my painting with color pencil

telegram.me/zstudio کانال آموزش طراحی و نقاشی
 
آموزش نقاشی منظره با مدادرنگی
ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱۸  

آموزش نقاشی منظره با مدادرنگی

اصولا نقاشی با مدادرنگی خیلی طول می کشه . من پیشنهاد نمی کنم که با مدادرنگی منظره بکشید. شخصا ترجیح میدم از تکنیکهای آبرنگ یا رنگ روغن برای اینکار استفاده کنم. برای نقاشی منظره با مدادرنگی باید تسلط کافی به طراحی منظره با مدادطراحی داشته باشید. در طراحی منظره ( از کلمات کلیدی طبیعت استفاده کنید تا آموزشش را ببینید) از حرکات و ضربه های نوک و پهلوی مداد استفاده می شود. همان حرکت ها را برای ایجاد بافت با مدادرنگی انجام می دهیم. نکته ای که باید درنظر داشت ترتیب رنگ آمیزی صفحه است که در شکل های زیر به صورت نمادین می بینید. باید از آسمان شروع کرد. البته می بینید که من سمت چپ کار کمتر رنگ آبی زده ام چون بعدا باید درخت بکشم.

 متاسفانه در کار با مداد رنگی برای آنکه کاغذ از رنگ اشباع نشود و برق نیافتد باید هواستان به این ریزه کاری ها باشد. بعد نوبت به کوه میرسد و سپس به درخت های عقبتر و بعد درختهای جلوتر که سبز روشن تری دارند.

 مثلا برای درخت های جلویی باید یک رنگ زمینه سبز روشن بزنیم. بعد به تدریج بافت سازی را با رنگ های تیره تر ایجاد کنیم. این به قدرت دست شما بر می گردد که خطوط یا ضربه های قلم را چگونه اجرا کنید که توده ی برگ ها را تداعی کند. ما هیچ وقت برگها را دانه دانه نمی کشیم!

در نقاشی از درختان هرچه تعداد رنگهای سبز جعبه مدادرنگی تان متنوع تر باشد کار شما  خیلی راحت تر است. چون وقتی بافت سازی می  کنیم  با مخلوط آبی و زرد به سختی می شود بافت و رنگ مورد نظر را همزمان ساخت. برای همین بهتر است تمام رنگهای سبز پلی کروم فابرکاستل را تهیه کنید.

 

پ.ن: یک پسر بچه سه ساله که عاشق نقاشی ماشین می باشد شاگردمان است. جلسه اول که نه من زبان او را می فهمیدم  نه او آموزشهای من را متوجه میشد! فکر کردم شاید چون خیلی کوچک است جز مادرش کسی دیگر حرفهایش را نمی فهمد. جلسه دوم مادرش را دیدم و موضوع را گفتم و اضافه کردم که اینجوری پیش برود هیچ چیزی یاد نخواهد گرفت. بنده خدا خنده ای کرد و گفت آذری زبان هستیم توی خانه ترکی صحبت می کنیم!!!! بعد رو کرد به پسرش گفت با خاله فارسی حرف بزن! اگرچه بچه فرق بین فارسی و ترکی را نمی فهمد و توی رنگ ها فقط قرمز را تشخیص میدهد ( خب لابد آبی به زبان مادری او میشه ماوی و....) اما به عشق نقاشی ماشین سرکلاسم می آید و خط خطی های خودش را می کشد. آخرش دیروز با زبان بی زبانی حالیش کردم که  اگر ماهی و دست  و گل و آدم نکشد  نمی تواند ماشین بکشد ، اول باید ماهی بکشد و ... . که بالاخره یک عدد ماهی قرمز خط خطی و له شده و کج و کوله کشید!!! آخه مادر خوب پدر خوب  این چه ظلمیه  به خاطر حس ناسیونالیستیتون ( فهمیدین چه حسیه؟؟) در حق بچه می کنید؟؟؟؟ خب من با این بچه  که  زبان مادری اش  با  زبان  من  فرق می کند چی کار کنم؟؟؟؟؟؟ بیچاره معلمی که باید بهش فارسی مدرسه رو یاد بده.

 

پ.ن : "دلواپسیها و غمهایم را اینجا نمی نویسم. دنیا به اندازه کافی برای خودش غمبار است". این دو جمله را  روزی در این صفحه ها نوشته بودم.  هنوز هم به عهدم وفادارم.  این روزها که سوم شخص مجهول زندگی ام را یافته ام . در محضرش به آموختن زندگی می پردازم.  او دوم شخص معلومم شده تا  روی کاغذهای نقاشی و روی بومها با رنگها   شادی ها را حک  کنم که بماند، از شادی ها را می نویسم که دلخوش باشم به روزهای اندک خوشحالی و خدا را به خاطر آرامش لحظه های ناب و حقیقی  شکر بگویم.

بعدا نوشت:  ترا به خدا اول  تگ color pencil رو از  لیست کلمات کلیدی مطالعه کنید  بعد بیایید هی پیام بدید که چرا درباره مدادرنگی اینو نمی گی یا اونو نمیگی!!!  توی اون تگ همه نکته هایی که به عقلم میرسیده گفتم. اگه چیزی نگفته بودم  پیام بذارید تا بگم