my painting with color pencil

telegram.me/zstudio کانال آموزش طراحی و نقاشی
 
طراحی لوگو
ساعت ۱:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٩  

البته من اصلا گرافیست نیستم ولی دلم می خواست می شدم. با اینحال توی یه مسابقه شرکت کردم و این طرح رو ارائه دادم. منتظرم ببینم که نتیجه چی میشه!  یک بار برای مسابقه شرکت برق شرکت کرده بودم حدودا ١۵ سال پیش ( زمان چقدر زون می گذره) و یه ربع سکه بردم! البته هیچ کی خبر نداشت که من نقاشی کشیدم و خودم بردم پست کردمش و همینجوری یه روز یه آقایی زنگ زد خونه و به مامانم گفت  بابا و بچه با شناسنامه بیان جایزه رو بگیرند و بعد هم بیاین فلان جا نمایشگاهه کارا رو  ببینید! سورپرایزی بود برای همه! یه بار هم از این مسابقات جهانی نقاشی شرکت کردم . این دفعه بابا نقاشی هامونو پست کرد ولی گمونم  توی همین ایران خودمون لوله ی آثار نقاشی گم و گور شد و به لب مرز هم نرسید!  یه بار هم دبیرستانی بودم و توی ناحیه سوم شدم! توی دانشگاه هم یه لوح گرفتم! توی دوره ارشد هم روز دختر  توی نقاشی نفر اول شدم و ١۵ تومن بهم دادند!  خب اینم از افتخارات بنده نیشخند البته بگم ها این طرح لوگو کپی رایت داره و مهلت  مسابقه هم تموم شده!!!!

-----------------------------------------------------------------------------------------

پ. ن : یادت هست آرزو می کردم که مثل نلینا، چوب جادوگری داشتم و با آن دنیا را طوری دگرگون می کردم که برایمان بهشتی شود ؟ امروز که وب نوشته هایم را مرور می کردم دیدم با این مداد رنگیها که ٣/١ آنرا تو به من هدیه دادی  و ٣/١ دیگرش را پدرم سوغاتی آورده و ٣/١ دیگرش را خودم خریده ام  دنیایی را کشیده ام که آرزویش را داشته ام!  خوب  که بیشتر توجه کردم، خاطراتمان را که مرور کردم دیدم این مداد رنگی ها همان عصای جادویی است که آرزویش را داشتم! با این رنگها هر چه را نقش میزنم و از ته دلم می خواهم برآورده می شود! با این مداد رنگی ها  بهشت را می کشم که تو باشی و شادی ، من باشم و ساینا! مادر باشد و آقاجان، مامان باشد و بابا ، تنها چیزی که می ماند این است که آدم بدهای داستانم را باید خوب بکشم! بعید نیست آنها هم واقعا آدم بشوند!