my painting with color pencil

telegram.me/zstudio کانال آموزش طراحی و نقاشی
 
طراحی فیگوراتیو - ذغال - مداد طراحی
ساعت ۱:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/٢٦  

چندتا طراحی از مدل زنده  با مداد و با ذغال هست که دلم می خواد اینجا بذارم. باید از  جناب اقای داوود مستعار و مدل دوم آقای سین  تشکر کنم که  نشستند تا ما  از روشون تمرین طراحی کنیم. واقعا داشتن مدل صبور هم نعمیته. مخصوصا آقای داوود مستعار که به علت شباهتش به مجسمه داوود میکلآنژ  اسمش این شد (و تا قبل این کسی کشفش نکرده بود ها) و فیگورهایی هم که میگیره خیلی یونانیاییه!!  نکته جالب اینجاست که  اگه خوب دقت کنید( نیاز نداره خیلی دقت کنید) خیلی راحت می تونید بگید کدوم مدل قد کوتاهتره!

وجود این خط ها و هاشورها باعث میشه کار تحرک داشته باشه . وقتی با بغل مداد سایه روشن رو با مالش و محو کاری درست کنیم این تحرک و پویایی از طرح گرفته میشه!

توی طراحی ذغال میشه هم از پهنای ذغال استفاده کرد و هم از تیزی اون به صورت هاشور سایه پردازی کرد. هم میشه با انگشت محو کرد. هم همیشه کار رو همینجور گذاشت.

اینها طراحی هایی هست که  در مدت زمان بیشتری طراحی شده اند. اما خب  من هنوزم حس می کنم که اینکارها هنوز کامل و پرفکت نیستند و هنوز خیلی مونده تا  اون چیزی باشم که می خواهم بشم!

 من دوست دارم اگه زمان اجازه بده اطراف مدل رو هم اگر چیزی هست بکشم!  فضا سازی اطراف مدل  برام جالبه و صفحه هم از خالی بودن در میاد. اگه میشد یه مدل بادی بیلدینگ کار داشتیم خوب بود. اینجوری آدم باز هم هرچی طراحی کنه  انگار یه چیزی کمه.  یکم عضله!!

آهنگ اصلیی که  ترانه گل ارکیده از روش خونده شده To Tango Tis Nefelis - Haris Alexiou اتفاقی  توی کلاس پخش شد! کلی ذوق کردم.  آهنگ رو گرفتم و گوش کردمش ( سال84 اولین بار اصل آهنگ رو شنیدم یه بار) توی اینترنت دنبال مفهومش گشتم دیدم یه  ترانه یونانیایییه!! ( همه چیز یونانی شد) و  داستانی درباره اله ی  ابر (nephele) هست.  که دوتا فرشته  ردای طلایی و کهنه اش رو ازش می دزدند که کمی متفاوت از دیگران بشن. اون دوتا به نفلی انار و عسل می خورانند که اون نتونه چیزی رو به یاد بیاره و چیزی رو که می خواد فراموش کنه. سوسن و لیلیوم عطر اون رو می دزدند و  الهه های عشق در حال پرواز بهش خندیدند و  بهش تیر پرتاپ کردند. اما زئوس خیرخواه اون رو تبدیل به  ابر کرد و اون رو پراکنده کرد تا اونها دیگه پیداش نکنند!!



 
درخت سرو: کار حجم سازی با مقوای ماکت
ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/٢۳  

نقش سمبل سرو در دوره هخامنشی بر دیواره های تخت جمشید به وفور دیده میشود . این درخت همیشه سبز  نمادی از جاودانگی و ابدیت داشته است. بعدها این درخت سمبل آزادگی میشود (علی الخصوص در شعرهای حافظ) چراکه میوه نمی دهد تا بار آن را بر دوش بکشد. این سمبل را برای درس مبانی رنگ به صورت برجسته با مقوای ماکت درست کردم و البته 8 ساعت تمام وقت برد و بدتر از آن انرژی گزافی !!! 

 

من دختر آبانم! از نسل الهه آبها. وقتی باران میبارد حس خوبی دارم. دیروز توی اتوبوس ضعف کردم! کسی جایش را به من داد و دیگری خوراکش را با من قسمت کرد. در این روزگار بی عاطفه , بودن این فرشته های آدم نما غنیمت است. دیروز در چهارراه ولی عصر پشت چراغ قرمز خانومی زیر چترم بی هوا ایستاد. چتر را همانجور نگه داشتم تا هر دو خیس نشویم! کاش چتر دل همه ی آدمها انقدر وسعت داشت که بی چشمداشت آنرا پناهگاه امن دل تو می کردند, بی آنکه عقیده ات, عشقت و منش زندگیت را زیر سئوال ببرند! 

 دوشنبه جلسه آخر مادر یکی از کوچولوها آمد پیشم! دختر نازی دارد که با نمک صحبت می کند. دقیق و با حوصله و شوق ذوق است. گفت نمی تواند شهریه کلاس را برای ترم بعد بدهد! اما دخترش عاشق نقاشی است. خودش هم بچه بوده عاشق نقاشی بوده و هنوز هم گاهی سرشوق می آید و برای دخترش چیزی میکشد!! ته قلبم درد گرفت. مانده بودم چه کنم. گفتم اگر با تاخیر بدهید قبول نمی کنند؟؟ گفت نمی دانم اگر قسطی باشد می توانم کاریش بکنم. گفتم صحبت کنید امیدوارم قبول کنند. هرچند بعید میدانم به خاطر بیست هزار تومن , موسسه اینکار را بکند!  هرچند که امروز یک نفر خیرخواه پیدا شد و گفت  که هزینه را میدهد. پیام برای موسسه گذاشتم ! امیدوارم پیامم بدستشان برسد و این دختر ناز بازهم بیاید. مادرها همه از پیشرفت بچه ها راضی بودند. باید از استادم کمال تشکر را بکنم که دانش و تجربه 15 بیست ساله اش را در اختیارمان قرار میدهد. و شدیدا دلش می سوزد که چرا بچه های ایران امکان پرورش خلاقیت را مثل کشورهای اروپایی ندارند. و اگر هم داشته باشند امکانات مالی مدرسه یا خانواده اجازه اش را نمی دهد.



 
طراحی از بدن انسان
ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱٩  

جند وقت پیش یک عدد خواننده محترم  در قسمت نظرات مطلبی که درباره نقاشی چهره یک بازیگر نوشته بودم  چیزهایی نوشت ... حس کردم که بنده خدا با تعصبی که دارد انگار مجبورش کرده اند چهره ی بدون روسری یک خانوم غربی را نگاه کند. آخرش براش نوشتم مگر خود آزاری داری! خب نیا وبلاگم و این کله ی بدون روسری را نگاه نکن!  در اینجا هم پیشاپیش از خواننده هایی که احیانا یکم متعصب هستند می خواهم دنبال ادامه مطلب و کلا دنبال یادگرفتن طراحی به سبک غربی نروند. همان مینیاتور ایرانی عزیز خودمان را بکشند.

درباره طراحی از بدن انسان در لینک مطلبی گذاشته بودم . لطفا در ابتدا آن مطلب را بخوانید. در آنجا بیشتر از روی مدلهای چوبی موجود در بازار آموزش دادم. اما نسبت های بدن آدمک چوبی با بدن انسان معمولی اندکی متفاوت است و البته نسبتهای بدن آرمانی ( مجسمه هایی که میکل آنژ یا داوینچی و... در عصر رنسانس طرح میزدند) هم فرق دارد. همچنین طراحان لباس از نسبتهای دیگری استفاده می کنند. مدل چوبی  دارای معیار 6.5 سر  , انسان معمولی 7 سر  و انسان آرمانی 8 سر , مدل لباس 9 سر  است.

به این طرح که داوینچی از بدن انسان و تناسبات آن کشیده است با دقت نگاه کنید. ( مدل از معیار هشت سر پیروی می کند) و آنرا با تصویر بعدی که از کتاب آندره لومیس انتخاب کردم مقایسه کنید.

هر دو تصویر بر اساس تناسبات انسان آرمانی کشیده شده اند. معیار هشت سر به صورت زیر تقسیم بندی شده است. سر1 , سینه2, ناف 3 , ستاره4, وسط ران 5, زانو6, وسط ساق پا 7و کف پا 8. همچنین در تصویر انسان داوینچی می توان دید که فاصله ی بین دو دست در حالت کاملا کشىده  هم 8 سر است.

 

سایر نسبتها را با مطالعه بیشتر بدن انسان و  تصاویر فوق می توانید بدست آورید. اما چگونه طراحی کنیم و از کجا شروع کنیم!

بعضی از هنرمند ها  از یک گوشه شروع می کنند و هر قسمت را که کشیدند  و کاملا سایه پردازی کردند میروند سراغ قسمت بعدی! این روش اگرچه اشتباه نیست و شاید نتیجه هم بدهد اما برای مواقعی که در زمان کم می خواهید بیشترین نتیجه را داشته باشید اصلا به درد نمی خورد. برای افزایش سرعت باید بتوانید بر روی اسکلت فرضی بدن تسلط پیدا کنید! اسکلت فرضی خطوطی است که به سادگی مفصل ها و نقاط اصلی بدن و حالت ایستادن یا نشستن را برای ما مشخص می کند. بعد به این اسکلت اصلی و  ماهیچه و لباس میدهیم. یعنی اول یک طرح کلی می گذاریم و به تدریج همه جای طرح را کامل می کنیم. نمونه این اسکلت را در کتابهای طراحی آندره لومیس  یا خوزه پارامون  یا  ویکتور پرارد می توانید ببینید. این تصویر از کتاب پرارد است.

و این هم از کتاب آندره لومیس

حالا باید به این اسکلت عضله بدهید و لباس بپوشانید. این مستلزم داشتن شناخت نسبی از آناتومی بدن است. که خارج از حوصله این مطلب است ( شاید بعدا کمی توضیحات دادم.)  از  آنجا که به مدلهای بی لباس دسترسی نداریم تا از روی مدل زنده طراحی کنیم بهتر است نمونه های استادانی مثل داوینچی یا میکل آنژ یا رافائل یا روبنس  یا آدولف منزل را کپی کنیم. (کپی کاری برای یادگیری اینجوری خوبه و فقط در این حد!!) مثلا من این رو از کار روبنس کشیدم! (کیفیت دوربینم خوب نبود ببخشید)

سعی کنید روانی خطوط محیطی و هاشورهای هنرمند را تقلید کنید. بعد از این تمرینها به طراحی از مدل زنده بپردازید. مدل از 5 تا 10 دقیقه بنشیند تا شما طراحی کنید! دقت کنید که خطوط شما باید دارای قوت و ضعف باشد ( مطالب قبلی طراحی یک را با دقت مطالعه کنید). یعنی دور شکل را کاملا خطهای با یک ضخامت و با یک سیاهی نکشید! جاهایی که بیشتر نور خورده را خطوط کمرنگ و جاهای تاریک و تحت فشار را خطوط تیره تر استفاده کنید. بعد از کشیدن طرح کلی  با  خطوط هاشور کل طرح را سایه پردازی کنید و آرام آرام جزییات را وارد کار کنید.

اینها هم چند طراحی از مدل زنده است که خودم کشیدم.

واین هم یک طراحی با لکه های ذغال از مدل زنده

دیروز فهمیدم که  نقاشی حس سرمستی بهم میده از دنیا جدا میشم و یادم میره بعضی آدمها چقدر ظالمند و یادم میره که درد هم وجود داره. باید اینجوری بگم چیزی که فقط هست شادی است. چیزی که هست تویی که شادی توی دل تو است  و غیر تو و شادی ات هیچ چیز وجود نداره!

دیروز فهمیدم اینجا برای این می نویسم که هر هنری نیاز به مخاطب خاص خودش داره و منم دوست دارم کارم دیده بشه و دوست داشته بشه و احترام گذاشته بشه!  هرچند وقتی تو کارهام رو ببینی دیگه برام کافیه! مهم اینه که تو می دونی چی می کشم و می فهمی و نقاشیهام رو دوست داری!

دیروز فهمیدم سالها پیش این ترانه ی ماندگار رو برات زمزمه کرده بودم بی آنکه بشناسمت ! بی آنکه بدانم  رنگ  چشمات به زیبایی جنگل های بلوط هست که در آنجا زاده شدی و به خوشرنگی اقیانوس آرام که عمری بر کرانه  اش زیستی . اون دوتا مست چشات منو خوابم میکنه! ذره ذره اون نگات داره آبم می کنه! داره میمیره دلم واسه مخمل نگات. همه رنگی رو شناختم من با اون رنگ چشات! مثه یک رویای خوش پاگرفتی تو شبام. از یه دنیای دیگه قصه ها گفتی برام. هنوز از هرم تنت داره  میسوزه تنم.  از تو سبزه زار شده خاک خشک بدنم. دستای عاشق تو منو از نو تازه ساخت . دل ناباور من جز تو عشقی نشناخت....  دوستت دارم.



 
نقاشی کودکان
ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۸  

این هنر نقاشی کودکان 3 تا 6 سال هست. بعضی هایشان نسبت به سن و سالشان خیلی خلاق و تیز و با توجه هستند. هرچند که من ماهی کشیدن را  یا کلاغ کشیدن را به بچه آموزش نمی دهم. می گذارم کودک هر آنچه در ذهنش دارد روی کاغذ پیاده کند. نهایتا اگر هیچ پیش زمینه ای نداشته باشد راهنمایی اش می کنم که  با چه فرمهایی می تواند به منظورش برسد.  امیدوارم که از نقاشی هنرجو های کوچک من خوشتون بیاد. من  این نقاشی های بی ریا و پاک کودکانه را  از  نقاشی های دلمرده به اصطلاح هنرمندان امروز بیشتر می پسندم

ماهی در آب

 

 

 

 

 کلاغها

 

برای کودک آینده ام شادی می نویسم. شادی من‘ به آنها که عشق را نمی فهمند  با پاکی روحت  بفهمان که  خانواده ما یعنی من و تو و بابای انگشت سبزت   خوشبخت خواهیم بود. به آنها بگو که  نگران  بدبختی های خودشان باشند و ما را با عشق و خانواده مهربانمان تنها بگذارند!  ما با هم خوشبخت و آرام هستیم  و لازم نیست  بی خودی  دلواپس ما باشند و هی انرژی منفی از خودشان ساتع کنند!  بگو مادرم و معشوقش آقای پدر و من که شادی و کودک آنها باشم  امیدمان به خداست  هرچند مثل  شماها نیازی به  مذهبی بازی و تعصب نداریم  و دین ما مهربانی و خوبی کردن به آنهایی است که به خواسته هایمان احترام می گذارند و بی چشمداشت محبت می کنند و اختیارمان را غصب نمی کنند تا مجبور شویم  مثل آنها بدبختانه زندگی کنیم!!!!!!