my painting with color pencil

These pictures are under copyright. هرگونه استفاده از تمامی نقاشی ها و عکس های این وبلاگ بدون اجازه نویسنده ممنوع می باشد.
 
نقاشی آبرنگ ( رزها در سبد - لیلیوم صورتی)- باز . ار تهران گردی
ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٦  

با دو نقاشی آبرنگ از گلها این پست رو شروع می کنم. اولین نقاشی که هنوز نصفه نیمه است از لیلیوم های صورتی نقاشی کشیدم. البته از روی عکسی بود که دو سه سال پیش در اینترنت پیدا کرده بودم. امیدوارم عکس کپی رایت نداشته باشه چشم این نقاشی در ابعاد تقریبی 50 در60 سانتیمتر روی کاغذ آبرنگی اشتنباخ دست ساز با  آبرنگ اشمینک کشیدم. کیفیت کاغذ آبرنگی اشتنباخ هم چیزی مشابه مونتوال است. کمی بهتر از فابریانو و با قیمت مناسب. کاغذ آبرنگ اشتنباخ رو هم از بازار تهران - پاساژ مجید خریدم.

نقاشی بعدی هم که رزها در سبد است قبلا کشیده بودم ( حدودا یک سال پیش) اما این بار روی کاغذ فوق حرفه ای با آبرنگ حرفه ای کشیدم در حالیکه قبلا با آبرنگ گرومباچر روی کاغذ فابریانو کشیده بودم که در پستهای سال قبل می توانید ببینید و مقایسه کنید.

باز.ار تهران گردی هم کردم البته به دنبال لوازم هنری و نقاشی رفتم. اگر از درب مسجد داخل بروید و به سمت بازار لوازم التحریر بروید می توانید در پاساژ بانک و پاساژ مجید و پاساژ ابن رضا و بقیه مغازه ها  برخی از لوازم مورد نیازتان را تهیه کنید. البته اگر دنبال آبرنگ یا  رنگ روغن حرفه ای هستید یا کاغذ های مرغوب می خواهید یا  قلم موهای طبیعی اصل استفاده می کنید آنجا نروید.  چون جز رنگ روغن کله اسبی (ماریس) که بی نهایت ارزان و چینی است و  چند برند قلم موی ایرانی  آنجا چیزی پیدا نخواهید کرد. اما برای تازه کارهایی که رنگ ارزان می خواهند همان اجناس بازار قیمت وکیفیت کافی دارد. به هر حال به این نتیجه رسیدم که باید وسایلم را از همان راسته خیابان انقلاب تهیه کنم.

در پست های آینده شاید درباره نقاشی از طبیعت با مدادرنگی توضیحاتی خواهم داد. اگرچه دیگر دلم نمی خواد با مدادرنگی از طبیعت نقاشی کنم. وقتی با رنگ روغن خیلی راحت تر و سریعتر می توان جزئیات طبیعت را نشان داد که خیلی هم طبیعی به نظر برسد نقاشی با مدادرنگی کاری مسخره است.

بعدا نوشت: گاهی نمیشود. گاهی میشود قاتی پاتی میشود. تقریبا نیمه مهر  است من از صبح همه اش در تلاتم روحی بودم. هم خبر خوش میرسید هم خبر بد. هم خدا رو شکر می کردم هم دلم ناخوش بود. هنوز تا آرامش کامل خیلی مانده است. ولی باز هم به خاطر داشته هایم خدا را شکر می کنم. به خاطر عشقی که دارم و همه چیزهایی که با داشتن او خدا به من ارزانی کرد.

قرار است هفته آینده در نمایشگاه برج میلاد حضور کوچولویی به هم برسانم ولی هنوز قطعی نیست.

این روزها شده ام معلم نقاشی 18 بچه بین 3تا 4 سال که البته با روش جدید پرورش فکر و خلاقیت با آنها کار می کنم . امیدوارم بعدا منتخب نقاشی هایشان را در وبلاگم نمایش بدهم.

 



 
قصه های من و بابام ( نقاشی رنگ روغن)
ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٤  

قصه های من و بابام

کمتر کسی هست که قصه های من و بابام  نوشته  اریش ازر را نخوانده باشد . کتابی که داستانهایش خیلی پیشتر از اینها (قبل از اینکه من پا به جهان بذارم) در کیهان بچه ها به صورت سریالی چاپ شده و بچه های اون نسل هم داستانهای مصور و بامزه اش را احتمالا خوب به یاد دارند. یکی از همین بچه های قدیم وقتی فهمید که داستانهای کودکیش به صورت کتابی سه جلدی یکجا  منتشر شده خیلی ذوق کرد! و از من خواست تصویر این داستانها رو هم براش تابلو کنم! من هم فعلا این نقاشی را روی بوم 20سانتیمتر در 20  کشیدم.  ویژگی این نقاشی ها ساده بودن آنهاست. دربین داستانهای مصور , من  این کتاب و مجموعه داستانهای تن تن با نقاشیهای بی نظیر هرژه رو بیشتر از همه می پسندم.  وجه مشترک هر دو اینه که بهترین تصویر از یک  موقعیت رو نقاشی کردن! اگرچه اریش ارز ساده تر نقاشی کرده اما دلیلش تفاوت سنی مخاطبان این دو هنرمند می تواند باشد.

 

 

نقاشی رز ورسای هم به این مرحله رسیده . مونده طرح های طلایی روی گلدان و پایه اش و همچنین چندتا  کاسبرگ و یکبار دیگه رنگ آمیزی قسمتهایی از گلهای رز. یکی از خواننده های وبلاگ پیام گذاشت دلیل اینکه کارهای نصفه رو نمایش میدی چیه؟؟؟ گفتم برای کسی که دوست داره  ببینه برای رسیدن به آخر کار من چه مراحلی رو طی کردم و  همچنین در این بین شاید تجربیاتی از اشتباهها و ابداع ها و اتفاقهای یهویی بدست بیارم که برای به اشتراک گذاشتن مفید باشه.



 
رزها در سبد (نقاشی رنگ روغن) - رز ورسای (نقاشی رنگ روغن)
ساعت ٦:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٢  

سلام . نقاشی رزها در سبد هم بالاخره تموم شد. البته خودم پیشاپیش دو سه تا ایراد ازش گرفتم! یکی اینکه سمت راست سبد باید هنوز تیره بشه! دوم سمت چپ تابلو قسمت پس زمینه باید هنوز تیره تر بشه تا گل سفیده خودشو نشون بده و گلدون باید یه دست دیگه رنگ بخوره تا برق های لعابی بودنش جلوه داشته باشه و گل زرد وسط هم باید از این ریخت و قیافه در بیاد. خدایییش هر  کدوم از این گلها سه  ساعت وقت ازم گرفته کشیدنش!

تابلو رز ورسای رو هم از روی نقاشی استاد عباس کاتوزیان دارم می کشم . اگرچه از کپی کار کردن اصلا خوشم نمیاد و حتی وقتی کپی کار می کنم سعی می کنم که تابلو یه چیزی از خود من هم توش داشته باشه! اما یه چیزهایی هست که آدم صرفا با کپی کردن یاد می گیره! منم که فعلا در زمینه رنگ روغن استادی ندارم سعی می کنم انقدر با رنگ بازی کنم تا یه مقدار دستم بیاد که باید رنگ رو چه جوری بذارم.

امیدوارم پست بعدی درباره آموزش طراحی باشه.

این روزها مثل خوره کتاب می خرم. امسال دیگه نمایشگاه کتاب رو از دست نمیدم امیدوارم یه کتاب هنر درست و حسابی به زبان اصلی البته گیر بیارم!

هیچ چیز به اندازه ی تماشای نقاشی به آدم  آموزش نمیده  . پس این گالری ها که بر پا میشه رو از دست ندید!

امروز رفتم نگارخانه کمال الدین بهزاد, نمایشگاه گروهی نقاشی. اما چند تا از نقاشی ها اصولا ته افسردگی بود! نمی دونم کشیدن زجر و شکنجه و عصبانیت چه دردی از آدم دوا می کنه!  گاهی فکر می کنم من توی تفکر قرن هفتم ایران و تصویرگری ایرانی که هرچیزی رو در حد کمال می خواد و دنبال تصویر کردن بهشت هست  گیر کردم! شاید به خاطر همین هست که وقتی نقاشی می کنم زمان رو فراموش می کنم و گاهی شاید سه ساعت بی وقفه پای تابلو نشسته ام و خسته نمیشم!  شاید لازمان و لامکان صوفی ها هم همین باشه که چیزی از خود بی خود می کندشون و غرق میشن!  اگر قرار بود من هم حدیثی مشابه اون حدیث نبوی از خودم بروز بدم  لابد می گفتم من از دنیای شما سه چیز را دوست تر میدارم : محبوبم را , نقاشی را و یاد دادن را !  حیف که هیچ زنی پیغمبر نشده خنده

بگذریم.  خوبم . حالم خوب است. فقط  دلم می خواهد یا در لازمان بمانم! یا این زمان بگذرد تا در لازمان ماندن برایم شدنی شود. شدیدا محتاج کمک یک عده ام که کمی درکم کنند. شاید چون هنر مندم  حرفهایم بوی احساس میدهد و به همین ترتیب کارهایم انتخاب هایم و کل زندگی ام  اینگونه به نظر می آید. اما کاش کمی بفهمند دوست ندارم مثل آنها و عقل آنها زندگی کنم اما زندگی ام جهنم باشد! اگر عقل داشتند زندگی شان این جهنم نا آرامی نبود که من می بینم و خودشان هم می دانند. پس دست کم بگذارند من در آرمشم و بهشت خودم باشم.

------------------------------------------------------------------------------------------

بعدا نوشت : نمایشگاه کتاب تهران دیروز در روز اول کاریش با غارت کتابهای آموزشی هنری زبان انگلیسی (بخش ارزی ریالی) مواجه شد! در عرض پنج شش ساعت ! یعنی من که ساعت 6 عصر به اون غرفه ها رسیدم چیز خاصی دستگیرم نشد. غرفه دار می گفت همه اش فروش رفته . جز یک هندبوک هنر که مطالب خیلی خوبی داشت و البته 60 هزارتومنی هم قیمتش بود! چند تا کتاب درباره رنگ روغن و پاستل و آبرنگ. به هر حال امسال قسمت نشد چیزی بخرم!  اما مطئنم سال آینده چند تا کتاب درست حسابی می خرم!



 
نقاشی رنگ روغن - سبد گل رز (ناتمام
ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۳  

اواخر تابستان سال 90 شروع کردم به نقاشی کشیدن از این گلهای رز در سبد با رنگ روغن اما به دلیل مشغله کاری که پیش اومد ناتمام ماند تا اینکه بعد از عید 91 توانستم دوباره وقتی بدست بیارم و اون رو تا اینجا پیش ببرم

از تمامی خوانندگان وبلاگم عذر می خوام که جواب پیامهاشون را نمی دهم ( اینترنت ذغالی دارم فعلا) امیدوارم در اسرع وقت به تمام خواسته ها و سئوالهاتون جواب بدم.

این چند وقت دنبال ثبت نام برای یک کلاس معتبر با یک مدرک بین المللی بودم که انجام شد. فقط ایرادش این بود که بدجوری سر خورده شدم!  استاد هیچ کدوم از کارهای من رو قبول نداشت!!! رنگ روغن ها رو هم که گفت بازاریه!! یعنی من مونده بودم توی کف اظهار نظرش!!! رنگ روغن زنبق هایی که از روی کار استاد عباس کاتوزیان کشیده بودم و آفتابگردانم همراهم بود!! به اینها گفت بازاری!! اعتراض نکردم چون واقعا دنبال گرفتن مدرک هستم و مهم نیست کسی درباره کارهام چی نظر بده! الان هم دوباره از صفر از طراحی شروع کردم! هرچند سرکلاس کارهام تر و تمیز  و بی ایراد و همچنین سریعتر از همه انجام میشه!

دارم ریز به ریز نکات هر جلسه رو یادداشت می کنم و جند تا کتاب هم در کنارش مطالعه می کنم. امیدوارم بتونم یک دوره ی طراحی کامل رو اینجا آموزش بدم. فقط اگه اینترنتم  درست بشه



 
مدلهای نقاشی گل رز
ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٩  

سلام. امیدوارم که سال خوب و خوشی رو شروع کرده باشید. این چند روز دلم می خواست آپ کنم ولی نقاشی نداشتم یعنی وقت نشد که بکشم تا آپ کنم. خیلی دلم می خواست این مسافرتها و دید و بازدیدهای عید رو خودم تنظیم کنم و برنامه اش رو جوری بچینم که هم به جمال مبارک اعضای خانواده و فامیلهای دور و نزدیک بر نخوره هم وقت برای نشستن در دامان طبیعت و نقاشی کردن داشته باشم یا حداقل اگر دامن طبیعت جا نداره کنج اتاقی بشینم ولی حیف که امسال هم نشد این تصمیم رو عملی کنم! امیدوارم نوروز نود و دو اینکار رو حتما انجام بدم!

غرض از آپ کردن هم نمایش دو سه مدل نقاشی گل رز و سبد گل و گلدان  و این چیزهاست که یکی از بینندگان وبلاگم تقاضا کرده بود و خوشبختانه الان لپ تاپم بدستم رسید تا این عکسها را نمایش دهم. سایر عزیزان هم اگر تمایل داشتند استثنا ً می توانند از این مدلها که خودم عکسبرداری کرده بودم استفاده بکنند. هرچند که باید به فکر یک دوربین عکاسی حرفه ای با لنز حرفه ای باشم. دوربین های موبایل ایرادی که دارند این است که همه اشیاء را در یک سطح نمایش میدهند و اشیاء دور و نزدیک از نظر ابعاد فقط متفاوتند و رنگها یکسان است اما دوربین های حرفه ای بقیه را تار نمایش میدهند! اگرچه در نقاشی معمولا اشیاء دورتر را جور دیگری نشان میدهند.

درضمن یادم هم هست که قول داده ام ستاره بکشم و قول داده ام درباره طراحی بیشتر مطلب بنویسم و طرح هم بگذارم. اگرچه هنوز هم درباره ستاره کشیدن شک دارم که چه گونه بکشم و کمی ذهنم درگیر این مساله است.

بگذریم . این هم از عکسها



 
نقاشی گل های رز در سبد با مداد رنگی - هدیه ی استادم
ساعت ٢:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢۱  

نقاشی گلهای رز در سبد با مدادرنگی هم تمام شد.

از چهارشنبه آینده هم دوباره میرم کلاس نقاشی. دیروز رفتم پیش استادم , دیدن کلاسش بدون تابلوهای قشنگش واقعا برام دلگیر کننده بود. هرچی هم من و دوستان دزد را نفرین می کردیم استادم می گفت حتما نیاز داشته  خدا به راه راست هدایتش کنه!  آخه آدم انقدر دل رحم, مهربون, خاکی؟؟؟؟ که به دزد کارهاش هم ....

این هم هدیه ای که استاد مهربونم بهم داد . گفتم که شاگرد فعال و پر کاری بودم دیگه

پ.ن: آقا / خانوم  دزد نامحترم! کارهای استادمو که می دونم پس نمیاری لا اقل مدل نقاشی هایی که  دزدیدی رو پس بیار. به خدا  زور داره تابلوی 50در70 رو تا نصفه کار کنی بعد مدل رو دزد ببره  مجبور بشی  تابلو رو کلهم  رنگ بزنی تا یه طرح دیگه بکشی و .... افسوس یعنی میشه این دزد بی انصاف پیدا بشه ؟؟



 
طراحی با کنته از سبد گل رز
ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱۸  

گمونم یک سال و اندی از آخرین طراحی ام با کنته میگذره. دنبال موضوعی غیر از چهره بودم که بالاخره پیداش کردم. تازگیها یک طرح را روی کاغذ پوستی در ابعاد بزرگ می کشم  و آنرا هم روی کاغذ اشتنباخ برای مدادرنگی و هم روی بوم برای رنگ روغن  و هم روی کاغذ آبرنگ پیاده می کنم. این دفعه به سرم زد که از روی سبدگل رز با کنته هم طراحی کنم! از بس که این سیما جان (روزگار رنگی) با کنته قشنگ کار می کند من هی هوس می کنم با کنته کار کنم. منتظر باشید همین کار را با مداد رنگی و رنگ روغن و آبرنگ هم ببینید! اگر توانش بود پاستل گچی هم کار می کنیم (البته شک دارم خوب بشه چون گل رز خیلی پیچیده است)

پ . ن : یک موضوعی که نمی فهمم این است که چرا بعضی ها  به رنگ روغن (یعنی رنگی که رقیق کننده ی آن روغن استOil paints) میگویند رنگ و روغن!  والا ندیدم  خارجی ها بگویند oil and paint خیلی بی معنی میشه!!!  یا  به اکریلیک (Acrylic) می گویند اکرولیک!!! با تلفظ خنده دار!!!



 
نقاشی های رنگ روغن (نیمه کاره)
ساعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱۱  

گفتم که دارم چند تا نقاشی رنگ روغن رو همزمان انجام میدم. خب تا یکی از بوم ها خشک بشه مجبورم صبر کنم و چون اگر بیکار بشینم افسردگی می گیرم و افکار منفی بهم هجوم میاره بنابر این مجبورم مثل ... کار کنم! نقاشی اول که همون پرنده آوازخوانی است که قبلا با آبرنگ کشیده بودم. اینبار با رنگ روغن روی بوم 60در50 دارم میکشم. خداییش آدم واسه تابلوی اولی که می خواد تنها بکشه حماقت کنه و یک طرح رنگ رو رفته رو انتخاب کنه  خیلی ... هست. به هر حال چون قبلا آبرنگی اش رو کشیده بودم تقریبا می دونستم که چه رنگهایی بیشتر بهم میاد و بکار میاد. اما خب طیف رنگهای جعبه ی رنگ روغنم خیلی متفاوت از آبرنگ هست و مثلا تنه درخت رو دو سه بار رنگ گذاشتم تا اینی شد که به هر حال بدک نیست اما اون چیزی هم که می خواستم نیست.

نقاشی دومی که نیمه تموم مونده  گلهای نیلوفر مرداب هست. اگرچه هنوز پرچم های زرد رنگ گلها رو نذاشتم و رنگ گلها هنوز خام هست و باید دوباره رنگ بذارم. اما همش حس می کنم این نقاشی یه چیزیش کمه . انگار خیلی به آبی میزنه و خیلی یخه ! واقعا رنگ ساختن معضل بزرگیه ها! اگرچه معضل دیگه اینه که این درواقع یک عکس بوده! نقاشی از روی عکس مشکلش اینه که آنالیز رنگها خیلی سخت میشه و همچنین حذف کردن اشیاء اضافه ! (نقاشی بالا رو با این مقایسه کنید  دستتون میاد)

و نقاشی آخر هم  نقاشی گلهای رز در سبد با مدادرنگی هست. اگرچه در برابر نقاشی رنگ روغن خیلی بی روح هست. 

-------------------------------------------------------------------------------------------

پ.ن: عاشق بوی بوم وینزور هستم که پوشش نایلونی اش تازه باز شده باشه

بعدا نوشت : اگر بخوام توی تهران یک نمایشگاه آثار نقاشی دوستان پرشین بلاگی رو نمایش بدم  کسی هست از وبلاگ نویس های هنرمند که بیاد مشترک کارهاش رو با من ارائه بده؟؟؟

سئوال: یکی به من بگه اگه بخوام تعداد بیشتری تگ استفاده کنم چه جوری امکانش هست؟

-------------------------------------------------------------------------------------------

این دوتا نقاشی هم بعدا اضافه شدم.

نقاشی گلهای گازانیا که با رنگ روغن روی بوم کار می کنم.

و تصویر سازی زنجیر قلب ها که یک نقاشی رنگ روغن روی بوم هست و البته نا تمام



 
رزهای باغچه
ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢۳  

حرفی برای گفتن ندارم جز اینکه خیلی بی حوصله شدم ... از انتظار متنفرم و تنها چیزی که من رو از پا می اندازه منتظر مونه!

نقاشی آبرنگ گل رز با عنوان "رزهای باغچه"  از روی گلهای رز رونده و خوشبوی باغچه خانه خودمان کشیدم



 
نقاشی گل رز - گل پامچال : پاستل روغنی
ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٩  

امروز برای سارا جان (شاگردم) درباره نقاشی با پاستل روغنی درس میدادم که متوجه یک نکته شدیدا عمیق شدم و بد نیست که اون رو در اینجا بیان کنم. برای کار با پاستل روغنی باید چند نکته رو حتما در نظر داشته باشیم.

اول جنس کاغذ: من معمولا از کاغذهای فابریانو استفاده می کنم اما اگر دقت کنید نقاشی گل پامچال روی کاغذ فابریانو سفید کشیده شده که تکسچره راه راه داره. اما نقاشی گل رز روی کاغذ فابریانو قهوه ای با تکسچره ای کاملا متفاوت کشیدم که البته وزن کاغذ قهوه ای به مراتب کمتر از کاغذ سفید هست! من خودم نقاشی روی کاغذ قهوه ای و نظیر آن رو بیشتر ترجیح میدم چون رنگ ها خیلی راحت روی کاغذ میشینه و در واقع سر نمی خوره

دوم نوع برند (مارک پاستل): من اصرار داشتم که شاگردم حتما از پاستل روغنی لیرا تهیه کنه که متاسفانه  توی شهر (خیلی هنر پرور ... ) ما وسایل نقاشی خیلی محدود هست (از پاک کردن عمدی نقاشی های شاهنامه از دیوار دور میدان فردوسی باید این رو فهمید دیگه) و درنتیجه سارا مجبور شد مارک فابرکاستل بخره! امروز موقع آموزش بهش فهمیدم که دچار چه مصیبتی شدیم!  درواقع مارک لیرا واقعا نسبت به قیمتش عالی و حرفه ای هست. رنگهای لیرا خیلی خوب همدیگه رو پوشش میدهند و با هم مخلوط میشن و نرم هستند به راحتی می شود یک رنگ (مثلا زرد) را  روی رنگ دیگر( مثلا قهوه ای تیره) کوبید (ضربه زد) تا نقطه نقطه های زرد روی اون شکل بگیره ( درست عین حالت وسط گلها رو ایجاد کرد.  اما متاسفانه فابر کاستل این قابلیت ها رو نداره! در هر حال دوستان اگر احیانا هوس چنین نقاشی کردنی به سرشان زده به این نکته عمیقا توجه کنند.

 

پ.ن. درباره آموزش نقاشی کودکان مفصلا بعدا یک پست خواهم نوشت

پ.ن. ن. دوستی داشتیم به اسم هستی (زینب) با وبلاگ راوی که چند وقتی است غیبش زده  از یابنده تقاضا داریم نشانی او را به ما بدهد

پ. ن. ن. ن. اعظم خانم پیام پر از مهر شما دریافت شد امیدوارم با کمک از مطالب وبلاگ بتوانید روزی خودتان نقاشی هم بکشید  از این مخملی هاش

پ. ن .ن. ن. ن. توتوی عزیز تولدت مبارک  امیدوارم که پا قدم نقاشی هایم برایت خوب باشد و فردا هدیه های تولد بزرگی از خدا بگیری که جبران اینهمه زجر و تنهایی و بی کسی و  غربتت بشود (دوستان التماس دعا شدید)

پ.پ. ن.ن. شدیدا حوصله ام سر رفته  امیدوارم خدا خودش یک کاری بکند وگرنه دست گلی به  آبی بدهم که به سد کارون بگوید زکی!!!

 



 
نقاشی گل رز صورتی - آبرنگ
ساعت ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٥  

نقاشی گل رز صورتی با آبرنگ- ابعاد 30 در 40 سانتیمتر

مامانم هی میاد توی اتاقم یه نگاه بهش میندازه میگه خیلی خط خط داره ! منظورش اینه کانتور ها زیاد شده!! البته تقصیر منم نیست  عکس اصلی خیلی بی ریخت بود و پر از خط. اما فکر می کنم باید خط ها رو حذف می کردم!

این روزها 4 عدد شاگرد نقاشی دارم! یکیشون چندسالی هست شاگردمه! این بار بهش آبرنگ دارم آموزش میدم. البته اینم بگم که رفت وسایل آبرنگ رو خرید و همه مارک وینزور! بهش گفت چند شد اینهمه قر وفر ( چون پوسته رنگها رو براش کندم و توی جعبه براش چیدم  که کلی درد سر داشت) گفت هشتاد تومن همه وسایل ... مخم صوت کشید!!!!  اگرچه که این وسایل عمری است و تا سالها ازش استفاده می کنه

یکی از شاگردهام دختر کوچولو 9 ساله و چشم سبزی هست که من عاشق رنگ چشماشم مژه دختر دوست دوران دبیرستانم هست!  فقط یکی دوتا مشکل دارم باهاش اول اینکه اعتماد به نفس اصلا نداره  و فکر می کنه استعدادش صفره صفره با اینکه نقاشی هاش قشنگه!!! دوم اینکه تکلیفی که بهش میدم رو میذاره ثانیه آخر انجام بده!!! سوم اینکه گاهی احساس می کنم اصلا به حرفهام توجهی نداره یا نمی شنوه و کار خودش رو میکنه!!!   گمونم چون مجردم و هیچ تجربه ای از بچه داری ندارم  نمی فهمم باید چی کار کنمناراحت اونهایی که تجربه دارند  بهم راهنمایی کنند.

اگرچه این مشکل تمرین انجام ندادن رو خیلی از بچه های امروزی دارند اعم از دخترهایی که سر کلاس نقاشی استادم میان و هر هفته یه دویست تومن ناقابل به ازای جریمه پرداخت می کنن! تا شاگردهای خودم... وقتی هم که میگیم چرا؟؟؟  میگن وقت نداریم!!!!  یعنی یه بچه  یه نوجوان  یا جوان 20 ساله  چی کار می کنه که وقت نداره؟؟؟؟؟  من سن اینا بودم  در طول دوران مدرسه هم  نقاشی می کردم حتی شده به اندازه یک نصف برگه آچهار!!!

گفتم دوران تحصیل.... اینم طراحی پرتره دکتر علی شریعتی که یک زمانی عاشق خواندن کتابهاش بودم و عاشق شخصیتش و حرفها و نوشته هاش... به تاریخش توجه کنید که مال چند سال پیش هست!!



 
نقاشی رزها در سبد : آبرنگ
ساعت ٦:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۳  

 

نقاشی رزها در سبد را با آبرنگ کشیدم!  البته به گمانم برای رنگ رزهای زرد و سفید باید دقت بیشتری به خرج میدادم. فکر می کنم رنگها کمی چرک شده اند. اگرچه گل رزهای زرد خانه ما رنگ عجیبی دارند بیشتر به سبز لیموترش شبیه هست تا زرد!

در مورد رنگ سایه های گلهای سفید مطمئن نیستم ترکیب رنگ مناسبی انتخاب کرده ام یا نه! امیدوارم اهل فن ایرادهای آنرا برایم دقیق مشخص کنند و راهنمایی کنند.

درضمن برای پست آیند منتظر نقاشی پرتره ناتالی پورتمن با مدادرنگی و یک آموزش کوچک در ارتباط با آن باشید!



 
خانه روستایی ( نقاشی آبرنگ ) - آموزش استفاده از چسب میسکیت و نمک
ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۳  

از آنجایی که بنده عاشق رنگ آبی فیروزه ای در و پنجره های روستایی هستم! این نقاشی رو به عنوان مشق شب از روی نقاشی خانم ریحان اردکانیان کشیدم!

-------------------------------------------------------------------------------------

اگرچه هنوز خیلی مونده تا در زمینه آبرنگ استاد بشم اما دو تکنیک جالب برای کار با آبرنگ می خوام  آموزش بدم!

استفاده از نمک: 

 نکته های علمی اش بنابر آموخته های مربوط به شیمی رنگ دوران دانشگاهم است ، البته اگر اشتباه نکنم. رنگهای محلول در آب  دارای یک تا چند عامل حل شونده در آب هستند! این عامل معمولا به صورت نمک سولفات سدیم است! جذب رنگ بر روی سلولز (پنبه یا کاغذ)  هم به صورت فیزیکی است و هم به صورت اتصال نمکی! یعنی آن قسمت از فرمول شیمیایی رنگ که آبگریز است به صورت فیزیکی جذب ساختار پلیمری سلولز میشود ( پیوندهای واندروالسی) . قسمت آبدوست رنگ یا همان نمک سولفات سدیم  به صورت یونی جذب عامل هیدروکسیل در سلولز میشود! 

پس از رنگ آمیزی کاغذ با رنگ دلخواه ، نمک را بر روی کاغذ بپاشید! اینکه کاغذ چقدر خیس باشد

یا چقدر رطوبت آن کمتر باشد

افکت های متفاوتی را مشاهده خواهید کرد. مولکول های رنگ به علت داشتن همان گروه سولفات که در آب یونیزه شده است تمایل بسیار زیادی به نمک دارند و دور آن تجمع می کنند و حتی در آن نفوذ می کنند. در نتیجه پس از خشک شدن و تکاندن نمک ها ، نقطه های سفیدی در کار مشاهده می کنید!

البته من از نمک طعام آشپزخانه که دانه های ریزی داشت استفاده کردم. مطمئنا استفاده از نمک های درشت تر نتیجه متفاوتی خواهد داشت. می توانید سنگ نمک دریایی را در هاون تا آنجایی که مورد نظرتان است بکوبید! و از آن استفاده کنید

-------------------------------------------------------------------------------------

استفاده از چسب میسکیت

اگر نقاشی شکوفه ها که چند وقت پیش آپلود کردم را به خاطر داشته باشید. حتما برایتان جای سئوال است که چه جوری میشه پرچم گلها رو بی دردسر کشید! بهترین راه استفاده از چسب میسکیت است! از یک قلم موی باریک و کهنه شده استفاده کنید ( حیفه قلم موهای نو  خراب بشه!!)  و خطوطی را با چسب روی کاغذ بکشید و ده دقیقه ای صبر کنید تا خوب خشک شود! سپس با آبرنگ نقاشی کنید! اینکه غلظت رنگ چقدر باشد در بهتر دیده شدن این خطوط موثر است. بعد از اتمام کار می توانید چسب را بکنید! البته کمی مشکل است.

------------------------------------------------------------------------------------

این هم دو عدد غنچه گل رز با تکنیک خیس در خیس! البته به علت کمبود وقت بیشتر شبیه لکه در لکه شده! و اینکه فرصت نکردم برگهای پر رنگ تر پایینی رو اضافه کنم تا کنتراست بیشتری ایجاد کنه و یکم سرحالتر بشه!  در مجموع باید بگم این تکنیک خیس بدجوری نفسگیره!!!



 
 
ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٧  

دفعه پیش یادم رفت این کار نقاشی آبرنگ رو بذارم تا سیما جون هم ببینه! "گل رز زشت"  البته تقصیر منم  نیست. خودش اساسا  زشت و بد ترکیب بود .  متنفرم از هرچی گل  پلاستیکی رنگ و رو رفته و بد قواره، متاسفانه استادم  به عنوان مدل نقاشی گذاشت جلوم گفت  بکش! هی رفت و اومد  هی من گفتم زشته ازش متنفرم آخرش پاره ش می کنم و  خندید!

این هم نقاشی از منظره با آبرنگ " برلب دریا" از روی یک کارت پستال کپی شده  به نظرم کار آقای محمد رضا آتشکار باید باشد اگرچه  استادم شک داشت!



 
نقاشی رزها در گلدان فیروزه ای (مدادرنگی)
ساعت ٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٤  

این روزها دارم نقاشی زرها در گلدان فیروزه ای  رو با مداد رنگی می کشم . که البته جونم بالا اومده چون کشیدن اینهمه گل رز یک جا واقعا سخته! کار زنبق و دیگر گلها رو هم بردم کلاس استادم  دید! میگه خودکار بردار  و جاهایی که  باید تیره بشه رو خودکاری کن تعجب اساسا  قاتی کردم . مخصوصا اینکه خودکار بیک ها رو  آورد و شروع کرد  به کشیدن چند تا خط روی نقاشیم کلافه دلم می خواست موهامو بکنم!!! ولی خب خودمو کنترل کردم!  من  راستش مداد رنگی رو از روی کتاب مدادرنگی  (نوشته: شیدا حسامی و فرشته اطاعتی  انتشارات یساولی)  یادگرفتم توی اون کتاب از این تکنیک چیزی ننوشته بود!  البته خانوم معلم من علاقه شدیدی به کشیدن خط های باریک دور اشیاء داره (همون مرز اشیاء) ... نقاشی گل رز اولی که با آبرنگ کشیدم یادتونه که!!!! کپی از کار استادم بود دیگه .... عین همون خط های دور گل و برگ ها سبز من شدیدا متنفرم از اینکار..... هرچی محو تر بهتر! می ترسم  که نقاشیم شبیه اشباح بشه  یواش یواش فرشته... به هر حال ، اینم از نقاشی نصفه کاره ام...

راستی رها جان  اسم اون چسب مخصوص آبرنگ که برای گذاشتن سفیدی روی کاغذ استفاده میشه چیه؟؟؟؟؟؟ استادم یادش رفته بود اسمشو! تو تاحالا از نمک توی آبرنگ استفاده کردی؟ یه چیزایی این استادم گفت ... کلی خنده ام گرفت قهقهه  انگار آشپزیه ... نمک ، دودون سفید، برف ، ستاره .....

چند روزه اصلا حالم سر جاش نیست.... لعنت به این خرداد! نمی دونم چرا همیشه از این ماه متنفر بودم ! اما شدیدا محتاج دعا هستمافسوس

گفتم که آقای ریک یه عالمه سئوال پرسیده! قرار شد از این به بعد سئوالهاش رو اینجا بنویسم و جوابهامم اینجا بذارم تا بخونید! امیدوارم نیازی به ترجمه نداشته باشه

 

what are the worthwhile things that might be a life long exploration for you?

Do you know how much does a smile worth? And how much does happiness cost? What is the value of Love if it was sold? I think these are something worthwhile for me! And they cannot be sold or exchanged with money! I am sure that I will choose a name with the meaning of happiness and merry for my child in future! I know there is nothing more important than a SMILE, a heart full of pure Love and a soul filled with Joy.



 
نقاشی گل رز خیالی(آبرنگ) - صدف (آبرنگ)
ساعت ٢:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٧  

استاد عزیز درخواست کردن گل رز خیالی نقاشی کنم! گفت ببینم می تونی اینهمه رز کشیدی یه دونه هم خیالی با آبرنگ بکشی یا نه . البته هر دفعه یک بیت شعر یا یه جمله شاعرانه می خونه میگه خیالی بکشید!!  ولی خداییش من بدجوری شونه خالی می کنم و یه چیزی دیگه تکلیف می برم! نمی دونم چرا نقاشی های خیالی و سورئالیستی و انتزاعی  برای شعر های پشت کامیونی ازم بر نمیاد.  تنها نقاشی های سورئالیستی که می تونم باهاش ارتباط برقرار کنم مال استاد سرکار خانوم ایران درودی هست!  وقتی خودم خیالی بکشم خنده ام میگیره احساس می کنم تصنعی شده و بی روح! اگرچه واقع گرایی محض هم خوشم نمیاد. این کار  مال دوربین عکاسی اونم این سایبرشات های امروزیه! من دنبال یه چیز دیگه ام خودمم هنوز نفهمیدم. اینم از اون گل تخیلی

نقاشی دومم هم یک عدد صدف هست. یکی از دوستان گفت که شنیدن صدای دریا از صدف را دوست دارد و شدیدا مرا یاد بچگی ام انداخت که شمال میرفتیم و صدف جمع می کردیم کیلو کیلو ! در اینترنت سرچ کردم که از روی عکس بکشم اما عکسها چنگی به دل نزد. هفته پیش یک بسته صدف در سوپرمارکت دیدم و خریدم !!! آره دیگه روزگار رو میبینید چی شده، کم مونده جون آدمیزاد هم بفروشن!! خلاصه این نقاشی آبرنگ از صدف هم تقدیم به دوست گلم به یاد کودکی هایمان!



 
گل رز ( آبرنگ)
ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٦  

هروقت گل رز نقاشی می کنم یاد حرفهای شازده کوچولو میافتم . اره همون بچه ی مو طلایی که زیاد سئوال  می پرسه و کنجکاوه که آدمهای سیاره های دیگه رو بشناسه! همون که از دست غرور گل سرخش ناراحت شد و به سفر رفت ولی باغ گل سرخ رو که دید فهمید گل خودش اگرچه شبیه بقیه گلهاست ولی چون خودش آب داده و خاکش رو نرم کرده با بقیه گلها فرق داره!! اون مسئول گل سرخشه! دلم می خواست کاش آنتوان سنت اگزوپری زنده بود و یک نقاشی گل سرخ به این خلبان مهربون و عاشق پرواز هدیه می دادم!

پ.ن: این نود و سومین پست این وبلاگه . چیزی تا صد نمونده . دلم می خواست صدمین پست نقاشی خاصی بود. کاش می شد ....



 
شکوفه های هلو (آبرنگ)
ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳  

نقاشی شکوفه های هلو را بوسیله آبرنگ کشیدم. البته کپی از روی نقاشی استادم است که ایشون در سال ۶٣ گمونم کشیدند!! رنگ پس زمینه باید کمی آبی تر میشد که الان ته قرمز شده. نقاشی گلهای رز را هم تکمیل کردم و نشونتون میدم. البته نمی دونم گل رز هست یا گل دیگه. به هر حال.

---------------------------------------------------------------------------------------

پ.ن:

١. تازگیها یکی از دوستان دوران دبیرستانم همسایه ما شده اند. سالها بود ندیده بودمش. دو تا دختر ناز هم داره. قرار شده تابستون فاطمه که کلاس سوم هست بیاد پیشم نقاشی یاد بگیره. خیلی خوشحالم که دختر به این خانومی و نازی شاگردم میشه. نمی دونید با چه ذوق و شوقی نقاشی های من رو نگاه می کنه!!

٢. یه کوچولوی دیگه هم هست البته توی اینترنت که پدرش زحمت میکشه نقاشیهاش رو آپلود می کنه. اگه دلتون برای نقاشیهای بی غل و غش کودکانه تنگ شده حتما به وبلاگ نقاشی سنا سر بزنید. قول میدم که یه لبخند روی لبهاتون میشینه و هی میگید آخی نازی.

٣. رها (حوض نقاشی) لطف کرده یه وبلاگ برای آموزش پاستل درست کرده. حتما سر بزنید خیلی با دقت توضیح داده!

۴. هوا بس ناجوانمردانه گرم است.



 
رز - آبرنگ Rose - watercolor
ساعت ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٦  

بعد از یک امتحان دکتری واقعا مزخرف و اعصاب خورد کن و کمر شکن... 12 ساعت خوابیدم و چرت و پرت خواب دیدم. خواب ارواح و گذشتگان و تشیع جنازه. البته اگه هرکس دیگه ای هم جای من بود و امتحان به این سختی و تا این حد غیر عادی و ناعادلانه با سئوالاتی پر از اشکال و غلط رو می داد زنده نمی موند. مخصوصا اینکه اگه صندلی هم سر لج با آدم داشته باشه و تا بخوای صاف بشینی  سر سره بازی در بیاره و پرتت کنه جلوی پاهای آقای مراقب محترم. جان عمه شان، حوزه خواهر ها را از برادرها جدا کرده بودند! چه فایده که مراقب ما آقا بود و حضور برادرها رو شدیدا جلو دیدمان حس کردیم! تازه به علت این جدا سازی فجیع،  دور ترین و پرت ترین نقطه دانشگاه فردوسی که  نه تاکسی و نه اتوبوس و نه هیچ چیزی دیگه در اتوبان بغل دستش پیدا نمیشه تا آدم رو برسونه به خونه،  رو به خواهر های بد بختی مثل من دادند!  بعد دانشکده علوم اقتصادی که دم در دانشگاه هست و از روبروش  دست کم  هر دقیقه 20 تا اتوبوس و 300 تا تاکسی رد میشه  شده مال داداشا!  انصاف به این میگن دیگه! بماند که، بماند که امتحان 30 دقیقه دیر تر از وقت قانونی شروع شد! این یعنی یه تخلف واقعی ولی کو گوش شنوا!  باور کنید اگر به من می گفتن برو با دیو سفید بجنگ برام آسونتر از این امتحان بود! بقیه اش رو نمی گم مخصوصا از سئوالهای پر از غلط انشایی و املایی و چاپی که دلتون به حالم کباب نشه! به جاش بریم به نقاشی بچسبیم!

این اولین کار آبرنگ- گل رز -بنده است! البته کپی از نقاشی استادم خانوم مریم جواهری. استاد های آبرنگ لطفا انتقاد کنن! ممنون میشم

--------------------------------------------------------------------------------------------

بعدا نوشت:  اینم از  طراحی پرتره استاد عزت الله انتظامی  یا همون آقای بازیگر!

با تشکر از آقای ابراهیم حیدری که این عکس رو توی وبلاگشون گذاشته بودند تا من از روش نقاشی کنم



 
رز صورتی - تصویر سازی "خانه ای در بهشت"
ساعت ٥:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢۳  

سلام . این روزهای آخر سال ٨٩ بدجوری حس نقاشی کشیدن من رو گرفته ... البته هم تخیله روحی میشم و هم از فکر و خیالات کردن درباره آینده و گذشته  فرار می کنم!

اینم  نقاشی گل رز صورتی! البته یه مقدار بنفشش زیاد شده گمونم،  ترکیب رنگها اون چیزی که دلم می خواست نشده!

و اینم تصویر سازی از خانه ای در بهشت . البته این  یک قسمت خیلی کوچک از کار هست و فقط فعلا پرنده هاش رنگ آمیزی شده اند



 
نقاشی گل رز - تبریک سال نو- تمرین کیفیت ذهنی رنگ
ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱۱  

 

نوروز سال 1390 هجری خورشیدی را هم پیشاپیش به همه دوستان عزیز شادباش میگم و امیدوارم توی سال نو به آرزوهای قشنگمون  برسیم.  این نقاشی (تصویر سازی خیالی ) هم تقدیم به دوستان می کنم. با  تکنیک  پاستل روغنی کشیده شده و عمونوروز در حال نقاره زدن،حاجی فیروز در حال آواز خواندن و دایره زدن و پایکوبی هست و ننه سرما در حال اسفند دود کردن برای حاجی فیروز که یه وقت چشم نخوره. امیدوارم  خوشتون  بیاد.  البته  الان که خوب به این نقاشی نگاه می کنم می بینم که اگه به جای اون تخم مرغ ها چیز دیگه می کشیدم  شاید  نقاشی قشنگتری از آب در میومد!

------------------------------------------------------------------------------------------

نقاشی از گل رز در ابعاد تقریبی ٣٠ در ۴٠ رو  شروع کردم باز هم با مداد رنگی و هاشور.

 دربین گلها کشیدن گلهای رز برام جذابتره . شاید یک علت اون  پیچ و تاب و ظرافتهایی باشه که توی هر برگ گلش پنهان شده . نکته ای که باید بگم برای رنگ پس زمینه نقاشی است که بعد از رنگ آمیزی و رسیدن  به رنگ دلخواه  به علت اینکه  می خواستم پس زمینه کمی مات  و دور از دسترس  به نظر بیاید کمی  رنگ خاکستری سرد cold gray از مدادرنگی پلی کروم  استفاده کردم و یک لایه روی رنگهای آبی کشیدم!

 

 

 

---------------------------------------------------------------------------------------------

تمرین  کیفیت ذهنی رنگ

 

در پست های قبلی درباره نحوه انجام این تمرین  که در کتاب هنر رنگ  اثر یوهانس ایتن  به آن پرداخته شده  صحبت کردم. حالا خودمم به عنوان نمونه انجام دادم  و توضیحاتی هم درباره اش میدم.  این تمرین  برای اینکه  از بین  رنگهای مداد رنگی  چند تایی رو انتخاب کنیم  بعدش  با کمک اونا   این مربع ها رو جوری رنگ کنیم   که  منتقل کننده  احساسمون نسبت به موضوع باشه.مثلا  من  از فصل بهار  یه  احساسی دارم .  یه تعداد رنگ  مخصوص به اون رنگ رو انتخاب می کنم .و با اون رنگها  این ترکیب رو می سازم.به همین ترتیب تابستون و پاییز و زمستون.ممکنه  این  بازی یا تمرین رو  برای  هر موضوع دیگه انجام بدیم.این تمرین برای اینه که  از قبل بدونیم  گرایش و کشش  فرد به  کدوم رنگها چه جوریه  و   نحوه ی چیدمان (ترکیب بندی) رنگهاش چه جوریه  و چه چیزی رو تداعی می کنه.  این رنگها می تونه حتی نشانه ی حرفه مورد علاقه  یا کار شخص  باشه. اگرچه  خیلی دلم می خواست یکی این رنگهای انتخابی من رو نقد می کرد.

----------------------------------------------------------------------------------------

 



 
rose
ساعت ٦:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۳۱  

the final picture

 



 
rose
ساعت ٩:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢٧  

خب امروز مطلبی هم درباره چگونگی نقاشی بنویسم

طراحی روی کاغذ فابریون قهوه ای

استفاده از اسپری فیکساتیو برای تثبیت طراحی

آنالیز رنگ با رنگ حاکم

رنگ آمیزی با رنگهای روشن  و سپس تیره

How to paint

it is simple

draw a picture with a pencil

then spray a light coating of fixatie

after that analysie the color

finally ,pait with color ,but use dark color at the end  

 



 
Roses
ساعت ٧:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢٦  



 
Roses
ساعت ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢٢  



 
Rose
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۸