my painting with color pencil

telegram.me/zstudio کانال آموزش طراحی و نقاشی
 
کودک درونم
ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٢٠  

استاد نقاشی کودکانه ام خانوم ساقی.ن  از شما متشکرم نه به خاطر بیستی که امروز  برای امتحان کتبی به من دادی و تعریف و تمجیدهایی که از پروژه ام کردی یا حمایتهایی که از تمامی کارهایم در طول این سه ماه انجام دادی. از شما متشکرم چون کودک درونم را آرام کردی و نقاشیهای کودکانه اش را دوست داشتی از جادوگر بدجنسی که کشیدم تا رستم مهربان و دماغ گنده  تا  پری دریایی محجبه ام!!! و همینقدر که کسی این کودک حساس دلم را درک کند کافی است.  و متاسفم بعضی ها امروز ... فکرانه به دنبال مقایسه نمره هایشان بودند  و ....

درست است که بیست های نقاشی های دبستانم برایم ارزشمند بودند و معلم های دوران کودکی ام عاشق نقاشیهایم .  اما خوشحالم از اینکه  بازهم توانستم کودکانه نقاشی کنم و کودکانه با رنگها و فرمها بازی کنم.  حتی نقاشی آقای معشوق چشم سبزم را از نگاه کودک آینده ام برایت بکشم که بابای خانه است و خرید می کند  و گلها را آب میدهد و سرش توی کتاب است و درس می خواند!!!  برعکس باباهای دیگر که تلویزیون می بینند و  می خوابند و روزنامه می خوانند  یا نیستند!!! حتی وقتی هستند!!!

پ.ن: دلم می خواست اینجا نمونه کار بذارم اما خب چون توی ایران کلهم کپی رایت رعایت نمیشه  نمی تونم!!! نمی خوام دسترنج 10 پونزده ساله استادم رو توی اینترنت حراج کنم!!

بعدا نوشت: حیفم آمد عکس دست جمعی مان را که دوست عزیزم گیلدا گرفته و فرستاده برایتان نگذارم. عکس را در آتلیه 2نقاشی دانشکده گرفتیم با استاد گرامی مان. من هم که مطابق معمول یک کلاه سرم است البته از نوع رنگ بنفش!!! چون کلاس بی نهایت سرد بود!



 
طراحی پرتره با ذغال - تهران گردی( شمس العماره و موزه های کاخ گلستان)و معرفی کتاب
ساعت ۱:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱٢  

سلام. با کلی حرف اومدم. اگه سر درد دارید بذارید برای بعد! حرفمو نه ها!! سردرد رو بذارید برای بعد. عرضم به حضورتون که  رفتیم با استاد عزیزم  تهران گردی! بازدید از موزه های کاخ گلستان و بنای شمس العماره. موزه هایی که شامل آثار نقاشی ایران و نقاشی اروپایی بود. سیر تحول نقاشی در ایران در دوره قاجار رو میشد به وضوح اونجا دید. و همچنین همزمان با نقاشی های اروپایی همدوره شان مقایسه کرد. خوشحالم کمال الملکی بوده با استعداد و تیزهوشی خاص که  راهکار  نقاشی به سبک غربی رو در ایران هموار کرده.   از پدر و پسر عمو و فک فامیل های کمال الملک و حتی  به قلم خود شخص ناصرالدین شاه نقاشیها و طراحی هایی در این موزه میشه دید . ناصر الدین شاه یک اسب  و همچنین یک زن سیبیلو و چاقالو را کشیده!!! از همانها که آن موقع مد بود. بعضی از این نقاشی ها از نظر پرسپکتیو  و  ترکیب بندی گاهی ضعیف و گاهی خنده دار هستند. مثلا در یکی از نقاشی ها پرتره دو نفر آدم بقدری مضحک کشیده شده که نه می توان آنرا به آثار انتزاعی نسبت داد نه به آثار واقع گرا، یا یکی از کار ها با اینکه پرسپکتیو محیط اطراف درست است اما تحته نرد  وسط نقاشی شما را شدیدا یاد مینیاتورهای ایرانی می اندازد!  اما همینقدر تلاش آنها در دست یافتن به هنر واقع گرایی قابل تحسین است. در مقابل آن نقاشی های اروپایی موزه بی عیب و نقص به نظر می آیند و شاید علتش پانصد ششصد سال علم و دانش آناتومی و پرسپکتیو ی باشه که در پس این نقاشی ها نهفته است. اگرچه که از نقاشان اروپایی من هیچ کدامشان را نمی شناختم و حتی وندایکی که  نقاشی احمد شاه را کشیده هم یک وندایک دیگه است نه اون معروفه!!!!

باری بهر جهت تفرجی خوبی بود و بسی خندیدیدم!!! مخصوصا به نقاشی های در و دیوار شمس العماره . آخه یک جا تصویر یک شیر را کشیده بودند که داشت الاغی زبان بسته را می خورد!! یعنی نه غزال نه آهو ... الاغ؟!!!

و یا تصویر این شیر که بیشتر شبیه فک دریایی است یا هر حیوانی به غیر از شیر!! البته شاید چون شاههای قاجار سیبیل داشتند شش متر! این  شیر به مد اونها  رفتار کرده!! از یال و کوپالش به  سیبیلش اضافه کرده!!!

کتابی هم خریدم که روئین پاکباز نوشته است به نام مواد و تکنیک های نقاشی طراحی که بسیار بسیار بسیار مفید و عالی است. برای آنها که می خواهند درباره همه تکنیک ها و ابزارهای نقاشی و طراحی علمی بیان کرده است و نمونه های خیلی خوبی از هرکدام از نقاشان معروف نمایش داده است.

و خب میرسیم به طراحی پرتره با ذغال. البته این دفعه با ذغال مویی کار کردم. (پست های قبلی را  با ذغال فشرده کشیدم). تفاوت های بین این دو نوع ذغال عبارتند از:

1- ذغال مویی باریکتر از ذغال فشرده است.

2- ذغال فشرده  سیاهی پررنگ تر و مخملی رنگی دارد.

3- لکه های ذغال فشرده پر رنگ است و به راحتی پاک نمیشود در حالیکه لکه های ذغال مویی را خیلی راحت تر می توان با دست یا پاک کن خمیری پاک کرد. و این عمل را می توان چند بار انجام داد.کنترل تیرگی روشنی ها و نیمسایه ها با ذغال مویی راحت تر است.

4- ماندگاری طرح های کشیده شده با ذغال فشرده بسیار بیشتر است.

5- برای قسمت هایی که تیرگی شدید دارند می توان از مداد ذغالی هولباین استفاده کرد.

به همین دلیل در طراحی از پرتره که به دقت بیشتری نیاز هست و گاهی لازم هست که برق های خاص یا محوکاری های متعدد روی کار انجام بشه  ترجیح میدم با ذغال مویی کار کنم. در طراحی پرتره  با ذغال نکته ی خیلی مهم این است که خطوط باید پخته باشند. مثلا دور تا دور لب را نباید یک خط کشید و تویش را رنگ کرد ( عین اینکه خط لب کشیده باشیم!) بلکه خط ها باید فقط در هنگام ضرورت دیده شوند. کلا در طراحی این یک اصل است. مگر اینکه بخواهیم فقط با خطوط محیطی کار کنیم.

در اینجا من از روی یکی از کارهای آقای سارجنت طراحی کردم که نشان میدم. طراحی که کشیدم بی نقص نیست اما خب در حد قابل قبولی است. ( برای یادگیری طراحی پرتره با ذغال و استفاده ی درست از این ابزار  و  یا سایر ابزار ها گاهی لازم است از روی یک چند اثر قابل قبول کپی کنیم. این کپی کردن باید منبع الهام باشد نه اینکه عین به عین بکشیم و درجا بزنیم )

و این هم مثلا پرتره خودم!! ببخشید دیگه ما رو ریز می بینید!!!

و اما یک قول داده بودم به یه  خواننده ی عزیز وبلاگم که یک عکس از این آتلیه های دانشکده بگذارم! آخه شدیدا علاقه داره بیاد دانشکده هنرهای زیبای تهران درس بخونه و الان پشت کنکور سر می کنه! منم میگم روحیه ات به اینجا نمی خوره  آخه این دانشجو ها یه در و دیوار بی تصویر اجنه نذاشتن اینجا!!  به هر حال گمونم گذشته اون زمانی که  سهراب سپهری اینجا درس می خونده!!! با اون روحیه لطیف و شاعرانه اش!!

این مثلا دیوار پشت کمدهای فلزی است!!!



 
ماه و ستاره (پاپیه ماشه) - نکاتی درباره نقاشی پارچه
ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۸  

خب اینم از کاردستی درست کردن! خانوم استاد عزیزم که یه بیست خوشگل هم بهم داده (البته هنوز دو جلسه دیگه از کلاسش مونده) فرمودند که اگر دوست داشتید در رابطه با پروژه پایان کلاس یک کار نو انجام بدید بیاورید. از آنجا که بنده شدیدا دلم می خواد  کلاس رو بترکونم و بیست و یک بگیرم ، این کاردستی رو ساختم.

احتمالا با هنر پاپیه ماشه  آشنا باشید! ساختن مجسمه با خورده روزنامه و چسب سریش. البته با چسب کاغذ دیواری یا چسب چوب رقیق شده هم می تونید انجام بدید و همه این چسب ها رو از ابزار فروشی ها می توانید تهیه کنید.

این هنر را به دو روش می توان انجام داد. البته اینجا فعلا فقط یک روشش را می گویم. برای این روش نیاز به  خورده روزنامه یا خورده دستمال کاغذی نیاز دارید که با  چسب مخلوط کنید تا یک خمیر بدست آورید. بعد آنرا به صورتی که دوست دارید شکل بدهید و بگذارید خشک شود. اگر کاغذی ضخیم تر از روزنامه انتخاب شود ممکن است خمیر یک دستی نتوانید درست کنید هرچند که آنهم برای خودش مدلی است (مثل ماه و ستاره من). بعد از خشک شدن هم روی آنرا با چسب چوب رقیق پوشاندم و اکلیل نقره ای پاشیدم!  روی بوم کوچک که با اکرلیک سورمه ای رنگ کردم چسباندم . مثلا کاردستی شده مناسب برای بچه های دبستانی!

و خب البته رنگ هنوز خشک نشده و برای همین برق میزند!!!

------------------------------------------------------------------------------------

برای نقاشی و چاپ روی پارچه می توان هم از رنگهای مخصوص این کار استفاده کرد! و هم می توان از رنگ اکریلیک بهره گرفت. دستور استفاده از هر برند (مارک) تجاری روی شیشه های آنها نوشته شده. اما معمولا پس از نقاشی و خشک شدن آن، پشت پارچه را اتو میزنند. ممکن است که مواد اضافه کننده ای لازم باشد تا رنگ ثبات خوبی داشته باشد. اما برای رنگهای اکریلیک همان اتو زدن کافی است. این نوع رنگها معمولا به علت آنکه پایه ی آبی دارند (یعنی با آب رقیق می شوند و پس از خشک شدن هم دیگر حل نمی شوند) بهتر است روی پارچه های پنبه ای مثل شلوار جین کار شود. پارچه هایی مثل ساتن اگر چه جواب میدهد اما خب یکنواخت در آوردن رنگ روی آن کمی مهارت می خواهد ( چون این پارچه های جاذب آب نیستند و آب  و درنتیجه رنگ  به راحتی به داخل الیاف نفوذ نمی کند.) از طرف دیگر در هنگام کار با  پارچه های نخی هم به علت مکش سریع آب و رنگ  باید  از رنگهای غلیظتر استفاده کرد. استفاده از رنگ رقیق  باعث میشود که رنگ از مرزهای طرحتان  سریعا به نقاط دیگر شره کند. استفاده از پالت یک بار مصرف در این موارد به صرفه است. اگر دقت کرده باشید نقاشان پارچه را روی بوم می کشند و بعد آنرا نقاشی می کنند چون با اینکار پارچه سر نمی خورد و ضربات قلم قابل کنترل هستند. اما چون ما معمولا پارچه ها را برای مصارف پوشاک استفاده می کنیم نمیشود آنها را در چهارچوب بوم کلاف کرد. اما می توان از کارگاه گلدوزی استفاده کرد. پارچه را در کارگاه گلدوزی محکم می شود و با غلظت مناسبی از رنگ ( به صورت تجربی ) رنگ آمیزی میشود.

فعلا نتوانستم خودم نقاشیی بکنم و از آن عکس بگیرم و نمایش بدهم.

--------------------------------------------------------------------------------------------

بعضی وقتها دلم می خواهد به بلندترین جای دنیا و نزدیکترین جا به گوشهای خدا بروم تا داد بزنم   و  بگویم بلد نبودی بنده  خلق کنی چرا  کردی که آبروی آفرینشت را ببرند. با بد فهمی هایشان. با بدبینیهایشان . با سنگ انداختنهایشان . با طعنه هایشان!!! و من سکوت می کنم ، داد نمیزنم. خدا نخواهد بشنود نمیشنود!

 فردا سالگرد فوت مادر آقای معشوق چشم سبزمان است. مادر خوبی بود! همسری که عاشق شوهرش بود و عاشق ماند و عاشق مرد. خدا رحمتش کند.



 
طراحی فیگور ذغال - مداد پاستل - مباحثی درباره رنگ
ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱  

طراحی فیگور برای کنکور ( چه کارشناسی و چه ارشد ) خیلی مهمه. اینکه بتونید به صورت ذهنی  تناسب و حالت رو درست از آب در بیارید. برای همین باید تمرین زیادی از روی مدل زنده انجام بدید تا ملکه ذهنتون بشه.

اولین ین طراحی فیگور را با  مداد پاستلی قرمز و مشکی انجام دادم. البته به قول استادم اول موتورم سرده و خطهام جون نداره! یواش یواش دستم گرم میشه و می تونم  خط های روان و بی ترس و تردید  بکشم. بنابراین من اینجا به ترتیب سه تا کار نشون میدم که ببینید تمرین چقدر تاثیر زیادی روی روانی خط ها داره.

برای بهتر دیدن تیرگی روشنی ها ( کنتراست ها) چشمهاتون رو کمی تنگ کنید  یا اگر عینکی هستید  عینک رو بردارید و یا مثل من چشماتون رو کمی لوچ کنید!

 

برای طراحی از مدل زنده  حد اقل  به اندازه  2 متر ازش فاصله بگیرید تا مدل رو تمام قد توی دید داشته باشید و مجبور نشید برای دیدن مثلا پای مدل  سرتون رو خم کنید!!

این نقاشیها هم که می بینید با گواش روی کاغذ اشتنباخ آبرنگی کشیدم! که اولی بیانگر هیجان هست. استفاده از رنگها به صورت خالص ( بدون افزودن سفید یا سیاه) و ترکیب متعادل از سبز قرمز زرد آبی و بنفش  به هیجان انگیز بودن کار کمک کرده!  در نقاشی دوم هدف بیان خطر با استفاده از رنگ بود. هرچند در این نوع کار ها الزاما نمی بایست فرم خاصی در نقاشی باشد من ترجیح دادم  هم با فرم و هم با رنگ این مفهوم را انتقال بدهم. یعنی اگر شما فرم درست را برای یک موضوع انتخاب کنید اما رنگها نامنتاسب با آن باشند  بیننده را گیج می کنید و مفهوم را انتقال نخواهید داد. مثلای یک فیگور با حالت بی تفاوت نسبت به اتفاقات اطرافش می کشید اما به جای آنکه آنرا رنگ آبی خاکستری روشن  بزنید ، از رنگهای سبز قرمز استفاده می کنید!

پ.ن:  دارم برای خودم لباس کاموایی می بافم! یه مدل من در آوردی! بعدا نشونتون میدم.

پ.ن.ن: یکی چند وقت پیش کلی انتقاد کرده بود به نقاشیهای پارسالم ( دقیقا همین موقع) که بی روحند و بی حس!!  اگرچه که من تا حدودی حرفشون رو قبول دارم! اما این رو نشونه ضعف اون سری از کارهام نمی دونم! بلکه دقیقا نشون میده که توی اون شرایط روحی که داشتم ، تمام تلاشم زنده نگه داشتن امیدم به روزهای بهتر بوده!!  اما از اون خواننده محترم خیلی ناراحت شدم!! چون آدم ترسویی بود! آدمی که انتقادش رو خصوصی می نویسه و منتظر جواب گرفتن نمی نشینه! ( بعد یه عدد شماره موبایل میذاره  که  ظاهرا  توقع داشته  بنده زنگ بزنم و کلی چیز بهش بگم )!! این آدمها  فقط یه طرفه حق رو بخودش میدن که هرجور بخوان قضاوت کنن،   آدمی که از اینهمه مطلب و نقاشی  زوم می کنه  روی یه مطلب و یه نقاشی و  میگه همه ی نقاشیهات بی حس اند و بی روح!! منتقد نیست ، یه آدم مریضه که چون عقده حقارت و خود کمی بینی داره  ، کسی رو بالاتر از خودش نمی تونه ببینه و  اگر هم ببینه  به شدت اون رو می کوبه!!