my painting with color pencil

telegram.me/zstudio کانال آموزش طراحی و نقاشی
 
طراحی از بدن انسان
ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱٩  

جند وقت پیش یک عدد خواننده محترم  در قسمت نظرات مطلبی که درباره نقاشی چهره یک بازیگر نوشته بودم  چیزهایی نوشت ... حس کردم که بنده خدا با تعصبی که دارد انگار مجبورش کرده اند چهره ی بدون روسری یک خانوم غربی را نگاه کند. آخرش براش نوشتم مگر خود آزاری داری! خب نیا وبلاگم و این کله ی بدون روسری را نگاه نکن!  در اینجا هم پیشاپیش از خواننده هایی که احیانا یکم متعصب هستند می خواهم دنبال ادامه مطلب و کلا دنبال یادگرفتن طراحی به سبک غربی نروند. همان مینیاتور ایرانی عزیز خودمان را بکشند.

درباره طراحی از بدن انسان در لینک مطلبی گذاشته بودم . لطفا در ابتدا آن مطلب را بخوانید. در آنجا بیشتر از روی مدلهای چوبی موجود در بازار آموزش دادم. اما نسبت های بدن آدمک چوبی با بدن انسان معمولی اندکی متفاوت است و البته نسبتهای بدن آرمانی ( مجسمه هایی که میکل آنژ یا داوینچی و... در عصر رنسانس طرح میزدند) هم فرق دارد. همچنین طراحان لباس از نسبتهای دیگری استفاده می کنند. مدل چوبی  دارای معیار 6.5 سر  , انسان معمولی 7 سر  و انسان آرمانی 8 سر , مدل لباس 9 سر  است.

به این طرح که داوینچی از بدن انسان و تناسبات آن کشیده است با دقت نگاه کنید. ( مدل از معیار هشت سر پیروی می کند) و آنرا با تصویر بعدی که از کتاب آندره لومیس انتخاب کردم مقایسه کنید.

هر دو تصویر بر اساس تناسبات انسان آرمانی کشیده شده اند. معیار هشت سر به صورت زیر تقسیم بندی شده است. سر1 , سینه2, ناف 3 , ستاره4, وسط ران 5, زانو6, وسط ساق پا 7و کف پا 8. همچنین در تصویر انسان داوینچی می توان دید که فاصله ی بین دو دست در حالت کاملا کشىده  هم 8 سر است.

 

سایر نسبتها را با مطالعه بیشتر بدن انسان و  تصاویر فوق می توانید بدست آورید. اما چگونه طراحی کنیم و از کجا شروع کنیم!

بعضی از هنرمند ها  از یک گوشه شروع می کنند و هر قسمت را که کشیدند  و کاملا سایه پردازی کردند میروند سراغ قسمت بعدی! این روش اگرچه اشتباه نیست و شاید نتیجه هم بدهد اما برای مواقعی که در زمان کم می خواهید بیشترین نتیجه را داشته باشید اصلا به درد نمی خورد. برای افزایش سرعت باید بتوانید بر روی اسکلت فرضی بدن تسلط پیدا کنید! اسکلت فرضی خطوطی است که به سادگی مفصل ها و نقاط اصلی بدن و حالت ایستادن یا نشستن را برای ما مشخص می کند. بعد به این اسکلت اصلی و  ماهیچه و لباس میدهیم. یعنی اول یک طرح کلی می گذاریم و به تدریج همه جای طرح را کامل می کنیم. نمونه این اسکلت را در کتابهای طراحی آندره لومیس  یا خوزه پارامون  یا  ویکتور پرارد می توانید ببینید. این تصویر از کتاب پرارد است.

و این هم از کتاب آندره لومیس

حالا باید به این اسکلت عضله بدهید و لباس بپوشانید. این مستلزم داشتن شناخت نسبی از آناتومی بدن است. که خارج از حوصله این مطلب است ( شاید بعدا کمی توضیحات دادم.)  از  آنجا که به مدلهای بی لباس دسترسی نداریم تا از روی مدل زنده طراحی کنیم بهتر است نمونه های استادانی مثل داوینچی یا میکل آنژ یا رافائل یا روبنس  یا آدولف منزل را کپی کنیم. (کپی کاری برای یادگیری اینجوری خوبه و فقط در این حد!!) مثلا من این رو از کار روبنس کشیدم! (کیفیت دوربینم خوب نبود ببخشید)

سعی کنید روانی خطوط محیطی و هاشورهای هنرمند را تقلید کنید. بعد از این تمرینها به طراحی از مدل زنده بپردازید. مدل از 5 تا 10 دقیقه بنشیند تا شما طراحی کنید! دقت کنید که خطوط شما باید دارای قوت و ضعف باشد ( مطالب قبلی طراحی یک را با دقت مطالعه کنید). یعنی دور شکل را کاملا خطهای با یک ضخامت و با یک سیاهی نکشید! جاهایی که بیشتر نور خورده را خطوط کمرنگ و جاهای تاریک و تحت فشار را خطوط تیره تر استفاده کنید. بعد از کشیدن طرح کلی  با  خطوط هاشور کل طرح را سایه پردازی کنید و آرام آرام جزییات را وارد کار کنید.

اینها هم چند طراحی از مدل زنده است که خودم کشیدم.

واین هم یک طراحی با لکه های ذغال از مدل زنده

دیروز فهمیدم که  نقاشی حس سرمستی بهم میده از دنیا جدا میشم و یادم میره بعضی آدمها چقدر ظالمند و یادم میره که درد هم وجود داره. باید اینجوری بگم چیزی که فقط هست شادی است. چیزی که هست تویی که شادی توی دل تو است  و غیر تو و شادی ات هیچ چیز وجود نداره!

دیروز فهمیدم اینجا برای این می نویسم که هر هنری نیاز به مخاطب خاص خودش داره و منم دوست دارم کارم دیده بشه و دوست داشته بشه و احترام گذاشته بشه!  هرچند وقتی تو کارهام رو ببینی دیگه برام کافیه! مهم اینه که تو می دونی چی می کشم و می فهمی و نقاشیهام رو دوست داری!

دیروز فهمیدم سالها پیش این ترانه ی ماندگار رو برات زمزمه کرده بودم بی آنکه بشناسمت ! بی آنکه بدانم  رنگ  چشمات به زیبایی جنگل های بلوط هست که در آنجا زاده شدی و به خوشرنگی اقیانوس آرام که عمری بر کرانه  اش زیستی . اون دوتا مست چشات منو خوابم میکنه! ذره ذره اون نگات داره آبم می کنه! داره میمیره دلم واسه مخمل نگات. همه رنگی رو شناختم من با اون رنگ چشات! مثه یک رویای خوش پاگرفتی تو شبام. از یه دنیای دیگه قصه ها گفتی برام. هنوز از هرم تنت داره  میسوزه تنم.  از تو سبزه زار شده خاک خشک بدنم. دستای عاشق تو منو از نو تازه ساخت . دل ناباور من جز تو عشقی نشناخت....  دوستت دارم.