد بر روی پوست بکشند اما در هر صورت چیزی که رعایت می کنند پوشش دادن  خطوط است! در بسیاری از مواقع ( بخصوص برای بینی)  خاکستری های متنوعی در آن می بینیم که به تدریج ( و نه ناگهان)  تیره و روشن می شوند که اینها را باید نشان  داد!

 

 

 

---------------------------------------------------------------------------------

پ.ن :  هنر جوهایی که  معمولا از روی عکس ( مخصوصا عکسهایی که  به صورت  رنگی با پرینترهای معمولی چاپ می شود)  نقاشی  می کنند باید نکته ای را رعایت کنند.

ساز و کار  پرینتر ها طوری است که  باید  از چهار رنگ  فیروزه ای ، سرخابی، زرد و مشکی  طیف وسیعی از رنگها را برای چاپ  تهیه کند. و متاسفانه به جز رنگ مشکی بقیه رنگ ها  تقریبا  گران هستند . به همین دلیل برای رنگهای مختلف و مخصوصا تیره تا جایی که امکان داشته باشد رنگ مشکی را بیشتر استفاده می شود تا هزینه های چاپ کمتر بشود. در نتیجه وقتی از روی این عکسها نقاشی  کنیم و بخواهیم دقیقا همان رنگهای عکس را شبیه سازی کنیم ناچار نقاشی کدر و گرفته و دلمرده ای بدست می آید. به همین دلیل است که تا جایی که امکان دارد از مدل زنده استفاده کنید و یا  عکس چاپ شده را همواره  با نمونه  دیجیتالی اش در کامپیوتر مقایسه کنید تا  رنگهای شادابتری را انتخاب کنید.

اشتباه دیگر استفاده از  نقاشیهای ( مثلا رنگ روغن  یا آبرنگ) که  با  وسیله دیگری به غیر از مدادرنگی کار شده اند و  تلاش برای بدست آوردن همان رنگها است! اگر خوب دقت کنیم به طور عمده ( و نه همه ) نقاشیهای رنگ روغن  تیره و کدر هستند! یا نقاشیهای آبرنگ جلا و درخشش خاصی دارند!  برای تمرین  بهتر است  از نمونه کارهای مدادرنگی استفاده کنید.

پیشنهاد می کنم کتاب  مدادرنگی ( آموزش تصویر سازی و شناخت ابزار)  که توسط خانمها شیدا حسامی و فرشته اطاعتی  نوشته شده است را حتما  مطالعه کنید.

-----------------------------------------------------------------------------------------

پ.ن: از همه دوستانی که  با نظرات و راهنمایی ها و تشویقها بنده رو مورد  لطف خودشون قرار میدهند یک دنیا ممنونم! مخصوصا  خانوم دکتر نازنین عزیز و همسرشون!



 
نقاشی از لب - lip
ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۳٠  

دوستان علاقه مند به نقاشی، مداد و کاغذ رو حاضر کنن که  یه درس جذاب دیگه داریم! انقدر هم نگید ما علاقه داریم ولی نمی تونیم! باورکنید نقاشی  فقط هنر خوب دیدن هستش و اراده کردن!  هنرمندهای زیادی داریم که کارهاشون رو مدیون  پل سزان  فرانسوی می دونند چون این آدم هنر رو دوست داشت ولی رفت حرفه وکالت- به خاطر باباش- یه روز  بی اراده فقط به چهره مادرش فکر می کرده  و وقتی کاغذ زیر دستش رو می بینه ! بله  با چند تا خط ساده طرح کلی صورت مادرش رو کشیده!  و اونجا میشه که وکالت رو  می بوسه میذاره کنار و  تمرینهاش رو شروع می کنه تا  میشه پل سزان! حالا من نمی گم کار و زندگی رو بگذارید کنار! ولی لا اقل  به خواسته دلتون بها بدید. حیف هست به خدا.

خب عکس رو خوب نگاه کنید. جای قرار گیری لب رو نشون داده. ( قسمت های آموزشی قبل  دقیقا گفتم کجاست) نکته اساسی اون خطی هست که از زیر  بینی شروع میشه و از برجستگی های بالای لب میگذره و در نهایت  به  دو گوشه ی چونه  میرسه! که برای تقریبا همه آدمها صدق می کنه!  اما سایر خطوطی که کشیدم  تقریبا برای هر فردی یکتا هست! اینها رو باید کشف کنید. درست مثل چشمها متنوع هستند!

بعد از اینکه خطوط اصلی رو  به صورت کمرنگ کشیدید . مرحله تعیین  تیرگی و روشنی ها میرسه! همیشه خط وسط لب تیره است و مخصوصا در دو نقطه کناری لب گاهی دو نقطه کاملا تیره داریم! لب بالایی معمولا کمی تیره تر از لب پایین هست! چون طوری قرار گرفته که  نور بهش نمی خوره ( البته اگر آرایش شده باشه  باید مواظب  برق اکلیل ها و روغن باشید)  گاهی شیارها و فرورفتگی هایی می بینید و آنها رو  با دقت  بکشید! بعد از آنالیز  تیرگی ها و روشنی ها. رنگ آمیزی رو شروع کنید. با رنگهای روشن

 جایی که براق شده  یا نور خورده  با رنگ سفید  یا روشن ترین رنگ مناسب رنگ آمیزی کنید. و سپس از رنگهایی که مناسب پوست و گوشت هست  استفاده کنید! ( بهتر است با مدادهای پلی کروم  با شماره های medium flesh131 و light flesh 132 و dark flesh 130 و cinnamon189شروع کنید- این رنگها برای پوست صورت استفاده می شوند)و سپس از مخلوط رنگهای صورتی و ارغوانی و قرمزها و نارنجی ها استفاده کنید ! اگرچه قرمز برای لب آرایش شده  مناسب هست و قهوه ای برای لب معتادها و سیگاری ها!!!  سعی کنید رنگهای مختلف رو  ببینید و همچنین اگر  رنگ آمیزی به صورت هاشور برایتان مشکل است بهتر است لب را در جهت برجستگی های آن ( مثلا از وسط لب به سمت پایین  لب موازی با خطوط چین  و چروک گوشت و پوست لب ) سایه بزنید تا طبیعی تر جلوه کند.

دور لب را با مداد خط لب نکشید!!! مگر اینکه  خط خدایی داشته باشد یا آرایش شده باشد!!!!

برای رنگ ته ریش می توانید از  سبزی که ته رنگ خاکستری دارد ( مدادرنگی شماره 172earth greenپلی کروم فابرکاستل )  استفاده کنید  یا  با مخلوط رنگ سبز روشن و خاکستریها آنرا بسازید



 
نیلوفر آبی -آموزش قطره آب
ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۱۳  

هر وقت که از زندگی نا امید می شم و افسردگی مثل خوره میافته به جونم . یکی میاد دست روی سرم می کشه میگه  با اون مداد رنگی های جادوییت نقاشی کن . گل بکش. معجزه میشه . حالت خوب میشه.

١٣٠ مدادرنگی که دارم میچینم دور و برم  و به قلبم نگاه می کنم و رنگها رو  بر میدارم روی کاغذ می کشم!  با همه وجودم به تک تک رنگها محبت می کنم تا میشه این نقاشی . شاید به اندازه داوینچی و پیکاسو و سزان  رامبراند  مهارت نداشته باشم و معروف نباشم . ولی  می دونم  داروی خوبی دارم! که توی رنگهاست!

عاشق رنگ سبز بیشه و دریا ام! (علت فنی داره : چون بیشترین حساسیت چشم  درطول موج نور ۵۵٠ نانومتر که همون سبز باشه هست) 

-----------------------------------------------------------------------------------

برای کشیدن آب روی این برگها یه تکنیک ساده هست که اینجا تشریحش می کنم.

١- روشن ترین  قسمت آب رو با  رنگ  سفید یک  خط بکشید

٢- لبه های آب رو  با رعایت فاصله ( که نزدیک به اون خط روشنی هست معمولا)  با تیره ترین رنگ مربوط بکشید.  مثلا اگه  قطره آب روی برگ سبز هست باید از سبز خیلی تیره استفاده کنید. یا اگه روی برگهای قهوه ای شده هست به تناسب رنگ برگ از تیره ترین قهوه ای استفاده کنید.

٣- فضای داخل قطره آب رو  با توجه  به این اصل که در اثر شکست نور کمی جابجایی رخ میده  رنگ آمیزی کنید! سعی کنید اون خط سفید که کشیدید  دست نخوره و محو نشه

نکته :  کشیدن این نقاشی بدون وجود اون مداد رنگی های پلی کروم  که  خریده بودم تقریبا غیر ممکن بود . چون سبز چمنی خیلی روشن  - سبزخاکستری  - سبزلجنی تیره و خیلی تیره - آبی خیلی تیره ( رنگ آسمون شب)  جزء مداد رنگی های معمولی نیست .... وجود همین تیرگی های خیلی عمیق هست که باعث میشه اون سبزهای روشن و صورتی و سفید ها خودش رو نشون بده!

-----------------------------------------------------------------------------------------

اینم یه عکس با کیفیت تر  از نیلوفر آبی  water lily



 
نقاشی محمد امین
ساعت ٥:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱۸  

بهار امسال که شیراز رفتم. برای اینکه توی دوهفته ای که تنهام حوصله ام سر نره  یه دفتر نقاشی و مداد طراحی خریدم. توی هتل یا گاهی پارک آزادی  نقاشی می کشیدم . یه روز رفتم حافظیه و روی پله ها  نشستم  تا از  آرامگاه حافظ نقاشی کنم. آدمهای زیادی  دور و برم اومدند  جمع شدند و هرکسی چیزی می گفت یا می پرسید. یکیشون  از این  مردهای شکم گنده  و اتفاقا  هم شهری -البته به عبارتی-  بود و با همون لهجه ی غلیظ ... که من متنفرم ... گفت  این را می فروشی؟ گفتم نه برای دل خودم کار می کنم. خب این مثلا همشهریای ما همش فکر پول هستند دیگه. یه تعدادی بچه دبستانی اومده بودند اردو و  دور تا دورم  حلقه زدند و هزار تا سئوال پرسیدند یکیشون گفت من از مدرسه رفتن بدم  میاد!  تعجب کردم سعی کردم  دلداریش بدم  و کمکش کنم که یه جور دیگه  به مدرسه رفتن فکر کنه. توی دلم آرزو کردم کاش می تونستم به این جور بچه ها کمک کنم. یا دو سه تا آقا پسر اومدند و سر صحبت رو وا کردند و چرت و پرت البته زیاد می گفتند. یا یه  آقای آمریکایی و خانومش که یهویی جلوی چشمم سبز شدند و البته دقیقا مقابل  مقبره واستادند و من هیچ چی نمی دیدم. تا اینکه یکی از همون پسرها  داوطلبانه رفت  ازشون خواست بروند کنار. اون آقای آمریکایی انقدر ذوق زده شد فهمید من نقاشی می کنم  و بیشتر  ذوق مرگ شد وقتی  فهمید می تونم راحت باهاش  به انگلیسی حرف بزنم و کلی  صحبت از هر دری کردیم و من باورم نمیشد که ایشون ٧٠ سالش باشه و مثل جوونها  راه بره. خندید بهم گفت اون پسره دوست پسرت بود؟؟ . من از خجالت سرخ شدم گفتم نه نشسته بود نقاشی کشیدنمو تماشا میکرد که  با  خنده موذیانه ای گفت تو با این سن و سالت باید الان یه  هفت هشت تایی  زیر سر داشته باشی و من  بیشتر خجالت کشیدم و گفتم  همون یکی رو هم ندارم. اینا که خداحافظی کردند  یهویی متوجه شدم که یه پسر بچه حدودا چهارساله و تپل و کمی سبزه  پشت سرم کنار ستون ایستاده و کاملا  یواشکی  داره نقاشی کشیدنم رو نگاه می کنه. تعارفش کردم کنارم پشینه  هیچی نگفت  همونجا واستاد. یکم  دیگه گذشت  دیدم  شوق عجیبی توی نگاهشه - یاد بچگی خودم افتادم-  بهش گفتم دوست داری نقاشی کنی. سری تکون داد. یه دفتر  نقاشی یدکی  همراهم بود  دادم دستش با یه مداد گفتم بیا  همینجا بشین  نقاشی کن. مادر و پدر بچه هم دورادور ما رو نگاه می کردند. بچه هم که انگار توی خونه اش نشسته  که چه عرض کنم دیگه داشت دراز می کشید. شروع کرد به نقاشی . منم یواشکی نگاهش می کردم  دیدم  قلم رو عین من دستش گرفته و از پهنای قلم داره استفاده می کنه  یه سیاهی می کشه  . خیلی برام عجیب بود که چقدر دقیق کار من رو نگاه میکرده . ازش پرسیدم چی کشیدی. با اشاره  دستش فهمیدم  درخت سرو پشت سر مقبره رو کشیده. بعد وسط هم مقبره و کنارش هم یه درخت دیگه . عین  نقاشی من!  ( نقاشی من  توی پست های قبلی هست از تگ حافظ یا شیراز میتونید ببینید و مقایسه کنید) خلاصه آخرش هم  با کمک باباش  برام اسمش رو نوشت و رفت . اگه ولش می کردند همینجور می نشست و نقاشی می کرد.  یاد خودم افتادم و شوق نقاشی و کودکی ام . وقتی هنرمند عزیزمون آقای فیروز ویسانلو - که گیتاریست مشهوری هستند- اومدند خونه ما  و طراحی  چهره  میرزا کوچک خان جنگلی رو به درخواست ما برامون کشیدند و من  با چشمهای هیجان زده نگاه می کردم که چه جوری  چهره میرزا رو عین خود میرزا می کشه . کاش فرصتی بود برام که به محمد امین  نقاشی یاد بدم و تشویقش کنم!



 
سبد میوه و گل . یک خواهش از بازدید کننده ها
ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٥  

سلام به همه دوستان

 خواهش کنم از اونهایی که بازدید می کنند و نظر می گذارند، آدرس وبلاگشون رو درست تایپ کنند و فراموش هم نکنند. دوم اینکه لطفا نظرات سیاسی و تبلیغاتی رو برای دیگرانی بگذارید که اهل اینکار هستند این وبلاگ صرفا هنری است.

 



 
خط نقاشی
ساعت ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢۱  

من خطاط خوبی نیستم

چون اصولا یه متن رو نمی تونم دوبار بنویسم و هر دوبار عین هم دربیارم! حالم خوب نباشه و سر ذوق نباشم به بدترین خط ممکن می نویسم که بعدا خودمم نمی تونم بخونم. سر شوق باشم هم بهتر از این نمی نویسم ولی خب...

از شعرهای استاد شفیعی کدکنی خوشم میاد. البته نه همه اش. ولی این شعرش یه چیز دیگه است. شعر های مایوس کننده زیاد داره ولی اونهایی اش که امیدوار کننده است بدجوری بوی سبزه و بهار میده!

ای مهربانتر از برگ در بوسه های باران

بیداری ستاره در چشم جویباران

آئینه نگاهت پیوند صبح و ساحل

لبخند گاه گاهت صبح ستاره باران

گفتی به روزگاران مهری نشسته گفتم

بیرون نمی توان کرد حتی به روزگاران

بازا که در هوایت خاموشی جنونم

فریادها بر انگیخت از سنگ کوهساران



 
نقاشی از چشمها(2) eyes
ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٢٧  

برای نقاشی از دو چشم باید نکات زیر را در نظر بگیرید:

1- فاصله ی بین دو چشم معمولا به اندازه یک چشم است. البته در بعضی از صورت ها (مثل چشم های پایینی) این فاصله کمی بیشتر است.

2- در هنگامی که مدل نگاهش به سمت دیگری است. یعنی زمانیکه عنبیه به گوشه های چشم نزدیکتر است. همیشه مقدار سفیدی های دو طرف عنبیه با هم هماهنگ است. مثلا اگر مثل چشم پایینی نگاه کمی متمایل به چپ باشد . مقدار سفیدی برای هر دو چشم در طرف راست به یک اندازه بیشتر است.

3- فقط زمانیکه از روبرو (تمام رخ) می کشید می توان گفت دو چشم مثل هم هستند. در حالت سه رخ فرم دو چشم با هم فرق دارد.

4- برای رنگ آمیزی چشم ها دقت کنید که در چشم های عسلی یا رنگی  رنگ های متفاوت و متنوعی دیده می شود. پس با دقت نوع رنگ مداد ها را انتخاب کنید.

5- رنگ آمیزی ابرو را هم مانند طراحی آن با کشیدن دانه دانه ی ابروها و با توجه به رنگبندی ابرو انجام دهید.

 



 
تنهایی ....
ساعت ٩:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢۸  
 

 

اما چه رنجی است

لذت ها را تنها بردن

و چه زشت است

زیبایی ها را تنها دیدن

و چه بدبختی آزاردهنده ای است

تنها خوشبخت بودن!

                                                  علی شریعتی

...........................................................................................................

فعلا ماه مبارک رمضان است و فرصت قلم به دست گرفتن و طرحی کشیدن ندارم. فقط نقاشی های سوم راهنمایی ام را می گذارم که ببینید!

............................................................................................................

پ.ن : از روز شنبه یک تنهایی به همه تنهایی هایم اضافه می شود. من می مانم و یک چهار دیواری و کار بی وقفه و نگاههای سرد و نا آشنا. کاش می شد همه آنهایی که مهربان هستند را یکجا و درکنار خویش داشت. 

پ. ن: تو آموختی آنچه دو روح خیشاوند را ، در غربت این آسمان و زمین بی درد، دردمند می دارد و نیازمند بیتاب یکدیگر می سازد ، دوست داشتن است. ... در نگاهت ... دیدم که تبعیدی این زمینی و قربانی معصوم این زمان. دکتر شریعتی 



 
rose
ساعت ٦:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۳۱  

the final picture

 



 
rose
ساعت ٩:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢٧  

خب امروز مطلبی هم درباره چگونگی نقاشی بنویسم

طراحی روی کاغذ فابریون قهوه ای

استفاده از اسپری فیکساتیو برای تثبیت طراحی

آنالیز رنگ با رنگ حاکم

رنگ آمیزی با رنگهای روشن  و سپس تیره

How to paint

it is simple

draw a picture with a pencil

then spray a light coating of fixatie

after that analysie the color

finally ,pait with color ,but use dark color at the end  

 



 
my aunt 's portrait
ساعت ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱۳  



 
ماسوله Masooleh
ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٢