my painting with color pencil

These pictures are under copyright. هرگونه استفاده از تمامی نقاشی ها و عکس های این وبلاگ بدون اجازه نویسنده ممنوع می باشد.
 
آب مرکب - فیگور - پرتره
ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۱۳  

سلام . ممنونم از پیامهای دلگرم کننده تون. ممنونم از بعضی دوستان که غیبتهای طولانیمون دلنگرانشون میکنه و یه حالی می پرسن. حالم خوبه خدا رو شکر  اما فعلا یکم نقاشی نمی تونم بکنم! امیدوارم تا دو هفته دیگه اوضاع درست بشه چون کلی پروژه باید انجام بدم و تحویل بدم وگرنه نمره بی نمره!!

یکی از دوستان هم به نام گیله مرد(کاس آقا) برایم شعری نوشت که خیلی زیباست.

گویای خموش باش ، بگذار کوزه های ات برآورند خروش !

تا  با زبان رنگ ها ، آنچه ناگفتنی ست آن گویند . 

 

می خواستم بازم آموزش رنگ روغن بذارم ولی چون گفتم که نشد کار بکنم  برای همین عکس هم ندارم که بذارم!در ضمن من نمی دونم پرشین بلاگ چش شده که نمیذاره از روی سرور خودش عکسها رو آپلود کنم. یه علتی هم که این چندوقت ناپیدا بودم واسه همینه!! خداییش خیلی زور داره برم  توی پرشین گیگ آپلود کنم  بعد باز بیام اینجا از اونجا  آپلود کنم!!!خداییش خیلی زور داره برم  توی پرشین گیگ آپلود کنم  بعد باز بیام اینجا از اونجا  آپلود کنم!!! پرشین گیگ هم که خیلی لفتش میده

برای همین چندتا نکته درباره آب مرکب میذارم اینجا . امیدوارم مفید باشه.

این طرح ها که خواهید دید در ابتدا با قلم فلزی کوه نور و همچنین مرکب ضد آب کوه نور (رنگ قهوه ای) کشیده شده اند. بعد با مرکب سنتی خوشنویسی و یک عدد قلم موی سر گرد بزرگ و مقداری آب  سایه پردازی هاش انجام شده.  کاغذ هم  دفتر آبرنگی سنپترزبورگ  240 گرم/مترمربع  هست. بعضی جاها لازم هست که خیس در خیس سایه پردازی بشه و گاهی هم خیس در خشک. این بستگی به تجربه شما و نوع سایه ها داره. درباره مرکب هم باید بگم که  مرکب ضد آب بعد از اینکه روی کار کشیده شد خشک میشه و اگر آب بخوره رنگ پخش نمیشه. اما مرکب های سنتی خوشنویسی حتی بعد از خشک شدن هم ممکنه با کمی آب رنگ پس بدهند. در نتیجه باید به روشی که گفتم از آنها استفاده کرد. ( حتما تجربه اینو داشتید که آب ریخته روی دفتر مشقتون و همه چیز درهم برهم شده). مدل هم البته باید بگم که همسرم نیست. یه دوستی لطف کرد  دو تا نیم ساعت نشست و مدل شد. همسر ما هم  اصلا ناراحت نمیشه از اینکه بخوایم کسی دیگه رو طراحی کنیم!!  خوشبختانه از این رگ مگ های غیرت میرت نداره!  خدا رو شکر.  اونهایی هم که جنبه ندارند لطفا ادامه مطلب رو نبینند!! 

http://zeinab1361.persiangig.com/DSCF3015a.jpg

http://zeinab1361.persiangig.com/DSCF3017a.jpg




 
کوزه (رنگ روغن)
ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۱۳  

با سلام دوباره. در ادامه آموزشهای مربوط به نقاشی رنگ روغن می بایست که آماده کردن بوم و ساخت رنگ و ... را اول یاد می دادم بعد به نحوه نقاشی به سبک آلاپریما می پرداختم اما خب اون مباحث کمی طولانی و خارج از حوصله است. بنابر این می گذارم برای وقتی که خودمم حالش را داشته باشم.

البته من می بایست که اول نقاشی با دو رنگ یعنی سیاه و سفید را برای آموزش می گذاشتم اما خب ترجیح دادم با یک خاکستری رنگی شروع کنم. البته در بعضی از کتابها  به جای رنگ سیاه  از  آمبر سوخته استفاده می کنند که البته به نظرم زیبا تر است. برای نقاشی با یک خاکستری رنگی ، رنگهای سفید، سیاه و آبی (اولترا مارین یا کبالت) را آماده کنید.  درباره تفاوت این دو آبی باید بگویم که  آبی اولترا مارین  دارای ته رنگی قرمز و مناسب ساخت رنگهای طیف بنفش است در حالیکه آبی کبالت بیشتر مناسب ساخت رنگهای سبز است.

در روغندان هم مقداری حلال که می تواند وایت اسپریت یا سانسادور باشد بریزید و در ظرف دیگر هم روغن بزرک.

در مرحله اول ابتدا با استفاده از حلال و رنگها ، یک خاکستری متوسط رقیق بسازید.

با یک خاکستری رنگی متوسط  رقیق ، طرح اولیه را با همان قلم بکشید. و سپس شروع به زیر سازی بکنید به این شکل که توضیح می دهم.

سپس از سمت سایه شروع به رنگ گذاری کنید و به تدریج رنگهای روشن را بگذارید تا به سمت روشن مدل برسید.

رنگ گذاری را در جهت بدنه کوزه انجام دهید. همانجوری که انگار مداد دستتان بود و هاشور می زدید کار کنید. رنگ را رقیق روی کار بگذارید. اگر جایی را خواستید محو کنید یا رنگ را پا کنید از دستمال نخی استفاده کنید. در همه جای کار از رنگ آبی استفاده کنید اما برای کوزه کوچک آبی بایستی که کوزه را با مقدار خالصتری از رنگ آبی (با مقدارکمتر رنگ سیاه) رنگ آمیزی کنید.

همان قواعدی که در سایه پردازی با مداد به کار می بریم برای انتخاب خاکستری رنگی مناسب استفاده کنید. تصویر نهایی که بقیه اش را خودم کشیدم در متن قبلی هست.

بعد از اینکه لایه نازک رنگ رقیق شده با حلال (زیر رنگ و طراحی که کردیم) خشک شد.  از رنگ رقیق شده با  رنگ روغن استفاده کنید و لایه ی رو را کار کنید. لایه باید نازک باشد. می توان رنگ را هم رقیق نکرد و همنجوری استفاده کرد. بعضی از نقاش ها هم مخلوط 30-70 حلال-روغن را برای رقیق کردن استفاده می کنند.

------------------------------------------------------------------------------------------

این نقاشی هم کیفیت عکسش بده هم از نظر ترکیب بندی ایراد داره. چراغ سمت چپ چیزیه که بود و نبود آن فرقی ندارد. بعدا که تصحیحش کردم عکس درستش را می گذارم.

این کوزه را هم سر کلاس با سه رنگ اصلی کشیدم. امیدوارم خوشتون بیاد

پ.ن: حرفی ندارم بگویم جز اینکه  باز هم خدا را شکر می کنم ..........

پ.ن.ن: دلم می خواهد یه حرفهایی بزنم اما  خب سکوت بالاترین فریاده



 
رنگ روغن آکادمیک
ساعت ٤:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٢۳  

سلام. سال نو که خیلی وقته مبارک شده. منزل نبودم. اینترنت و لپ تاپ هم به علت جاگیر بودن و سنگین بودن نبردم سفر! فقط یه ساک کوچک برداشتیم و باهم رفتیم دور ایران رو گشتیم. برای اولین بار جاده های غرب ایران رو دیدم! همدان -کرمانشاه-لرستان . جالب بود! باید بگم خلوت ترین و زیباترین جاده های ایران هستند. یه سر به چالوس و کندلوس هم زدیم! خداییش از بس این اکیپ همسفران ما بهمون کباب درست شده رو ذغال دادند دیگه حالم از هرچی جوجه کبابه بهم می خوره!! اما جای همه شما خیلی خیلی خالی بود. موزه کندلوس و غار علیصدر رو حتما بروید ببینید! آرامشی و زیبایی شگفت انگیزی که غار داشت و اشیاء جالبی که توی موزه بود منو مجذوب کرد.

این ترم استاد گرامی و عزیزم شروع به آموزش رنگ روغن کرده! اگرچه هنوز هم استاد و شاگردها دور هم جمع می شویم و طراحی هم تمرین می کنیم! این را عمدا گفتم که آن دسته از خوانندگان وبلاگ که از طراحی فراری هستند بدانند که حتی استادها هم خودشان را از طراحی غنی نمی دانند و همواره تمرین می کنند.

وقتی با این شیوه ی آکادمیک شروع به کار با رنگ روغن می کنید تازه می فهمید که تسلط بر مباحث تنالیه ، ترکیب بندی، طراحی با خط، جنسیت سازی ، نورپردازی و.... که در طراحی کار می کردید چقدر مهم است. دقیقا اینجاست که بچه هایی که طراحی شان لنگ میزند و جسارت ندارند نمی توانند از حتی مدل اجسام بی جان درست نقاشی کنند.

اما برای شروع مطالبی که از کتاب oil painting workbook  نوشته stan smith برای شما ترجمه کردم که البته با زبان خودمانی به همراه نکته هایی از جاهای مختلف می نویسم!  امیدوارم در پستهای بعدی بتوانم مطالب جامع تر و کامل تری برای آشنایی با تکنیک رنگ روغن ارائه بدهم. هرچند که تا زیر نظر استاد کار نکنیم ایرادها و اشکالهای کار ما در نمی آید!

رنگ روغن را برادران وان ایک در حدود پانصدسال پیش از مخلوط پودر رنگ با روغن گردو  ساختند( البته پس از آزمون و خطاها در طی سالها ، هنرمندهای اروپایی به این نتیجه رسیدند که روغن بزرک بهتر است ، این روغن رنگ زرد بسیار روشنی دارد). قبل از آن نقاشان از موادی مانند تمپرا و آبرنگ و ... برای نقاشی استفاده می کردند. پیشنهاد میدهم حتما فیلم دختری با گوشواره مروارید که درباره زندگی یان ورمر نقاش هلندی است حتما ببینید تا با زحمتهای ساخت رنگ و مصائب هنرمندهای قدیم که تیوپ رنگ و بوم آماده و قلم موی کارخانه ساخت نداشته اند آشنا بشوید.
این روزها طیف وسیعی از  تجهیزات و مواد در فروشگاهها فروخته میشود. اگرچه مطمئنم این طیف وسیع فقط در تهران و یکی دوتا کلانشهر دیگر ایران موجود باشد. در مغازه های شهرستانهای کوچک همان یک دو قلم کالا هم که دارند خریدار ندارد که وجود داشته باشد.

برای شروع کار با رنگ روغن لوازمی را احتیاج دارید که بایست خریداری کنید. این لوازم را خیلی محدود کردم و البته با توجه به شرایط خرید در ایران توضیح میدم.

رنگ: برندهای رنگ که در ایران وجود دارد را به ترتیب کیفیت اینجا می نویسم. رامبراند (تیوپی40 هزارتومان) ، فاین ، وینزور آرتیست، ال بی لوور ، وینزور، ریوز، وستا، کله اسبی.  اگرچه که وینزور آرتیست به اونصورت موجود نیست. درواقع چیزی که الان هست و تیوپی 10 تومن قیمت داره ، رنگهای ساخت چین هست و کیفیتش به قدری افت کرده که رنگ وستا و کله اسبی با آن برابری می کنند. به هرحال  بایست که هم نگاهی به جیب انداخت و هم به کیفیت و چیزی را خرید که به نظر مناسب است.

رنگ روغنی در واقع مخلوطی از رنگدانه های شیمیایی یا معدنی هستند که با روغن کتان یاهمان  روغن بزرک  (انقدر لجم میگیره بعضیها بهش میگن برزک!!) است. رنگهای آرتیست  مقدار رنگدانه بیشتری دارد و مقدار ناچیزی از رنگ روغنی، جلوه و رنگدهی خوبی دارد. اما رنگهای معمولی شامل  درصدی  مواد پرکننده به جا رنگدانه هستند و همین باعث افت رنگدهی میشود. 

رنگهایی که برای شروع کار لازم است سفید تیتانیوم. سیاه آی وری  ، یا سیاه لمپ، زرد کادمیوم، قرمز کریمسون (لیک) ، آبی لاجوردی (اولترامارین)

اگرچه از نظر شیمیایی ساختار رنگ سبز ، با رنگی که از مخلوط آبی و زرد بدست می آید کاملا متفاوت است ، اما خب خیلی ها اعتقاد دارند آبی و زرد سبز میسازد. فعلا رنگها سبز و قهوه ای را وارد کار نمی کنیم. آنها را بعدا توضیح خواهم داد.

سیاه آی وری را از دوده عاج درست می کنند که ته رنگی سرد دارد. سیاه لمپ را هم از دوده چراغ درست می کنند که دارای ته رنگ گرم است. البته اصولا سیاه را در نقاشی سیاه و سفید استفاده می کنیم.

از قلم موی گراز ( موی سفید ) به عبارتی دیگر  از قلم موهای زبر تخت استفاده می کنیم. اگرچه قلم موهای نرم یا موی سمور هم ممکن است استفاده شود ولی  بیشتر برای مواقعی است که به جزیئات می پردازیم. از قلم مو های پارس آرت ( زبر دسته سبز، نرم دسته قهوه ای) یا آرین( دسته زرد) استفاده کرده ام و مناسب بوده است. کافیست از برگترین شماره تا کوچکترین 4 عدد با پهناهای متفاوت انتخاب کنیم.

برای پالت هم از پالت چوبی سبک که دارای پوشش سفید رنگی هستند استفاده می کنیم. اگرچه انواع پلاستیکی یا کاغذی یک بارمصرف هم هست اما کیفیت خوبی ندارند. همچنین می تواند از یک قطعه شیشه هم به جای پالت استفاده کنید به شرطی که زیر آن کاغذ سفیدی بگذارید تا رنگها را بهتر ببینید.

برای رقیق کردن رنگ می توان از تربانتین( ویژه ی نقاشی هنری )، وایت اسپریت یا سانسادور یا خشک کن کبالت استفاده میشود. بهترین ماده از نظر طول مدت خشک شدن و بو سانسادور و وایت اسپریت هستند. استفاده از تینر یا نفت ممنوع و منسوخ است چون باعث کدر شدن رنگ میشود!!!!

رنگ را می توان به وسیله یک حلال و یک روغن رقیق کرد (کاربرد هر نوع از این روش های رقیق کردن را بعدا خواهم گفت) . یا این که فقط با اضافه کردن کمی روغن رقیق کرد. می توان رنگ را مستقیم از تیوپ بدون اضافه کردن چیزی استفاده کرد و ضخیم به کار برد.  دوستانی که رنگهای ارزان کله اسبی و ... می خرند توجه کنند که  این رنگها معمولا مقدار خیلی زیادی روغن دارند ( ظاهرا روغن از پودر رنگ ارزونتره که روغن می بندند به تیوپها)

 -------------------------------------------------------------------------------------

پ.ن: بقیه مطالب (درباره بوم و سه پایه و ....) باشه برای بعد

پ.ن.ن:  باید برای نمایشگاه گروهی اردیبهشت ماه ، پرتره آماده کنم اما خب هنوز اون کاری که دلم می خواد رو نتونستم بکشم!  کمبود مدل  ثابت و ساکن به مدت طولانی بدجوری آزار دهنده است. رومم نمیشه مثلا به یه خانوم دهاتی که توی بازار شهر ... نشسته سبزی محلی می فروشه بگم  یه ربع بی حرکت واستا می خوام طراحی کنم!!! آخه ملت دور آدم جمع میشن انقدر اظهار علاقه و فضل و محبت و دانش می کنند آدم نمیدونه چی بگه.

پ.پ.ن: بعضیا توی وبلاگشون به در میگن که من بشنوم. منم اینجا میگم که مادرشون سیما جون میاد اینجا رو بخونه بهشون بگه!! آدم بعضی از عزیزترین های خودش رو ممکنه برای چند سال از یه چیزهایی محروم کنه!! شاید مجبوره این کار رو بکنه! اما این دلیل بر سنگدلی و بی رحمی نیست! اتفاقا برعکس! ممکنه آدم دلش از رفتار اونا شکسته باشه! ممکنه غرورش جریحه دار شده باشه!! ممکنه حق قانونی و طبیعی اش در انتخاب راه و روش زندگی نادیده گرفته شده باشه!  اما این دلیل بر دوست نداشتن نیست! دلیل بر دلتنگ شدن نیست!!در خونه اش هم به روشون بازه ! هر وقت خواستند بیان ! قدمشون روی چشمه! (مثل بعضیا  نیست که مثل آنجل خانوم طرف رو از همه چی محروم میکنه و میگه برو به جهنم!!)

پ.ن.ن .ن : موندم از خلقت خدا!! یه آدمهایی رو خلق می کنه گند اخلاق ! پاچه گیر! متلک انداز! مغرور ! آدمهایی که برای به حرف کشیدنت و  آتو گرفتن و دعوا راه انداختن استادند!  خدا رو شکر اما که من کلهم آدمی نیستم که حرف بزنم و بیشتر حرفهام رو می نویسم!! اینجا. وگرنه جوابهایی به این آدمها می دادم دندونهاشون خورد خاکشیر بشه!!   البته بازم از خدا ممنونم که آدمهایی که باهاشون دمخورم و مانوس هستم ، مثل خودم هستن!

پ: انگار دارم یه رساله درباره آدمها می نویسم! خدا به من رحم کنه  . امیدوارم هنرمند مشهور و دهن پر کنی نشم وگرنه باید این رساله ها رو بزارم لای جرز دیوار ! حوصله جواب پس دادن ندارم.



 
طراحی چهره
ساعت ٧:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱٦  

قبل از نوشتن این پست باید بگم به علت کمبود وقت مجبور شدم از فیلمهایی که سر کلاس می گیرم و در واقع از کار استادم  براتون اینجا عکس تهیه کنم و چند نکته را بگم. چون به هرحال اگر خودم بخواهم کار کنم و هی وسط کار عکس بگیرم و بعد عکسها را ویرایش کنم و حجمش را کم کنم تا آپلود شود دقیقا یک روز از وقتم گرفته میشود. از طرفی مدل عزیزم  را فقط گاه و بیگاهی که چرتی میزند می توانم طراحی (در واقع اسکیس) کنم و آنهم فقط پنج دقیقه! بعد حالتش عوض میشود . بنابر این محال است از طرح های خودم به راحتی بتوانم استفاده کنم.

به هر حال!  اینجا از تکنیک قلم فلزی و مرکب استفاده شده اما  قواعدی که می گویم کلی است و برای هر تکنیکی قابل اجرا است

ابتدا باید طرح کلی ( فرم تخم مرغی سر) به همراه خطوط راهنما جای چشم و بینی و دهان و چانه و موها را بکشیم. البته مدل اینجا مجسمه داوود است

در مرحله بعد می بایست که سایه های کلی را مشخص کنیم! مثلا نیمی از چهره مدل در اینجا در سایه قرار دارد پس یک خاکستری کلی (هاشورمنظم و معادل خاکستری درجه دو یا سه) در نیمی از چهره میزنیم.

دقت کنید که حتی بعد از این مرحله هم سراغ چشم و ابرو نمی رویم. تا حد امکان روی کلیات و سایه ها و نیم سایه های کلی تمرکز می کنیم. حتی وقتی مثلا خطی مثل خط لب بالا را می کشیم سعی می کنیم که آنرا با خطوط هاشور سایه همپوشانی بدهیم.

اینکار باعث میشود یکپارچگی پوست در تمام چهره حفظ شود و چهره مثل قطعات پازل بهم چسبیده به نظر نرسد.

حتی با توجه به حالت فرفری موهای داوود سعی می کنیم که سایه های کلی موها را بگذاریم. به جهت فر موها و جهت سایه پردازیها دقت کنید!

استاد حتی بعد از یازده دقیقه خیلی با احتیاط وارد جزئیات چشم و ... شد. برخلاف خیلی از هنر جوها که اول چشم می کشند و شهلا و مهلا می کنندو ابروی کمان  و بعد میروند سراغ سایه های صورت و چانه و گونه!!

 

پ.ن: این طراحی ناتمام است!

پ.ن.ن: از آدمهایی که به بچه شان می گویند ما که بچه نمی خواستیم! خدا داد! اینهمه زحمتت را کشیدم و کهنه ات را شستم  حالا باید جبران کنی  یا  مثلا در فلان مساله باید حتما طبق نظر ما رفتار کنی  یا آرزوی مارا بر  آورده کنی!!!  تعجب می کنم!!  شخصا وقتی به مادر شدن فکر می کنم! به همه ی زحمت هایش هم می اندیشم! یاد فیلم دعوت ابراهیم حاتمی کیا می افتم! حرفش درست است. ما بچه را دعوت می کنیم بیاید بعد نمی خواهیمش  یا نابودش می کنیم! یا بعدا سرش منت می گذاریم که چنین و چنان کردیم برایت.  درحالیکه  فرضا شما را به یک عروسی دعوت می کنند هیچ وقت منت سرت نمی گذارند که  برایت شام این درست کردیم و شیرینی این دادیم!  تازه  دلواپس هم هستند که مبادا  به مهمان بد بگذرد!!!  کاش کمی درباره پدر شدن و مادر بودن فکر میکردیم!  تازه من بی ادبی نمی کنم و نمی گویم که  ل...ذ....ت .... و گرنه اگر از این دید به مساله نگاه کنم که  واقعا مضحک می شود نه تعجب برانگیزناک آلود!!!



 
طراحی پرتره با ذغال - تهران گردی( شمس العماره و موزه های کاخ گلستان)و معرفی کتاب
ساعت ۱:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱٢  

سلام. با کلی حرف اومدم. اگه سر درد دارید بذارید برای بعد! حرفمو نه ها!! سردرد رو بذارید برای بعد. عرضم به حضورتون که  رفتیم با استاد عزیزم  تهران گردی! بازدید از موزه های کاخ گلستان و بنای شمس العماره. موزه هایی که شامل آثار نقاشی ایران و نقاشی اروپایی بود. سیر تحول نقاشی در ایران در دوره قاجار رو میشد به وضوح اونجا دید. و همچنین همزمان با نقاشی های اروپایی همدوره شان مقایسه کرد. خوشحالم کمال الملکی بوده با استعداد و تیزهوشی خاص که  راهکار  نقاشی به سبک غربی رو در ایران هموار کرده.   از پدر و پسر عمو و فک فامیل های کمال الملک و حتی  به قلم خود شخص ناصرالدین شاه نقاشیها و طراحی هایی در این موزه میشه دید . ناصر الدین شاه یک اسب  و همچنین یک زن سیبیلو و چاقالو را کشیده!!! از همانها که آن موقع مد بود. بعضی از این نقاشی ها از نظر پرسپکتیو  و  ترکیب بندی گاهی ضعیف و گاهی خنده دار هستند. مثلا در یکی از نقاشی ها پرتره دو نفر آدم بقدری مضحک کشیده شده که نه می توان آنرا به آثار انتزاعی نسبت داد نه به آثار واقع گرا، یا یکی از کار ها با اینکه پرسپکتیو محیط اطراف درست است اما تحته نرد  وسط نقاشی شما را شدیدا یاد مینیاتورهای ایرانی می اندازد!  اما همینقدر تلاش آنها در دست یافتن به هنر واقع گرایی قابل تحسین است. در مقابل آن نقاشی های اروپایی موزه بی عیب و نقص به نظر می آیند و شاید علتش پانصد ششصد سال علم و دانش آناتومی و پرسپکتیو ی باشه که در پس این نقاشی ها نهفته است. اگرچه که از نقاشان اروپایی من هیچ کدامشان را نمی شناختم و حتی وندایکی که  نقاشی احمد شاه را کشیده هم یک وندایک دیگه است نه اون معروفه!!!!

باری بهر جهت تفرجی خوبی بود و بسی خندیدیدم!!! مخصوصا به نقاشی های در و دیوار شمس العماره . آخه یک جا تصویر یک شیر را کشیده بودند که داشت الاغی زبان بسته را می خورد!! یعنی نه غزال نه آهو ... الاغ؟!!!

و یا تصویر این شیر که بیشتر شبیه فک دریایی است یا هر حیوانی به غیر از شیر!! البته شاید چون شاههای قاجار سیبیل داشتند شش متر! این  شیر به مد اونها  رفتار کرده!! از یال و کوپالش به  سیبیلش اضافه کرده!!!

کتابی هم خریدم که روئین پاکباز نوشته است به نام مواد و تکنیک های نقاشی طراحی که بسیار بسیار بسیار مفید و عالی است. برای آنها که می خواهند درباره همه تکنیک ها و ابزارهای نقاشی و طراحی علمی بیان کرده است و نمونه های خیلی خوبی از هرکدام از نقاشان معروف نمایش داده است.

و خب میرسیم به طراحی پرتره با ذغال. البته این دفعه با ذغال مویی کار کردم. (پست های قبلی را  با ذغال فشرده کشیدم). تفاوت های بین این دو نوع ذغال عبارتند از:

1- ذغال مویی باریکتر از ذغال فشرده است.

2- ذغال فشرده  سیاهی پررنگ تر و مخملی رنگی دارد.

3- لکه های ذغال فشرده پر رنگ است و به راحتی پاک نمیشود در حالیکه لکه های ذغال مویی را خیلی راحت تر می توان با دست یا پاک کن خمیری پاک کرد. و این عمل را می توان چند بار انجام داد.کنترل تیرگی روشنی ها و نیمسایه ها با ذغال مویی راحت تر است.

4- ماندگاری طرح های کشیده شده با ذغال فشرده بسیار بیشتر است.

5- برای قسمت هایی که تیرگی شدید دارند می توان از مداد ذغالی هولباین استفاده کرد.

به همین دلیل در طراحی از پرتره که به دقت بیشتری نیاز هست و گاهی لازم هست که برق های خاص یا محوکاری های متعدد روی کار انجام بشه  ترجیح میدم با ذغال مویی کار کنم. در طراحی پرتره  با ذغال نکته ی خیلی مهم این است که خطوط باید پخته باشند. مثلا دور تا دور لب را نباید یک خط کشید و تویش را رنگ کرد ( عین اینکه خط لب کشیده باشیم!) بلکه خط ها باید فقط در هنگام ضرورت دیده شوند. کلا در طراحی این یک اصل است. مگر اینکه بخواهیم فقط با خطوط محیطی کار کنیم.

در اینجا من از روی یکی از کارهای آقای سارجنت طراحی کردم که نشان میدم. طراحی که کشیدم بی نقص نیست اما خب در حد قابل قبولی است. ( برای یادگیری طراحی پرتره با ذغال و استفاده ی درست از این ابزار  و  یا سایر ابزار ها گاهی لازم است از روی یک چند اثر قابل قبول کپی کنیم. این کپی کردن باید منبع الهام باشد نه اینکه عین به عین بکشیم و درجا بزنیم )

و این هم مثلا پرتره خودم!! ببخشید دیگه ما رو ریز می بینید!!!

و اما یک قول داده بودم به یه  خواننده ی عزیز وبلاگم که یک عکس از این آتلیه های دانشکده بگذارم! آخه شدیدا علاقه داره بیاد دانشکده هنرهای زیبای تهران درس بخونه و الان پشت کنکور سر می کنه! منم میگم روحیه ات به اینجا نمی خوره  آخه این دانشجو ها یه در و دیوار بی تصویر اجنه نذاشتن اینجا!!  به هر حال گمونم گذشته اون زمانی که  سهراب سپهری اینجا درس می خونده!!! با اون روحیه لطیف و شاعرانه اش!!

این مثلا دیوار پشت کمدهای فلزی است!!!



 
ماه و ستاره (پاپیه ماشه) - نکاتی درباره نقاشی پارچه
ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۸  

خب اینم از کاردستی درست کردن! خانوم استاد عزیزم که یه بیست خوشگل هم بهم داده (البته هنوز دو جلسه دیگه از کلاسش مونده) فرمودند که اگر دوست داشتید در رابطه با پروژه پایان کلاس یک کار نو انجام بدید بیاورید. از آنجا که بنده شدیدا دلم می خواد  کلاس رو بترکونم و بیست و یک بگیرم ، این کاردستی رو ساختم.

احتمالا با هنر پاپیه ماشه  آشنا باشید! ساختن مجسمه با خورده روزنامه و چسب سریش. البته با چسب کاغذ دیواری یا چسب چوب رقیق شده هم می تونید انجام بدید و همه این چسب ها رو از ابزار فروشی ها می توانید تهیه کنید.

این هنر را به دو روش می توان انجام داد. البته اینجا فعلا فقط یک روشش را می گویم. برای این روش نیاز به  خورده روزنامه یا خورده دستمال کاغذی نیاز دارید که با  چسب مخلوط کنید تا یک خمیر بدست آورید. بعد آنرا به صورتی که دوست دارید شکل بدهید و بگذارید خشک شود. اگر کاغذی ضخیم تر از روزنامه انتخاب شود ممکن است خمیر یک دستی نتوانید درست کنید هرچند که آنهم برای خودش مدلی است (مثل ماه و ستاره من). بعد از خشک شدن هم روی آنرا با چسب چوب رقیق پوشاندم و اکلیل نقره ای پاشیدم!  روی بوم کوچک که با اکرلیک سورمه ای رنگ کردم چسباندم . مثلا کاردستی شده مناسب برای بچه های دبستانی!

و خب البته رنگ هنوز خشک نشده و برای همین برق میزند!!!

------------------------------------------------------------------------------------

برای نقاشی و چاپ روی پارچه می توان هم از رنگهای مخصوص این کار استفاده کرد! و هم می توان از رنگ اکریلیک بهره گرفت. دستور استفاده از هر برند (مارک) تجاری روی شیشه های آنها نوشته شده. اما معمولا پس از نقاشی و خشک شدن آن، پشت پارچه را اتو میزنند. ممکن است که مواد اضافه کننده ای لازم باشد تا رنگ ثبات خوبی داشته باشد. اما برای رنگهای اکریلیک همان اتو زدن کافی است. این نوع رنگها معمولا به علت آنکه پایه ی آبی دارند (یعنی با آب رقیق می شوند و پس از خشک شدن هم دیگر حل نمی شوند) بهتر است روی پارچه های پنبه ای مثل شلوار جین کار شود. پارچه هایی مثل ساتن اگر چه جواب میدهد اما خب یکنواخت در آوردن رنگ روی آن کمی مهارت می خواهد ( چون این پارچه های جاذب آب نیستند و آب  و درنتیجه رنگ  به راحتی به داخل الیاف نفوذ نمی کند.) از طرف دیگر در هنگام کار با  پارچه های نخی هم به علت مکش سریع آب و رنگ  باید  از رنگهای غلیظتر استفاده کرد. استفاده از رنگ رقیق  باعث میشود که رنگ از مرزهای طرحتان  سریعا به نقاط دیگر شره کند. استفاده از پالت یک بار مصرف در این موارد به صرفه است. اگر دقت کرده باشید نقاشان پارچه را روی بوم می کشند و بعد آنرا نقاشی می کنند چون با اینکار پارچه سر نمی خورد و ضربات قلم قابل کنترل هستند. اما چون ما معمولا پارچه ها را برای مصارف پوشاک استفاده می کنیم نمیشود آنها را در چهارچوب بوم کلاف کرد. اما می توان از کارگاه گلدوزی استفاده کرد. پارچه را در کارگاه گلدوزی محکم می شود و با غلظت مناسبی از رنگ ( به صورت تجربی ) رنگ آمیزی میشود.

فعلا نتوانستم خودم نقاشیی بکنم و از آن عکس بگیرم و نمایش بدهم.

--------------------------------------------------------------------------------------------

بعضی وقتها دلم می خواهد به بلندترین جای دنیا و نزدیکترین جا به گوشهای خدا بروم تا داد بزنم   و  بگویم بلد نبودی بنده  خلق کنی چرا  کردی که آبروی آفرینشت را ببرند. با بد فهمی هایشان. با بدبینیهایشان . با سنگ انداختنهایشان . با طعنه هایشان!!! و من سکوت می کنم ، داد نمیزنم. خدا نخواهد بشنود نمیشنود!

 فردا سالگرد فوت مادر آقای معشوق چشم سبزمان است. مادر خوبی بود! همسری که عاشق شوهرش بود و عاشق ماند و عاشق مرد. خدا رحمتش کند.



 
طراحی فیگور ذغال - مداد پاستل - مباحثی درباره رنگ
ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱  

طراحی فیگور برای کنکور ( چه کارشناسی و چه ارشد ) خیلی مهمه. اینکه بتونید به صورت ذهنی  تناسب و حالت رو درست از آب در بیارید. برای همین باید تمرین زیادی از روی مدل زنده انجام بدید تا ملکه ذهنتون بشه.

اولین ین طراحی فیگور را با  مداد پاستلی قرمز و مشکی انجام دادم. البته به قول استادم اول موتورم سرده و خطهام جون نداره! یواش یواش دستم گرم میشه و می تونم  خط های روان و بی ترس و تردید  بکشم. بنابراین من اینجا به ترتیب سه تا کار نشون میدم که ببینید تمرین چقدر تاثیر زیادی روی روانی خط ها داره.

برای بهتر دیدن تیرگی روشنی ها ( کنتراست ها) چشمهاتون رو کمی تنگ کنید  یا اگر عینکی هستید  عینک رو بردارید و یا مثل من چشماتون رو کمی لوچ کنید!

 

برای طراحی از مدل زنده  حد اقل  به اندازه  2 متر ازش فاصله بگیرید تا مدل رو تمام قد توی دید داشته باشید و مجبور نشید برای دیدن مثلا پای مدل  سرتون رو خم کنید!!

این نقاشیها هم که می بینید با گواش روی کاغذ اشتنباخ آبرنگی کشیدم! که اولی بیانگر هیجان هست. استفاده از رنگها به صورت خالص ( بدون افزودن سفید یا سیاه) و ترکیب متعادل از سبز قرمز زرد آبی و بنفش  به هیجان انگیز بودن کار کمک کرده!  در نقاشی دوم هدف بیان خطر با استفاده از رنگ بود. هرچند در این نوع کار ها الزاما نمی بایست فرم خاصی در نقاشی باشد من ترجیح دادم  هم با فرم و هم با رنگ این مفهوم را انتقال بدهم. یعنی اگر شما فرم درست را برای یک موضوع انتخاب کنید اما رنگها نامنتاسب با آن باشند  بیننده را گیج می کنید و مفهوم را انتقال نخواهید داد. مثلای یک فیگور با حالت بی تفاوت نسبت به اتفاقات اطرافش می کشید اما به جای آنکه آنرا رنگ آبی خاکستری روشن  بزنید ، از رنگهای سبز قرمز استفاده می کنید!

پ.ن:  دارم برای خودم لباس کاموایی می بافم! یه مدل من در آوردی! بعدا نشونتون میدم.

پ.ن.ن: یکی چند وقت پیش کلی انتقاد کرده بود به نقاشیهای پارسالم ( دقیقا همین موقع) که بی روحند و بی حس!!  اگرچه که من تا حدودی حرفشون رو قبول دارم! اما این رو نشونه ضعف اون سری از کارهام نمی دونم! بلکه دقیقا نشون میده که توی اون شرایط روحی که داشتم ، تمام تلاشم زنده نگه داشتن امیدم به روزهای بهتر بوده!!  اما از اون خواننده محترم خیلی ناراحت شدم!! چون آدم ترسویی بود! آدمی که انتقادش رو خصوصی می نویسه و منتظر جواب گرفتن نمی نشینه! ( بعد یه عدد شماره موبایل میذاره  که  ظاهرا  توقع داشته  بنده زنگ بزنم و کلی چیز بهش بگم )!! این آدمها  فقط یه طرفه حق رو بخودش میدن که هرجور بخوان قضاوت کنن،   آدمی که از اینهمه مطلب و نقاشی  زوم می کنه  روی یه مطلب و یه نقاشی و  میگه همه ی نقاشیهات بی حس اند و بی روح!! منتقد نیست ، یه آدم مریضه که چون عقده حقارت و خود کمی بینی داره  ، کسی رو بالاتر از خودش نمی تونه ببینه و  اگر هم ببینه  به شدت اون رو می کوبه!!



 
طراحی فیگوراتیو - ذغال - مداد طراحی
ساعت ۱:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/٢٦  

چندتا طراحی از مدل زنده  با مداد و با ذغال هست که دلم می خواد اینجا بذارم. باید از  جناب اقای داوود مستعار و مدل دوم آقای سین  تشکر کنم که  نشستند تا ما  از روشون تمرین طراحی کنیم. واقعا داشتن مدل صبور هم نعمیته. مخصوصا آقای داوود مستعار که به علت شباهتش به مجسمه داوود میکلآنژ  اسمش این شد (و تا قبل این کسی کشفش نکرده بود ها) و فیگورهایی هم که میگیره خیلی یونانیاییه!!  نکته جالب اینجاست که  اگه خوب دقت کنید( نیاز نداره خیلی دقت کنید) خیلی راحت می تونید بگید کدوم مدل قد کوتاهتره!

وجود این خط ها و هاشورها باعث میشه کار تحرک داشته باشه . وقتی با بغل مداد سایه روشن رو با مالش و محو کاری درست کنیم این تحرک و پویایی از طرح گرفته میشه!

توی طراحی ذغال میشه هم از پهنای ذغال استفاده کرد و هم از تیزی اون به صورت هاشور سایه پردازی کرد. هم میشه با انگشت محو کرد. هم همیشه کار رو همینجور گذاشت.

اینها طراحی هایی هست که  در مدت زمان بیشتری طراحی شده اند. اما خب  من هنوزم حس می کنم که اینکارها هنوز کامل و پرفکت نیستند و هنوز خیلی مونده تا  اون چیزی باشم که می خواهم بشم!

 من دوست دارم اگه زمان اجازه بده اطراف مدل رو هم اگر چیزی هست بکشم!  فضا سازی اطراف مدل  برام جالبه و صفحه هم از خالی بودن در میاد. اگه میشد یه مدل بادی بیلدینگ کار داشتیم خوب بود. اینجوری آدم باز هم هرچی طراحی کنه  انگار یه چیزی کمه.  یکم عضله!!

آهنگ اصلیی که  ترانه گل ارکیده از روش خونده شده To Tango Tis Nefelis - Haris Alexiou اتفاقی  توی کلاس پخش شد! کلی ذوق کردم.  آهنگ رو گرفتم و گوش کردمش ( سال84 اولین بار اصل آهنگ رو شنیدم یه بار) توی اینترنت دنبال مفهومش گشتم دیدم یه  ترانه یونانیایییه!! ( همه چیز یونانی شد) و  داستانی درباره اله ی  ابر (nephele) هست.  که دوتا فرشته  ردای طلایی و کهنه اش رو ازش می دزدند که کمی متفاوت از دیگران بشن. اون دوتا به نفلی انار و عسل می خورانند که اون نتونه چیزی رو به یاد بیاره و چیزی رو که می خواد فراموش کنه. سوسن و لیلیوم عطر اون رو می دزدند و  الهه های عشق در حال پرواز بهش خندیدند و  بهش تیر پرتاپ کردند. اما زئوس خیرخواه اون رو تبدیل به  ابر کرد و اون رو پراکنده کرد تا اونها دیگه پیداش نکنند!!



 
طراحی از بدن انسان
ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱٩  

جند وقت پیش یک عدد خواننده محترم  در قسمت نظرات مطلبی که درباره نقاشی چهره یک بازیگر نوشته بودم  چیزهایی نوشت ... حس کردم که بنده خدا با تعصبی که دارد انگار مجبورش کرده اند چهره ی بدون روسری یک خانوم غربی را نگاه کند. آخرش براش نوشتم مگر خود آزاری داری! خب نیا وبلاگم و این کله ی بدون روسری را نگاه نکن!  در اینجا هم پیشاپیش از خواننده هایی که احیانا یکم متعصب هستند می خواهم دنبال ادامه مطلب و کلا دنبال یادگرفتن طراحی به سبک غربی نروند. همان مینیاتور ایرانی عزیز خودمان را بکشند.

درباره طراحی از بدن انسان در لینک مطلبی گذاشته بودم . لطفا در ابتدا آن مطلب را بخوانید. در آنجا بیشتر از روی مدلهای چوبی موجود در بازار آموزش دادم. اما نسبت های بدن آدمک چوبی با بدن انسان معمولی اندکی متفاوت است و البته نسبتهای بدن آرمانی ( مجسمه هایی که میکل آنژ یا داوینچی و... در عصر رنسانس طرح میزدند) هم فرق دارد. همچنین طراحان لباس از نسبتهای دیگری استفاده می کنند. مدل چوبی  دارای معیار 6.5 سر  , انسان معمولی 7 سر  و انسان آرمانی 8 سر , مدل لباس 9 سر  است.

به این طرح که داوینچی از بدن انسان و تناسبات آن کشیده است با دقت نگاه کنید. ( مدل از معیار هشت سر پیروی می کند) و آنرا با تصویر بعدی که از کتاب آندره لومیس انتخاب کردم مقایسه کنید.

هر دو تصویر بر اساس تناسبات انسان آرمانی کشیده شده اند. معیار هشت سر به صورت زیر تقسیم بندی شده است. سر1 , سینه2, ناف 3 , ستاره4, وسط ران 5, زانو6, وسط ساق پا 7و کف پا 8. همچنین در تصویر انسان داوینچی می توان دید که فاصله ی بین دو دست در حالت کاملا کشىده  هم 8 سر است.

 

سایر نسبتها را با مطالعه بیشتر بدن انسان و  تصاویر فوق می توانید بدست آورید. اما چگونه طراحی کنیم و از کجا شروع کنیم!

بعضی از هنرمند ها  از یک گوشه شروع می کنند و هر قسمت را که کشیدند  و کاملا سایه پردازی کردند میروند سراغ قسمت بعدی! این روش اگرچه اشتباه نیست و شاید نتیجه هم بدهد اما برای مواقعی که در زمان کم می خواهید بیشترین نتیجه را داشته باشید اصلا به درد نمی خورد. برای افزایش سرعت باید بتوانید بر روی اسکلت فرضی بدن تسلط پیدا کنید! اسکلت فرضی خطوطی است که به سادگی مفصل ها و نقاط اصلی بدن و حالت ایستادن یا نشستن را برای ما مشخص می کند. بعد به این اسکلت اصلی و  ماهیچه و لباس میدهیم. یعنی اول یک طرح کلی می گذاریم و به تدریج همه جای طرح را کامل می کنیم. نمونه این اسکلت را در کتابهای طراحی آندره لومیس  یا خوزه پارامون  یا  ویکتور پرارد می توانید ببینید. این تصویر از کتاب پرارد است.

و این هم از کتاب آندره لومیس

حالا باید به این اسکلت عضله بدهید و لباس بپوشانید. این مستلزم داشتن شناخت نسبی از آناتومی بدن است. که خارج از حوصله این مطلب است ( شاید بعدا کمی توضیحات دادم.)  از  آنجا که به مدلهای بی لباس دسترسی نداریم تا از روی مدل زنده طراحی کنیم بهتر است نمونه های استادانی مثل داوینچی یا میکل آنژ یا رافائل یا روبنس  یا آدولف منزل را کپی کنیم. (کپی کاری برای یادگیری اینجوری خوبه و فقط در این حد!!) مثلا من این رو از کار روبنس کشیدم! (کیفیت دوربینم خوب نبود ببخشید)

سعی کنید روانی خطوط محیطی و هاشورهای هنرمند را تقلید کنید. بعد از این تمرینها به طراحی از مدل زنده بپردازید. مدل از 5 تا 10 دقیقه بنشیند تا شما طراحی کنید! دقت کنید که خطوط شما باید دارای قوت و ضعف باشد ( مطالب قبلی طراحی یک را با دقت مطالعه کنید). یعنی دور شکل را کاملا خطهای با یک ضخامت و با یک سیاهی نکشید! جاهایی که بیشتر نور خورده را خطوط کمرنگ و جاهای تاریک و تحت فشار را خطوط تیره تر استفاده کنید. بعد از کشیدن طرح کلی  با  خطوط هاشور کل طرح را سایه پردازی کنید و آرام آرام جزییات را وارد کار کنید.

اینها هم چند طراحی از مدل زنده است که خودم کشیدم.

واین هم یک طراحی با لکه های ذغال از مدل زنده

دیروز فهمیدم که  نقاشی حس سرمستی بهم میده از دنیا جدا میشم و یادم میره بعضی آدمها چقدر ظالمند و یادم میره که درد هم وجود داره. باید اینجوری بگم چیزی که فقط هست شادی است. چیزی که هست تویی که شادی توی دل تو است  و غیر تو و شادی ات هیچ چیز وجود نداره!

دیروز فهمیدم اینجا برای این می نویسم که هر هنری نیاز به مخاطب خاص خودش داره و منم دوست دارم کارم دیده بشه و دوست داشته بشه و احترام گذاشته بشه!  هرچند وقتی تو کارهام رو ببینی دیگه برام کافیه! مهم اینه که تو می دونی چی می کشم و می فهمی و نقاشیهام رو دوست داری!

دیروز فهمیدم سالها پیش این ترانه ی ماندگار رو برات زمزمه کرده بودم بی آنکه بشناسمت ! بی آنکه بدانم  رنگ  چشمات به زیبایی جنگل های بلوط هست که در آنجا زاده شدی و به خوشرنگی اقیانوس آرام که عمری بر کرانه  اش زیستی . اون دوتا مست چشات منو خوابم میکنه! ذره ذره اون نگات داره آبم می کنه! داره میمیره دلم واسه مخمل نگات. همه رنگی رو شناختم من با اون رنگ چشات! مثه یک رویای خوش پاگرفتی تو شبام. از یه دنیای دیگه قصه ها گفتی برام. هنوز از هرم تنت داره  میسوزه تنم.  از تو سبزه زار شده خاک خشک بدنم. دستای عاشق تو منو از نو تازه ساخت . دل ناباور من جز تو عشقی نشناخت....  دوستت دارم.



 
ترکیب بندی ( چیدمان - کمپوزیسیون)
ساعت ۱:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٩  

 

ترکیب بندی (چیدمان- کمپوزیسیون)

یک نقاشی یا طراحی وقتیکه اجزای آن در جای مناسبی از کادر قرار گرفته باشند دلنشین و جذاب میشود. اما این جای مناسب کجاست؟ جای مناسب بستگی دارد به اینکه شما چه پیامی را می خواهید انتقال دهید! آیا این شی باید بیانگر سکون باشد یا تحرک؟ می خواهید بیننده صرفا به یک نقطه خیره بماند یا چشمش روی تک تک اجزاء کار بگردد و همه را به نوبتی که شما می پسندید ببیند؟ چیزی که می خواهید بکشید در چه کادری بهتر نمایان میشود افقی , عمودی, مربعی؟

قبل از جواب دادن به این سئوالها باید با منظره یاب آشنا شوید. ساده ترین منظره یاب مستطیلی است که از وسط یک کاغذ یا مقوا در آمده باشد. به عبارتی یک قاب (چیزی مثل یک پنجره) مستطیل شکل  است که آنرا روبروی خود نگه میدارید و از درون این قاب با یک چشم باز (دیگری بسته) به جستجوی زاویه ی دید مناسب می گردید. اما این زاویه ی دید مناسب چیست.

مستطیل منظره یاب را با نسبتهای طلایی درست کنید (تقریبا اندازه 8 در 13 سانتیمتر خوب است). کادر طراحی یا نقاشی را هم با  نسبتهای طلایی انتخاب کنید. در این حالت می توانید جذابیت بیشتری به طرحتان بدهید. هرچند که سایر ابعاد هم بسته به نوع موضوع ممکن است انتخاب شود. یادآوری کنم که  ابعاد استاندارد آ5 تا آ1 هم به نوعی مستطیل های طلایی اند. هر ضلع کادر (وهمچنین به صورت ذهنی منظره یاب) را سه قسمت کنید و نقاط را به هم وصل کنید! چهار نقطه در وسط مستطیل به دست می آید که نقاط طلایی هستند! کافیست شما مهمترین اجزای کار را در یک تا سه نقطه از نقاط طلایی جای دهید.  در اینجا تصویری از سایت ویکیپدیا برایتان می گذارم تا ریاضیات آنرا هم اگر دوست دارید ببینید . در این تصویر  چگونگی رسم مستطیل طلایی را می توانید ببینید. اگر مربعی به ضبلع a داشته باشید.  آنوقت از وسط ضلع مربع یعنی نقطه A طوری پرگار بزنید که دهانه ی پرگار به اندازه ی AB باز باشد. اگر از ضلعی که نقطه A در آن هست خط را امتداد دهیم . در نقطه C کمان دایره قطع می شود. در نتیجه مستطیل طلایی بدست می آید. ابعاد این مستطیل امروزه در صفحه مانیتورهای تلویزیون و لپ تاپ استفاده میوشد.

اگر اشیاء مورد نظر دقیقا وسط در وسط کادر قرار بگیرند حس سکون و ایستایی به بیننده القا میشود و بیننده خیره به وسط نقاشی می ماند. در نگاه اول شاید کمی جذاب باشد اما بعد از دقایقی دیگر هیچ رقبتی برای نگاه کردن به نقاشی باقی نمی ماند اما همینکه آن شی (یا اشیا) به سمت نقاط طلایی نزدیکتر میشوند تحرک و هیجان به طرح القا میشود و همچنین چشم راحت تر به گردش در میاید.

مثلا در طراحی از منظره داخلی یک آتلیه نقاشی که با ذغال انجام داده ام سعی کردم مجسمه نیم تنه را در نقاط طلایی سمت راست کادر جا سازی کنم ( چون موضوع اصلی کار این مجسمه بود) اما سایر اشیاء هم  تقریبا در جای مناسبی از کادر قرار گرفته اند جوریکه چشم در کادر می چرخد و احساس مطلوبی به شخص میدهد. ( بعدا در طراحی از فیگور و پرتره ارزش و نحوه استفاده از این نقاط رو باز هم توضیح خواهم داد)

 

 

همچنین در طراحی از کوزه و فلاسک چای و میوه هم سعی کردم که کوزه و سایر اشیاء وسط در وسط نباشد و سایه پردازی پشت کار هم جوری انجام شده که سنگینی کوزه و فلاسک جبران بشود و وزن فضاهای مثبت و منفی ( فضاهایی که اشیا در آن هست و جاهای اطراف آن که بیشتر اوقات فاقد موضوع است) متعادل باشد.

البته اگر آثار هنرمند ایتالیایی موراندی رو ببینید آنوقت ممکن است به یک تناقض برسید. او معمولا همه اشیا را وسط کادر می چیند و نقاشی میکشد اما چرا باز هم جذاب است و حس سکون ندارد. علتش هم به تنوع سایز و رنگ اشیاء انتخاب شده بر میگرده.

 

پ.ن.  یکی هست که روحم رو آروم میکنه! این توی کارها و طراحی هام تاثیر مثبت عجیبی داره. نمی تونم غیر از طرح شادی بکشم. استاد مبانی رنگ طرحهای رو که میزنم آنالیز می کنه میگه شاد هیجان انگیز و پر انرژی! استاد طراحی به طراحیم خیره می مونه  میگه چرا کنکور هنر ندادی و  اینجا  نقاشی نخوندی ؟؟؟؟، استاد ترم قبلم میگه حالا می تونی ادعا کنی طراحی هات از بچه های ارشد هنر هم بهتره!!!!!!!!!!!!! ( من خودم این حرفها رو میشنوم ولی باورم نمیشه هنوز خیلی مونده تا اونی بشم که دلم می خواد)  همه اینا به لطف انرژی لطیف و آرامش بخشی هست که این یکی به من میده!!! اما یه چیزهایی مثل خوره نمی خوان من این شادی رو داشته باشم،  این چشمهای سبز مونسم باشه .  دلم گرفته. بازم توی یه وضعی گیر کردم کسی حرفمو نمی فهمه جز همون یکی. این یکی هم خودش تنهای تنهاست. تنها کسش منم! یاد شعر حافظ می افتم که ف اصلانی آوازش رو خوانده آوازی که ده سال پیش توی تنهایی های دوران دانشگاه مونسم بود ... دو تنها و دو سرگردان دو بیکس  دد و دام درکمین از پیش و از پس .... که می بینم که دشت مشوش چراگاهی ندارد خرم و خش ..... مگر خضر مبارک پی در آید  به یمن همتش کاری گشاید .... مگر خضر مبارک پی تواند   ..............که این تنها به آن تنها رساند.............................................



 
طراحی با ذغال
ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٢٦  

برای طراحی با ذغال لوازم زیر را تهیه کنید!

1- ذغال : من از ذغال فشرده استفاده می کنم. البته برای مبتدی ها ذغال مویی (تهیه شده از ساقه ی مو یا انگور) بهتر است.

2- محو کن

3- ذغال گیر : این وسیله صرفا برای ذغال فشرده کاربرد دارد.

4- مداد کنته

5- پاک کن

6- کاغذ مناسب برای ذغال  که ارزان هم باشد ، پارس ( حداقل با ابعاد 50در70) است  البته اگر کاغذی پیدا کنید که کیفیت اشتنباخ اصل را داشته باشد ، جلوه ی طراحی با ذغال  بیشتر میشود. در تهران برای تهیه کردن کاغذ اشتنباخ اصل  به  بازار تهران (راسته لوازم التحریری ها پاساژ مجید) مراجعه کنید.

برای طراحی  با ذغال ابتدا  طرح را با لبه ی ذغال بکشید. با مداد معمولی اگر بکشید به علت چرب بودن این نوع مدادها  آن قسمت ها رد ذغال نمی ماند و کارتان ناجور می شود. بعد قسمت هایی از طرح که سایه های کاملا تیره دارند را با ذغال تیره کنید. از خط خطی کردن نترسید و بگذارید دستتان رها و بی پروا خط بکشد. بعد با محو کن یا با دست قسمت هایی از کار را محو کنید و با همان دست کثیف قسمت هایی که روشنتر هستند را هم سیاه کنید. در قسمت هایی که می خواهید برق را نشان دهید از لکه پاک کن بهره ببرید. مداد کنته هم برای آخر کار استفاده کنید و با آن جزییات و خطوط را طراحی کنید.

نمی خواستم آپ کنم. حال و حوصله ندارم. گاهی حس میکنم بعضی از آدمها با من دشمنن  و نمی خوان من حال و روز خوبی داشته باشم! بعد ادعا می کنند خیر من رو می خوان....  بعضی وقتها آرزو می کنم کاش توی یه کشوری اروپایی با امریکایی زندگی می کردم!  حیف که نمی شه!



 
سارجنتیزم و درد دل های هنری - نکته هایی درباره آموزش نقاشی با اکریلیک
ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٢٥  

استاد گرامی علاقه ی بی نهایتی به جناب سارجنت داره  و البته با لهجه ی خاص خودش اسم این هنرمند رو به زبان میاره.  اگر نقاشی های آبرنگ سارجنت رو ندیده بودم , می گفتم یه سودای همینجوریه . این علاقه و پیگیری کتابهای منتشر شده تا جایی پیشرفته که  سایر اساتید دانشکده  او رو متهم به  رواج سارجنتیزم  می کنند . اما  با دیدن کارهای آبرنگی که این هنرمند از ونیز ایتالیا کشیده آنهم زمانی که روی قایق های ونیزی نشسته بوده و از همان آب دم دستش برای شستن و خیس کردن قلم مو و کاغذ و رنگ استفاده می کرده , نتوانستم عظمت کار این هنرمند رو نادیده بگیرم. برای اینکه شما هم بتوانید آثار جان سینگر سارجنت رو ببینید به لینک وبسایتش مراجعه کنید. هنرمندی که تا دهه دوم قرن بیستم یعنی 1925 زندگی کرده و در 69 سال بیش از 900 اثر رنگ روغن  و 2000 اثر آبرنگ به جا گذاشته. یعنی اگر از زمان قنداقی تا دم مرگ کار کرده باشه میشه سالی 42 عدد نقاشی ناقابل یا ماهی 3.5 عدد و به عبارتی هفته ای یک تابلو ، که قدر مسلم این جدای از اتودهایی که برای این تابلوها میزده  و  البته اگر قبول کنیم که تقریبا از نوجوانی  به دنبال هنر رفته باشه ... این عددها یکم پیچیده تر میشه!!  چیزی که در نقاشی هاش آدم رو خیره می کنه  انتخاب ترکیب بندیهای نامتعارف ولی درعین حال بی نقص و معقول است.  والبته به نوعی کشیدن جزئیات نقاشی با کمترین میزان قلم زدن!  و همچنین انتخاب رنگهایی متنوع به طوریکه هر کار متفاوت از کار دیگر هست یکی سرد  و یکی گرم ! این تنوع انتخاب  به نظرم  از روحیه ی هنرمند و همچنین از جسارت اون در تغییر و امتحان کردن  خبر میده!   این نکته را هم باید بگویم که شاید پرکار بودن و توانایی خارق العاده داشتن یک هنرمند رو باید از  اخلاقیاتش و از زندگی خصوصی یا اظهار نظرهایی که کرده جدا کنیم و اگر اینجا از این شخص ستایش می شود صرفا به خاطر هنر اوست.

 معروفترین تابلو اش پرتره مادام ایکس هست که قسمتی از آن رو اینجا میبینید

پ.ن:  همه چیز دیده بودم  به غیر از  باب راس ترکی!! یکی از دوستان از ما.هوا.ره برنامه ای رو ضبط کرد بهم داد از شبکه لاین تی وی  ترکی که یه آقایی با هیکل... و صدای مورچه ای که شنیده نمیشد (توی دلش توضیح می داد)  ادای باب راس رو در میاورد و نقاشی آموزش میداد حتی آرم روی پیشبندش هم شکل باب راس مرحوم رو داشت!! ( اگه  ترکی نبود می گفتم برنامه خنده بازار خودمونه)  بهر حال من اگرچه کارهای مرحوم باب راس و این آقای ترک رو نگاه می کنم و نکته هایی هم از کاراشون یاد می گیرم اما قسم خوردم  هیچ وقت  از این نقاشی ها نکنم.  وقتی می بینم طرف هنوز مداد گرفتن بلد نیست و هنوز نمی تونه با مداد یک منظره رو ساخت و پرداخت کنه ، قلم مو دستش می گیره و منظره ها رو همه رو  کپی هم  می کشه  توی همشون ابر هست که با قلم موی 5 سانتی کشیدن و کوه که با کاردک از آب در آوردن و  چند تا درخت سرو نقره ای که با  قلم موی بادبزنی ....  حالم بهم می خوره از این بازاری کشیدن! تازه  بماند که این افراد معمولا هیکل  یه آدمم  نمی تونن طراحی کنن  چه برسه به  نقاشی!  باز خدا باب راس رو بیامرزه  وقتی  حرکات دستش رو نگاه می کردم  حداقل احساس خوبی بهم دست میداد انگار یک جادوگر داره  تردستی انجام میده ولی این  باباترکه  روی اعصابم بود اصلا مدل حرف زدنش، طرز قلم بدست گرفتنش  مدل  قلم زدنش  روی اعصاب بود. بهر حال دوستانی که علاقه دارند می توانند اون کانال رو توی اینترنت هم  پیداش کنن و برنامه rengarank یا گمونم همون رنگارنگ رو ببین !

پ.ن: درسته که  کارهای آقای سارجنت  هم  احتمالا  یه جورایی الهام گرفته از سبک آلاپریما (  خیس در خیس، At first attempt) هست و باب راس هم استاد این  شیوه در منظره کشی است! اما خداییش قضاوت رو می سپارم دست خودتون!

 

 -------------------------------------------------------------------------------------------

آموزش نقاشی با رنگهای اکریلیک

من قبلا درباره آموزش نقاشی اکریلیک کتابی رو معرفی کرده بودم Painting with Brenda Harris و گفته بودم که شرکت گرومباچر ناشر این کتاب هست و تنها جایی که سراغ دارم این کتاب رو بفروشه میدان انقلاب روبروی درب مترو (ابتدای خ آزادی)  یک دکه روزنامه است که  مجله های خارجی هم می فروشد. اگرچه نقاشیهای کتاب کمی تا قسمتی بازاری پسنده اما  برای شروع یادگیری تکنیک نقاشی اکریلیک کافی است. از آنجایی که دوستان ممکن هست دسترسی به این کتاب نداشته باشند من نکته های مختصری درباره کار میدهم که  ترجمه ای از این کتاب به همراه تجربیات کمم هست. (بعدا نوشت: ترجمه این کتاب را از انتشارات اکتا  یا فروشگاه افق - انقلاب روبروی سینما بهمن- می توانید تهیه کنید)

از نظر شیوه رنگ آمیزی اگر کار با آبرنگ یا رنگ روغن رو بلد باشید ، با  اکریلیک هم هیچ مشکلی نخواهید داشت مثلا برندا هریس همان استفاده ای را از قلم موی بادبزنی می کند که باب راس .

1-      حلال رنگهای اکریلیک آب است اما وقتی این رنگها خشک شود دیگر در آب حل نمیشود و به صورت یک لایه پلاستیکی در میاید. برای رقیق کردن رنگها از آب سرد و تمیز استفاده کنید.

2-      تیوپهای رنگ اکریلیک را به صورت وارونه ( سر تیوپ را روی زمین بگذارید) نگهداری کنید تا  از بسته شدن سوراخ تیوپ جلوگیری شود.

3-      درباره برندهای موجود دربازار اطلاع خاصی ندارم فقط از  رنگ اکریلیک بیسیک استفاده کرده ام و راضی بودم.

4-      اکریلیک را می توان روی بوم ، مقواهای آبرنگ، مقوای ماکت ، کوزه سفالی، تخم شترمرغ، گچ ، پلاستیک، چوب و ... استفاده کنید.

5-      شرکت گرومباچر برای رنگ اکریلیک پالت مخصوصی را طراحی کرده که شامل یک جعبه است و درون آن یک اسفنج قرار دارد و روی اسفنج یک کاغذ مخصوص قرار می گیرد. داخل جعبه را پر از آب می کنند و آب از طریق اسفنج می تواند به کاغذ مخصوص انتقال یابد و همواره آنرا  مرطوب نگه دارد. رنگها بر روی این کاغذ قرار داده می شود  و مخلوط می گردد. تا زمانیکه کاغذ مرطوب باشد  رنگها خشک نمی شود و می توان به مدت طولانی رنگ را نگه داشت بی آنکه از خشک شدنش نگران بود. باید هر از چند گاهی آب را از گوشه ای داخل جعبه ریخت  تا  کاغذ خشک نشود و چین نخورد.  من مطمئن نیستم این نوع پالت در ایران موجود باشد. شخصا از ظروف پلاستیکی شکلات و ... که  سطحی سفید یا بیرنگ دارند به جای پالت استفاده می کنم که اگر رنگ هم خشک شد آنرا بی دغدغه  دور بیاندازم.

6-      قلم موهایی که برای  رنگ روغن استفاده میشوند برای اینکار مناسب هستند.  قلم موها را با آب تمیز بشویید و  چنانچه رنگ روی آنها خشک شد  می توانید  با الکل آنرا کاملا تمیز کنید.

7-      طرح را می توان با کاغذ کاربن یا مداد روی بوم کشید. فقط باید دقت کنید که مدادی که استفاده می کنید از سری اچ باشد که کربن مداد با آب رنگ قاتی نشود و کار چرک نگردد.

8-      برای خشک کردن سریعتر کار می توانید از سشوار با حرارت ملایم و فاصله ی تقریبا 30 سانتیمتری از بوم استفاده کنید. سشوار را در همه جای طرح به صورت یکنواخت حرکت دهید.

9-      برای مخلوط کردن رنگها می توانید از کاردک استفاده کنید درست همانطور که در رنگ روغن استفاده می شود.

10-  مدیوم های وایت بلند white blend ، کلیر بلند clear blend و اسلوبلند slow blend برای کاهش زمان خشک شدن و ایجاد مخلوط رنگ استفاده می شوند. مثلا در کتاب برای ایجاد رنگ بنفش خاکستری متوسط از  6 قسمت وایت بلند و 1 قسمت  آبی اولترامارین ، 1 قسمت پین گری payne’s gray و کمی کریمسون  استفاده شده. ظاهرا فقط برای ساخت هایلایتهای خیلی روشن از مخلوط سفید تینانیوم و رنگ مورد نظر استفاده میشه!  یا گاهی فقط از وایت بلند لازمه استفاده بشه ولی می خواهیم رقیق تر باشه ، که آنرا با کلیر بلند مخلوط می کنند، یا  برای ساخت مخلوطی با رقت مناسب (اما روشن نشده) از کلیربلند استفاده میشه.

 

 



 
کاغذ آبرنگ
ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٢۱  

تقسیم بندی کاغذ ها:

کاغذ گرم افشرد کاغذی است بسیار صاف با سطحی سخت و لغزنده یا صیقلی است.

-         مناسب برای رسم خطوط قاطع و دقیق  با مرکب  یا  گرافیت و ذغال و ...

-         عدم نفوذ  مرکب و خشک شدن در سطح

-         نمونه ­ی آشنا ی این نوع کاغذ : کاغذ های خوشنویسی

کاغذ سرد افشرد کمی زبر است و سطح آن مختصری  دندانه دار است.

-         چسبیدن ذرات مرکب و ذغال  بهتر است

-          کاغذ کاهی نمونه آشنای این نوع*

تقسیم بندی کاغذهای آبرنگی:

کاغذ آبرنگی گرم افشرد دارای سطحی صاف یا بافت ریز  یا بدون بافت است.

-         برای  رنگابه مناسب تر است چون رنگ سریع خشک میشود ( روی سطح)

-         به سرعت  کاغذسرد افشرد آب را جذب  (مکش به درون  بافت ) نمی کند که  درنتیجه می توانید لبه های رنگ را تصحیح کنید.

-         رنگ های نقاشی نهایی تقریبا  درخشان است.

 

 

کاغذ آبرنگی سرد افشرد  دارای سطحی بافت دار است

-         هنرمندهای حرفه ای آبرنگ بیشتر از این نوع استفاده می کنند.

-         پستی و بلندی های بافت  به نگه داشتن آب کمک می کند.

-         مکش آب  تقریبا سریع  اتفاق می افتد

-         رنگ نقاشی نهایی کمی کدر است

 

کاغذ آبرنگی زیر که دارای بافت است و دندانه های درشتی دارد.

-         به علت جمع شدن آب در حوضچه های بافت کاغذ ، رنگ آمیزی  پس از خشک شدن  حالتی شبیه به شنزار  دیده می شود.

 

کاغذهای آبرنگی از لحاظ وزن  هم تقسیم بندی هایی دارند  که به صورت گرم درمترمربع (gsm) یا  پوند در هربسته کاغذ  (lb) است.  هربسته کاغذ  500  (امریکایی)یا 480 (انگلیسی) برگه کاغذ دارد.  مقادیر رایج   190gsm یا 90 lb  ، 300gsm یا 140lb  ، 356gsm یا 260lb ،  638gsm یا 300lb   است .  کاغذهای سبکتر از 260lb را  برای کار باید حتما  شاسی کشی کرد.   **  و  ***

تولید کننده هایی که  انواع کاغذ های آنها در ایران به فروش می رسد. عبارتند از  آرچ (فرانسه) ، کانسون ( فرانسه) ، مونتوال ، فابریانو (ایتالیا) ، خروسنشان ( آلمان) ، استراتمور ، وینزور نیوتون  .....  اگرچه من  خودم به شخصه  کاغذهای 260 lb  خروسنشان و آرچ رو بیشتر میپسندم.  برای خرید کاغذ خروسنشان به  پاساژ  فروزنده  طبقه  زیرزمین  در  خیابان انقلاب  مراجعه کنید.

کاغذهای آبرنگ معمولا از  الیاف طبیعی گیاه کتان تهیه می شوند  هرچند که  از الیاف مصنوعی نیز  کاغذ ساخته اند.  کاغذهایی که از چوب  یا مانیلا  ( احتمالا گیاهی است که در فیلیپین می روید)  ساخته می شوند اسیدی تر هستند. پی اچ بالای این کاغذ ها باعث  تخریب کاغذ در طی زمان و  زرد شدن آن میشود.  همچنین  در هنگام ساخت کاغذ  به آن آهار ژلاتین هم زده میشود.  میزان آهار  معین کننده ی مقدار رنگی است که کاغذ می تواند در خود جذب کند.  هرچه آهار بیشتر باشد  رنگ  بر روی سطح کاغذ شناور می ماند و می توان بیشتر با رنگ دوباره کاری کرد ( تصحیحات انجام داد). ****

 

منابع :

* شیوه های طراحی هفت استاد ، گرگ آلبرت   و   راشل ولف  ,  ترجمه اعظم نوراله خانی ، انتشارات بهار

** http://painting.about.com/cs/watercolours/ht/Howto_WCpaper.htm

***  http://letspaintnature.com

****  http://www.watercolorpainting.com/reference.htm

مرجع تصویر کاغذها                                                  http://www.artfortune.com/images/pages/arches_watercolor_paper.jpg

 

البته اگر کتاب آموزش آبرنگ   نوشته خوزه پارامون  از انتشاارات  نشر نی  را  بتوانید تهیه کنید  توضیحات مفصل  و کافی در اینباره دارد  اما متسفانه  این کتاب فعلا  موجود نیست و تجدید چاپ هم نمی شود.

 ----------------------------------------------------------------------------------

پ.ن:  کلاس آموزش طراحی و نقاشی به صورت خصوصی و نیمه خصوصی در رده سنی نوجوانان و بزرگسالان ( در تهران) قرار است که  برگزار شود. برای کسب اطلاعات بیشتر  لطفا  یک پیام خصوصی شامل شماره تلفن تماس بگذارید تا در اسرع وقت جهت  تنظیم تایم کلاس  و هزینه  و مکان کلاس  با شما هماهنگی کنم

 

 پ.ن : برای کسب اطلاعات بیشتر درباره آبرنگ و مدیوم های آن  به لینک مراجعه کنید



 
آموزش آب مرکب ( آب رنگ) - شاسی کشی و تکنیک های رنگ آمیزی
ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱۱  

در ادامه آموزش آب مرکب  مطالب امروز رو مطالعه کنید. البته این مطالب برای کسانی که آبرنگ هم کار می کنند  خالی از لطف نیست. به نوعی این درس مبانی آب مرکب و آبرنگ  است. ابتدا باید شاسی کشی را توضیح بدهم. اگرچه دوست خوبم رها مطالب خیلی خوبی را در وبسایت خودش گذاشته است اما لازم است توضیحاتی را هم اضافه بر آن  ارائه بدهم.  

1-     کاغذ آب مرکب را با دست چرب لمس نکنید! مواد چرب باعث عدم رنگ پذیری میشوند. (البته بعد از گفته های استاد به این فکر افتادم که برای بعضی از جاهای کار دستم را چرب کنم روی کاغذ بمالم و رنگ نگیرد، یه جورایی کار چسب میسکیت را بکند! هرچند که اکثر چربی ها به مرور زمان اکسید میشوند و باعث بدرنگ شدن کاغذ میشود)

2-     آب چسبها را می توانید از وسط نصف کنید ( صرفه جویی در کاغذ آب چسب)

3-     کاغذ را در ظرفی پر از آب (تشت) غوطه ور کنید تا کاملا خیس شود . حباب های هوا باید کاملا خارج شود و هیچ نقطه روشنی روی کاغذ نماند ( کاغذ وقتی خیس میشه رنگش تیره میشه)

4-     بعد کاغذ را دربیاورید و لبه های کاغذ را لای انگشتهای وسط و اشاره بگذارید و از بالا تا پایین بکشید تا آب اضافی آنرا بگیرید.

5-     کاغذ را روی تخته شاسی بگذارید. کاملا پهن کنید. کاغذ خیس به راحتی به تخته می چسبد.

6-      چسبها را در یک نعلبکی خیس  کنید ( نعلبکی و دستتان را بعدا خوب بشویید چون ممکن است چسب سمی باشد)

7-     ابتدا چسبهای عرض کاغذ را بچسبانید سپس چسبهای طول کاغذ را بچسبانید.  اگر بخواهید یک طول یک عرض بچسبانید بعد از اتمام چسبکاری کاغذ باد می کند  و ناهموار میشود. ( امتحان روش اشتباه ضرر نداره  چون منم اشتباه کردم و هرکاری کردم کاغذ صاف وا نه ایستاد.) بعد چند تا گیره دور تا دور کار روی چسب و مقوا بزنید تا هم شاسی دفرمه (کج و کوله) نشود و هم کاغذ یا چسب نترکد. ( این نقاشی با آبرنگ از شقایق را به عنوان مثال برای دیدن رنگ چسب و طرز گیره زدن اینجا نمایش میدهم)

8-     بعد از خشک شدن چسبها و کاغذ می توانید کار را شروع کنید.

9-     طرح را می توانید با مدادهای اچ  بکشید اما چون مداد اچ کمرنگ است از مدادهای سری ب ایی استفاده کنید. کلا از مدادهایی که دارای نوک چرب هستند  اجتناب کنید.

 

تکنیک های رنگ آمیزی آبرنگ ( آب مرکب) به صورت زیر هستند. باید توضیح دهم که دو تصویر برایتان نمایش میدهم که یکی را در زمان  نقاشی و دیگری را بعد از خشک شدن گرفته ام. تصاویری هم برای توضیحات واضحات هم ارائه داده ام.  درضمن برای اینکار  کافیست دو قلم سر  گرد با شماره های بالا ( 12 به بالا) ،  یک ظرف آب تمیز  برای خیس کردن قسمتهایی از کاغذ،  رنگ برانت آمبر تیوپی وینزور کاتمن  یا مرکب قهوه ای مایع   یا مرکب  قهوه ای خشک ، یا  رنگ قرصی  برانت آمبر  داشته باشید. می توان از یک تکنیک  مثلا خیس در خیس  استفاده کرد  یا ترکیبی از دو یا چند تکنیک را می توان برای رنگ آمیزی انتخاب کرد.

 

1-  خیس در خیس : یا  به عبارتی رنگ آبه در کاغذ خیس.  ابتدا کاغذ را با قلم آغشته به آب تمیز کاملا خیس کنید. قلم دیگر را  به رنگ حل شده در آب آغشته کنید ( منظور رنگ رقیق است) و روی کاغذ خیس لکه گذاری کنید. با این تکنیک لکه ها درهم محو میشوند.

بعد از خشک شدن

نمونه دیگر

2- خشک در خیس:  یا به عبارتی رنگ غلیظ (قلم موی نسبتا خشک) در کاغذ خیس.  در این تکنیک لکه ها پر رنگ تر هستند و بسته به میزان آبی که کاغذ دارد  میزان محو شدن لکه ها متفاوت است.

بعد از خشک شدن

3- خشک در خشک : قلم با رنگ غلیظ روی کاغذ خشک.  لبه ی  لکه های رنک کاملا تیز ( نه محو)  و رنگ کاملا پر رنگ است. اگر  رنگ خیلی غلیظ باشد  بعضی از قسمت های کاغذ ممکن است  رنگ نگیرد ( دانه دانه های سفید عکس را ببینید)

غلیظ تر

4- خیس در خشک : قلم با رنگابه غلیظ  روی کاغذ خشک.  لکه ها به علت خشک بودن کاغذ دارای لبه های تیزی هستند ولی  به علت رقیق بودن رنگ   کمرنگ هستند. ( باز هم بستگی به غلظت رنگ دارد)

 

بعد از خشک شدن

تمرین تنالیته:

برای  اینکه چشم به رنگ کاغذ در حین کار و بعد از خشک شدن رنگ عادت کند و همچنین برای اینکه بتوانید درجه متفاوتی از تیره  روشنی را  دربیاورید تمرین  زیر را انجام دهید ( شبیه تمرین تنالیته با مداد های ب هست) . مستطیلهای 4در6 سانتمیتر را با روش خیس در خیس از روشن ترین رنگ تا تیره ترین رنگ ایجاد کنید.

 

 -----------------------------------------------------------------------------------

اولدوز:  خب خصوصی پیام نذار تا جواب رو  سر جاش بذارم عزیز.  مدلهای رنگ روغن از منظره  را هم می توانی برای مدادرنگی استفاده کنی فقط  در هنگام اجرا  کمی متفاوت  عمل می کنیم.  این هم بستگی دارد که مدل انتخابی شما چه چزئیاتی داشته باشد.  اگر فرصت کنم یک پست آموزشی می گذارم. امیدوارم تا آنموقع خودت هم دست به کار شوی و  تمرین کنی!

 



 
آب مرکب - نکاتی درباره طراحی
ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱  

سلام به روی ماه همه. بالاخره فرصت شد در خدمتتون باشم. یک مسافرت کوچولو البته با کلی مقدمات ما قبلش داشتم بعلاوه کلاسهای طراحی و مبانی که این ترم بدجوری سرم رو شلوغ پلوغ کرده، برای همینه که دیگه فرصت آزاد ندارم براتون نکته نویسی کنم.

یکی از خوانندگان پرسیده بود که موقع طراحی چه کار کنه که اجسام به دیوار چسبیده به نظر نیایند (یعنی عین نون بربری به تنور نچسبن) باید بگم که این بستگی داره به نوع سایه پردازی شما در اطراف جسم. این سه طرح که نشان میدهم را با دقت ببینید بعد آنالیز می کنیم.

همونطور که می بینید طرح قوری عین برچسب به کاغذ چسبیده! اما  کوزه ها فاصله دار به نظر میان. درباره قوری باید به جهت نور دقت میشد و تمام پس زمینه نمیبایست سیاه میشد. بلکه فقط سمت راست باید سایه پردازی میشد و سمت چپ که نور می خورد باید روشن می ماند. این مساله در سایر طرح ها رعایت شده.

یکی از تکنیک های طراحی آب مرکب هست. توضیحات بیشتر درباره این تکنیک را در پست بعدی می نویسم اما الان فقط می خواهم لوازم مورد نیاز برای این تکنیک را اسم ببرم.

مرکب: من به پیشنهاد استادم – که این ترم با خلوت شدن کلاس تازه فهمیدم چقدر حوصله و توانایی و دقت داره- از  مرکب پوست گردو استفاده می کنم. اگر تهران هستید از مغازه لوازم خوشنویسی مقابل پارک دانشجو (اول خ رازی) می توانید قرص آنرا تهیه کنید. در غیر اینصورت از قرص رنگ برانت آمبر آبرنگی ( یا تیوپ آن) استفاده کنید رنگهای مایع هم قابل استفاده اند اما خب کار با قرص یا خمیر تیوپی خیلی راحت تر است. مرکب سیاه پیشنهاد نمی شود چون حالت چرکی به کار میدهند و چندان مطلوب نیست. می توانید از رنگ سینای سوخته یا قهوه ای های دیگر هم بنا بر سلیقه خودتان استفاده کنید.

اسفنج طبیعی : اسم اسفنج خودم رو گذاشتم باب اسفنج شلوار مکعبی . عاشق آبه این توپولی . بله دقیقا  عاشق آبه  فقط کافیه برای برداشتن آب اضافی از روی کاغذ آنرا روی قسمت مورد نظر بمالید.

اسفنج معمولی: برای خشک کردن قلم مو. (بدون تصویر)

دستمال آشپزخانه یا دستمال کاغذی: برای گرفتن آب قلم

مداد3اچ : برای طراحی – اگر از مدادهای سری ب استفاده کنید ممکن است گرافیت کار شما را چرک کند

آب چسب: نوارچسب کاغذی که سابقا در ادارات پست برای بسته بندی از آن خیلی استفاده می کردند. به علت پایه ی آبی چسب آن برای چسباندن کاغذ آبرنگ و  کاغذ گراف به تخته استفاده می شود. هنگام خریدن آن دقت کنید که سمت براق آن کاملا براق باشد (به  معنی داشتن میزان چسب مناسب است) نحوه استفاده از آن و چسباندن کاغذ (شاسی کشی) را می توانید در این  لینک ملاحظه کنید اگرچه من بعدا مفصل توضیح خواهم داد.

قلم مو: قلم موی ارزان و خوب به نظرم  قلم موی پارس (دسته نارنجی دم سیاه) است. اگرچه تولید چین است ولی به سفارش ایران می باشد. می توانید با توجه به عکس زیر چهار پنج عدد از این قلم مو ها را تهیه کنید. ترجیحا قلم موهای درشت تر را انتخاب کنید.  قلم موهای گرانتر  مثل هابیکو (موی طبیعی)  یا  داوینچی (الیاف سنتزی)  و... هم هستند. قلم موهای طبیعی موی سمور و سنجاب که قدرت نگهداری آب بیشتری دارند و به قولی مخزن دار هستند گران قیمتند. اما اگر توانایی خریدش را دارید این کار را بکنید چون هنگام کار با مرکب یا آبرنگ می فهمید این قابلیت چقدر به شما کمک می کند.

پالت : پالت های تخم مرغی چندان جالب نیست. پالتی که در شکل می بینی مناسب تر است. البته یک نوع پالت هست که سطح براقتری دارد و مانند جعبه تاشو است و تعداد خانه های بیشتری دارد که آن بهتراست

کاغذ گراف: کاغذی قهوه ای رنگ که در وزن های مختلف ارائه می شود. گاهی بسته های 24 تایی خاکستری و سبک وزن هم می توانید پیدا کنید. اما قهوه ای روشن با وزن متوسط بهترین نوع اش از نظر زیبایی نهایی کار است.

تخته (شاسی آبرنگ): تخته باید حتما سه لا یا پنج لا باشد . حد اقل پنج شش سانتیمتر از کاغذتان بزرگتر باشد. تاب نداشته باشد. روی آن ساب زده شده باشد و چربی و خاک نداشته باشد. استفاده از تخته های معمولی باعث تاب برداشتن تخته بعد از شاسی کشی میشود.

--------------------------------------------------------------------------------------------

با اجازه شما سری زدم به خانه هنرمندان ( بین خ نجات اللهی و قرنی ) اگرچه نمایشگاه نقاشی برپا نبود. اما دو سه تا کار از استاد مرتضی ممیز دیدم من رو یاد بچگی ام انداخت. یعنی الان بعد از 21 سال می فهمم اون نقاشی های کتاب قصه های خوب برای بچه های خوب رو چه کسی کشیده بود. باید بگم کتاب متعلق به مادرم بوده ... یعنی بگو اووووووه.  و البته مجسمه استاد ممیز و استاد عزت الله انتظامی هم در آنجا دیدم. جالب اینجاست وقتی کنار مجسمه استاد انتظامی ایستادم و بر و بر نگاهش کردم خنده ام گرفت. فکر نمی کردم از نزدیک این شکلی باشه! اما حس جالبیه. دلم می خواست خود ایشون رو میدیدم یه طرح از شون می کشیدم ( با همه این بی سوادیم چه سوداهایی دارم)

یکی دو کار هم از آقای کیار..ستمی دیدم. یکیش هفت درخت بود! هفت درخت چنار مثل لوله یا ستون وسط سالن بودند و کنده کاری های ما مردم شریف بر تن درختان را به رخمان می کشیدند. اما در مجموع چیز دیگری که چشممو بگیره نداشت.  داخل یک سالن هم خواستم برم . یعنی رفتم دو سه قدم. همون اولش سکته ناقص کردم. یه عروسکهای وحشتناکی گذاشته بود برای نمایش به جان شما!!! بعد دیدم یکی از پشت سر صدام میزنه  سکته ناقص دوم رو زدم. دیدم یه خانوم دراز اومد (من کوتوله نیستما) گفت  ورودی هزارتومن.  گفتم  نمی دونستم و برگشتم.  (باید دم در می نوشت  نه اینکه  اینجوری بیاد گدایی کنه )  ...  توی دلم گفتم اگه استاد فرشچیان مثلا از من ورودی می خواست یه چیزی ... این عجایب بی ریخت و ترسناک هم مگه ورودی داره! اگه از عشق از دوست داشتن از آرامش از زیبایی میگفتی و می ساختی با جون و دلم هرچه قدر ورودی داشت می دادم ولی واسه سکته کردن محاله... خوشحال شدم که مجبور شدم برم بیرون!!! وگرنه آخرش به سازنده عروسکها یه متلکی می گفتم!  یه جیزی توی مایه های اینکه  تو هم مثل ونگوگ روانپریشی برو خودت رو درمان کن. (علی رغم اینکه از بعضی از نقاشی های ونگوگ خوشم میاد، اما نمی تونم  وجه ی  روانپریشی اش رو  با کارهاش جمع ببندم یه جا!

-------------------------------------------------------------------------------------------

پاسخ به سئوالها – دوستانی که سئوال می پرسن لطفا نظر خصوصی نذارن  وگرنه مجبور میشم جوابها رو اینجوری بدم خدمتشون درحالیکه جواب پیش سئوالش باشه بهتره!!

میترا جان پرسیده : ضمنا اگه امکان داره درباره وسایل طراحی موجود در بازار با معرفی مارک و کیفیتشون مطلب بذار .  باید بگم که تا جایی که لازم بوده گفتم  مثلا مدادرنگ 48 رنگ فابرکاستل  یا  مدادهای پلی کروم فابرکاستل برای  کار با مدادرنگی خوب هستند.  یا مدادطراحی استدلر آلمانی (نه ایرانی و نه تقلبی) یا  فابرکاستل برای طراحی مناسب اند. کاغذ طراحی معمولا پارس توی بازار هست ولی اگر بگردید کاغذهای سنگین تر که کمی بافت  خشن تری هم دارند با  رنگ زمینه کرممایل به زرد پیدا می کنید که مناسب باشند و این کاملا سلیقه ای هست .... آبرنگ اشمینک آلمان  یا  آرتیست وینزور ( دقت کنید آبرنگ کاتمن  وینزور هنری نیست و استیودنت هست)  .... اصولا هرچیزی  فاین  و آرتیستش از بقیه چیزها بهتره... یا من بوم  ال بی فرانسه (ساخت چین) رو بیشتر ترجیح میدم. اما  بومیران  هم کیفیتش به نسبت خوبه و قیمتش ارزونتره!  درباره بقیه وسایل بپرسید تا بگم.

مهدیه خانوم : درباره کاغذ توضیح دادم. درباره بوم باید بگم بعد از اتمام کار میدیم قاب بگیرن  نه اینکه کلاف ( چوب قاب ) رو هم  از پارچه بوم جدا کنیم .  درباره آبرنگ هم بعد از خشک شدن رنگها و کاغذ  از  شاسی جداش می کنیم دیگه  !  آبرنگ چهار روش داره  درست مثل آب مرکب. دفعه بعد کاملا توضیح می دم چی هست و کلا  من چه جوری استفاده می کنم و استادها نظرشون چیه! با مدادرنگی آبرنگی کار نکردم والبته استادمم  اصلا توصیه اش نمی کنه!  آبرنگ تیوپی وینزور کاتمن برای شروع کار مناسبه . البته ممکنه بخواید قرصی اش را تهیه کنید  یا بخواید  آرتیست که گرانتر هست را بخرید. بعضی آبرنگ ها مثل سنپترزبورگ  همه رنگهایش کارایی ندارند یعنی اون قدرت رنگ دهی مناسب را ندارد. برای شروع  کاغذهای آبرنگی فابریانو یا مونتوال رو می توانید استفاده کنید  اما بهترین کیفیت رو آرج و خروس نشان دارند که البته کمی گران هم هستند. کتابها رو قبلا توضیح دادم . برای خرید کتابها می توانید به خ انقلاب نرسیده به خ دانشگاه  یک پاساژ کوچک و بی نام و نشان هست که  کتابفروشی هنری در آن دایر است مراجعه کنید.  مطالب قبلی را مطالعه کنید.

 

 



 
شعر و نقاشی - مباحثی در باره رنگ (1)
ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢۳  

 

درباره رنگ  بسیاری از خوانندگان وبلاگم سئوالاتی کردند. پیش از آنکه  بخواهم در این باره به طور خلاصه مطالبی را ذکر کنم لازم دیدم که در این زمینه دو کتاب را  معرفی کنم. کتاب اول که به مبانی مهندسی  رنگ می پردازد با عنوان  تکنولوژی رنگ  که می توانید از انتشارات جهاد دانشگاهی پلی تکنیک تهران (دانشگاه امیرکبیر) تهیه کنید. اگرچه فقط یک یا دو فصل از  این کتاب قطور مناسب کار هنرمندها میاید و بقیه اش مطالب پیچیده و محاسبات و فرمول هاییست که  بیشتر به کار مهندسان می آید. کتاب دوم  "هنر رنگ" نوشته ی یوهانس ایتن هست  که کتابی جامع درباره  رنگ است  و مباحثی چون فیزیک رنگ ، هماهنگی رنگ، کیفیت ذهنی رنگ، کنتراست فام  و انواع کنتراست های دیگر، نظریه امپرسیون رنگ، نظریه اکسپرسیون رنگ و کمپوزیسیون را در بر دارد.

مطلبی که من اینجا به صورت خلاصه می نویسم اصولا مقدمه است برای رنگ ، بیشتر  از نظر مهندسی آنرا بررسی می کنم اگرچه سعی می کنم آنرا  به زبانی  کاملا ساده  بیان کنم که  حتی  نوجوان ها هم  از آن بهر مند شوند و البته خیلی  کار به  جنبه های هنری اش ندارم. گرچه در ابتدای بسیاری از کتابهای آموزشی رنگ روغن یا آبرنگ  و یا مدادرنگی ، اندکی درباره مباحث رنگ توضیح داده شده است.

دیدن رنگ به سه عامل وابسته است، جسم و منبع نور  و بیننده . دانشمندان برای  اینکه  بتوانند محاسباتی روی رنگ انجام دهند و آنرا با دستگاه بسنجند می بایست که ابتدا برای هر سه عامل  استانداردهایی در دسترس را تعریف کنند.  در نتیجه منابع نوری  از جمله  لامپ تنگستن ، لامپ آرک زنون، لامپهای شبیه ساز نور خورشید را  بدست آوردند. دلیل اینکه منابع مختلفی  معرفی شده است شاید این باشد که توزیع انرژی طیفی ( نمودار انرژی نسبی ساتع شده از لامپ در هر طول موج)  لامپ ها با هم متفاوت است. اگر بخواهیم  مثالی خوب برایتان بزنیم درباره خرید پارچه یا لباس است. شما  لباسی را در مغازه پسند می کنید اما وقتی شب در منزل آنرا می پوشید حس خوبی به شما نمی دهد.  در اینجا جسم  و بیننده ثابت است و تنها چیزی که فرق کرده نور لامپ است.  بنابر این  اگر  بخواهید زیر نور لامپ فلورسنت یا  لامپهای کم مصرف نقاشی کنید دچار مشکل میشوید! این لامپها مانند لامپهای استاندارد طیف پیوسته ی نور ندارند ( در بعضی از طول موجها  انرژی از خود ساتع نمی کنند ، اگرچه در لامپ فلورسنت این مشکل اندکی رفع شده است) در نتیجه  چیزی که به چشم شما می رسد ( ترکیبی از رنگ واقعی جسم با نور تابیده شده به آن)  با آنچه در نور روز می بینید   کاملا  متفاوت است.

دانشمندان اجسام را از نظر رفتار آنها در برابر نور به سه  دسته  تقسیم بندی کرده اند. حتی یک لایه نازک رنگ هم  به عنوان  جسم بررسی می شود.  اجسام شفاف : در آنهای پدیده ی انتقال و جذب نور اتفاق می افتد.  اجسام متوسط نوری یا به عبارتی نیمه شفاف : پدیده ی انتقال  ، انتشار و جذب نور در آنها اتفاق می افتد.  اجسام پشت پوش  یا  ضخیم نوری : جذب و انتشار نور در آنها اتفاق می افتد.  این نکته در تکنیک های نقاشی بسیار اهمیت دارد. به همین خاطر است که بعضی از ابزارها مانند گواش به رنگ جسمی معروفند  و آبرنگ به رنگ روحی!   به همین دلیل است که بسیاری از تولید کنندگان رنگهای روغنی آرتیست  علایمی بر روی تیوپهای رنگ گذاشته اند تا میزان پشت پوش بودن ( اوپاک opaque)  یا  شفاف بودن (ترانسپارنت transparent)  یا نیمه شفاف بودن  آنها را  به خریدار هشدار دهد. مثلا  در  رنگهای روغنی  فاین   می توان  دید که رنگ آبی کبالت  پشت پوش است  اما  اولترامارین شفاف است  در حالیکه  آبی فتالو نیمه شفاف است.  مثلا اگر لایه ای از رنگ پشت پوش را روی بوم سفید استفاده کنید. بعد از آن لایه ای از رنگ شفاف را  به کار ببرید. چیزی که به چشم می آید مخلوط دو رنگ است. اما اگر بر عکس عمل کنید، فقط رنگ پشت پوش را می بینید.! این دسته بندی ها برای رنگهای اکریلیک هم هست.

برای بیننده  هم  مشاهده کننده استانداردی را  تعریف کردند و  منحنی حساسیت چشم را در هر طول موج بدست آورند.

درباره فضا رنگ و سیستمهای رنگ منظم  ، دایره رنگ و مباحث مربوط به اختلاط رنگ در آینده توضیح خواهم داد.

 

بعد از مدتها طبع شعرم گل کرد. خودم هم می دونم دلیلش حس پروزای هست که عزیزی با بودنش به من میده، اگرچه شعر ها قافیه اش یا ردیفش و حتی وزنش ایراد داره اما اینجا می نویسم تا یادم بمونه که بودنت چقدر آرامم می کنه

یار من پیرهنش عطر اقاقی دارد

از گل رازقی و یاس   باغی دارد

می پرستم چشم مستش زانکه میدانم او

مست عشق است نه آن جام که ساقی دارد

 

در چشم تو رنگ سبزه زاران دیدم

در سینه طراوت بهاران دیدم

در هر تپش قلب تو شادی پیداست

عشق تو زلال همچو باران دیدم

 این شعر رو هم خورشید خانوم  به من هدیه کرده , از لطفش ممنونم . کوزه ام اما بی گل ، بی کوره ام نه خاکی از زمین بر خاسته نه دستی بر گلی آراسته جمله پیوسته پیراسته حدس بزن چه کسی آن را بنواخته نقشی از یک نقاش یا که وهم است خوابست و خیال هر قدم با نقاش جملگی ساختن است نه خیال این شعر تقدیم به استاد گرامی

------------------------------------------------------------------------------------

دوست عزیزی درد دل کرد. حرف دل خیلی ها رو زد که از طرف خانواده شان حمایت نمیشن برای نقاشی . گله کرد که داره با کسی ازدواج می کنه که چیزی از هنر نمی فهمه! راستش هم دلم سوخت هم یه حرفی ته ذهنم اومد. شاید بازم بیاد و اینجا رو بخونه. اما من اگر جای ایشون بودم تن به این ازدواج نمی دادم اگر هنرم انقدر برام مهمه که اینجوری درد دل کنم. ما خانواده مون رو انتخاب نمی کنیم اما همسرمون دیگه دست خودمونه! اگر واقعا جلوی پروازمون رو بگیره   مگه خود آزاری داریم باهاش ازدواج کنیم  هم خودمون رو بدبخت کنیم هم  یه نفر دیگه رو با غر غر ها و سرکوفت هایی که در آینده به دلیل همون  پروزا نکردن بدبخت می کنیم. مگر اینکه چیزهایی دیگری برامون خیلی مهم تر از هنر و نقاشی باشه که اونوقت دیگه این گله از زمین و زمان واسه چیه!!!  حرف خیلی زیاده  اگه بخوام بگم. ممکنه هرکسی  از در مخالفت یا موافقت چیزی در این زمینه بگه  هرکس مختاره  می تونه  زندگیش رو جوری که می خواد بسازه. اما  چیزی که من یاد گرفتم و ازش نتیجه گرفتم اینه که به اون  صدای راستین  ته دلت رجوع کن و کاری رو بکن که  ته دلت  راضی باشی از این زندگی که کردی! همین!



 
آموزش طراحی یک (جلسه چهار تا هفتم)
ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢٢  

 

آموزش طراحی یک (جلسه 4تا 7)

نکاتی که در طی این جلسات ارائه می شود عبارت اند از:

1-      جسارت در انتخاب موضوع : اینکه شما از کدام وجه یک شی آن را طراحی کنید مثلا یکی از دوستان  صندلی را از پشت طراحی کرده بود. یا اینکه سعی کنید یک قسمت از چیدمان را مد نظر قرار دهید و سایر قسمت ها را طوری در حاشیه قرار دهید که قسمتی از اشیاء در خارج از کادر قرار بگیرد. همچنین می توان از میوه هایی که به طور تصادفی روی زمین ریخته شده است طراحی کرد.

2-      عدم یکنواختی در سایه ها: بعضی از دوستان کل سطح طراحی را به صورت یک دست  خاکستری می کنند. اینکار باعث مسطح دیده شدن  شی در طراحی می شود. لازم است که از جدول تنالیته  که در جلسات قبل توضیح داده شد استفاده شود و از روشنی مطلق تا تیرگی مطلق در شی پیدا شود و سپس آنرا سایه پردازی کنیم. علت این  اشتباه ممکن است مربوط به نورپردازی باشد  یعنی که دوستان  از چراغ مطالعه یا نور خورشید (از پنجره) استفاده نمی کنند و به نور همان لامپ مهتابی یا لوستر منزل  اکتفا می کنند.

3-      دور تا دور اجسام یک خط ضخیم و پر رنگ نکشید  (نقاشی بچه ها که نیست) اگر نکاتی که درباره قوت و ضعف خط را که گفته شد مد نظر بیاورید آنوقت باید جاهایی که در سایه قرار گرفته خط پررنگ تری بکشیم و جایی که نور دریافت کرده خطوطی نازک و کمرنگ تر!

4-      خطوط سایه پردازی باید قابل شمارش باشد. ( بعضی ها مثل من خیلی رمانتیک سایه پردازی می کنند و خطوط خیلی نازک و درهم  البته دارم این عیب را برطرف می کنم اگرچه  که عموما مردم  خطوط رمانتیک را بیشتر می پسندند اما  هنری نیست ، بعضی ها وضع را خرابتر می کنند و تمام کار را انگشت مالی می کنند و همه ی خطوط را محو می کنند) خطوط باید دارای انرژی باشد درست مثل شلاقی که به آرامی روی کاغذ بنشیند  ضربه را بزند و به آرامی بلند شود!

5-      برای بدست آوردن مهارت در پرسپکتیو می توانید از یک قوطی کنسرو  یا استوانه ای مشابه با آن  چندین طرح بزنید اینکه دهانه ی آن چقدر  به دایره نزدیکتر  یا  به بیضی باریک نزدیک است  یا  ارتفاع قوطی در حالت های مختلف قرار گیری چقدر است  و یا اینکه چقدر از دایره ی کف قوطی از دهانه ی آن قابل دیدن است  مسائلی است که باید دقت شود.

6-      برای طراحی از اشیاء چیده شده باید برنامه داشته باشیم. ابتدا باید نگاه کلی به مدل بیاندازیم. سپس نحوه جایگیری آنها را در کاغذ بسنجیم . اگر لازم شد چیزی را از مدل حذف کنیم تا چیدمان منطقی تر شود ( مثلا اشیاء هم قد را نباید در یک ردیف چید و از آنها طراحی کرد) سپس ترجیحا از بالا به پایین  شروع به طراحی کرد ( البته ممکن است بعدا لازم باشد از جهت های دیگر هم طراحی کنیم) . ابتدا طرح کلی را به صورت چند بیضی و خط و حجم های هندسی ساده ای مثل دایره و مربع و مثلث می گذاریم . چنانچه از صحت طرح مطمئن شدیم  آنها را بصورت مثلا کوزه و کاسه در می آوریم.

7-      برای سایه پردازی ابتدا از گرافیت که نوک پهن تری دارد استفاده کنید و سطح کار را سایه ای کمرنگ بزنید و سپس از مدادهای 2ب و 5ب و 7ب  به ترتیب استفاده کنید و سایه های تیره تر را با مداد تیره تر بگذارید.

8-      از اینکه طراحی پر از خطوط تکراری باشد نترسید. این خطوط باعث می شود کارها  زنده تر و پر تحرک تر به نظر بیاید

9-      اصولا  طرح اولیه با خطوطی که پیوستگی و روانی  دارند کشیده شود. طرحی که با خطهای مغشوش و بریده بریده  و پر از شک و تردید کشیده می شود  از نظر بصری جالب نیست. برای بدست آورند این مهارت  بهتر است  از یک روان نویس و کاغذ گلاسه بهره بگیرید  بطوریکه  مدل  را  فقط  با  پنج بار برداشتن قلم از روی کاغذ بکشید! و خطهایتان روان و درست  باشد در هیج جا حق مکث کردن هم ندارید ( وقتی مکث می کنید  روان نویس جوهر زیادی در آن قسمت پخش می کند و کاملا تردیدها معلوم است ) . تا زمانیکه که قلم  روان است می توانید هر مقدار خط که بخواهید بکشید اما وقتی 5 بار جدا شد باید از نو شروع کنید. وقتی این نقاشی را می کشید اولش کارها خیلی بچگانه و خنده دار میشود  اصلا نگران نباشید.

10-  برای افزایش روانی قلم ، چندین طرح با خودکار روی کاغذ کاهی بکشید با این تفاوت که اینجا تعداد دفعات جدایی قلم از کاغذ مهم نیست  و فقط روانی خط مهم است

11-  تخته شاسی را طوری در مقابل خود بگیری که  برای دیدن مدل و کاغذ  فقط چشمهایتان کمی بالا پایین شود و نیازی به تکان دادن سر نباشد. بیشتر از آنکه به طراحی نگاه کنید به مدل  بنگرید. صرفا آنچه را که می بینید طراحی کنید نه آنچه را به عنوان پیش فرض در ذهنتان دارید. ( مثلا یک سیب در ذهن شما شکل و فرم خاصی دارد اما ممکن است سیبی که  به عنوان مدل روبریتان است گاز زده یا کچ و کوله باشد)

12-  برای اطلاعات بیشتر درباره  انواع کاغذ طراحی ، انواع لوازم طراحی و مبانی اولیه طراحی ،  از کتاب هفت استاد ترجمه خانم نوراله خانی  انتشارات بهار  استفاده کنید

 

دوستانی که علاقه مند به یادگیری اصول اولیه کار با  اکریلیک روی بوم هستند می توانند کتاب painting with Brenda Harris را  تهیه کنند. این کتاب چند مدل کاملا بازاری ( میگم که نگید نگفتم) را آموزش میدهد که بسیار ساده ولی زیبا هستند.همچنین اصول اولیه کار با  رنگهای اکریلیک ، قلم موها، نحوه رنگ آمیزی، نحوه کار با مدیوم ها ، طریقه کار با پالت مخصوص و نگه داشتن رنگ را آموزش می دهد. این کتاب اگر اشتباه نکنم  از طرف شرکت گرومباچر برای معرفی محصولاتش می بایست که مجانی به خریداران محصولات ارائه بشه ولی خب شما با هزینه کمی می توانید آنرا تهیه کنید. محل خرید آن :  دکه روزنامه فروشی مقابل متروی انقلاب (ابتدای خیابان آزادی) که مجلات خارجی هم می فروشد.

 

فکر می کردم در عالم هنر حداقل با مشکل کاربردی نبودن درس ها مواجه نشوم . در عالم مهندسی کلی درس می خوانیم وقتی می خواهیم وارد صنعت یا بازار کار شویم می بینیم هیچ کدامش کاربرد ندارد. در رشته ما که دیگر بدتر! وقتی وارد کارخانه میشوی علم آنجا جواب نمی دهد فقط با تجربه و مقادیر مشت در دیگ و هرچه پیش آید خوش آید میشود یک پارچه را بافت و بدتر از آن آنرا رنگ کرد! باور کنید با چشم خودم دیدم که پارچه فاستونی با 5درصد پشم و 95 درصد پلی استر تولید شد! و آنرا با نام 20 %-80% به مردم فروختند  در حالیکه فاستونی اصل و مرغوب باید 45-55 باشد!!!  بگذریم از رنگ کردن  پارچه ها که وضعی اسفناک دارد!

دلم خوش بود عالم هنر این وضع را ندارد اما هرچه پیش میرود انگار این امیدم هم بر باد میرود. دیگر دارم به مقوله ی هنر برای بازار  و هنر ارزان و بساز بفروشی! هنر ماستمالی  و هنر برای هنر! هنر مردم نپسند!  هنر هزینه بر برای دل خودم  و .... عادت می کنم!  والبته با  اخلاق یک روز خوش استاد گرامی و یک روز ناخوش او  و همچنین  حرفهای خاله زنکی که پشت سر ارواح رفتگان هنر میزند که فلانی تندخو بود و وانگوگ روانی بود  و ... به این نکته ضخیم پی می برم که اصولا هنرمند نقاش باید کمی روح و روانش هم تاب داشته باشد و یکی از بیماری های کشف شده یا کشف نشده ی روانی را هم  داشته باشد تا مشهور شود ... خدا به من رحم کند... چند وقت پیش رفتم  تست روانشناسی دادم (بیشتر برای خود شناسی و البته  برای دیگر شناسی  و  آینده نگری )  و دکتر گفت کاملا نرمال  و کاملا  شفاف و کاملا سالم هستی !  می ترسم  یا هنر فدای سلامتم شود  یا سلامتم فدای هنر!

 



 
طراحی یک (جلسه اول تا سوم)
ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢۳  

سلام. بالاخره الوعده وفا. امروز برای شما درس از طراحی یک (جلسه اول تا سوم) را می گذارم. هرچند قبلتر هم  بعضی از این مطالب را ذکر کرده ام ولی برای آنکه یکجا مطالعه کنید آنها را دوباره تکرار می کنم.

لوازم لازم برای طراحی :

مداد : بهترین برند برای استفاده در طراحی مدادهای استدلر (مارس لوموگراف ) هست. البته با افزایش قیمت دلار در چند ماه اخیر, قیمت این مداد ها به طرز وحشتناکی افزایش یافته چیزی حدود 2400 تومان تا 3000 تومان شده.

به جای این مدادها می توانید از فابرکاستل هم استفاده کنید که قیمت مناسبتری دارند. برای شروع کار می توانید مدادهای 2B و 5B و7B را بخرید.

برای تراشیدن مدادها بهتر است از یک چاقوی صحرایی استفاده کنید. این چاقوها لبه تیزی دارند که به راحتی چوب را می تراشد. مداد را طوری بتراشید که نوک مداد تقریبا 7 میلیمتر از چوب بیرون باشد. بیشتر از این میزان ممکن است موجب شکسته شدن نوک مداد شما در حین کار شود.

برای تیز کردن نوک مداد از سمباده نرم استفاده کنید. من این سمباده ها را روی یک تکه مقوا چسباندم که کار با آن راحت تر باشد. قلم را بصورت دورانی روی سمباده بچرخانید تا به صورت یکنواخت تیز شود.

 

 برای سایه زدن نواحی وسیع ممکن است به گرافیت B6 احتیاج داشته باشید ( تکنیک کل به جزء را بعدا در رابطه با این ابزار توضیح خواهم داد)

تخته شاسی در ابعاد حداقل  A3 و همچنین  برگه های طراحی (رنگ زرد- کرم بهتر است استفاده شود) در همین ابعاد از ملزومات کار است

برای محکم کردن برگه ها به تخته از گیره استفاده کنید.

 و در نهایت اگر همراه داشتن مداد طراحی و تراشیدن آن در همه جا مقدور نیست می توانید برای مواقع ضروری از اتود ها استفاده کنید. اتودها با نمره های مختلف مغز مداد و همچنین در بعضی موارد همراه داشتن تراش (در انتهای اتود) وسیله خوبی برای طراحی هستند.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------

برای شروع طراحی باید دستتان گرم شود. روی یک صندلی (بدون دسته) بنشینید. تخته شاسی را عمود بر پاهایتان طوری قرار دهید که مستقیما روبروی صورتتان باشد. بر روی کاغذ ، خطوط آزاد  و بی پروا بکشید. خطوط منحنی ، دایره ای، خطوط راست که لبه های کاغذ را بهم وصل کند. (حد اقل ده برگ سیاه کنید)

سپس برای شناخت بیشتر نسبت به خطوط ، در برگه ها  12 مربع (6*6) رسم کنید و با خطوط سعی کنید بازی کنید مثلا تصویر موج، تصویر شنهای کویر و ... را فقط با حرکت خط و کم و زیاد شدن فشار دست نشان دهید ( قوت و ضعف خط) .

تمرین دیگر بدست آوردن تنالیته است. 11 مربع (2در2) رسم کنید . خانه اول را سفید بگذارید و خانه 11 را کاملا با مداد سیاه کنید ( می توانید با هر سه مدادتان این کار را انجام دهید). سپس خانه های مابین را طوری از سیاه به سمت سفید هاشور بزنید که این خانه ها نوار پیوسته ای از تیرگی تا روشنی را به شما بدست بدهد (تنالیته) . این تمرین برای ایجاد سایه روشن در طراحی بسیار مفید است.

 

سپس از اجسام ساده مانند کوزه سفالی فقط طراحی کنید. ابتدا جسم را به اشکال ساده مثل مثلث و دایره و بیضی طرح بزنید ، (از همان خطوط بی پروا استفاده کنید) سپس از بین آن خطوط مناسبترین خط را انتخاب و آنرا ( بازهم با همان بی پروایی وبا یک خط پیوسته) پر رنگ کنید. بعضی قسمت ها نیاز به فشار دست بیشتر دارد  و بعضی قسمت ها به آرامی کشیده می شوند (قوت و ضعف خط). معمولا محل تماس دو جسم (مثلا لبه زیری کوزه و سطح میز) باید فشار بیشتر باشد (خط تاکید). این طرح نباید بیشتر از ده ثانیه طول بکشد (طراحی سریع : اسکیس).

 پس از طراحی از اجسام و انتخاب خطوط اصلی با استفاده از تکنیک کل به جزء می توانید سطح کار را سایه پردازی کنید. ( البته من با خطوط کمرنگ مداد B2  این کار را انجام دادم) با استفاده از گرافیت سطح کار را به غیر از قسمت های کاملا روشن تیره کنید. تیرگی باید متناسب با رنگ بدنه جسم باشد!  سپس با استفاده از مداد تیره تر سایه های تیره تر را روی کاغذ می آوریم. می توان کل کار را هاشور 45 درجه زد یا اینکه خطوط از انحنای جسم پیروی کنند و تغییر جهت بدهند.

دقت شود که می بایست تمام درجات تیرگی روشنی که در تمرین تنالیته انجام دادید را در جسم پیدا کنید و پیاده سازی نمایید.

 

 شهید شدم تا این پست رو نوشتم



 
نکاتی درباره نقاشی رنگ روغن و بوم
ساعت ۸:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢۱  

با این مشغله کاری که دارم وقت نقاشی کردن دیگه کم پیدا میشه! گاهی اوقات شک می کنم به راهی که انتخاب کردم. اما بعد می بینم مجبورم به دلایل خیلی زیادی که یکیش برطرف کردن نیاز مادی و ایجاد استقلال مالی هست یک مدت کارمندی کار کنم. اگرچه شغلم رو و رابطه کاری با آدمهای مختلف از شهرهای مختلف با فرهنگهای متفاوت و سلیقه های جور واجور رو خیلی دوست دارم و در واقع شغلم رو دوست دارم  اما عشق اول و آخرم نقاشی کردن هست! و از هر فرصتی برای پیشرفت استفاده می کنم. حالا که اومدم توی معدن بوم و رنگ و کاغذ باید نهایت استفاده ام رو از این شرایط ببرم!

سابقا یا بوم پارس بوم موجود بود یا  وینزور! ته امکانات دیگه ... من کار با وینزور رو ترجیح میدادم به چند دلیل  1- شکل و قیافه تر و تمیز بوم  2- بافت یکنواخت پارچه 3- اندازه ها و سایزهای متنوع 4- عدم اعوجاج (کجی) در تار و پود پارچه 5- بسته بندی مناسب و تمیز

اینجا اما  دو سه نوع بوم ایرانی دیدم که کیفیت های خوبی داره اما در حال حاضر با  بوم لوور و کادنس  دارم کار می کنم.  بوم لوور ظاهری شبیه به وینزور داره و دانه بندی آن (گرین) یا بافتش متوسط هست. کادنس بافت ریزتری داره نسبت به وینزور و لوور. اگرچه به نظرم کیفیت بوم لوور بهتر از بقیه است. و البته اینکه یکی از فروشنده ها می گفت که وینزور در اصل توی چین تولید میشه! با این حساب معلوم نیست پرایمری که روی پارچه میزنن چه کیفیتی داره!

ریزتر بودن بافت برای نقاشی هایی با جزئیات زیاد یک مزیت محسوب میشه!

نکته دیگه ای که باید بگم درباره نحوه شستشوی قلم موهای رنگ روغن هست. استاد سابقم خانوم جواهری اصرار شدیدی داشت که برای پاک کردن قلم موها از تینر روغنی نقاشی ساختمان استفاده کنیم و از همون تینر هم برای نقاشی کاردکی (نقاشی های خیالی روی مقوای شومیز) استفاده کنیم! اما این نوع تینر اگرچه ارزان هست ولی بوی نامطبوعی داره که حتما باید در بیرون از ساختمان باهاش کار کرد.   تفاوت بین تینر روغنی ساختمانی و تربانتین (تینر موجود در لوازم نقاشی فروشیها)  در بو و نا خالصی هاست . یعنی تربانتین همون تینر بدون بو و بدون ناخالصی است. اگرچه تربانتین به مراتب  گران تر است. اما اگر زمانی هوس نقاشی کاردکی کردید یا خواستید رنگ را رقیق کنید بهتر است از تربانتین استفاده کنید. وجود ناخالصی در تینر ساختمانی باعث میشه رنگ رقیق شده کمی کدر به نظر بیاد. درصورتیکه تربانتین خریدید بهتر هست برای پاک کردن قلم مو ها از  وایت اسپیریت استفاده کنید که بسیار ارزان است. وایت اسپریت مخلوطی از هیدروکربنهای آلیفاتیک و آلیسیکلیک هست که دارای بوی مطبوعی هستند و به راحتی قلم ها رو از رنگ پاک می کند.

نحوه صحیح پاک کردن قلم مو هم به این شکل هست که ابتدا قلم مو را  روی کاغذ روزنامه  یا  دستمال پنبه ای کهنه آنقدر بمالید تا  رنگ اضافه ای روی آن نمانده باشد. سپس قلم مو را چند بار با وایت اسپریت بشویید و روی کاغذ تمیز بمالید تا جاییکه مطمئن شوید قلم عاری از رنگ  است. در نهایت با آب صابون ولرم قلم را بشویید به طوریکه قلم را روی کف دست بمالید (مثل نقاشی کردن). بعد قلم را  در حالت آزاد بگذارید خشک شود ( موها به جایی فشرده نشده باشد )

 

----------------------------------------------------------------------------------------

پ.ن :  به هر بهانه ای بازار تعطیل است

یا کشاورزان زعفران نچیده اند و پول ندارند که چیزی بخرند و فروشنده هم درنهایت جنسی نفروخته که پولی داشته باشد که از ما چیزی بخرد و ما پولدار شویم

یا برف از آسمان می بارد و راهها بسته می شود و آقای محترم بازاری نمی تواند قدم رنجه کند جنسی بخرد ازما

یا امام حسین را شهید می کنند و ده شب از قبل و 3 شب از بعدش برایش عزا می گیرند و در عزای امام دلی از عزا در می آورند و در دکان و مغازه را می بندند و می روند که نذری برای شکمشان بپزند!  و فکر من را نمی کنند که باید برای یک عدد پورسانت ناقابل و کمی اضافه حقوق روزشماری بکنم!!!

یا هم من سرما می خورم در حد بوندس لیگا  و نمی توانم سر کار بروم!!!!

ببندیم و تعطیل کنیم بهتر است!!! خوش بحال آنها که زده اند توی کار آب کردن اجناس بنجل چینی و غمشان نیست که کارگر ایرانی نانش سنگ می شود! (نه سنگک)

پ پ ن: دوربین ندارم که عکس بگیرم!!! فعلا نقاشی می کشم تا ببینیم چی می شه!



 
نحوه کشیدن اجسام دایره ای و سایه زدن آنها ( چراغ نفتی شاه عباسی :آبرنگ)
ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٥  

یکی از دوستان از من نحوه ی نقاشی کشیدن اجسام دایره ای و سایه زدن آنها را خواسته بود. نمی دونم این پست که الان می نویسم گره گشا هست یا نه. اگر مطلبی مورد سئوال باقی مونده بود حتما به من بگویند تا بعدا به آن اشاره کنم.

برای کشیدن اجسام دایره ای قبل از همه اول مطلبی را که قبلا در باره آموزش پرسپکیتو گفته بودم را مرور کنید. سپس به سراغ این نوشته ها بیاید.

در مرحله بعد روی کاغذ باطله تمرین کشیدن خطوط منحنی , بیضی و دایره ای را آنقدر تکرار کنید تا تمام کاغذ سیاه شود! این کار برای روان شدن دستتان لازم است.

برای آموزش این مطلب از مدل یک چراغ نفتی شاه عباسی کمک گرفتم. مدل را روی میز روبروی خودم قرار دادم. باید توجه کنیم که در این مدل خط افق بسیار بالاتر از لبه ی حباب شیشه ای قرار گرفته است. هرچه سر لوله به خط افق نزدیک تر باشد دایره آن مانند بیضی دیده میشود و باریک تر هم هست (به بیضی که با خط چین کشیده ام توجه کنید) هر چه از خط افق دورتر بشویم (به قسمت های فتیله ی چراغ نزدیک تر شویم) این بیضی ها به دایره شبیه تر میشود.  برای سایه زدن حباب گرد هم می توانید از خطوط راهنمای صورتی رنگی که کشیده ام کمک بگیرید.  اصولا هر شی گرد (مثل سیب یا میوه های دیگر و ... ) را  به همین صورت می توان سایه زد. حتی هنگام رنگ آمیزی با هر تکنیکی  بهتر است از همین خطوط استفاده شود.

اینهم نقاشی چراغ نفتی شاه عباسی با آبرنگ . یادم رفت بگم این عتیقه رو از یکی مغازه های منطقه آزاد انزلی خریدم.



 
آموزش طراحی از جنسیت های مختلف (شیشه فلز چوب)
ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱  

در جواب سئوال خانوم هداالسادات که پرسیدند چگونه از اشیا با جنسیت های مختلف طراحی کنیم این پست رو می نویسم امیدوارم که کمکی به ایشان و بقیه هنرجوها بکنه. این روشی که من آموزش میدهم تنها راه برای طراحی نیست اما چیزی هست که من به صورت تجربی کسب کردم و ممکن است ایرادهایی هم داشته باشد که از اهل فن خواهش می کنم با راهنماییشون کمک کنند. به دلیل اینکه این پست آموزشی خیلی طولانی هست مجبورم بقیه اش را در ادامه مطلب برایتان به نمایش بگذرام.



 
آموزش نقاشی چروک پارچه با مداد رنگی
ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٠  

در پست قبلی توضیح دادم که چرا به جای نقاشی از برق روی پوست حیوانات مثل اسب ( به دلیل کمبود امکانات ) از پارچه ساتن استفاده می کنم. در واقع پارچه ساتن رنگی هم تقریبا همان برق و تنوع رنگی را دارد و  شاید بهتر است بگویم کمی پیچیده تر از تن حیوانات است به دلیل فرم آن. یادم هست در کتاب شیوه طراحی استاد وزیری  تنها تکلیفی که از هنرجو نگاه کاملا دقیق و شباهت سازی در حد عکس می خواهد همین طراحی از پارچه است. به عقیده ایشان و خیلی از استادان نقاشی ( البته من خاک پای همه آنها هستم و هم عقیده در این قسمت ) شبیه سازی در حد دوربین عکاسی هنر نیست!!! اگر قرار باشد هنرمند دقیقا تصویری را تولید کند که دوربین می کند آنوقت چرا دوربین اختراع شده!!! ؟؟؟ من خودم هم شبیه سازی رو ترجیح میدم تا جایی ادامه بدم که احساس مثلا پارچه بودن , سیب بودن , گل بودن به بیننده القا بشه.

درضمن این مطلب را هم اضافه کنم که برای داشتن دید قوی و رنگ آمیزی موفقیت آمیز تنها چاره تمرین و طراحی است. طراحی طراحی طراحی

نکته ی جالب دیگر این است که سارا (یکی از هنرجوهایم) در حال کشیدن پرتره ای بود که به قسمت نقاشی دست رسیدیم و به من گفت دست کشیدن بلد نیستم. درواقع اولین بار بود که با مدادرنگی دست می کشید! گفتم هر رنگی را که می بینی در همان جایی که طرحش را کشیدی بذار!  این حرف یکی از نقاشان بزرگ است اسمش را فراموش کردم. در حقیقت نقاشی چیزی جز دیدن و پیاده سازی آنچه می بینیم نیست.

در مرحله اول طرح را با مدادرنگی قرمز (رنگ حاکم بر موضوع) با خطوط کمرنگ بر روی کاغذ اشتنباخ معمولی ( بافت ریز ) می کشیم. قبل از شروع رنگ آمیزی باید از سری مدادهایی که دارای ته رنگ قرمز هستند آزمونی به عمل بیاوریم. چشم شما باید بتواند رنگهای قرمز موجود در مدادرنگی را در متن پارچه پیدا کند. من در اینجا از مداد رنگی فابرکاستل 48 رنگ به علاوه ی دورنگ پلی کروم قرمز استفاده کردم.

پس از طراحی اولیه  , ابتدا از روشن ترین رنگ شروع می کنیم (318) و تمام قسمت هایی که رنگ روشنی مشابه با آن دارند با خطوط نازک و همبسته رنگ میزنیم. دقت کنید زیاده روی نکنید چون این رنگ به نارنجی متمایل است (پارچه ای که من انتخاب کردم سرخابی است) و ممکن است کار خراب شود.

در مرحله ی بعد با رنگ تیره تر (321) کار می کنیم. سعی می کنیم خطوط  در بعضی نقاط رنگهای مرحله قبل را پوشش دهد. دقت کنید که برای نقاط برق افتاده از سفیدی خود کاغذ استفاده می کنیم و رنگ نمیزنیم.

سپس با رنگ 219 پلی کروم که به رنگ پارچه ام شبیه تر است قسمت های تیره تر را رنگ آمیزی می کنم اما سعی می کنم که کاغذ از رنگ اشباع نشود.

در این مرحله احساس کردم اگر با رنگهای قرمز بخواهم ادامه بدهم رنگها در هم فرو میرود و طرح اولیه مخدوش میشود. درنتیجه تصمیم گرفتم که سراغ تیره ترین قسمت ها بروم و وضوح آنها را بیشتر کنم. ایجاد تیره ترین قسمت ها که کمی به سیاهی میزند با  کمک رنگهای آبی تیره 344 و سبز پلی کروم 278 میسر است. در واقع چون مکمل رنگ قرمز , رنگ سبز است باید از رنگ سبز تیره استفاده کنم اما چون قسمت های تیره نور نگرفته و سطوحی سرد است ترجیح میدهم کمی آبی تیره هم اضافه کنم تا هم حس سردی القا شود و هم به رنگ سرخابی نزدیک شویم.

حال که کمی سطوح تیره از روشن مجزا شد با رنگ 237 که ته رنگ بنفش ارغوانی دارد به نقاشی ادامه میدهم

در نهایت با رنگهای 333 که کمی بنفش رنگ است و رنگ آبی تیره 344 کار را تکمیل می کنم

 

پ.ن : اگر این پست آموزشی را  با مطلبی که درباره رنگ آمیزی گل رز گفتم مقایسه کنید می بینید که تفاوتی ندارد ( باورکنید ندارد) حتی اگر تنه اسب را هم قرمز کنند و بخواهیم رنگ کنیم باز هم مراحل همین است که گفتم. فقط چیزی که فرق دارد طرح اولیه است و باید چشمی قوی داشته باشید و رنگها را بتوانید ببینید!



 
آموزش پرسپکتیو
ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٩  

مدتها بود می خواستم مطلب آموزشی درباره پرسپکتیو بگذارم اما فرصت نمی شد. تا اینکه این چند وقت چیزهایی که در ذهنم بود را مرتب و منظم کردم. در واقع بیشتر مرهون شیما (هنر جوی دیگرم که دانشجوی معماری است) هستم. چون نمی خواستم فرصت کم کلاسهایی که برایش می گذارم صرف کشیدن گل و بلبل شود ترجیح دادم از پرسپکتیو و کشیدن منظره و کلا فضاهای معماری بیشتر بهره ببریم.

--------------------------------------------------------------------------------------------

پرسپکتیو یا مناظر و مرایا ( گل بود به عربی هم آمیخته شد) روشی برای نشان دادن دوری و نزدیکی در نقاشی است. این دوری و نزدیکی با تغییر در اندازه ی اجسام ( کوچکتر شدن اجسامی که دور هستند) و کدر شدن رنگ اجسامی که دور تر هستند (در اثر غلظت هوا) نشان داده میشود. به عنوان مثال ردیف درختان (یا تیر چراغ برق) کنار یک خیابان به تدریج کوتاهتر میشوند. یا در نقاشی با رنگ روغن برای رنگ آمیزی اجسامی که دورتر هستند باید از مخلوط رنگ اصلی جسم و رنگ محیط استفاده کرد. به عبارت دیگر رنگ اصلی جسم به رنگ محیط نزدیکتر میشود . مثلا در تابلوهایی که دارای پس زمینه تیره (مشکی)هستند هرچه جسمی دورتر باشد تیره تر( نزدیک تر به رنگ مشکی) است و اجسام نزدیک رنگهای درخشانتر و روشنتر هستند.

اگرچه برای هنرجوهای مبتدی رعایت پرسپکتیو اجباری نیست و بهتر است که قبل از یادگیری این فن آزادانه نقاشی کنند و دوری و نزدیکی را آنگونه که حس می کنند نمایش دهند.

یادگیری این فن علاوه بر اینکه برای کشیدن مناظر مفید است در نقاشی از آناتومی هم به کار می رود که اگر فرصت بود بعدا مطلبی در این باره خواهم نوشت.

انواع پرسپکتیو:

1- پرسپکتیو مرکزی : در این حالت فقط یک نقطه ی (C) بر روی خط افق  خواهیم داشت که امتداد خطوط (مثلا جاده  یا نوک تیرهای برق ) به آن ختم میشود.

 2- پرسپکتیو زاویه ای: در این حالت از امتداد اضلاع شی مقابل (مثلا ساختمانی واقع در نبش یک خیابان) دو نقطه ی (C)  بر روی خط افق خواهیم داشت.

 3- حالت اغراق آمیز: فرض کنید می خواهید از ساختمانی صد طبقه در کنار ساختمان های کوتاه نقاشی کنید. در این حالت مجبور خواهید بود که نقطه ی (C) دیگری صرفا برای ساختمان بسیار بلند در بی نهایت (جایی دور در آسمان) در نظر بگیرید. چون اضلاع عمودی ساختمان هم به هر حال در طبقات بالای ساختمان( مشابه کناره های جاده کمی) به هم نزدیک می شوند.

 

 نکته ها:

در پرسپکتیو مرکزی  یا فتن خط افق و نقطه ی (C) در مناظری مانند جاده و خیابان بسیار آسان است اما وقتی روبرویتان چند خانه باشد آنوقت با دانستن این نکته ها می توانید نقطه را به راحتی پیدا کنید. پس از یافتن آن رسم سایر قسمت های نقاشی بسیار سریعتر پیش می رود. نکته این است که این نقطه بر روی خط افق قرار دارد. خط افق محل تلاقی زمین و آسمان است. اگر این محل تلاقی قابل رویت نباشد آنوقت باید مراحل زیر را طی کنید.فرض کنید خانه ای نیمه کاره  روبروی شماست. با دقت خانه ای که روبریتان هست را بررسی کنید. مطمئنا دیوار کف یکی از طبقات (سقف ها) روبروی چشم شماست که نه کف و نه سقف زیر آن را نمی توانید مشاهده کنید. آن دیوار روی خط افق است. حال از دیوار های عمودی هم یکی از دیوار ها دقیقا روبروی شماست و شما قادر به دیدن فقط یک صفحه از 6 صفحه ی مکعب مستطیل دیوار هستید (صفحات پهلویی دیده نمی شوند). از تلاقی دیوار عمودی روبرویتان و خط افق نقطه (C) به دست می آید که امتداد بقیه ی خط ها و اشیا به آن میرسد!

 نقطه ی (C) ممکن است داخل قاب یا خارج از قاب قرار بگیرد!

------------------------------------------------------------------------------------------

 خب این چند روز کارهای مختلفی انجام دادم که فقط تصویر و توضیح مختصری برایشان می نویسم

نقاشی رنگ روغن گل رز صورتی . که تقدیم شد به دوست قدیمی ام سحر

 

نقاشی های انتزاعی با آبرنگ (یک کهکشان  و کهکشان قلب)

رزها در گلدان : نقاشی با پاستل گچی



 
شکوفه های کنار جاده : نقاشی آبرنگ
ساعت ٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۳  

Hot press paper is a very smooth surface. Coldpress has some texture to it and Rough is very bumpy. That is the general difference. Then there are differences in them between namebrands. Some namebrand Rough is bumpier than another namebrand. Some namebrands have more sizing in their papers than other namebrands. It all ends up to be personal preference when it comes to paper. There are different weights in papers, also. The two most common weights are 140lb and 300lb

چند روز پیش که داشتم به ریحانه (یکی دیگه از هنرجوهام) آبرنگ آموزش میدادم متوجه شدم کاغذی که اون روش کار می کنه از نظر بافت و تکسچره با کاغذهای من خیلی فرق داره ... یادم اومد که چند وقت پیش از معلم دیگرم یعنی خانوم لسلی وایت درباره انواع کاغذهای آبرنگ پرسیدم ... متن انگلیسی بالا جوابی بود که ایشون برام نوشتند. در ایران معمولا مارک (برند) فابریانو بیشتر وجود داره و کاغذها یا دارای سطحی نرم و با تکسچره بسیار کم ( گمونم هات پرس همین باشه) و قیمت بالاتر هستند, یا دارای تکسچره راه راه هستند و یا اینکه به قول فروشنده ها تکسچره چکشی دارند و سطحی پر از برجستگی ... خب کار شاگردم باعث شد که من امروز یک برگ هات پرس بخرم ... گمونم نقاشی روی این کاغذ یه چیزی دیگه باشه !

یکی از دوستان تعداد زیادی عکس از استان لرستان برام فرستاد که مناظر بی نظیر و زیبایی داره ( البته قبلا هم آقای دکتر ویسانلو از شقایق های آنجا عکسهایی فرستاده بودند) ... حیفم آمد از شکوفه های کنار جاده نقاشی نکشم. امیدوارم از این نقاشی آبرنگ لذت ببرید.

درباره متن انگلیسی اگر سئوالی بود بپرسید . من خودم زبانم خوبه فکر می کنم بقیه هم خیلی خوبند ترجمه نمی کنم

نکته جالبی که امروز فهمیدم درباره محو کن بود. قدیم ندیما که استادم در جهاد دانشگاهی کار با محو کن و کنته رو بهمون آموزش داد یه محوکن هایی وجود داشت تهش پاک کن بود جنسش هم مثل دستمال کاغذی نرم بود! خیلی لذت بخش بود کار باهاش و در ضمن خیلی راحت لبه ی محو کن رو که می گرفتی به اندازه نیم سانت از قدش کوتاه می کردی و کثیفی ها از بین میرفت. دوسال پیش که یک عدد محو کن خریدم ( از این کاغذی های جدید) به شرش گیر کردم .... همه ی محو کن با این روش (باز کردن لبه و کندن کاغذ) حیف و میل شد... امروز آقای فروشنده لطف کردند به همراه محو کن ها یک عدد کاغذ سنباده مخصوص محو کن هم بهم دادند که مثل بچه آدم بشینم محو کن رو بسابم ( به جای سابیدن کشک به هنرمندا باید اینو گفتخنده )



 
طراحی و نقاشی آبرنگ مجسمه فردوسی
ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٦  

گفتم که روی دیوار دور میدون فردوسی - سر یه دعوا - رنگ سفید پاشیدند و کل نقاشی های دیواریی که مربوط به شاهنامه بود رو پاک کردند! البته بعدا عذر خواستند و قول دادند که این نقاشی ها رو عین روز اولش بکشند!!! که من بعید می دونم این قول عملی بشه!!! شایدم بشه!  لا به لای کارهام نگاه کردم دیدم منی که اعتراض دارم به بی هنری آدمهای شهرم  خودم چرا کار هنرمندهایی مثل فردوسی و... رو پاس نداشتم... تنها مقبره حافظ رو طراحی کرده بودم ! در نتیجه برای ادای دین به حکیم توس که الحق زبان پارسی رو زنده نگه داشته طراحیی از مجسمه اش کشیدم و بعد اون رو یکبار هم با آبرنگ رنگ آمیزی کردم

اگرچه من از روی عکسی که از روزنامه کنده بودم طراحی کردم و خب خیلی از جزئیاتی که دلم می خواست بهشون بپردازم توی عکس نا واضح بود برای همین شاید چهره اش کمی تصنعی به نظر بیاد. البته نقاشی آبرنگ مجسمه فردوسی ناکامل هست!

در مورد نقاشی از مجسمه هم نکته ای به نظرم رسید که اینجا باید عنوان کنم. من شک داشتم که رنگهایی که استفاده کردم درست باشه وقتی از خانوم لسلی وایت پرسیدم گفتند که این رنگها سلیقه هست و بستگی به حس هنرمند در حین نقاشی داره! (خود ایشون از مجسمه یک ژنرال نقاشی کرده بودند و با رنگهای آبی بنفش رنگ کرده بودند). نکته اینجا بود که به نظرم احتمالا باید برای رنگ آمیزی مجسمه دقت کنیم به انعکاسهای نور از محیط اطراف . درواقع مجسمه (درست عین پارچه ای که زیر مدل پهن می کنیم) باید دارای ته رنگی از رنگهای محیط باشه!

یک عدد کتاب هم درباره رنگ روغن خریدم البته سبک کارش با روش استادم خانوم جواهری خیلی متفاوت هست. در واقع نوئل گری گوری (کتاب لذت نقاشی 2) با رنگها نسبتا رقیق کار می کنه و اول کل کار رو زیر سازی می کنه و تکه تکه رنگ رو بهش اضافه می کنه . تقریبا مانند نقاشی های کلود مونه که یک امپرسیونیست بود. اگرچه من خودمم هم علاقهی تقریبی به این سبک دارم و درواقع بازی رنگ و نور برام جالبه . اما امروز فهمیدم که این نقاشی تکه تکه خیلی هم آسون نیست! یول .... اما خب دارم تلاشم رو می کنم بالاخره کشف کنم که چه جوریه ... اینم تصویر نقاشی نیمه کاره ای ( در حد زیر سازی) که از روی نقاشی کتاب دارم می کشم.  نکته جالبی که باید اینجا بگم اینه که امپرسینویست ها کلا رنگ مشکی رو از پالت حذف کرده بودند اما نمی دونم چرا این آقای نوئل از رنگ سیاه ایوری استفاده می کنه!!!  من خودمم مشکی رو اصلا استفاده نکردم!

و اینهم  یکی از نقاشی های  کلود مونه که از نظر من بسیار زیباست. نکته ای که درباره این نقاشی باید بگویم ( از کتاب هنر رنگ : یوهانس ایتن) اینست که امپرسیونیست ها متوجه شدند که آبی شفاف و سرد آسمان و فضا به صورت رنگ و سایه در همه جا حضور دارد و در کنتراست با رنگهای گرم نور آفتاب قرار می گیرد.

پارلمان - کلود مونه - امپرسیونیست



 
آموزش نقاشی کودکان
ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٢  

با عرض شرمندگی! این مطلب که درباره آموزش نقاشی کودکان قرار بود نوشته بشه تبدیل به چند نمونه نقاشی از کودکان و چند نکته مهم و ضروری میشه! علتش هم همون مسدود بودن سایت هاست که نمی تونم چند تا مطلبی دلم می خواست اینجا ارائه بدم رو ترجمه کنم براتون! (خدا لعنت کنه اونایی رو که فیلتورنت رو راه انداخته آدم رو از اطلاعات مفید و مثبت هم محروم می کنن) گریه والبته در ادامه نظرات دوستان رو اینجا ذکر خواهم کرد. فکر کنم در مجموع مطلب خوبی بشه درباره نقاشی کودکان!

اول از همه نقاشیی که (خوشبختانه این یکی رو از قبل توی حافظه کامپیوتر داشتم) خانوم لسلی وایت به نوه اش یاد داده براتون اینجا نمایش میدم. مراحل نقاشی هم به این صورت هست که آسمون رو با آبرنگ رنگ آمیزی کردند! سپس با کمک از خط کش و پاستل روغنی خانه ها رو کشیدند و رنگ آمیزی کردند! در نهایت یک مقداری رنگ سفید (احتمالا اکریلیک بود اگه حافظه  ام درست کار کنه) روی نقاشی پاشوندند (با مسواک میشه انجامش داد) ستاره ها و ماه رو هم با پاستل میشه روی آبرنگ نقاشی کرد!

نقاشی دیگری که ایشون آموزش دادند یک جور بازی با  رنگ بود (رنگ های آبرنگی تیوپی  یا  اکریلیک برای اینکار مناسب هست). البته من عکس اصلی رو ندارم که اینجا براتون نمایش بدم در عوض نقاشیی که امروز با فاطمه (شاگردم) تمرین کردیم رو نمایش میدم. اگرچه ما از رنگ های انگشتی استفاده کردیم. من پیشنهاد میدم اصلا از رنگ انگشتی استفاده نکنید حالت لزج و سر داره. علاوه بر اینکه به سختی میشه رنگها رو روی هم مالید (برای بعضی جاهای این نقاشی لازمه )  دیر خشک شدن رنگهای انگشتی هم درد سر داره! بهم مالی و کثیف کاری میشه روی کاغذ.

مقداری رنگ ( به اندازه یه باقالی) به ترتیب در قسمت پایین صفحه بچینید و از کودک بخواهید که با استفاده از وسیله ای شبیه به کاردک (یک تکه چوب کوچک) رنگ رو روی کاغذ پهن کنه بعد کاردک رو تمیز کنه و رنگ بعدی رو پهن کنه! در نهایت می توانید در و پنجره ها رو با رنگهای متفاوت به همون شیوه نقاشی کنید! 

از اونجایی که کار با رنگ انگشتی خیلی مزخرف و مسخره بود  تصمیم گرفتم که  همین نقاشی رو با اکریلیک هم امتحان کنیم که فاطمه جون ترجیح داد یه سبد پر از گل بکشیم. من هم رنگ های اکریلیک رو روی یک صفحه پلاستیکی براش میذاشتم و نحوه استفاده رو هم آموزشش می دادم و اون این نقاشی قشنگ رو کشید

1: گلدان با رنگ قهوه ای : اول طرح را با مداد بکشید سپس به مقدار کافی رنگ قهوه ای در وسط طرح بگذارید و از کودک بخواهید با همان وسیله ی کاردک مانند رنگ را در سطح گلدان پهن کند. به او یاد بدهید که چگونه لبه ی کاردک را روی لبه ی گلدان میزان کند و رنگ را به سمت داخل هدایت نماید!

2: زردی وسط گلها : مقداری رنگ زرد روی صفحه ای پلاستیکی (پالت) بگذارید و از او بخواهید با نوک انگشت رنگ بردارد و روی کاغذ در جاهای مناسب یک ضربه بزند تا دایره ای زرد درست شود.

3: گلبرگ ها: دو رنگ کاملا متمایز و هماهنگ ( مثلا قرمز و زرد , آبی روشن و بنفش, قرمز و گلبهی ) روی (پالت) بگذارید  سپس از کودک بخواهید اول انگشت را به رنگ روشنتر و سپس به رنگ تیره تر آغشته کند و روی کاغذ بزند!  با دستمال اضافه رنگ را بگیرد و اینکار را تکرار کند

4: برگ ها: برای برگها مشابه گلبرگ  ولی با سه رنگ (زرد سبزکمرنگ  و سبز پررنگ) اینکار را انجام دهید و از کودک بخواهید که رنگ ها را به جای اینکه بر روی انگشتش روی هم بگذارد  اینبار در کنار کنار هم رنگ بردارد! ( همانطور که می بینید گوشه ی بعضی از برگها کاملا زرد است  یک گوشه ی دیگرش سبز تیره)

-----------------------------------------------------------------------------------------

اینها چند مورد آموزش بود که برایتان گذاشتم امیدوارم مفید باشد. جا دارد اینجا نقاشی پسرخاله عزیزم را که 9 سال بیشتر ندارد نشانتان بدهم . بعضی از بچه ها استعداد خارق العاده ای در درک مسائل پیچیده و تخیل دارند . معمولا پرسپکتیو چیزی است که به نوجوانان آموزش داده میشود ولی من یک سال پیش آنرا به حامد آموزش دادم و این دو نقاشی هم کار اوست ( نقاشی بنز و بی ام و)

--------------------------------------------------------------------------------------------

اینهم نظرات دوستان که زحمت کشیدند درباره نقاشی کودکان گذاشتند

رها : من اول با اشکال هندسی آشناشون میکردم....مثلاً چند هفته روی گردی(دایره) تمرین میکردیم...جلسه اول روی تخته یه دایره براشون میکشیدم و بعد تبدیلش میکردم به شیر...بعد سریع پاکش میکردم و میگفتم حالا خودشون یه شیر بکشن(معمولاً خودشون میتونستن و فقط اگه میدیدم نمیتونن دستشونو میگرفتم)...بعدش ازشون محلایی که ممکنه شیر زندگی کنه رو میپرسیدم و میگفتم جایی که شیرشون اونجا قرار داره رو نقاشی کنن...وقتی با اشکال هندسی آشنا میشدن میرفتم سراغ اشکالی که میتونن مثل یه شابلون با خط کشیدن دورش رسم کنن...مثل دست خودشون...بعد میرفتم سراغ قصه...مثلاً قصه ی خانواده ی انگشتا...بعد میرفتیم سراغ کاردستی و بازی...مثل خمیر بازی...و...............
خلاصه اینکه برای کار کردن با بچه ها باید حوصله به خرج بدی و بذاری خلاقیتشون شکوفا بشه...تازه با این روش از روی نقاشیهاشون کلی هم میشه روانشناسیشون کرد!
( البته تجربیات من برای بچه های زیر 6 ساله و نمیدونم به دردت میخوره یا نه...به هرحال نظر من اینه که اغلب درست نیست دست بچه رو بگیری و فقط یه روش خاصو بهش یاد بدی...باید بذاری خودشم حرکات و ضربه های قلمشو پیدا کنه و بهتره که فقط راهنماییش کنی )

من یه مدت توی مهد کودک به بچه ها نقاشی آموزش میدادم و یه کم تجربه در این زمینه دارم...بدترین روش برای بچه ها اینه که مانع رشد خلاقیتشون بشی و یه شکل خاص رو بهشون بدی و بگی با فلان روش نقاشی کنن(مثل کتابای آموزش نقاشی که مثلاً داخل یه شکلی رو باید رنگ کنن...بچه باید آزاد باشه و هرجا که دوست داره باهر وسیله ای که خودش انتخاب میکنه رنگ کنه، حالا فوقش خط خطی هم بکنه...عوضش از همین خط خطیا چیزی یاد میگیره)...باید دست و بالشونو باز بذاری تا چیزی که توی ذهن خودشونه رو  پیاده کنن...به عنوان یه مربی فقط باید هدایتشون کنی...لا اقل برای بچه های زیر 6 سال که درستش اینه

آذر : رها جان ذهن بچه ها بیشتر ازینا قادر به پروروندن تخیل و تصویرسازی هست . حالا من یه تکنیک کوچولو اما فوق العاده مفید رو بهت پیشنهاد می کنم . به بچه ها بگو چشاشونو ببندند یک گردی ( یا هر کدوم از اشکال هندسی و خطوط مورد نظرت ) رو تصور کنند با انگشت تو هوا اونو ترسیم کنند حالا چشاشونو باز کنند . با همون گردی یه شکل بسازند در مورد جزئیاتش براتون صحبت کنند و ... این تکنیک برای کودکان پیش دبستانی 5-6 سال و البته برای 4-5 سال هم کاربرد داره



 
نقاشی گل رز - گل پامچال : پاستل روغنی
ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٩  

امروز برای سارا جان (شاگردم) درباره نقاشی با پاستل روغنی درس میدادم که متوجه یک نکته شدیدا عمیق شدم و بد نیست که اون رو در اینجا بیان کنم. برای کار با پاستل روغنی باید چند نکته رو حتما در نظر داشته باشیم.

اول جنس کاغذ: من معمولا از کاغذهای فابریانو استفاده می کنم اما اگر دقت کنید نقاشی گل پامچال روی کاغذ فابریانو سفید کشیده شده که تکسچره راه راه داره. اما نقاشی گل رز روی کاغذ فابریانو قهوه ای با تکسچره ای کاملا متفاوت کشیدم که البته وزن کاغذ قهوه ای به مراتب کمتر از کاغذ سفید هست! من خودم نقاشی روی کاغذ قهوه ای و نظیر آن رو بیشتر ترجیح میدم چون رنگ ها خیلی راحت روی کاغذ میشینه و در واقع سر نمی خوره

دوم نوع برند (مارک پاستل): من اصرار داشتم که شاگردم حتما از پاستل روغنی لیرا تهیه کنه که متاسفانه  توی شهر (خیلی هنر پرور ... ) ما وسایل نقاشی خیلی محدود هست (از پاک کردن عمدی نقاشی های شاهنامه از دیوار دور میدان فردوسی باید این رو فهمید دیگه) و درنتیجه سارا مجبور شد مارک فابرکاستل بخره! امروز موقع آموزش بهش فهمیدم که دچار چه مصیبتی شدیم!  درواقع مارک لیرا واقعا نسبت به قیمتش عالی و حرفه ای هست. رنگهای لیرا خیلی خوب همدیگه رو پوشش میدهند و با هم مخلوط میشن و نرم هستند به راحتی می شود یک رنگ (مثلا زرد) را  روی رنگ دیگر( مثلا قهوه ای تیره) کوبید (ضربه زد) تا نقطه نقطه های زرد روی اون شکل بگیره ( درست عین حالت وسط گلها رو ایجاد کرد.  اما متاسفانه فابر کاستل این قابلیت ها رو نداره! در هر حال دوستان اگر احیانا هوس چنین نقاشی کردنی به سرشان زده به این نکته عمیقا توجه کنند.

 

پ.ن. درباره آموزش نقاشی کودکان مفصلا بعدا یک پست خواهم نوشت

پ.ن. ن. دوستی داشتیم به اسم هستی (زینب) با وبلاگ راوی که چند وقتی است غیبش زده  از یابنده تقاضا داریم نشانی او را به ما بدهد

پ. ن. ن. ن. اعظم خانم پیام پر از مهر شما دریافت شد امیدوارم با کمک از مطالب وبلاگ بتوانید روزی خودتان نقاشی هم بکشید  از این مخملی هاش

پ. ن .ن. ن. ن. توتوی عزیز تولدت مبارک  امیدوارم که پا قدم نقاشی هایم برایت خوب باشد و فردا هدیه های تولد بزرگی از خدا بگیری که جبران اینهمه زجر و تنهایی و بی کسی و  غربتت بشود (دوستان التماس دعا شدید)

پ.پ. ن.ن. شدیدا حوصله ام سر رفته  امیدوارم خدا خودش یک کاری بکند وگرنه دست گلی به  آبی بدهم که به سد کارون بگوید زکی!!!

 



 
آموزش تکنیک رنگ روغن ( نقاشی خیالیthe )oil painting technque l
ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٢  

به رهای -انتهای پرواز-  عزیز قول داده بودم که  تکنیک رنگ روغن که باهاش نقاشی خیالی می کشم رو آموزش بدم. امیدوارم تصاویر بی کیفیتی که با موبایل عهد بوق خودم گرفتم  حق مطلب رو ادا کنه و برای همه دوستان مفید باشه! برای این نقاشی که من بهش میگم کثیف کاری و بازی با رنگ روغن یا نقاشی خیالی به وسایل زیر احتیاج داریم

کاغذ یا مقوای گلاسه . کاردک . رنگ روغن. تینر. مقداری روزنامه . طلق یا شیرازه

you need  a piece of glossy paper, pallet knife, thinner, oil paints

ابتدا میز کار رو کاملا با  روزنامه بپوشانید. برای احتیاط زیر روزنامه ها حتما سفره کهنه ای پهن کنید!

بر روی مقوای گلاسه مقداری تینر  بریزید  به طوریکه سطح آنرا کاملا بپوشاند.

Cover surface of a glossy paper with a few amount of thinner

سپس مقداری رنگ روی مقوا قرار دهید. من برای این نقاشی مقداری رنگ آبی و قرمز استفاده کردم.

put some blue and red paint on the surface 

سپس با استفاده از کاردک رنگ ها را بر روی کاغذ پخش کنید و در عین حال مخلوط هم بکنید!

mix the paints with pallet knife

پس از اینکه رنگ ها به اندازه کافی روی کاغذ پخش شدند کمی تینر اضافه کنید تا مایع روانی بر روی کاغذ داشته باشید . از طلق یا شیرازه  به صورت  شکل زیر استفاده کنید تا رنگ به طور یکنواخت بر روی کاغذ پخش شود.

Add some drops of thinner to the mixture of paints. Then, use a plastik gadget like this to distribute the paint on paper thoroughly

شیرازه را به صورت رفت و برگشتی بر روی کاغذ به حرکت در آورید تا  رنگ کاملا پخش شود. کاردک را تمیز کنید و با  کناره ی آن رنگ را از روی کاغذ بر دارید!  ابتدا گلها یا تصاویری که عقب تر هستند را بکشید سپس به نقاشی اشیاء جلوتر بپردازید.

Clean the knife  then Remove paints by egde of the knife

دقت کنید پس از هر بار برداشتن رنگ   کاردک را با روزنامه تمیز کنید!

then again clean the knife

با نوک کاردک رنگ را بردارید تا ساقه گلها را بکشید!

remove the paint from surface by the tip of the knife. 

برای کشیدن برگها کمی رنگ سبز به پشت کاردک بمالید (کاردک را کمی آغشته به تینر کنید) سپس بر روی کاغذ بکشید!

این هم تصویر نهایی . امیدوارم  مفید بوده باشد



 
پرتره ناتالی پورتمن : آموزش نقاشی با مداد رنگی
ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٥  

اگرچه نقاشی ناتالی هنوز نیمه کاره است اما چون قول دادم یک پست آموزشی برای رنگ آمیزی موها بگذارم، اومدم!

برای طراحی یا نقاشی موها نکته اساسی این هست که ابتدا باید رنگ آمیزی پوست تمام شده باشد! چون معمولا مقداری از مو روی صورت میریزد. باید اول رنگ و سایه های پوست و حتی سایه های " افتان " زیر موها گذاشته شود. سپس موها به دسته های مناسب تقسیم شود.

برای رنگ آمیزی پوست صورت ناتالی ( چون کمی برنزه است) از رنگهای light yello ochre و brown ochre و flesh روشن ، متوسط و تیره و cinnamon   از سری رنگهای پلی کروم استفاده کردم. دقت کنید که من هنگام  رنگ آمیز را از مدادرنگی های روشن به تیره استفاده کردم.

سپس اندکی به جزئیات ابرو و بینی پرداختم. هنرجوهای تازه کار اول از رنگ آمیزی چشم و لب شروع می کنند که خطاست. بهترین روش این است که پوست را رنگ آمیزی کنید ( البته نه تا حدی که کاغذ از رنگ اشباع شود و برق بیافتد)  سپس به مراحل بعدی بروید. اگر بعدا احساس کردید که پوست صورت هنوز آنقدر که می خواهید برنزه نشده، بعدا مجددا  رنگهای مناسب اضافه کنید!

برای رنگ آمیزی موها ابتدا با رنگ قهوه ای سوخته ، موهای تیره را به صورتی که مشاهده می کنید رنگ بزنید!  چون موهای ناتالی هایلایت هم دارد باید دقت کنید که بیش از حد قهوه ای نکنید! لطفا صبور باشید و در کشید خط ها و منحنی ها عجله نکنید! باید کاملا با نوک تیز مداد مسیر موها را نقاشی کنید! برای تنوع گاهی به رنگ آمیزی اطراف چهره بپردازید.

پس از آنکه کار با رنگ قهوه ای سوخته تمام شد. از قهوه ای اکر استفاده کنید و قسمت هایی که روشن مانده است را کمی رنگ بزنید! به همان شیوه ، حفظ مسیر موها و خطوط نازک! می توانید متناسب با رنگ موها از قهوه ای های مختلف دیگر استفاده کنید! ( به علت کم شدن حجم عکسها در اینجا تنوع رنگهای مورد استفاده به چشم نمی آید)

---------------------------------------------------------------------------------------

پدرم در اومد!  این فتوشاپ چقدر ناز داره! مجبور شدم برای ویرایش عکسهام دوباره نصبش کنم! نصف روز سرکار بودم از دستش! اما در نهایت عکسهای کج و کوله را باهاش صاف کردم تا بشه نمایشش داد!

دیروز دوتا شاگرد داشتم از هفته دیگه میشن سه تا! عاشق تابستونم و یاد دادن نقاشی به نوجوانها!!



 
خانه روستایی ( نقاشی آبرنگ ) - آموزش استفاده از چسب میسکیت و نمک
ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۳  

از آنجایی که بنده عاشق رنگ آبی فیروزه ای در و پنجره های روستایی هستم! این نقاشی رو به عنوان مشق شب از روی نقاشی خانم ریحان اردکانیان کشیدم!

-------------------------------------------------------------------------------------

اگرچه هنوز خیلی مونده تا در زمینه آبرنگ استاد بشم اما دو تکنیک جالب برای کار با آبرنگ می خوام  آموزش بدم!

استفاده از نمک: 

 نکته های علمی اش بنابر آموخته های مربوط به شیمی رنگ دوران دانشگاهم است ، البته اگر اشتباه نکنم. رنگهای محلول در آب  دارای یک تا چند عامل حل شونده در آب هستند! این عامل معمولا به صورت نمک سولفات سدیم است! جذب رنگ بر روی سلولز (پنبه یا کاغذ)  هم به صورت فیزیکی است و هم به صورت اتصال نمکی! یعنی آن قسمت از فرمول شیمیایی رنگ که آبگریز است به صورت فیزیکی جذب ساختار پلیمری سلولز میشود ( پیوندهای واندروالسی) . قسمت آبدوست رنگ یا همان نمک سولفات سدیم  به صورت یونی جذب عامل هیدروکسیل در سلولز میشود! 

پس از رنگ آمیزی کاغذ با رنگ دلخواه ، نمک را بر روی کاغذ بپاشید! اینکه کاغذ چقدر خیس باشد

یا چقدر رطوبت آن کمتر باشد

افکت های متفاوتی را مشاهده خواهید کرد. مولکول های رنگ به علت داشتن همان گروه سولفات که در آب یونیزه شده است تمایل بسیار زیادی به نمک دارند و دور آن تجمع می کنند و حتی در آن نفوذ می کنند. در نتیجه پس از خشک شدن و تکاندن نمک ها ، نقطه های سفیدی در کار مشاهده می کنید!

البته من از نمک طعام آشپزخانه که دانه های ریزی داشت استفاده کردم. مطمئنا استفاده از نمک های درشت تر نتیجه متفاوتی خواهد داشت. می توانید سنگ نمک دریایی را در هاون تا آنجایی که مورد نظرتان است بکوبید! و از آن استفاده کنید

-------------------------------------------------------------------------------------

استفاده از چسب میسکیت

اگر نقاشی شکوفه ها که چند وقت پیش آپلود کردم را به خاطر داشته باشید. حتما برایتان جای سئوال است که چه جوری میشه پرچم گلها رو بی دردسر کشید! بهترین راه استفاده از چسب میسکیت است! از یک قلم موی باریک و کهنه شده استفاده کنید ( حیفه قلم موهای نو  خراب بشه!!)  و خطوطی را با چسب روی کاغذ بکشید و ده دقیقه ای صبر کنید تا خوب خشک شود! سپس با آبرنگ نقاشی کنید! اینکه غلظت رنگ چقدر باشد در بهتر دیده شدن این خطوط موثر است. بعد از اتمام کار می توانید چسب را بکنید! البته کمی مشکل است.

------------------------------------------------------------------------------------

این هم دو عدد غنچه گل رز با تکنیک خیس در خیس! البته به علت کمبود وقت بیشتر شبیه لکه در لکه شده! و اینکه فرصت نکردم برگهای پر رنگ تر پایینی رو اضافه کنم تا کنتراست بیشتری ایجاد کنه و یکم سرحالتر بشه!  در مجموع باید بگم این تکنیک خیس بدجوری نفسگیره!!!



 
آموزش : نقاشی گل رز قرمز
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٩  

اعصابم به شدت ٨ ریشتر از اوضاع وطن همایووونی  خورده!! هیچی سر جاش نیست!  همه ملت تا یه تعطیلی گیر میارن  ول میشن توی جاده ها و راههای ریلی و هوایی! یکی به فکر من نیست  که  وقتی یهو اونم  شاید دانشگاه احضارم بکنه ( یعنی اینم روی هواست  و معلوم نیست)   چه جوری توی این قحطی بلیط  ، باید خودمو برسونم تهران؟؟؟؟ یکی نمیگه آخه مشهد هم جا بود که  این پدر بزرگوار بنده چسبیده بهش؟؟؟ یکی بگه ملت مجبور بودند  برن آخرت  که این روزهای لعنتی  خرداد تعطیل بشه .... آخ من چقدر از خرداد متنفرم ..... آخ کاش میشد خودم تنهایی و به کل کوچ کنم برم تهران ... کاش  میشد هیچ وقت دلهره  بلیط گیر نیاوردن و دیر رسیدن  و اصلا نرسیدن نداشتم ....و  هیچ وقت ترس نداشتم از این فاصله ها گریه اعصابم قاتیه ... گفتم بیام یه پست آموزشی بذارم برای  دوستان  شاید  این هنر کمی آرومم کنه!

-----------------------------------------------------------------------------------------

اول باید درباره  کاغذ نقاشی توضیحاتی بدم .  بهترین کاغذی که من توی ایران برای  کار با مدادرنگی سراغ دارم کاغذهای اشتنباخ هست. کاغذ اشتنباخ معمولی  با دو نوع برند ترکیه و آلمان موجود هست و نوع آلمانی کمی گرانتر و به نظر من کیفیت بهتری داره. این کاغذ بافت خیلی ریزی داره و عموما به رنگ کرم رنگ هست. بافت ریز این کاغذ  مناسب کارهایی هست که ریزه کاری و جزئیات خیلی زیادی داره ( مثل همون گلها در گلدون فیروزه ای). کاغذهای اشتنباخ رنگی هم هست که  معمولا بافت های درشت تری دارند.  از کاغذ های رنگی ( یا  بهتر بگم مقوا) برای کارهایی که یک رنگ خاصی غالب بر نقاشی هست استفاده میشه . مثلا طبیعتی که کویری هست و رنگ قهوه ای غالب هست  رو بهتره روی کاغذی با رنگ قهوه ای روشن نقاشی کرد تا در مداد رنگی صرفه جویی بشه! و البته کار راحتتر بشه!  از کاغذ های فابریانو هم می شود برای این کار استفاده کرد اما  بافت راه راه  یا برجسته (پوست پلنگی) آن ممکنه نقاشی رو تحت تاثیر خودش قرار بده!

دوم درباره مداد رنگی. بهترین مارک مدادرنگی های معمولی با قیمت مناسب. مدادرنگی فابرکاستل هست! که من جعبه ۴٨ رنگ اون رو دارم! اگر خواستید که رنگهای خاص ( مثل سبز خیلی تیره یا آبی ایندیگو تیره ) را هم به  مداد هایتان اضافه کنید. مدادرنگی های پلی کروم فابرکاستل این نیاز شما رو بر آورده می کنه.  من به شدت از کار با مدادرنگی استدلر یا برونزیل  یا سایر مارکهای بازار که ارزون هم هستند متنفرم! نوک مدادرنگی های استدلر به نرمی فابرکاستل نیست و قدرت رنگ دهی اش هم همینجور.  بعضی از مدادرنگی ها هم ناخالصی هایی دارند که  اگر هنگام رنگ آمیزی دقت کنید به صورت دانه دانه روی کار خود را نشان میدهد و گاهی هم رد بی رنگی روی کاغذ ( عین ردی که با خودکار بیرنگ روی کاغذ بکشید ) می گذارند و باعث نایکنواختی کار می شوند.

سوم. در هنگام رنگ آمیزی نوک مداد را کاملا تیز کنید. مدادرنگی های فابرکاستل مدادتراش مخصوص هم به همراه دارند. رنگ آمیزی با نوک گرد و کند مداد باعث میشود که شما برای بدست آوردن رنگی تیره تر مداد را بیشتر فشار دهید و فشار بیش از حد نتیجه ای جز برق افتادن کاغذ نخواهد داشت.

چهارم. من خودم شخصا از پاک کن های مشکی فابرکاستل استفاده می کنم چون مقدار نرمه پاک کنی  که میدهد کم است. از پاک کن خمیری هم میشود استفاده کرد. تکه ای از خمیر را روی کاغذ بگذارید و بردارید. مزیت پاک کن خمیری در این است که  فرو رفتن گرده های ریز رنگ به داخل منفذ ها و بافت کاغذ در اثر مالش  صورت نمی پذیرد. البته تا جایی که امکان دارد اشتباه نکنید تا از پاک کن استفاده نکنید!

-------------------------------------------------------------------------------------------

نحوه رنگ آمیزی گل رز ....

شیوه های مختلفی برای رنگ آمیزی هست. بهترین شیوه استفاده از هاشور های نازک و منظم در کنار هم هست. البته وقتی شی به پیچیدگی گل رز میشود  باید از خطوط درهم و نا منظم استفاده کرد.

با توجه به اینکه گل چه رنگی است برای تیره کردن قسمتهایی از گلبرگها باید رنگ مناسبی را انتخاب کرد.  مثلا برای گل قرمز از رنگ مکمل آن یعنی سبز استفاده می کنیم. گل زرد ، رنگ بنفش،  و برای گل نارنجی از رنگ آبی و .... البته ممکن است تیرگی دلخواه حاصل نشود که در اینصورت ممکن است از انواع قهوه ای ها یا ارغوانی ها  یا حتی مدادرنگی آبی ایندیگو تیره پلی کروم ، استفاده می کنیم . برای شماره گذاری رنگها  معیارم فابرکاستل 48 رنگ  است.

1- ابتدا با سبز 357 تیره ترین نقاط را به نرمی رنگ آمیزی می کنیم

2- سپس اندکی سبز جونیپرگرین پلی کلروم اضافه می کنیم!

3-  سپس اندکی قهوه ای تیره 376 بر روی آنها می کشیم . دقت کنید که به اندازه ای مداد رنگی را بر روی کاغذ می کشیم که کاغذ از رنگ اشباع نشود! (کاغذ برق نیافتد) و رنگ آمیزی به نرم با نوک تیز مداد انجام میگردد.

4- سپس از قرمز دیپ اسکارلت پلی کروم استفاده می کنیم. دقت کنید نقاطی که روشنتر است رنگ آمیزی نکرده ام.

 

5-  حال کمی قرمز 326  که روشنتر است اضافه می کنیم.

6-  سپس با قرمز 318 کل کار را رنگ آمیزی می کنیم . این قرمز کمی مایل به نارنجی است.

7-  برای اینجاد کنتراست بیشتر از آبی ایندیگو دارک  پلی کروم استفاده می کنم!  دقت کنید به هیچ وجه از رنگ مشکی برای تیرکردن و سایه زدن استفاده نکنید. مشکی به علت داشتن دوده کار را کثیف می کند.

در نهایت اگر احساس کردید که لازم اس هنوز قرمزتر شود می توانید با توجه به سایه روشن ها از یکی دوتا از قرمزها استفاده کنید! یا اگر لازم بود  سبز و قهوه ای ها را هم بکار ببرید.

در اصل باید این روش را به صورت معکوس انجام دهیم. یعنی از رنگهای روشنتر به رنگهای تیره تر!  اما گاهی ممکن است متوجه شوید که بعضی از رنگ ها را اگر روی رنگ دیگری بکشید قابلیت پوشش دهی خوبی ندارند درنتیجه مجبور میشوید که ترتیب رنگ گذاری را تغییر دهید! ( این مشکل ممکن است برای پاستل روغنی هم پیش بیاید!)

---------------------------------------------------------------------------------------------

احساس می کنم کمی آروم شدم ولی هنوز دلنگرانم نگران

 



 
طراحی چهره - سه رخ- ادامه drawing portraits
ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢۱  

به سیما جون قول دادم که این طراحی رو کامل کنم و توضیحات بیشتری براش بنویسم. البته روشهای متفاوتی برای شروع سایه زدن وجود داره که من در اینجا چیزی رو می گم که کار رو آسون تر بکنه! معمولا اول از مدادهای سری اچ استفاده می کنند و سایه های کلی رو می زنند . گاهی هم از مداد یا گچ سفید برای لکه های روشن استفاده می کنند و بعد به تدریج مدادهای نرم تر سری بی رو استفاده می کنند تا طرح تکمیل بشه. یعنی معمولا تیره ترین جاها در آخرین مرحله تکمیل میشه. 

اما در اینجا با توجه به توضیح پست قبلی پس از آنالیز عکس سیاه سفید، من انواع خاکستری ها رو تشخیص دادم و تیره ترین و روشن ترین جاها رو هم تعیین کردم. بنابراین اول با مداد بی8 و بی7 تیرگی های لازم رو رنگ زدم  بعد طبق شماره گذاری های تصویر بعدی از مدادهای مختلف استفاده کردم. البته روش درست این بود که اول همه جای صورت به جز ( بر آمدگی بینی، روی گونه ها و بر آمدگی چانه و چند نقطه دیگه که روشنتر هست) همه جا رو با مداد اچ5 هاشور میزدم ولی خب عجله داشتمنیشخند

برای قسمت زیر ابرو بعد از استفاده از مداد اچ5  با استفاده از مداد بی2 ناحیه نزدیک به خط بالای چشم را کمی تیره تر کنید. یا مثلا موهای سمت چپ از دو مداد بی8 و بی7 استفاده شده چون سایه کلاه، قسمت بالا را تیره تر کرده. ( این جزئیات  و تنوع مدادها کمک می کنه تا یکنواختی خاکستری ها کمتر بشه) .

برای تکمیل کردن چشم سمت چپ از مداد بی4 استفاده کردم تا خط بالای چشم را کمی تیره تر کنم و کمی هم اطراف این خط به سمت بالا را تیره کردم .  اگه خوب با دقت نگاه کنید سه تا خاکستری زیر ابرو تا این خط رو می بینید! این کار باعث حجم دادن به پوست میشه! همچنین برای پیشانی هم با توجه به سایه افتان کلاه از دو مداد دیگه استفاده کردم.

اگه سئوالی هست من در خدمتم

----------------------------------------------------------------------------------

پ.ن: کلاس آبرنگ میرم. کلی ذوق و شوق دارم. همکلاسی دبستانم رو هم بعد از اینهمه سال دیدم. البته اون قسمت طراحی میشینه. یه پسر 5 ساله هم داره.

آبرنگ 16 رنگ گرومباچر امریکایی خریدم. استادم غر میزنه که تعداد رنگات کمه بازم بخر. یکی نیست بهش بگه استاد من همین 16 تا رو نمی تونم از هم تشخیص بدم هنوز توی گفتن اسمهاشون درجا میزنم.

ایندفعه به توصیه فروشنده قلم آبرنگ دالی (شماره های 00000 و 1 و 4 و 10 ) که ایرانی هم هست خریدم. یکم گرونتر هست ولی خوشبختانه مثل قلم ره آورد رنگ پوستش نپوکیده. اینم اولین تمرینم، بازی با رنگها و مخلوط کردنشون. ولی حسابی پوستم کنده شداوه



 
آموزش طراحی چهره (پرتره) سه رخ
ساعت ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱٩  

طراحی چهره (پرتره) در حالت سه رخ

گاهی اوقات پیش میاد که باید عکسی را در مانیتور کامپیوتر ببینیم و نقاشی کنیم! بویژه وقتی چاپگری در کار نباشه و عجله هم داشته باشیم. اینجور وقتهاست که برنامه فتوشاپ به داد آدم میرسه. من همیشه عکسهایی که مجبورم اینجوری کار کنم رو با استفاده از خط کش فتوشاپ به صورت شطرنجی در میارم و با همون نسبت هم کاغذم رو تقسیم بندی می کنم و طرح رو پیاده می کنم. نکته به درد بخور دیگه ی این برنامه رو هم بگم که تبدیل مد عکس رنگی به خاکستری هست وهمچنین قابلیت تنظیم تیرگی روشنی (تنالیته) بر اساس چیزی که دلخواهمونه! در نتیجه هنرجوهای مبتدی می تونند به راحتی میزان خاکستری هر رنگ رو بفهمند و به تدریج که با تجربه تر شدند خودشون حدس بزنند که چه رنگی  رو با کدوم مداد طراحی و با چه میزان فشار قلم  بکشند تا حجم ایجاد بشه. این کار رو من برای عکس این خانوم خواننده انجام دادم ( این عکس صرفا به دلیل شهرت و آشنایی خیلی ها با چهره ایشون و فیزیک چهره انتخاب شده). چیزی که مشخصه، سفیدی چشم روشن ترین قسمت عکس هست! و همچنین برقی که داخل عنبیه افتاده. تیره ترین قسمت ها هم مژه ها، عنبیه، موها، روبان کلاه و داخل دهان و کمی هم حفره بینی هست! بقیه قسمت ها خاکستری های مختلفی دارند که باید به آرامی کشف بشه! و طراحی بشه!  تمرین تنالیته ها با مدادهای مارس لوموگراف که یادتونه!؟

 قابل توجه بعضی از دوستان ، چین و چروک خط دوخت یقه و همچنین راه راهای محو کلاه را فراموش نکنید! کشیدن این جزئیات با حوصله و تامل باعث جذاب تر شدن کار میشه!

در پستهای قبلی حالت تمام رخ رو قسمت به قسمت گفتیم. اینجا تفاوتهای حالت سه رخ و تمام رخ رو فقط ذکر می کنم (صرفا برای این عکس) مقدار این تفاوتها همه بستگی به زاویه چرخش سر داره

1-      چشم سمت چپ – چون به ما نزدیکتر هست- به مقدار جزیی بزرگتر شده

2-      فاصله بین دوچشم که قبلا به اندازه یک چشم بوده، حالا کمتر شده.

3-      پره سمت راست بینی دیده نمیشه

4-      عنبیه از حالت مدور به حالت بیضی در اومده

5-      قسمت سمت راست لب کوچکتر شده

خیلی از نکات دیگه هم هست که خودتون به راحتی متوجه می شوید. برای این چهره باید در نظر داشته باشید چون سر علاوه براینکه چرخیده، کمی کج شده، در نتیجه خط واصل بین چشمها، خط واصل ابروها، خط زیر بینی، خط وسط لب و خط زیر چانه همگی با همان زاویه کج شده است.  این خطوط راهنما می تواند کمک کند ایراد های احتمالی طراحی ( نا مناسب بودن جای اعضای صورت ) را به راحتی برطرف کنید.

نکته: همیشه قبل از نقاشی به صورت رنگی هم سعی کنید طراحی را انجام دهید. اینکار برای استفاده درست و به جا از رنگ و تشخیص سایه ها و نیمسایه ها کمک می کند. یا حد اقل تصویر خاکستری شده آنرا با فتوشاپ بررسی کنید!



 
اولین نقاشی ام با اکریلیک
ساعت ٤:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱٧  

چند وقتی بود دنبال ابزار جدیدی بودم که نه به اندازه آبرنگ شل و ول باشه ( توهین نشه به اونایی که عشق آبرنگ هستند!  من خودم جلا و طراوت نقاشی های آبرنگی رو خیلی دوست دارم) نه به اندازه رنگ روغن بو بده که سر درد بگیرم. نقاش کوهنورد راهنماییم کرد که با اکریلیک کار کنم و گفتند که - اکریلیک بو ندارد  2- زودتر از رنگ وروغن خشک میشود 3- پوشش رنگهای روشن آن کم است 4- بعد از خشک شدن  با آب حل نمیشود 5- مثل رنگ و روغن ورنی دارد 6 - حلال آن آب است 7- با پاستل . آبرنگ . مداد رنگی . پاستل شمعی . قابل کار است 8- روی کاغذ و مقوا (بوم ، شیشه، پارچه، سفال) هم میشود کار کرد .

در واقع رنگ اکریلیک پس از رنگ آمیزی و خشک شدن به حالت پلیمری در می آید برای همین دوباره در آب حل نمیشه!  ( قابل توجه مهندسا )به هر حال من هم تصمیم گرفتم شانسم رو امتحان کنم و البته تا اینجاش از اکریلیک خوشم اومده. بعضی ها - حتی اهل فن- بهش می گن اکرولیک که این واقعا اشتباه فاحشی هست!

 

بحث رنگ روغن شد، یاد فیلم دختری با گوشواره مروارید افتادم. هنرمندهایی که ندیدن حتما ببینند! به نظرم یکی از جالبترین فیلمها درباره نقاشی است. مخصوصا زمانیکه  آقای نقاش به دختر خدمتکارش آموزش میده که چه جوری و با چه ضرباهنگی و حرکتی رنگ ها رو پودر کنه! یا حتی نگاههاش طرز کارش با قلم و ... من رو مجذوب کرده بود! به قول حبه قند و جادوگر ساوینا ... شبیه  دی آر خودمونه.... جالبه که نگاهش هم شبیه دی آر خودمون بود!  این رو گفتم که وقتی فیلم رو دیدید یه نکته جالب رو هم دقت کنید که نقاشهای قدیم رنگها رو خودشون می ساختن! این هم شاید جزء اسرار مگوی هر هنرمندی بوده! بنابر این علاوه بر تکنیک، اینجا مواد اولیه و طرز ساخت اون هم برای هر هنرمندی منحصر به فرد بوده! خوشبحالشون

البته از حق نگذرم ... فیلم سرافین seraphine رو هم که دیدم از اول تا آخر میخکوب پای تلویزیون نشستم! ( خیلی به ندرت پیش میاد فیلمی من رو بنشونه پای تلویزیون) چیزی که من رو  واداشت تا آخر فیلم رو ببینم بازی کاملا واقعی نقش اول فیلم بود. انگار با رنگها حرف میزد!  بعلاوه سبک خاص نقاشی اش! چیزی که من رو متاسف کرد  نفهمی دکترهای دیوانه خانه بود که سرافین رو از لذت نقاشی محروم کردند با اینکه می تونستند حداقل این لطف رو در حقش بکنند که بگذارند در تیمارستان هم نقاشی کنه!!!



 
آموزش طراحی از دست
ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٧  

دست همانطور که می بینید در دست هم نسبتهایی وجود دارد که شناخت این  نسبتها می تواند برای  آسانتر کشیدن و اجتناب از خطا در اندازه گیری ها مفید باشد. مثلا اینکه دست در حالت عادی در یک مستطیل جای می گیرد و این مستطیل را اگر به چهار قسمت تقسیم کنیم (مثل شکل) می توان حدودا جای گیری انگشت ها را پیدا کرد. دقت شود که خط تای  انگشت ها همواره (حتی وقتی دست در حالت های بسته و غیر عادی قرار دارد) روی یک منحنی  قرار دارند. و این منحنی خط تاها  با هم  تقریبا موازی هستند. یا در این جا قد  انگشت های وسط ، انگشتری و کوچک  روی یک خط کج  قرار دارد. برای همین به راحتی می توان  با پیدا کردن شیب این خط کج اندازه انگشت ها را درست رسم کرد. همچنین منحنی باز و بسته شدن انگشت  شصت را می توان به راحتی مانند شکل رسم کرد با ذکر این  نکته که وقتی انگشت شصت هم صاف در کنار دست باشد قدش به نصف بند اول انگشت اشاره میرسد. در نتیجه با رسم منحنی از آن نقطه محل قرار گیری سر انگشت شصت را می توانید به راحتی پیدا کنید تا یه وقت دست اجنه  یا فرشته یا ...  از آب در نیاید.

در شکل زیر هم می توانید باز هم منحنی مربوط به انگشت شصت را ببینید. همچنین می توانید ببینید که برای انگشت اشاره مفصل وسطی دقیقا وسط مفصل پایینی و سر انگشت است.

یا در شکل بالا برای اینکه قد دست و ساعد را  راحت تر پیدا کنید فواصل مساوی ( نقطه های مهم ) نشان داده شده. با کمی دقت در دست مدلها می توانید این نقاط طلایی را پیدا کنید تا سریعتر و آسانتر طراحی کنید

اما دست بچه ها بر عکس بزرگترها گوشتالو و پفکی است. ظاهرا قاعده خاصی ندارد و برای کشیدن آن باید دقیقا مدل را بررسی کنید.

باز هم تاکید می کنم  آنهایی که از یادگیری این روشها خوششان نمی آید مجبور نیستند که این نسبت ها را بررسی کنند و به کار بگیرند. اما من خودم شخصا وقتی کارهای داوینچی را می بینم شک نمی کنم که اشتیاق او به  دانستن نسبتهای طلایی و پیدا کردن اثر تک تک ماهیچه ها و استخوان های زیر پوست بود که  از او  داوینچی ساخت. او حتی محل رویش مو از پیشانی را هم محاسبه کرده. به طوریکه این محاسبات و مطالعات او  اکنون در کاشت مو کاربرد دارد!!!!

--------------------------------------------------------------------------------

پ.ن: این روزها هر که را می شناسم دارد می رود! از میان دوستانی که در سالهای دانشگاه می شناسم و هم اتاقی هایم ... تعداد معدودی مانده اند و اکثرشان رفتند. گاهی وقتی کسی برای خدا حافظی تلفن می کند و یا پیامی می فرست  ناگهان احساس می کنم  تنها تر شده ام ولی در دلم می گویم سفرت به خیر اما تو و دوستی خدا را چو از این کویر وحشت  به سلامتی گذشتی  به شکوفه ها به باران  برسان سلام ما را !

---------------------------------------------------------------------------------
بعدا نوشت : امروز رفتیم طرقبه Torghabeh  و دو سه تا سبد به علاوه یه ظرف سفالی با لعاب آبی خریدم برای بعدا که گلهای باغچه در اومد ازشون نقاشی کنم . من چقدر خوشحالم !



 
بینی nose
ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٦  

بینی شاید  سخت ترین  عضو صورت باشد که باید کشید . از زیر بار کشیدن گوش که سخت تر است به راحتی می شود شانه خالی کرد چون به هر حال زیر موها  یا روسری یا شال قایمش می کنیم . اما بینی را فقط با پوشیه میشود قایم کرد. به هر حال فقط و فقط تمرین است که می تواند این سختی را  برطرف کند.

تا امروز چشم و ابرو و دهان را در حالت تمام رخ بررسی کردیم . فرم  اصلی صورت در حالت تمام رخ را  هم  قبلا گفتیم .  امروز نوبت  بینی است. فرم اصلی را در تصویر زیر می بینید. کافیست بتوانید خطوط اصلی تیغه بینی را در صورت پیدا کنید! و آنها را روی کاغذ بیاورید! سپس سایه ها و نیم سایه ها را با هاشور بکشید! دقت کنید تا زمانی که  چشمتان عادت به پیدا کردن  سایه ها و نیم سایه ها نشده جهت هاشور را 45 درجه بزنید .  نقاشان حرفه ای ممکن است  خطوط را در امتداد حرکت مداد بر روی پوست بکشند اما در هر صورت چیزی که رعایت می کنند پوشش دادن  خطوط است! در بسیاری از مواقع ( بخصوص برای بینی)  خاکستری های متنوعی در آن می بینیم که به تدریج ( و نه ناگهان)  تیره و روشن می شوند که اینها را باید نشان  داد!

 

 

 

---------------------------------------------------------------------------------

پ.ن :  هنر جوهایی که  معمولا از روی عکس ( مخصوصا عکسهایی که  به صورت  رنگی با پرینترهای معمولی چاپ می شود)  نقاشی  می کنند باید نکته ای را رعایت کنند.

ساز و کار  پرینتر ها طوری است که  باید  از چهار رنگ  فیروزه ای ، سرخابی، زرد و مشکی  طیف وسیعی از رنگها را برای چاپ  تهیه کند. و متاسفانه به جز رنگ مشکی بقیه رنگ ها  تقریبا  گران هستند . به همین دلیل برای رنگهای مختلف و مخصوصا تیره تا جایی که امکان داشته باشد رنگ مشکی را بیشتر استفاده می شود تا هزینه های چاپ کمتر بشود. در نتیجه وقتی از روی این عکسها نقاشی  کنیم و بخواهیم دقیقا همان رنگهای عکس را شبیه سازی کنیم ناچار نقاشی کدر و گرفته و دلمرده ای بدست می آید. به همین دلیل است که تا جایی که امکان دارد از مدل زنده استفاده کنید و یا  عکس چاپ شده را همواره  با نمونه  دیجیتالی اش در کامپیوتر مقایسه کنید تا  رنگهای شادابتری را انتخاب کنید.

اشتباه دیگر استفاده از  نقاشیهای ( مثلا رنگ روغن  یا آبرنگ) که  با  وسیله دیگری به غیر از مدادرنگی کار شده اند و  تلاش برای بدست آوردن همان رنگها است! اگر خوب دقت کنیم به طور عمده ( و نه همه ) نقاشیهای رنگ روغن  تیره و کدر هستند! یا نقاشیهای آبرنگ جلا و درخشش خاصی دارند!  برای تمرین  بهتر است  از نمونه کارهای مدادرنگی استفاده کنید.

پیشنهاد می کنم کتاب  مدادرنگی ( آموزش تصویر سازی و شناخت ابزار)  که توسط خانمها شیدا حسامی و فرشته اطاعتی  نوشته شده است را حتما  مطالعه کنید.

-----------------------------------------------------------------------------------------

پ.ن: از همه دوستانی که  با نظرات و راهنمایی ها و تشویقها بنده رو مورد  لطف خودشون قرار میدهند یک دنیا ممنونم! مخصوصا  خانوم دکتر نازنین عزیز و همسرشون!



 
نقاشی از لب - lip
ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۳٠  

دوستان علاقه مند به نقاشی، مداد و کاغذ رو حاضر کنن که  یه درس جذاب دیگه داریم! انقدر هم نگید ما علاقه داریم ولی نمی تونیم! باورکنید نقاشی  فقط هنر خوب دیدن هستش و اراده کردن!  هنرمندهای زیادی داریم که کارهاشون رو مدیون  پل سزان  فرانسوی می دونند چون این آدم هنر رو دوست داشت ولی رفت حرفه وکالت- به خاطر باباش- یه روز  بی اراده فقط به چهره مادرش فکر می کرده  و وقتی کاغذ زیر دستش رو می بینه ! بله  با چند تا خط ساده طرح کلی صورت مادرش رو کشیده!  و اونجا میشه که وکالت رو  می بوسه میذاره کنار و  تمرینهاش رو شروع می کنه تا  میشه پل سزان! حالا من نمی گم کار و زندگی رو بگذارید کنار! ولی لا اقل  به خواسته دلتون بها بدید. حیف هست به خدا.

خب عکس رو خوب نگاه کنید. جای قرار گیری لب رو نشون داده. ( قسمت های آموزشی قبل  دقیقا گفتم کجاست) نکته اساسی اون خطی هست که از زیر  بینی شروع میشه و از برجستگی های بالای لب میگذره و در نهایت  به  دو گوشه ی چونه  میرسه! که برای تقریبا همه آدمها صدق می کنه!  اما سایر خطوطی که کشیدم  تقریبا برای هر فردی یکتا هست! اینها رو باید کشف کنید. درست مثل چشمها متنوع هستند!

بعد از اینکه خطوط اصلی رو  به صورت کمرنگ کشیدید . مرحله تعیین  تیرگی و روشنی ها میرسه! همیشه خط وسط لب تیره است و مخصوصا در دو نقطه کناری لب گاهی دو نقطه کاملا تیره داریم! لب بالایی معمولا کمی تیره تر از لب پایین هست! چون طوری قرار گرفته که  نور بهش نمی خوره ( البته اگر آرایش شده باشه  باید مواظب  برق اکلیل ها و روغن باشید)  گاهی شیارها و فرورفتگی هایی می بینید و آنها رو  با دقت  بکشید! بعد از آنالیز  تیرگی ها و روشنی ها. رنگ آمیزی رو شروع کنید. با رنگهای روشن

 جایی که براق شده  یا نور خورده  با رنگ سفید  یا روشن ترین رنگ مناسب رنگ آمیزی کنید. و سپس از رنگهایی که مناسب پوست و گوشت هست  استفاده کنید! ( بهتر است با مدادهای پلی کروم  با شماره های medium flesh131 و light flesh 132 و dark flesh 130 و cinnamon189شروع کنید- این رنگها برای پوست صورت استفاده می شوند)و سپس از مخلوط رنگهای صورتی و ارغوانی و قرمزها و نارنجی ها استفاده کنید ! اگرچه قرمز برای لب آرایش شده  مناسب هست و قهوه ای برای لب معتادها و سیگاری ها!!!  سعی کنید رنگهای مختلف رو  ببینید و همچنین اگر  رنگ آمیزی به صورت هاشور برایتان مشکل است بهتر است لب را در جهت برجستگی های آن ( مثلا از وسط لب به سمت پایین  لب موازی با خطوط چین  و چروک گوشت و پوست لب ) سایه بزنید تا طبیعی تر جلوه کند.

دور لب را با مداد خط لب نکشید!!! مگر اینکه  خط خدایی داشته باشد یا آرایش شده باشد!!!!

برای رنگ ته ریش می توانید از  سبزی که ته رنگ خاکستری دارد ( مدادرنگی شماره 172earth greenپلی کروم فابرکاستل )  استفاده کنید  یا  با مخلوط رنگ سبز روشن و خاکستریها آنرا بسازید



 
بهار spring
ساعت ٩:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢۳  

 

با این که هنوز یک ماه و چند روز به بهار مونده ولی من امسال بدجوری بی قرار اومدنشنم. گاهی عطر بوی اون رو حس می کنم و سرمستم می کنه. این تصویر سازی هم شاید نشانه ای از اتفاقی باشه که دلم می خواد این بهار رخ بده. بعدا تصویر تکمیل شده رو میگذارم تا ببینید!

کتاب هنر رنگ رو که می خواندم برای هنرجوهای تازه کار تمرین جالبی داشت. چهار برگ به اندازه تقریبا 20در20  را برای چهار فصل در نظر میگیره و هرکدوم رو به مثلا 5 در5 قسمت تقسیم می کنه: 25 مربع کوچکتر

بعد از هنر جوها می خواد که با توجه به سلیقه و همچنین نگاه به طبیعت!  رنگها رو توی این 25 مربع طوری بچنیند که هم  ترکیب بندی مناسبی داشته باشه و هم بیانگر احساس و درونمایه اون فصل باشه!  این تمرین رو میشه برای موضوعهای دیگه هم انجام داد و کمک خیلی زیادی به اونهایی می کنه که می خوان خیالی و ذهنی نقاشی کنند!

-------------------------------------------------------------

پ.ن: این شعر رو دوستی برام فرستاد! برای یادگاری اینجا می نویسم که بدونه چقدر به این دلگرمیها برای کشیدن و رنگ زدن نیاز دارم!

تو شاهکار خالقی تحقیر را باور نکن

بر روی بوم زندگی هر چیز می خواهی بکش

زیبا و زشتی پای توست، تقدیر را باور نکن

تصویر اگر زیبا نبود

نقاش خوبی نیستی

از نو دوباره رسم کن

تصویر را باور نکن

خالق تو را شاد آفرید! آزاد آزاد آفرید

پرواز کن تا آرزو

زنجیر را باور نکن

---------------------------------------------------------------------------------------

بعدا نوشت:

همیشه لازم نیست که برای  رنگ آمیزی هاشور بزنید! مخصوصا برای وقتی که می خواهید پشت صحنه ی جایی را رنگ آمیزی یکدست بکنید! چون هاشور ۴۵ درجه زدن و مرتب و منظم کار سختی است و گاهی ردیف های خطوط موازی در نمی آید می توان از طرح خطوط درهم استفاده کرد. مثل خطوطی که  ابرهای نقاشی را با آن کشیده ام.

باز هم تاکید می کنم برای تیره کردن مثلا تنه درخت تا جایی که امکان دارد از رنگ مشکی پرهیز کنید! و به جایش از تیره ترین قهوه ای استفاده کنید! یا برای سایه انداختن ابر از خاکستری استفاده نکنید! سعی کنید آبیها را متنوع تر کنید! مگر اینکه بخواهید آب و هوای غم گرفته و دلگیر را نمایش دهید! ولی من  شخصا ترجیح میدهم شادی نقاشی ام را با رنگهای تیره و نا بجا  از بین نبرم!



 
نیلوفر آبی -آموزش قطره آب
ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۱۳  

هر وقت که از زندگی نا امید می شم و افسردگی مثل خوره میافته به جونم . یکی میاد دست روی سرم می کشه میگه  با اون مداد رنگی های جادوییت نقاشی کن . گل بکش. معجزه میشه . حالت خوب میشه.

١٣٠ مدادرنگی که دارم میچینم دور و برم  و به قلبم نگاه می کنم و رنگها رو  بر میدارم روی کاغذ می کشم!  با همه وجودم به تک تک رنگها محبت می کنم تا میشه این نقاشی . شاید به اندازه داوینچی و پیکاسو و سزان  رامبراند  مهارت نداشته باشم و معروف نباشم . ولی  می دونم  داروی خوبی دارم! که توی رنگهاست!

عاشق رنگ سبز بیشه و دریا ام! (علت فنی داره : چون بیشترین حساسیت چشم  درطول موج نور ۵۵٠ نانومتر که همون سبز باشه هست) 

-----------------------------------------------------------------------------------

برای کشیدن آب روی این برگها یه تکنیک ساده هست که اینجا تشریحش می کنم.

١- روشن ترین  قسمت آب رو با  رنگ  سفید یک  خط بکشید

٢- لبه های آب رو  با رعایت فاصله ( که نزدیک به اون خط روشنی هست معمولا)  با تیره ترین رنگ مربوط بکشید.  مثلا اگه  قطره آب روی برگ سبز هست باید از سبز خیلی تیره استفاده کنید. یا اگه روی برگهای قهوه ای شده هست به تناسب رنگ برگ از تیره ترین قهوه ای استفاده کنید.

٣- فضای داخل قطره آب رو  با توجه  به این اصل که در اثر شکست نور کمی جابجایی رخ میده  رنگ آمیزی کنید! سعی کنید اون خط سفید که کشیدید  دست نخوره و محو نشه

نکته :  کشیدن این نقاشی بدون وجود اون مداد رنگی های پلی کروم  که  خریده بودم تقریبا غیر ممکن بود . چون سبز چمنی خیلی روشن  - سبزخاکستری  - سبزلجنی تیره و خیلی تیره - آبی خیلی تیره ( رنگ آسمون شب)  جزء مداد رنگی های معمولی نیست .... وجود همین تیرگی های خیلی عمیق هست که باعث میشه اون سبزهای روشن و صورتی و سفید ها خودش رو نشون بده!

-----------------------------------------------------------------------------------------

اینم یه عکس با کیفیت تر  از نیلوفر آبی  water lily



 
پاستل روغنی : آموزش : آفتابگردان
ساعت ٦:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٠  
ایجاد بافت یا عدم ایجادش  بیشتر بستگی به این داره که روی چه نوع کاغذی کار کنید! کاغذ هایی که مثل اشتنباخ باشند معمولا بافت ریزی دارند  ولی کاغذ فابریونا عموما بافت درشت دارند. البته که به نظرم خودتان روی چند نوع کاغذ مختلف امتحان کنید و ارتباط جنس کاغذ، نوع بافت (مثلا راه راه یا  تکسچره و ...) و شیوه ی محو کردن را حس کنید بهتره. درضمن وقتی پاستل رو غنی رو با انگشت محو کنی از اثر بافت دار بودن رنگ کم میشه و تقریبا حالت رویایی ایجاد میشه! انگار مه گرفته باشه. پاستل روغنی با پاستل خشک فرق داره. خیلی هامون از بچگی با پاستل روغنی کار کردیم (شبیه مداد شمعی ولی نرمتره برای همین راحتی میشه محوش کرد) ولی درکل چون روی کاغذ معمولی ازش مثل مداد استفاده کردیم هیچ وقت قابلیتهاش رو نفهمیدیم. یه چیز دیگه اینکه چون اینها روغنی هستند درنتیجه اگر اول یه جاهایی رو با پاستل روغنی روی کاغذ مخصوص آبرنگ بکشید  اونوقت می توانید از آبرنگ و گواش برای بقیه قسمت هایش استفاده کنی و یه افکت کاملا جدید ایجاد کنی! . روش دیگر هم که من برای قسمت وسط گل آفتابگردانم استفاده کردم برداشت رنگ است. ابتدا زمینه را با یک روشن مثلا قهوه ای یا زرد روشن رنگ آمیزی و محو می کنیم. دوباره با رنگی تیره تر مثلا قهوه ای سوخته روی آنرا لایه یکنواخت رنگ می کشیم ( بعضی جاها می توانید یکنواخت کامل نکنید تا کمی بافت خودش را نشان بدهد) سپس با ناخنتان بر اساس طرح مورد نظر رنگ قهوه ای سوخته را بتراشید. رنگ زرد زیر کار خودش را نشان میدهد.
برای کار با پاستل آموختن انواع ضربه های قلم ( پست های قبلی آنرا توضیح دادم) بسیار مفید است.
نقاشی ها در اینجا نصفه و نیمه دیده میشود آنها را save کنید و با نرم افزار paint ببینید.
همانطور که میبینید از پاستل روغنی مارک لیرا که 50 رنگ دارد استفاده می کنم. اگرچه احساس می کنم اگر 70 رنگ هم داشتم باز هم دچار کمبود رنگ می شدم.


 
طبیعت- پاستل روغنی : آموزش
ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۸  

ممنونم از همه دوستانی که نظر می دهند و آدم رو شرمنده می کنند.

این بار یک کار با پاستل روغنی رو براتون میذارم . اگرچه جنس مقواش یک مقداری لیز بود و خیلی اذیت شدم به هر حال کشیدمش.

برای کار با پاستل روغنی مقوای بافت دار استفاده کنید منتها مثل من عجله نکنید و درست و حسابی با پنج انگشتتون مقوا رو لمس کنید تا یه وقت لیز نباشه. مقوایی که کمی زیر انگشتها حالت خشکی داشته باشه جذبش بهتره و پاستل روش سر نمی خوره و همچنین چند رنگ رو به راحتی می شه روش کشید و مخلوط کرد بدون اینکه رنگ زیری  برداشته بشه ( وقتی لیز باشه رنگ دوم رو که می خواید بذارید عین پاک کن عمل می کنه و رنگ اول رو تا حدودی بر میداره ).

اثر پاستل رو با انگشت محو کنید مثلا برای قسمت های دور تر به شما. این کار شبیه به لنز دوربین های حرفه ای عکاسی میشه

اما بهتره برای حفظ جلا و همچنین پرسپکتیو ... قسمتهایی که نزدیک تر هستند رو کمتر محو کنید

برای کشیدن نقاشی مشابه این از یک مقوای خاکستری تیره استفاده کنید و ابتدا از رنگهای روشن مثل سفید و زرد  برای پس زمینه شروع کنید و به تدریج رنگهای تیره تر را روی کاغذ بیاورید و عمل محو کردن را انجام دهید. پس از کشیدن کل صحنه در انتها اقدام به ساخت و ساز کنید و مثلا برگهایی که واضح تر هستند را بکشید ولی محو نکنید.

 



 
اسکیس sketch ....... ذغال charcoal
ساعت ٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱٥  

اسکیس در طراحی یه مقداری با اون چیزی که بچه های معماری کار می کنن فرق داره اما اصل مطلب یکیه!  کمبود وقت و سرعت. چه جوری از آدمهایی که ووول می خورن یه جا بند نمیشن  باید نت برداری کرد؟

یادمه دکتر ذره بینی که درس تکنولوژی بافندگی رو با اون گذروندیم توی املا گفتن رقیب نداشت! دو سه جلسه اول همه جزوه هام  نصفه نیمه موند. تا اینکه راز موفقیت دوستان رو در جزوه نوشتن پرسیدم . گفتن جزوه بی نقطه بنویس. اسکیس هم یه چیزی توی مایه های جزوه بی نقطه است. فقط اون نکته هایی که مهم هست روی کاغذ کشیده میشه و به جزئیات نمی پردازیم.

خطوط باید با توجه به جنس و فرم اشیاء انتخاب بشوند. مثلا اجسام نرم و شل و ول (لباس) خطوط نرم و سیال دارند. میز و در و صندلی عموما خطوط شکسته و تیز!

کلفتی و نازکی خطوط نشان دهنده ی فشار یا عدم وجود فشار در آن منطقه است . یا کلفتی برای وجود سایه و نقاط تیره   و نازکی برای  نقاط روشن تر استفاده می شود. 

خطوط را بدون اینکه دستتان از کاغذ جدا شود به صورت بهم پیوسته و ممتد بکشید.

 

...........................................................................................................

کار با ذغال هم یک شیوه برای طراحی سریع از اجسام  است. البته نیاز به تمرین و ممارست زیاد دارد.

برای کار با ذغال می توانید از کاغذ های کاهی استفاده کنید و وقتی دستتان روان شد آنوقت از کاغذ های فابریانو یا اشتنباخ با بافت هاشور  استفاده کنید.

ابتدا با نوک تیز ذغال  به آرامی طرح کلی را بکشید. سپس با ذغال سفید نقاط بسیار روشن را علامت گذاری کنید! (اگر ابتدا طراحی کنید و دست آخر نقاط سفید را بخواهید بکشید کار لکه لکه می شود).

سپس با پهنای ذغال سایه زدن را انجام دهید. فکر کنید که جسم را در جهت پوسته اش می خواهید لمس کنید. ذغال را در همان جهت روی کاغذ بچرخانید. ( مثلا برای پای عروسک به صورت منحنی پهنای ذغال را روی کاغذ بلغزانید ولی برای کف زمین پهنای ذغال را به صورت خطوط افقی روی کاغذ بکشید) . ذغال را زیاد فشار ندهید تا خرد نشود.

با کم و زیاد کردن فشار دست می توانید خاکستری روشن یا تیره ایجاد کنید. خطوط تیره را با فشار بیشتر بر نوک ذغال روی کاغذ ایجاد کنید. ذغال به راحتی با پاک کن خمیری (یا پاک کن معمولی ) پاک میشود. فقط دقت کنید که نرمه های پاک کند را حتما بردارید وگرنه پدر طراحی را در می آورند. چون نمی توان نرمه پاک کن معمولی را با دست کشیدن یا فوت کردن به راحتی برداشت بهتر است از یک قلم مو کمک بگیرید. اگر از پاک کن خمیری استفاده می کنید که دیگر درد سر ندارید. البته بهترین راه این است که از یک تکه ابر استفاده کنید. چون اثر پاک کن  بر روی کار ایجاد لکه می کند، پس برای ایجاد روشنایی اثر ذغال را با مداد پاک کن بردارید.

دستان ذغالیتان را به یک پارچه نمناک به راحتی پاک کنید! اما مواظب باشید دستتان در هنگام کار چرب یا خیس نباشد.

برای هماهنگ کردن سایه ها هم می توانید از یک تکه پنبه به عنوان محو کن استفاده کنید. البته من شخصا از محو کن به ندرت استفاده می کنم.

.....................................................................

خب تعطیلاتم تموم شد! فعلا همین آموزشها رو داشته باشید تا یه دو هفته ای حسابی تمرین کنید!



 
طراحی از بدن انسان
ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱٢  

طراحی از بدن انسان

اینبار که در کافه  یا رستوران یا کتابخانه و ... نشسته اید با دقت بیشتری به قد و هیکل و حالت نشستن آدمها نگاه کنید (هیزبازی در نیارید، در یک نگاه تصویرشان را به ذهن بسپارید و آنالیز کنید ) قد و جسه ی یک کارگر با یک فوتبالیست متفاوت است، یک خانوم مدل لباس با خانومی که پنج شکم بچه به دنیا آورده متفاوتند! اما نسبت های طلایی در بیشتر آدمها صدق می کند که من با استفاده از مدل آدمک چوبی آنرا برایتان شرح خواهم داد. در غیر اینصورت با کمک از همین شیوه هم می توانید اندازه ها و نسبت ها را در بدن یک نفر کشف کنید و به راحتی طراحی کنید! معیار سنجش در اینجا اندازه سر  است. اگر سر=1 باشد آنوقت قد این مدل چوبی(wooden model) 6.5 سر است که تقسیم بندی ها را در شکل می بینید. طول دست ها از شانه تا نوک انگشت هم تقریبا 3.5 سر است. پهنای سر 0.5 است و برای مردان پهنای شانه 2 است. پهنای شانه خانومها 1 است. (البته استثناها همیشه هستند، مردهایی که جثه زنانه دارند و برعکس) خانومها را با رنگ صورتی طراحی کرده ام. طول کف پا 1 است. کف دست هم 4/3 است. بقیه نسبت ها را از روی مدل می توانید بدست بیاورید!  فقط دقت کنید این مدل درحالتی که کاملا شق و رق ایستاده  دارای این نسبت هاست و اگر بنشیند یا دستها و پاها عقب و جلو بروند آنوقت این نسبتها بهم می خورد. باید انقدر از روی مدل چوبی طراحی یا آدمهای اطرافتان طرح بکشید تا این نسبتها دستتان بیاید. طراحی سریع را در آینده توضیح میدهم. اما در کل برای طراحی بدن ابتدا اندازه کلی آنرا در نظر بگیرید و در کاغذ جای آنرا مشخص کنید بعد طراحی را شروع کنید.( اگه اول سر را بکشید و بعد دست و گردن و...، ممکن است دچار کمبود جا بشوید برای پاها دیگر جایی نماند )

 متاسفانه در ایران مدل بی لباس گیرمان نمی آید ( خوشبحال ساراجان و آغ بیتا که خارج تشریف دارند. ) بنابر این قبل از شروع طراحی از بدن  باید روی طراحی از چین و چروک پارچه هم کار کنید! من خودم کشف تا و چین و گره ها در پارچه را دوست دارم و از گردش قلم لذت می برم!  تکه پارچه پنبه ای و سفید ( ملافه رخت خواب ) را گره بزنید و نور پردازی کنید ( یا  اگر پول برق زیاد می شود از نور پنجره اتاقتان کمک بگیرید ( بدی خارج زندگی کردن همین پول برق گرونشه !  این به اون در)  و طرح اولیه را بکشید و خوب که چشمتان به مدل عادت کرد شروع به سایه زدن ( از خاکستری های روشن به تیره) کنید.

تا می تونید طراحی کنید!  رمز موفقیت استادایی مثل داوینچی و رامبراند و حتی آقای پیکاسو در طراحی طراحی طراحیه! باور ندارید از خودشون بپرسید!

 



 
آموزش
ساعت ٩:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱٠  

بهترین هدیه زندگی ام رو به خاطر بیست های ثلث اول گرفتم، مامانم یه بسته مداد شمعی (کرایون) 12 رنگ داد به معلممون خانوم حق پناه که سر کلاس به من بده. اما بعد از زنگ تفریح مدادشمعی ها توی کیفم نبود! به خانوم معلم گفتم و کیف همه بچه ها رو گشتیم! لای دفتر یکی از بچه ها توی جامیزش پیدا کردم و بی سر و صدا به  خانوم معلم گفتم . اونم بدون اینکه آبروی همکلاسیم رو ببره مداد شمعی رو ازش پس گرفت! کاش می تونستم برای همه بچه هایی که مثل اون دختر وضع مالی خوبی نداشتند یه بسته مدادرنگی هدیه بخرم!

..................................................................................................................................................

یک شی مثل لیوان که شیشه ای نباشه و دارای نقش هم نباشد انتخاب کنید و با روش اندازه گیری و مداد اچ طرح آن را روی کاغذ بکشید. دقت کنید که مداد را خیلی فشار ندهید چون درصورتیکه اشتباه کنید و پاکش کنید ، در هنگام سایه زدن خود را به صورت خطوط سفید نشان میدهد و کار زشت می شود. پس از طراحی، قسمت های تاریک و روشن جسم را تا آنجایی که می توانید با خطوط کمرنگ ازهم جدا کنید. سپس به تدریج با مدادهای سخت قسمت های روشن تر را سایه زده ، با تیره شدن سایه ها مداد نرم تر انتخاب می شود. دقت کنید انتخاب نوع مداد به جنس شی مورد نظر هم بستگی دارد. مثلا برای لیوان چینی  که سطحی صیقلی دارد مدادهای سری اچ مناسب هستند. که حالت صیقلی بودن آنرا به راحتی منتقل می کنند. برای اجسام شیشه ای و فلزی هم از مدادهای اچ استفاده می کنیم . اما مثلا برای کشیدن میوه ها، درخت ها، در و پارچه و .... مدادهای سری ب بهتر است. دقت کنید که مرز بین سایه ها باید با هم پوشش داده شود مگر اینکه سایه ای واقعا با یک خط مشخص از مجاورش جدا شده باشد. به عبارت دیگر سایه ها معمولا به طور تدریجی کم رنگ یا پررنگ میشوند و باید خطوط تا حدودی با هم همپوشانی کنند. ( ببخشید یاد شیمی آلی افتادید )

همچنین گاهی برای نشان دادن جنس شی از انواع حرکتهای مداد ( پهنای قلم ، خط خطی ، ضربه نوک قلم ...) استفاده می کنیم . در شکل زیر برای نخل ، درخت چنار، لانه پرنده ها و چمن  از حرکتهای مختلف قلم بهره برده ام.

 



 
ابزار طراحی . درس و تمرین
ساعت ٥:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٧  

اول از همه یک خاطره باید تعریف کنم

بچه که بودم یه بار رفتیم انزلی . خونه یکی از فامیلهای دور. یه خونه دم ساحل که میشد افق دریا رو از پنجره اش دید. کنار پنجره یه تابلو رنگ روغن از دریا بود. من عاشق اون نقاشی شدم .

بزرگتر که شدم اونا یه بار اومدن خونه ما. پسرشون که خیلی از من بزرگتر بود. یه دسته مداد سیاه داشت. یه عکس از سردار جنگل دادیم بهش . روی کاغذ برامون عکس میرزا رو عین خودش با اون موهای فرفریش کشید! من مات و مبهوت اون طراحی

تا مدتها از اون طراحی مثل یه گنج مراقبت میکردم . نمی دونم کی اومد قایمکی از لای کتاب سردار جنگل برداشتش !

همیشه آرزوم بود یه دسته مداد طراحی داشته باشم و مثل اون طراحی کنم!

یه استاد بزرگ نقاشی بشم با یه سبک جدید. اما همیشه مسیر زندگی ام جور دیگه  ای بود. چیزی به میل دیگران نه به میل خودم.

چند روز پیش که با اولین حقوقم اون جعبه مدادهای طراحی رو خریدم. شب خواب پرواز دیدم.

 

تخته :

بهتر است از جنس ام دی اف باشد که محکمتر و رویه آن با دوام تر است. برای حفظ رویه ی تخته بهتر است همیشه یک یا دو لایه مقوا زیر دستتان باشد تا بر اثر ضربه های قلم ، روی تخته رد و چاله ایجاد نشود.

فیکساتیو: fixative

اسپریی از مشتقات مواد نفتی است که پس از اتمام طراحی و یا رنگ آمیزی با مداد رنگی برای تثبیت کار استفاده میشود.  بغضی از استادان نقاشی به دلیل اینکه اسپری فیکساتیو به مرور زمان ممکن است منجر به زردی کار شود از آن استفاده نمی کنند و مستقیما کارهایشان را قاب می گیرند.  طرز کار با این اسپری بر روی آن نوشته شده.

نکته: همواره در هنگام کار یک عدد کاغذ تمیز زیر مچ دستتان بگذارید که از لکه شدن کار جلو گیری شود

نکته: برای کسانی که راست دست هستند بهتر است همیشه از گوشه ی بالا سمت چپ شروع به کار کنند! برای تمیزی بیشتر کار

تمرین1: برای درک چگونگی ایجاد رنگمایه (تنالیته: انواع مایه های خاکستری) این تمرین را انجام می دهیم.  بسته به اینکه چند نوع مداد دارید می توانید تعداد مربع ها را افزایش یا کاهش دهید. اما تعداد آن از ده مربع کمتر نشود. سپس این مربع ها را با هاشورهای 45 درجه پر کنید. به طوریکه اشباع رنگ هر مربع از دیگری پر رنگ تر باشد تا به سیاه مطلق برسید.

این بسیار مهم است که شما بتوانید سیاهی های مختلف را از هم تشخیص بدهید و بتوانید آنها را با  فشار مداد ( یا تغییر سختی مداد)  ایجاد کنید. وقتهایی که بیکار هستید عکسهای قدیمی را نگاه کنید و از روی آنها طراحی کنید!

ت

تمرین 2: برای شروع  از یک گلدان گل یا یک فنجان که فرمی بسیار ساده دارد طرح بکشید. طریقه اندازه گیری در شکل نشان داده شده است. با استفاده از علائمی که روی مدادها وجود دارد می توانید نسبت اندازه های یک شی را پیدا کنید و این نسبت ها را هر اندازه که می خواهید بزرگ یا کوچک کرده و بر روی کاغذ علامت بزنید. دقت کنید مچ دست در هنگام اندازه گیری در هرجهت (عمودی یا افقی یا حتی مایل) نمی شکند ( به عبارتی مداد همواره مماس با یک صفحه است ... شد درس هندسه فضایی ... ببخشد.... اگه در هضم این قسمت مشکل داشتید . برام پیام بذارید ). مثلا گلدان را در فاصله یک و نیم متری از خود بگذاید. ابتدا خوب آنرا نگاه کنید. سپس مداد را مانند شکل در دست بگیرید. دستتان را دراز کنید و مستقیم نگه دارید. حالا اندازه ی لبه ی گلدان را با انگشت بر روی مداد میزان کنید. یک اندازه فرضی بر روی کاغذ به عنوان لبه گلدان علامت گذاری کنید. دوباره دست را در همان حالت بگیرید و اندازه لبه را دوباره تنظیم کنید و حالا مداد را روی مثلا وسط گلدان بگیرید. ببینید وسط گلدان چقدر بزرگتر یا کوچکتر شده است . مثلا دوبرابر. پس روی کاغذ هم دوبرابر اندازه فرضی در قسمت وسط اندازه بزنید.

پس از اتمام اندازه گیری طرح را با استفاده از خطوط پیوسته و یکنواخت بکشید. بعضی از هنرجو ها از روی یک نقطه شصت بار قلم را می برند و بر می گردانند تا یک خط راست بکشند و دست آخر خط کشیده شده شبیه به دندانه های اره میشود. نقاشی یعنی تمرکز کردن. مصمم بودن و تردید نکردن. کشیدن اون نوع خط یعنی من مرددم شک دارم . نقاشی یه جورایی یعنی خودسازی!

پس از اتمام طراحی با استفاده از سخت ترین مداد ( اچ6) شروع به هاشور زدن کنید ( تمامی نقاطی که باید از آن رنگمایه هاشور بخورد باید کار کنید سپس به سراغ مداد نرم تر بروید) . فقط نقاط نورانی را هاشور نزنید. سپس با توجه به تمرین رنگمایه ها ، مداد نرم تر( مثلا اچ2) را بردارید و قسمت های تیره تر را هاشور بزنید. تا در نهایت به مداد ب6  و ب8 برسید. همیشه همه ی طرح را با هم بکشید. بعضی از هنر جوها عادت دارند اول یک قسمت را کاملا هاشور میزنند و ساخت و ساز می کنند و سپس به سراغ قسمت بعدی میروند که برای مبتدی ها چون چشمهایشان به رنگمایه ها عادت ندارد این کار اشتباه است.

تمرین 3 : بازی با مداد برای ایجاد انواع خط و فرم. هاشور زدن فقط یکی از انواع ایجاد سایه روشن (حجم) در طراحی است و گاهی لازم می شود که برای نشان دادن حجم به خط خطی، حرکت های دورانی، خطوط مواج، ضربه نوک قلم ، اثر پهنای قلم ، ایجاد تیرگی با تکرار قوسهای موازی در کنار هم، خطوط موازی و متناوب ، حرکات کوتاه   و بریده  شد. بر روی یک کاغذ سعی کنید این نوع خطوط را ایجاد کنید. این خطوط در طراحی از طبیعت بسیار کاربرد دارند.