my painting with color pencil

هرگونه استفاده از تمامی نقاشی ها و عکس های این وبلاگ بدون اجازه نویسنده ممنوع می باشد.
 
شاید آخرین پست
ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۱٢  

سلام. بیشتر از یک سال  و نیم هست که اینجا سر نزدم... نه اینکه  بچه داری مانع  بشه ... نه ... چون  دیگه وقتی دنیا   دنیای اپلیکشن و  موبایل هست  کسی  نمیاد  وبلاگ  بنویسه و پای  لپ تاپ  بشینه!!!  امیدوارم  پرشین  بلاگ  به فکر ساخت  اپلیکشن  موبایل  در دو نسخه اندروید و  آی او اس  حتما  باشه  تا عقب  نیافته.  بارها سعی کردم کارهام  رو  با همون موبایل اینجا  بذارم و چند خطی تایپ کنم ولی  سایت  قراضه  ی پرشین  بلاگ  اصلا رو گوشیم  درست لود  نشد که نشد.  از همه  دوست جون ها که  آمدند نظر مثبت و منفی  و ممتنع  دادند ممنونم و  از همه اون دوستهای  مجازی هم که خواننده و بلاگم بودند و حالا با هم همکلاسیم و در حال آموختن نقاشی به خاطر قوت قلبی که بهم  دادند  ممنونم.  امیدوارم یه روز بشه  دوباره این وبلاگ رو  رونق بدم  بی دردسر!!!

البته  کارهام  رو توی اینستا گرام  میذارم و سعی می کنم  از  آموختن و یادگرفتن  عقب نمونم!!! من  هیشه  یک  هنرجو  هستم و  خواهم  بود .  اگر هم جسارتی کردم و گاهی  از چیزی که  بلد بودم  اینجا نوشتم و  بعضیها  فکر کردند  بنده  دارم  پز میدم و افاده میام  و از این جور حرفها     معذرت می خوام. من  عشقم نقاشی کردنه!!! همین!!!

در اینستاگرام  با این آدرس  zeinab_bayati  کارهام رو می تونید دنبال کنید



 
نقاشی از طبیعت (رنگ روغن)
ساعت ۳:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/۱۱  

سلام دوباره به دوستان. یک سلام پاییزی با طعم آبان. از گرمای تابستون راحت شدیم. یعنی من تابستون که تبخیر شدم. البته تصعید باید بگم. نمی دونم واسه من انقدر گرم بود  یا همه. اما برای من گرم ناک آلود ترین تابستون زندگیم بود. من که همیشه از باد کولر فرار می کردم  و دریچ کولر اتاقمو  می بستم که  یه وقت باد خنکش بهم نخوره، امسال چنان بودم که شب تا صبح زیر باد مستقیم کولر می خوابیدم بازم می گفتم گرمه!!!

این چند وقت هم میرم کلاس، اما به لطف دختر سرایدارمون. بنده خدا پنج شنبه ها  مدرسه نداره و از اونجا که عاشق نقاشیه ، منم  ازش خواستم به عنوان  کمک در حمل و نقل  کیف و جهارپایه همراهم بیاد دانشگاه. اونم از خدا خواسته. خلاصه اینکه اگه  جمیله نبود منم این ترم باید کلاس رو تعطیل می کردم.

الانم بعد از دو جلسه کپی کار کردن و نقاشی از روی آثار بزرگان (انتخاب من از کورو Corot و مونه بود)  رفتیم توی محوطه دانشگاه تهران و نقاشی کردیم. نقاشی از طبیعت رو دوست دارم  شاید چون قید و بند طراحی فیگور و  ترکیب بندی طبیعت بیجان رو نداره.  در واقع  خودت رو میسپری به  طبیعت و از دلش یه قسمت که  به نظرت جالب میاد رو انتخاب می کنی و هرجاش رو هم که حس کردی به تابلو نمیاد  حذف می کنی. یه خورده هم اگه جسارت امپرسیونیستی داشته باشی  رنگهایی که  دلت می خواد رو میذاری روی بوم! یه آزادی عمل و خلاقیتی داره که آدم رو آروم می کنه! با اینکه  هوا یکم گاهی سرد میشه و  سرپا ایستادن کمی برام مشکله اما از  اکسیژن طبیعت هم لذت می برم.چیزی که  توی فضای بسته آتلیه گیر نمیاد و بوی روغن بزرک و سانسادور و وایت اسپریت رو اعصابه!

خب این هم دو تا نقاشی که روی بوم 30در40 سانتیمتر با رنگ روغن در طبیعت نشستم و کشیدم و تقریبا دو ساعت تا دوساعت و نیم وقت برای هر کدوم گذاشتم. البته شاید بعدا اگه فرصت شد یه مقدار دیگه روش کار کنم تا جوندار تر بشه

نکته اینه که با بومی که روش رنگ داشته (یه ته رنگ  خاکستری سبز) کار کردم. برای همین توی فرصت دو ساعت تقریبا نقاشی به یه جایی میرسه. وگرنه  بوم سفید رو بخوای پر کنی و کار هم یه جوونی داشته باشه نمیشه.

راستی سیما جان . کجایی؟ بیا ببینمت.  بید مجنون ... هستی این ترم؟



 
طراحی لباس
ساعت ٧:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٤  

سلام. دیگه نوشتن هام شده ماهی یک بار. ببخشید که  فرصت پست آموزشی گذاشتن رو ندارم با اینکه کلی مطلب هست تا باید براتون بنویسم. یه مقداری  کم انرژی شدم و این وزن سنگینم  مشکل مضاعفی شده که این حس کرختی رو بیشتر می کنه. اگرچه  یه زمانی وقتی جووووون بودم  همین وزن رو داشتم  اما  نزدیک به ده سالی بود که  وزنم کاملا متعادل بود که  این چند ماه  ...  خلاصه که شدم  یک عدد کدو حلوایی به قول همسر گرامی و کافیه یک مقدار آرایش مسخره هم بکنم تا برای هالوین  کم نیارم. نیشخند

برای خالی نبودن عریضه هم این طراحی لباس ها رو  میذارم ببینید. که البته اونموقعی که عکس را گرفتم  هنوز کارم نا تمام بود. با  گواش و آبرنگ و  ماژیک و وسایل مختلف روی کاغذ خروس نشان کار کردم. در واقع یه پروژه پایان ترم بود که باید جنسیت های مختلف رو کار می کردم. طراحی لباس رو خیلی دوست دارم. و خیاطی رو هم همینجور. خیلی دلم می خواست کاش این رشته با همون وسعت و گستره ای که در خارج رواج داره اینجا هم رواج داشت. ولی خب  توی ایران  اکثر تولیدی ها و طراحها کپی پیست کار هستند  نمونه اش هم همکلاسی های محترمم که  ...آخ



 
← صفحه بعد