my painting with color pencil

telegram.me/zstudio کانال آموزش طراحی و نقاشی
 
طراحی پرتره با ذغال - تهران گردی( شمس العماره و موزه های کاخ گلستان)و معرفی کتاب
ساعت ۱:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱٢  

سلام. با کلی حرف اومدم. اگه سر درد دارید بذارید برای بعد! حرفمو نه ها!! سردرد رو بذارید برای بعد. عرضم به حضورتون که  رفتیم با استاد عزیزم  تهران گردی! بازدید از موزه های کاخ گلستان و بنای شمس العماره. موزه هایی که شامل آثار نقاشی ایران و نقاشی اروپایی بود. سیر تحول نقاشی در ایران در دوره قاجار رو میشد به وضوح اونجا دید. و همچنین همزمان با نقاشی های اروپایی همدوره شان مقایسه کرد. خوشحالم کمال الملکی بوده با استعداد و تیزهوشی خاص که  راهکار  نقاشی به سبک غربی رو در ایران هموار کرده.   از پدر و پسر عمو و فک فامیل های کمال الملک و حتی  به قلم خود شخص ناصرالدین شاه نقاشیها و طراحی هایی در این موزه میشه دید . ناصر الدین شاه یک اسب  و همچنین یک زن سیبیلو و چاقالو را کشیده!!! از همانها که آن موقع مد بود. بعضی از این نقاشی ها از نظر پرسپکتیو  و  ترکیب بندی گاهی ضعیف و گاهی خنده دار هستند. مثلا در یکی از نقاشی ها پرتره دو نفر آدم بقدری مضحک کشیده شده که نه می توان آنرا به آثار انتزاعی نسبت داد نه به آثار واقع گرا، یا یکی از کار ها با اینکه پرسپکتیو محیط اطراف درست است اما تحته نرد  وسط نقاشی شما را شدیدا یاد مینیاتورهای ایرانی می اندازد!  اما همینقدر تلاش آنها در دست یافتن به هنر واقع گرایی قابل تحسین است. در مقابل آن نقاشی های اروپایی موزه بی عیب و نقص به نظر می آیند و شاید علتش پانصد ششصد سال علم و دانش آناتومی و پرسپکتیو ی باشه که در پس این نقاشی ها نهفته است. اگرچه که از نقاشان اروپایی من هیچ کدامشان را نمی شناختم و حتی وندایکی که  نقاشی احمد شاه را کشیده هم یک وندایک دیگه است نه اون معروفه!!!!

باری بهر جهت تفرجی خوبی بود و بسی خندیدیدم!!! مخصوصا به نقاشی های در و دیوار شمس العماره . آخه یک جا تصویر یک شیر را کشیده بودند که داشت الاغی زبان بسته را می خورد!! یعنی نه غزال نه آهو ... الاغ؟!!!

و یا تصویر این شیر که بیشتر شبیه فک دریایی است یا هر حیوانی به غیر از شیر!! البته شاید چون شاههای قاجار سیبیل داشتند شش متر! این  شیر به مد اونها  رفتار کرده!! از یال و کوپالش به  سیبیلش اضافه کرده!!!

کتابی هم خریدم که روئین پاکباز نوشته است به نام مواد و تکنیک های نقاشی طراحی که بسیار بسیار بسیار مفید و عالی است. برای آنها که می خواهند درباره همه تکنیک ها و ابزارهای نقاشی و طراحی علمی بیان کرده است و نمونه های خیلی خوبی از هرکدام از نقاشان معروف نمایش داده است.

و خب میرسیم به طراحی پرتره با ذغال. البته این دفعه با ذغال مویی کار کردم. (پست های قبلی را  با ذغال فشرده کشیدم). تفاوت های بین این دو نوع ذغال عبارتند از:

1- ذغال مویی باریکتر از ذغال فشرده است.

2- ذغال فشرده  سیاهی پررنگ تر و مخملی رنگی دارد.

3- لکه های ذغال فشرده پر رنگ است و به راحتی پاک نمیشود در حالیکه لکه های ذغال مویی را خیلی راحت تر می توان با دست یا پاک کن خمیری پاک کرد. و این عمل را می توان چند بار انجام داد.کنترل تیرگی روشنی ها و نیمسایه ها با ذغال مویی راحت تر است.

4- ماندگاری طرح های کشیده شده با ذغال فشرده بسیار بیشتر است.

5- برای قسمت هایی که تیرگی شدید دارند می توان از مداد ذغالی هولباین استفاده کرد.

به همین دلیل در طراحی از پرتره که به دقت بیشتری نیاز هست و گاهی لازم هست که برق های خاص یا محوکاری های متعدد روی کار انجام بشه  ترجیح میدم با ذغال مویی کار کنم. در طراحی پرتره  با ذغال نکته ی خیلی مهم این است که خطوط باید پخته باشند. مثلا دور تا دور لب را نباید یک خط کشید و تویش را رنگ کرد ( عین اینکه خط لب کشیده باشیم!) بلکه خط ها باید فقط در هنگام ضرورت دیده شوند. کلا در طراحی این یک اصل است. مگر اینکه بخواهیم فقط با خطوط محیطی کار کنیم.

در اینجا من از روی یکی از کارهای آقای سارجنت طراحی کردم که نشان میدم. طراحی که کشیدم بی نقص نیست اما خب در حد قابل قبولی است. ( برای یادگیری طراحی پرتره با ذغال و استفاده ی درست از این ابزار  و  یا سایر ابزار ها گاهی لازم است از روی یک چند اثر قابل قبول کپی کنیم. این کپی کردن باید منبع الهام باشد نه اینکه عین به عین بکشیم و درجا بزنیم )

و این هم مثلا پرتره خودم!! ببخشید دیگه ما رو ریز می بینید!!!

و اما یک قول داده بودم به یه  خواننده ی عزیز وبلاگم که یک عکس از این آتلیه های دانشکده بگذارم! آخه شدیدا علاقه داره بیاد دانشکده هنرهای زیبای تهران درس بخونه و الان پشت کنکور سر می کنه! منم میگم روحیه ات به اینجا نمی خوره  آخه این دانشجو ها یه در و دیوار بی تصویر اجنه نذاشتن اینجا!!  به هر حال گمونم گذشته اون زمانی که  سهراب سپهری اینجا درس می خونده!!! با اون روحیه لطیف و شاعرانه اش!!

این مثلا دیوار پشت کمدهای فلزی است!!!