my painting with color pencil

telegram.me/zstudio کانال آموزش طراحی و نقاشی
 
طراحی فیگور ذغال - مداد پاستل - مباحثی درباره رنگ
ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱  

طراحی فیگور برای کنکور ( چه کارشناسی و چه ارشد ) خیلی مهمه. اینکه بتونید به صورت ذهنی  تناسب و حالت رو درست از آب در بیارید. برای همین باید تمرین زیادی از روی مدل زنده انجام بدید تا ملکه ذهنتون بشه.

اولین ین طراحی فیگور را با  مداد پاستلی قرمز و مشکی انجام دادم. البته به قول استادم اول موتورم سرده و خطهام جون نداره! یواش یواش دستم گرم میشه و می تونم  خط های روان و بی ترس و تردید  بکشم. بنابراین من اینجا به ترتیب سه تا کار نشون میدم که ببینید تمرین چقدر تاثیر زیادی روی روانی خط ها داره.

برای بهتر دیدن تیرگی روشنی ها ( کنتراست ها) چشمهاتون رو کمی تنگ کنید  یا اگر عینکی هستید  عینک رو بردارید و یا مثل من چشماتون رو کمی لوچ کنید!

 

برای طراحی از مدل زنده  حد اقل  به اندازه  2 متر ازش فاصله بگیرید تا مدل رو تمام قد توی دید داشته باشید و مجبور نشید برای دیدن مثلا پای مدل  سرتون رو خم کنید!!

این نقاشیها هم که می بینید با گواش روی کاغذ اشتنباخ آبرنگی کشیدم! که اولی بیانگر هیجان هست. استفاده از رنگها به صورت خالص ( بدون افزودن سفید یا سیاه) و ترکیب متعادل از سبز قرمز زرد آبی و بنفش  به هیجان انگیز بودن کار کمک کرده!  در نقاشی دوم هدف بیان خطر با استفاده از رنگ بود. هرچند در این نوع کار ها الزاما نمی بایست فرم خاصی در نقاشی باشد من ترجیح دادم  هم با فرم و هم با رنگ این مفهوم را انتقال بدهم. یعنی اگر شما فرم درست را برای یک موضوع انتخاب کنید اما رنگها نامنتاسب با آن باشند  بیننده را گیج می کنید و مفهوم را انتقال نخواهید داد. مثلای یک فیگور با حالت بی تفاوت نسبت به اتفاقات اطرافش می کشید اما به جای آنکه آنرا رنگ آبی خاکستری روشن  بزنید ، از رنگهای سبز قرمز استفاده می کنید!

پ.ن:  دارم برای خودم لباس کاموایی می بافم! یه مدل من در آوردی! بعدا نشونتون میدم.

پ.ن.ن: یکی چند وقت پیش کلی انتقاد کرده بود به نقاشیهای پارسالم ( دقیقا همین موقع) که بی روحند و بی حس!!  اگرچه که من تا حدودی حرفشون رو قبول دارم! اما این رو نشونه ضعف اون سری از کارهام نمی دونم! بلکه دقیقا نشون میده که توی اون شرایط روحی که داشتم ، تمام تلاشم زنده نگه داشتن امیدم به روزهای بهتر بوده!!  اما از اون خواننده محترم خیلی ناراحت شدم!! چون آدم ترسویی بود! آدمی که انتقادش رو خصوصی می نویسه و منتظر جواب گرفتن نمی نشینه! ( بعد یه عدد شماره موبایل میذاره  که  ظاهرا  توقع داشته  بنده زنگ بزنم و کلی چیز بهش بگم )!! این آدمها  فقط یه طرفه حق رو بخودش میدن که هرجور بخوان قضاوت کنن،   آدمی که از اینهمه مطلب و نقاشی  زوم می کنه  روی یه مطلب و یه نقاشی و  میگه همه ی نقاشیهات بی حس اند و بی روح!! منتقد نیست ، یه آدم مریضه که چون عقده حقارت و خود کمی بینی داره  ، کسی رو بالاتر از خودش نمی تونه ببینه و  اگر هم ببینه  به شدت اون رو می کوبه!!